سپهر خامنه: عده کثیری از تحلیگران سیاسی خارجی معتقدند که تحرکات جمهوری اسلامی ایران در حوزه سیاست خارجی در مدت تصدی ریاست جمهوری حسن روحانی توانسته است با نشان دادن چهره دیگری از دیپلماسی و حرکت قدم به قدم ضمن رسیدن به اهداف استراتژیک، جایگاه ایران را در سطح بینالملل ارتقا بدهد و ضمن تلاش جهت رفع توهم ایران هراسی، تصویر بهتری از کشورمان به جامعه جهانی عرضه کند.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران یکی از موضوعات مهم و جذاب جهت تحلیلگران حوزه روابط بینالملل است که همیشه در کانون مسائل سیاسی کشور قرار دارد.
متاسفانه در چند سال اخیر؛ ایران یکی از موضوعات مهم و جذاب جهت تحلیلگران حوزه روابط بینالملل است که همیشه در کانون مسائل سیاسی کشور قرار دارد.
متاسفانه در چند سال اخیر؛ ایران زیر با تحریمهای بسیار سنگینی قرار گرفت که به نظر بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران روابط بینالملل، کم سابقه است. فشارها به گونهای بوده است که ایران در بسیاری از جنبههای غیر سیاسی نیز دچار مشکل شده است و تقریبا همه کشورهای دارای قدرت، فناوری، پول و ثروت، مایل یا قادر به نزدیک شدن به ایران نبودند.
در این شرایط و با باز تعریف نقش و جایگاه ایران و منطقه با آغاز دوره یازدهم ریاست جمهوری، اهمیت سیاست خارجی و دیپلماسی و استفاده از ظرفیتهای چانهزنی و دیپلماسی عمومی بیشتر به چشم میخورد.
در مدتی که از ریاست جمهوری حسن روحانی گذشت، یکی از فعالترین افرادی که سهمبسزایی در دستاوردهای روابط بینالملل داشت "محمد جواد ظریف"، وزیر امور خارجه ایران بود که توانست دستگاه دیپلماسی را که چندین سال دچار انزوا و کم تحرکی شده بود، به نقطه عطف تحرکات سیاسی منطقه و مراکز اخبار جهانی تبدیل کند و یکی از مهمترین ماراتنهای سیاسی را در زمینه هستهای رقم بزند تا در نهایت بتواند سد بزرگ تحریم، ایران هراسی و منزویسازی ایران توسط قدرتهای جهانی را در هم بکشند و ایران را به عنوان یکی از ارکان اصلی و نقشآفرین این روزهای جهان مراودات بینالمللی سازد.
در طول مدت زمان گذشته، رئیسجمهوری به برخی از کشورهای همسایه سفر کرد یا پذیرای مقامهای عالی رتبه کشورها بود. با توافق موقت هستهای ژنو بسیاری از هیئتهای تجاری از کشورهای دارای فناوری و توان اقتصادی به سوی ایران روانه شدند تا در بازار بزرگ و مستعد ایران، سهمی از آن خود کنند و در انتظار توافق نهایی هستند تا به صورت رسمی فعالیت خود را با جدیت را سر بگیرند.
گفتگوی تلفنی دو رئیسجمهور ایران و آمریکا بعد از 35 سال تنش سیاسی، مهمترین قسمت اولین سفر روحانی به آمریکا بود. مذاکرات ایران و 5+1 و گفتگوی مستقیم ظریف و جانکری، دیگر سوغاتیهای سفر دیپلمایتک دولت یازدهم به قلب نیویورک بود. روحانی دست در دست وزیر خارجهاش در دومین سفر به نیویورک و در تلاش برای برداشتن گامی در جهت عمل به تعهداتش و بهبود روابط با جهان توانست دیدارهای موفقی را در سالنهای ساختمان سازمان ملل متحد برگزار کند. وی در حالی در مجمع جهانی به سخنرانی پرداخت که پیروزیهای فراوانی در مقابله با تروریسم و نسلکشی در فلسطین، سوریه، عراق و یمن حاصل گردیده بود و قطعا نقش فعال ایران در رقم زدن این معادلات در منطقه بر افکار جهانی پوشیده نبود و او توانست از این امتیازات نهایت استفاده را در ایراد سخنان هوشمندانه خود به کار گیرد.
