ميلاد عيسيپور
جعفر ميلي منفرد معاون آموزشي و سعيد سمنانيان مشاور وزير و رئيس مركز هيئتهاي امنا و هيئتهاي مميزه مركزي استعفاي خود را به نجفي سرپرست وزارت علوم، تحقيقات و فناوري تقديم كردند. اين نخستين استعفايي نيست كه روي ميز محمدعلي نجفي سرپرست وزارت علوم قرار ميگيرد؛ نخستين بار، جعفر توفيقي مشاور رضا فرجيدانا بود كه بي سر و صدا ساختمان شيشهاي شهرك غرب را به اين اميد كه خيلي زود اين وزارتخانه به ساماني برسد ترك گفت.
هر چند جعفر توفيقي هيچ توضيحي به صورت كتبي يا حتي شفاهي در مورد دلايل كنارهگيري از مقام مشاور وزير علوم، ارائه نداد اما بيشترين گمانهها دور عقبنشيني روحاني از وعدههاي انتخاباتي در سياست داخلي را تقويت ميكرد؛ وعدههايي كه از مشاركت تمام جناحها در مديريت كشور تنها براساس حكم قانون و فارغ از پروندهسازيها حكايت داشت. اين وسط كسي هم صداي سرپرست وزارت علوم را نشنيد كه تلاش كرد تمام دودليها بابت عقبنشيني از شعارها را پاسخ دهد.
محمدعلي نجفي با رد هرگونه هماهنگي با مجلس اصولگرا براي عزل وزير علوم دولت اصلاحات، بر اين نكته تاكيد كرد كه تصميم توفيقي، تنها يك صلاحديد شخصي و براي ادامه فرصت مطالعاتي در خارج كشور است؛ ميتوان گفت، ايستادگي دولت يازدهم در سنگر وزارت علوم، براي بدنه اجتماعي روحاني، سنگري بود كه به هيچ بهانه نبايد واگذار ميشد؛ حالا اما نه تنها رضا فرجيدانا، با كارت قرمز مجلسيان از ادامه فعاليت بازمانده بود كه تازه بعد از رفتنش هم يكييكي يارانش را با خود ميبرد؛ گو اين كه امتيازدهي به رقيب، طبق عادت بازيگران سياسي بايد به صداي بلند بيان شود نه اين كه تازه، امتيازدهندگان احتمالي، با رد هرگونه وادادگي، آن را تنها تصميمي "شخصي"، توصيف كنند.
ادامه يافتن موج استعفاها و خداحافظي معاونان اصلاحطلب وزارت علوم آن هم درست پس از استيضاح رضا فرجيدانا، كمكم اين باور را كه روحاني براي پايان دادن به بلاتكليفي وزارت علوم، دهانه كيسه امتيازدهي به مجلسيان را شل كرده، تقويت كرد. به ويژه آن كه يكي از مهمترين بهانههاي تندروهاي بهارستان براي "نه" گفتن به ادامه خدمت فرجيدانا، همين حضور نام آشناهاي اصلاحطلب در بدنه مديريتي وزارت علوم بود؛ دغدغهاي كه البته فرجيدانا هميشه براي آن يك پاسخ داشت و تا پايان نيز بر آن اصرار كرد: در انتصابها تنها استعلامهاي وزارت اطلاعات را مدنظر دارم و اين وزارتخانه نيز هيچ نظر منفي در مورد معاونان و مشاوران من ارائه نكرده است.
حالا محمدعلي نجفي مانده بود و صف همكاراني كه هر روز پوشههاي "بورسيههاي غيرقانوني" را روي ميگذاشتند و سنگر را ترك ميكردند.
موضعگيريهاي هر از گاه رئيسجمهور در مورد استيضاح فرجيدانا نيز، داستانهايي پر از آب چشم و نوشداروهاي پس از مرگ سهراب قلمداد شدند؛ باز هم كمتر كسي بود كه نداي روحاني را به مردم براي ايستادگي بر سر شعارها بشنود؛ او حالا كسي بود كه بعد از خالي شدن كرسي فرجيدانا، نه تنها تلاشي براي آرام كردن تندروها نكرد كه برعكس، محمدعلي نجفي را بر كرسي نشاند كه پيشتر با "نه" مجلس اصولگرا بدرقه شده بود.
پرونده بورسيهها نشان ماندگاري روحاني بر وعدهها
همزمان اما محمدعلي نجفي با گزينش گروهي جديد از ميان معاونان خود و البته نمايندگان اصولگراي مجلس، قول داد كه سياهه بورسيههاي غيرقانوني را به سرمنزل ميرساند و نتيجه را نيز به مردم اعلام خواهد كرد؛ همان پرونده حيرتانگيزي كه رد پاي پررنگ استيضاحكنندگان رضا فرجيدانا در آن، چشمك ميزد.
جمعه دوم آبان ماه، انتظارها براي اعلام عمومي نتايج بررسيها در مورد بورسيههاي غيرقانوني به سر رسيد؛ پروندهاي كه اگر بيشتر نمايندگان ميانهرو و اصلاحطلب مجلس، آن را دليل اصلي حذف فرجيدانا از كرسي وزارت دانسته بودند. لغو قطعي بورسيههاي غيرقانوني بيش از 800 نفر و احتمال از دست دادن بورسيه براي 1241 نفر در مجموع 3700 بورسيه بررسي شده از سوي كميته وزارت علوم، پيام قاطعي بود براي تمام دانشجويان و شهرونداني كه دل در گرو ايستادگي دولت يازدهم در برابر رانتخواريهاي فراوان در دولت پيشين داشتند.
حالا كمكم داشت روشن ميشد كه كنارهگيريهاي ياران اصلاحطلب نجفي و فرجيدانا، نه بالا بردن دستها به علامت تسليم كه نشاني از خلع سلاح تندروها براي پنهانسازي منافع آنها در فشار بر وزارت علوم، اين سياسيترين وزارتخانه پس از وزارت كشور است. مردم هم دريافتند كه هموار كردن راهها، براي شيخ عملگرا مهمتر است از عكس يادگاري گرفتن با نامهايي كه شايد بودنشان، آتش توپخانهها را همچنان به سمت قطار تدبير و اميد، روانه نگاه ميداشت.
متن نامه استعفاي جعفر ميلي منفرد، معاون آموزشي پيشين وزارت علوم، تحقيقات و فناوري را اگر در كنار معرفي فخرالدين دانش آشتياني به عنوان شخصيتي كه سابقه طولاني مديريتي در دوران اصلاحات دارد قرار دهيم، خواهيم ديد كه نه تنها تغييرات صورت گرفته در بدنه اين وزارتخانه در راستاي خواستهاي تندروها قابل تبيين نيست كه برعكس بيانگر نمايان كردن چهره مخالفاني است كه ديگر هيچ بهانهاي براي راي عدم اعتماد ندارند.