دیدار با رئیسجمهور فرانسه و نخست وزیر انگلیس برای اولین بار پس از انقلاب، دیدار با روسای جمهور سوئیس، اتریش، عراق و ترکیه از جمله مهمترین این دیدارها بود که هر چند با برخی جوسازی داخلی همراه بود اما برگی جدید در صفحه تاریخ ایران گشود و تاریخساز شد.
علیرغم ایجاد جو سنگین و ناعادلانهای که نسبت به دیدار دیوید کامرون و روحانی در داخل صورت گرفت، دستاودرهایی نیز به همراه داشت که متاسفانه این وجه از قضیه در لابهلای هیاهوها و جنجالآفرینیها به چشم نیامد.
علیخرم، کارشناس مسائل بینالملل در گفتگویی با اشاره به لغو تحریمهای وزارت دارایی بریتانیا از 6 فرد و موسسه ایرانی و خارج کردن اسامی آنها از فهرست تحریمها عنوان کرده بود: پس از ملاقات رئیسجمهور کشورمان با نخستوزیر انگلیس و دادن وعده همکاری از سوی انگلیس در رابطه با تحریمها و لغو آنها شاهد خروج نام چند موسسه و فرد از فهرست تحریمهای بریتانیا بودیم.
از طرف دیگر؛ سخنان خانم فرنادز در مجمع جهانی سازمان ملل، برگی دیگر از پیروزیهای دیپلماسی ایران را رقم زد، زیرا او در سخنانش جنایتهای اسرائیل و آمریکا را علیه یهودیان آرژانتین افشا کرد.
آرژانتین در جایگاه یکی از کشورهای قدرتمند از نظر سیاسی و اقتصادی که نقش ممتازی در تحولات سیاسی منطقه دارد در شرایط فعلی به دنبال اعمال سیاستهای مستقل در منطقه آمریکای لاتین و جهان است. این کشور یکی از صادرکنندگان بزرگ محصولات دامی و کشاورزی به ایران به اما به مسئله انفجار آمیا و تقلیل روابط دو کشور، بازار پرسود ایران از دست آرژانتین خارج شد و این امر سالانه چندین میلیون دلار زیان به شرکتهای آرژانتینی وارد کرد.
به همین دلیل در شرایط فعلی، رئیسجهوری آرژانتین درصدد بهبود روابط با ایران و ایجاد سیاست مستقل نسبت به مسائل مربوط به آرژانتین بر آمده است و اکنون او نیز به دیگر متحدین ایران در امریکای لاتین خواهد پیوست و شاهد خواهیم بود که از نفوذ ابرقدرتهای غربی در این کشور به ندرت کاسته خواهد شد.
یقینا نمیتوان تغییر رویکرد و سیل سفر مقامها حتی گردشگران خارجی به ایران را بدون توجه به تحرکات و برنامهریزیهای انجام شده در حوزه سیاستخارجی نادیده گرفت؛ زیرا تلاشهای ایران در بازی یک ساله دیپلماتیک بر سر فعالیت هستهای باعث شد که برنامه و طرح ایران هراسی به یک طرح شکست خورده مبدل گردد، نوار ایراد تحریمها گسسته و نگاه جامعه بینالملل به ایران تغییر کند.
تازنمای "مجله خاورمیانه" (MidEastJoumal) در تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی و فعالیتهای محمدجواد ظریف در وزارت امور خارجه مینویسد: «روحانی و ظریف توجه و تلاش گستردهای را در زمینه عمومی ساختن جزئیات سیاست خارجی خود انجام دادهاند؛ نمونه بارز آن حضور گسترده آنها در شبکههای اجتماعی است که نشان میدهد دولت جدید در ایران خواستار شفافیت بیشتر بینالمللی و استفاده از ظرفیتهای دیپلماسی عمومی است.»
از دیگر اقدامات و تلاشهای سفیران صلح ایران میتوان به چاپ مقالهای در مجله معتبر "فارین افرز" "توسط محمدجواد ظریف اشاره کرد؛ مقالهای که خوانندگان زیادی را به خود جلب نمود. ظریف اشاره کرد؛ مقالهای که خوانندگان زیادی را به خود جلب نمود. ظریف در این مقاله، شیوه فعلی استفاده قدرتها از نیروی نظامی برای حل مشکلات را نامناسب عنوان کرده و به تفسیر دوران بعد از جنگ سرد تا کنون پرداخته است و در نهایت به چند جانبهگرایی در عرصه بینالملل تاکید نموده و ضمن تشریح سیاست خارجی ایران بعد از انقلاب از اهداف و ایدهالهای ایران جهت حرکت آشتیجویانه و صلحطلب با جهان خارج پردهبرداری نموده است.
از منظر تحلیلگران سیاسی داخلی و خارجی، زوج ظریف و روحانی به نحوی در این مدت نقشآفرینی نمودهاند که بازی سیاست کشورهای مخالف را بر هم زدهاند و آنان را مجبور به تغییر استراتژی و یا تعریف سیاستها و تاکتیکهای جدید وا داشته است.
این اقدامات در حدی بوده که بعضا میان کشورهای دارای منافع مشترک نیز اختلافاتی به بار آورده است. از جمله این مسائل که آمریکا و متحدانش را دچار سردرگمی در تصمیمگیری نموده است به رسمیت شناختن کشور فلسطین توسط دولت سوئد میباشد که با واکنش عجیب و دور از انتظار اتحادیه اروپا مواجه شده است. از دیگر نمونههایی این گونه مهره چینیها میتوان به تشدید اختلاف میان آمریکا و رژیمصهیونیستی اشاره کرد به نحوی که طی ده روز گذشته بنیامین نتانیاهو در گفتگو با شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی در چارچوب تکرار ادعاهای رد شده قبلی خود مبنی بر تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای اعلام داشت: باید در مدت کوتاه چند هفته یا چند ماه مانع پیشبرد برنامه سلاح هستهای ایران شد. «نتانیاهو در حالی این ادعاها را مطرح میکند که پیش از حضورش در سازمان ملل، رئیسجمهوری آمریکا رسما اعلام کرد که حقوق هستهای ایران قابل انکار نیست و مذاکرات در چارچوب تعیین شده و براساس توافق ژنو ادامه خواهد یافت.»
موسسه صلح ایالات متحده آمریکا (USIP) در مطلبی در مورد یک سال سیاست خارجی حسن روحانی مینویسد: «بعد از دوران 8 ساله ریاست جمهوری محمود احمدینژاد، روحانی یکی از اقداماتی را که انجام داد این بود که سیاستهای داخلی و خارجی خود را به دست افراد با تجربه و دارای تفکرات مشترک با خود سپرد.»
این گزارش ضمن بررسی نقاط چالشی در مقابل حسن روحانی عنوان داشت: وی در تلاش است تا اثرات تحریمهای مخرب را کم کند و روابط خود را با جامعه بینالمللی و تقریبا همه کشورهای حوزه خلیج فارس بهبود بخشد. در دوره یک سالهای که مذاکرات جدی در مورد برنامه هستهای ایران در جریان است، به تدریج کشورهای حوزه خلیج فارس به ایجاد تعامل با ایران علاقهمند شدهاند که یکی از نمودهای آن حضور امیر کویت در تهران بوده است.
از نظر این گزارش تحلیلی دعوت از محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران برای سفر به عربستان سعودی یکی از نقاط مثبت سیاست خارجی منطقهای ایران در دوران روحانی ارزیابی شده است.
از دیگر نگاتی که این گزارش تحلیلی در مورد سیاست خارجی نوین ایران به آن اشاره دارد، تغییر رویکرد در ایالات متحده و اتحادیه اروپا در مورد ایران است. این مقاله در ادامه میافزاید: «گر چه این تغییر خیلی چشمگیر نبوده است اما در کمترین سطح خود، این دوره از کشورها را متقاعد ساخته است که میتوانند مذاکرات جدی را با ایران داشته باشند. در زمینه تاثیر تحریمها نیز روحانی اعتقاد دارد تحریمها آسیبهای جدی به اقتصاد ایران وارد کرده است و در این راستا نظام بانکی ایران نیز تحت تاثیر دیگر عوام تضعیفکننده قرار گرفت، سطح هزینههای دولت و کسری بودجه به اندازه نامناسبی افزایش یافت به همین دلیل لزوم تغییر این شرایط بسیار به چشم میخورد.»
به نوشته این موسسه، به نظر میرسد راهی که روحانی و ظریف به آن اعتقاد دارند و آن را آغاز کردهاند این است که پیشرفت در جبهه هستهای و پایان دادن به تحریمها درها و فرصتهای بسیاری را به سوی ایران باز میکند و روند ترمیم اقتصاد ایران و ایجاد شغلهای بسیاری که برای کارگران و تحصیلکردگان دانشگاهی ایران مورد نیاز است، ایجاد میشود.
در این صورت بیشتر سرمایهگذاران وارد بخش نفت و دیگر صنایع ایران میشوند و ایران دوباره در جامعه جهانی ادغام میشود و جایگاه تثبیت شدهای در میز مذاکره با قدرتهای جهانی در موضوعهای مهم منطقهای به دست میآورد.
اما هفته گذشته مقاله تحت عنوان "ایران چگونه در توافق هستهای سر آمریکا کلاه گذاشت" از دیوید فرام فردی که سخنرانی محور شرارت بوش را نوشت منتشر شد: که به طور کامل به پیروزی دیپلماتیک ایران در عرصه بینالمللی اعتراف کرده است. در این مقاله آمده: ((باید حاکمان ایران را ستود. آنها در آستانه کسب یک پیروزی دیپلماتیک شفگتانگیز در برابر ایالات متحده هستند. حتی جالبتر این است که آنها فقط با بلوف این کار را کردند. حریفان آنها از مزیتهای مادی و مهمی همچون پول، فناوری، قدرت نظامی و... برخوردار بودند، اما حاکمان ایران دارای هدفی مشخص و ارادهای برای پیروزی بودند. بودن این دو ویژگی، مزیتهای مادی حریفان کمکم ضعیف شده است.»
وی در این مقاله به اوضاع اقتصادی ایران قبل از روی کار آمدن دولت یازدهم اشاره دارد و تورم، بیکاری، کم شدن ارزش پول و خیلی از عوامل دیگر را نتیجه وضع تحریمهای بینالمللی عنوان کرده است! در بخش دیگر اشاره داشته: «به نظر میرسید که سودمندترین متحد منطقهای آنها، یعنی بشار اسد در سوریه، محکوم به فنا بود؛ چرا که از داخل مورد حمله قیامی خشونت بار قرار گرفته بود و از خارج در معرض تهدید اوباما مبنی بر دخالت جهت برچیدن سلاحهای شیمیایی سوریه بود.
امروز ایالات متحده و بریتانیا بشار اسد در حال هماهنگ کردن ماموریتهای بمباران هستند، البته نه بر ضد او. بخش مهمی از تحریمهای ایران لغو شده است، واحد پول این کشور تقویت شده تورم فورکش کرده است و تجارت و سرمایهگذاری خارجی در حال احیا شدن است. ایالات متحده مرتبا مطالبات خود در مورد محدودیت برنامه هستهای ایران را کاهش داده است. به گزارش نیویورک تایمز، دولت اوباما از خواسته دیرینه خود مبنی بر این که ایران باید سانتریفیوژهای هستهای خود را تعلیق کند عقبنشینی کرده است و در عوض صرفا از تهران خواسته ارتباط آنها با یکدیگر را قطع نماید. ظرفیت غنیسازی ایران تغییری نخواهد کرد.»
وی پیشنهاد اخیر ارائه شده از سوی آمریکا را آخرین مورد از عقبنشینیها عنوان کرده و در ادامه به این موضوع اشاره داشته است که مذاکرهکنندگان ایرانی هر بار امتیازات ارائه شده از سوی آمریکا را بیارزش شمرده و بر کسب امتیازات بیشتر اصرار ورزیدهاند تا جایی که افراد در خارج از مذاکرات میبینند، آنها (ایرانیها) این امتیازات را به دست آوردهاند. دیوید فرام در بخش انتهایی مقاله خود به سرزنش آمریکا پرداخته و در قالب سوال، این چنین مینویسد: «چه دستاورد فوقالعادهای در مذاکرات هست که باید آن را به عنوان یک مطلب درسی در دانشگاهها تدریس کنند. حاکمان ایران به راستی چطور توانستند این کار را بکنند؟
ایران در حالی وارد مذاکرات شد که چیزی برای خرید و فروش داشت. جنس فروختنی برنامه هستهای بود؛ آن چه قرار بود خریداری شود روابط عادیتر با ایالات متحده و جهان غرب بود. مذاکرات به این علت آغاز شد که ایالات متحده ابزارهای اعمال زور قدرتمندی برضد ایران در اختیار داشت؛ از ترحیمها گرفته تا خرابکاری و نیروی نظامی.
ایالات متحده که مذاکرات را از موضع قدرت آغاز نمود در تمام مدت مذاکرات همچون طرف ضعیفتر عمل کرده است. آمریکا آشکارا مشتاق توافق بود و ایران نیز از این اشتیاق استفاده کرد. یک نقطه عطف شایان توجه در مسیر سقوط آمریکا تصمیم اتخاذ شده در ماه ژوئیه مبنی بر تمدید شش ماهه مذاکرات تصمیم اتخاذ شد در ماه ژوئیه مبنی بر تمدید شش ماهه مذاکرات هستهای بود، آن هم درست 20 روز پس از آنکه جان کری طی مقالهای در روزنامه واشنگتن پست هشدار داده بود هیچ تمدیدی در کار نیست مگر اینکه ایران تمایل صادقانهای به رفع نگرانیهای مشروع جامعه جهانی نشان دهد.
در عوض ایران همچنان سرسختی نشان داد و هر طور که بود موفق به تمدید مذاکرات شد. از آن زمان به بعد، مذاکرهکنندگان ایرانی کاملا متقاعد شده بودند که در برابر دشمنان سست اراده خود دست بالا را دارند.
حاکمان ایران هوشمندانه تمام اصول مذاکره را وارونه کردند: به جای این که برنامه هستهای خود را تقدیم کنند تا آشتی برقرار شود، آشتی را پیشنهاد دادند تا در عوض ایالات متحده سطح بالاتری از ظریف هستهای ایران را بپذیرد. آنها آمریکاییها را متقاعد ساختند که آن چه ایران شدیدا بدان نیاز دارد ایجاد روابط حسنه با آمریکاست که بیشتر به نفع خود آمریکاست. آنها ایالات متحده را متقاعد نمودند که آمریکاست که باید امتیازات هستهای بدهد تا به این آشتی دست یابد، نه ایران.»
اینها تنها بخشی از اعترافات مقامات آمریکایی به پیروزیهای دیپلماسی ایران است که در عرصه بینالملل آنها را دچار تزلزل در تصمیمگیری نموده است.
تارنمای خبرگزاری دولتی روسیه (راشا تودی) نیز در تحلیل دوره یک ساله ریاست جمهوری حسن روحانی در حیطه سیاست خارجی به برخی نتایج آن نیز اشاره و مینویسد: یک سال قبل روحانی ریاست جمهوری را در شرایط سختی به دست گرفت؛ شرایط در ایران به بدی عراق و افغانستان نبود اما ایران از رکود اقتصادی و تحریمهای چندگانه به شدت رنج میبرد و فساد و نقض حقوق بشر و کنترل رسانههای جمعی و روند افزایش تندروی نیز زیاد بود.
این مقاله برخی دستاوردهای اقتصادی اخیر در داخل ایران را نیز به فعالیت دولت روحانی و سیاست خارجی آن مربوط دانست و کاهش تورم، ثبات پول ملی و ثبت رکورد در بازار مبادلات سهام ایران را از جمله این دستاوردها میداند. افزون بر این ایران توانست صادرات خود به چین، ژاپن و هند را افزایش دهد همچنین توانست از اوایل سال 2014 و با توافق ژنو و کاهش در تحریمها به برخی پولهای خود بابت فروش نفت دسترسی پیدا کند. بر همین اساس صادرات نفت خام ایران نیز از روزی 1/06 به 1/32 میلیون بشکه افزایش یافت و چین، ژاپن، هند و کره جنوبی به مهمترین واردکننده نفت از ایران تبدیل شدند.
به نوشته این مقاله، بانک جهانی پیشبینی کرد بعد از رکود سالهای 2012 و 2013 در سال 2014 تولید ناخالص ملی ایران یک درصد رشد کند و در سال 2015 رشد ایران به 1/5 و در سال 2016 به 2 درصد برسد. به نوشته این گزارش این نتایج حاصل تاثیر مثبت کاهش تحریمها بر اقتصاد ایران بوده است؛ ضمن اینکه این روند، ایران را از انزوا و عملکرد ناقص خود جدا کرد. فارغ از مباحث مطروحه و با توجه با اینکه دولت تلاش خود را در جهت تقویت رابطه خود با غرب انجام داده است اما از این مهم نباید فارغ بود که روحانی حفظ ارتباط گذشته با شرق را نیز از یاد نبرده و همچنان اشتیاق به توسعه همکاریها با قدرتهایی همچون چین و روسیه دارد.
آخرین فعالیت دیپلماسی دولت در ماه جاری را نباید فراموش کرد. روحانی نیویورک را به مقصد آستاراخان ترک کرد و مذاکرات مهمی را باولادیمیر پوتین انجام داد که ساعتها به طول انجامید وی سعی دارد تا علاوه بر گسترش رابطه با غرب؛ همزمان با نزدیک شدن به روسیه و چین از ورود به یک بحران اقتصادی جلوگیری کند.
در هر حال روحانی تاکنون توانسته عبور از چالشهای مخالفان تندرو در ایران و ایالات متحده را با مهارت مدیریت کند و این مذاکرات را برای بهبود روابط کشور با جامعه جهانی به پیش ببرد و در وضعیت اقتصادی ایران در شرایط نسبی بهبود را ایجاد کند تا زمینهساز اصلاح امور اقتصادی کشور باشد.
در نهایت یکی از مهمترین اهداف سیاست خارجی روحانی، بهبود روابط با اورپاییها، مذاکره با آمریکا و ایجاد توازن در رابطه با چین است که این اقدامات نیز با هدف تقویت هویت آشتیطلبی ایران، دوری از فضای امنیتی و در نتیجه ایجاد زمینه و فرصت برای اقتصاد کشور صورت میگیرند. باید توجه داشت که بخش مهمی از سرمایهها، تکنولوژیها و تجربیات در اختیار کشورهای پیشرفته است که تنها با تعاملسازنده میتوان آنها را جذب و در راستای منافع و قدرت ملی از آنها استفاده کرد؛ کاری که عملا بسیاری از کشورها همچون کره، چین و سایر کشورهای آسیای جنوب شرقی انجام دادهاند و از ثمرات آنها بهرهبرداری نمودهاند. با توجه شرقی انجام دادهاند و از ثمرات آنها بهرهبرداری نمودهاند. با توجه به تمامی این شواهد و دلایل، میتوان سیاست خارجی آقای روحانی را «سیاست مبتنی بر ایده دولت توسعهگرا» نماید.
اعتمادسازی در عرصه بینالمللی؛ بهبود چهره و تصویر، کسب اعتبار در عرصهبینالمللی، دوری از درگیریها و تنشزدایی، تحول هویتی و اجماع نخبگان از شاخصههای سیاستخارجی توسعهگرا است که تکتک موارد یاد شده نقش مهمی را در ایجاد زمینه توسعه فراهم میکنند. به عنوان مثال کشورهایی چون آلمان و ژاپن بعد از جنگ جهانی و کره جنوبی، تایوان و هند کشورهایی هستند که با پیش گرفتن سیاست خارجی توسعهگرا، موفقیتهای عظیمی به دست آوردند.
به باور روحانی هدفنهایی همه این موارد از بین بردن شرایط کنونی در عرصه سیاسی و امنیتی و فراهم نمودن فضا برای رشد و توسعه اقتصادی کشور در چارچوب اسناد بالا دستی به خصوص چشمانداز ایران 1404 است.
در پایان باید خاطر نشان کرد که تمامی این موفقیتهای به دست آمده در عرصه جهانی از زمان روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، بدون حضور محمدجواد ظریف میسر و ممکن نبود؛ شایستهمداری و تخصصگرایی و پرهیز از افراطیگری را میتوان در انتخاب یک فرد آشنا با فن دیپلماسی با مدرک دکترای روابط بینالملل به عنوان وزیر امور خارجه مشاهده کرد. خوشبختانه برای نخستین بار فردی با مدرک دانشگاهی و با سوابق اجرایی مرتبط در راس وزارت خارجه کشور قرار گرفته که این خود عاملی مهم در پیشبرد اهداف و منافع ملی کشور در عرصه روابط بینالملل میباشد.
امروز جهان بینالملل به این اطمینان رسیدهاند که ایران قدرتمند وزنهای برای ثبات در خلیجفارس است و میتواند دست بسیاری از چالشآفرینان را قطع کند؛ ضمن این که ایران را به عنوان الگویی از تعامل برابر و احترامآمیز میان یک کشور اسلامی و قدرتهای جهانی مطرح سازد.