نگاه روسیه به خلیجفارس
سیاست خارجی روسیه نسبت به منطقه خاورمیانه، نماد کامل عملگرایی روسی است که به طور خاص، خود را از دوران به قدرت رسیدن پوتین در سال 2000به نمایش گذاشته است. هدف اساسی تمامی تحرکات و اقدامات روسیه در خاورمیانه عبارتست از برقراری روابط حسنه با تمامی بازیگران منطقهای. بر همین اساس، پوتین نه تنها به دنبال برقراری و حفظ روابط خوب و سازنده با اسرائیل، ایران، سوریه و مصر است بلکه تلاش میکند که بین منافع و دیدگاههای متنوع این بازیگران، موازنه برقرار سازد. سفر اخیر پوتین به خلیجفارس نیز در واقع موید همین مطلب است.
خلیجفارس همچنان به عنوان یکی از مناطق اساسی و مهم در حفظ موازنه قوای جهانی مطرح است. این منطقه در بردارنده منابع عظیم انرژی در سطح جهان است و مکانی میباشد که به خاطر ناکامی سیاستهای یکجانبه آمریکا و همچنین رقابت ایران با ایالات متحده، آبستن تحولات بیشتر و چالشهای بزرگ احتمالی برای تنها ابرقدرت جهان است. روسیه اگر بتواند بازیگر نقش اول در این منطقه باشد، میتواند ثبات داخلی خود را نیز افزایش دهد.
پوتین از زمان به قدرت رسیدن به دنبال بازسازی جایگاه «حکومت» روسیه بوده است چرا که نیروهای پرقدرت داخلی جداییطلب، همواره فعال بودهاند. این مساله به خصوص در رابطه با مناطقی که اسلام در آن جا حضور دارد مثل چچن و تاتارستان صادق است. بنابراین روسیه به دنبال یک نقش کارآمد در خلیجفارس و همچنین تقویت روابط با کشورهای اسلامی، از جمله عربستان که دارای نفوذ ایدئولوژیک در سرزمینها و گروههای اسلامگرای روسیه هستند، میباشد. درست به همین دلیل است که مهمترین شخصیت سیاسی اسلامگرای روسیه، مینتیمیر شایمیر، بالاترین مقام جمهوری تاتارستان که حتی روابط دوستانهای هم با روسیه ندارد، از اعضای هیات همراه پوتین به عربستان بود.
اهداف روسیه در خلیجفارس
در سفر اخیر پوتین به منطقه موضوعات بسیاری مورد بحث قرار گرفتند که از جمله مهمترین آنها میتوان به موضوع روابط اقتصادی و تجاری، وضعیت بازار جهانی انرژی و مساله هستهای اشاره کرد. روسیه از جنبه اقتصادی به شدت علاقمند به ورود به بازارهای خاورمیانه است و منافع کلانی را برای خود در این حوزه متصور میبیند. ورود به بازارهای این منطقه، فرصت بسیار مناسبی برای شکوفایی و فعالیت شرکتهای تسلیحاتی و انرژی فراهم میآورد. تقویت نقش اقتصادی روسیه در منطقه ضامن بقای نفوذ سیاسی در کشورهای خاورمیانه میباشد.
مساله بازار جهانی انرژی از دغدغههای اساسی روسیه است و درست همین مساله نقطه افتراق بین روسیه و عربستان را شکل میدهد. هم عربستان و هم روسیه به نفت به عنوان اهرمی ژئوپولیتیک نگاه میکنند. عربستان با دارا بودن ذخایر عظیم نفتی، خواهان افزایش تولید نفت و در نتیجه پایین آمدن قیمت جهانی آن به منظور مقابله با ظهور ایران به عنوان ابرقدرت منطقهای است. همچنین با پایین آمدن قیمت نفت توسط اقدامات سعودیها، حمایت غرب و به خصوص آمریکا از حکومت عربستان افزایش مییابد. این در حالی است که روسیه، برعکس عربستان، خواهان افزایش قیمت جهانی نفت است چرا که درآمدهای سرشار نفتی به مسکو اجازه میدهد که توسعه اقتصادی خود را قدرتمندانه ادامه دهد و در عین حال فرآیند سخت نوسازی اقتصاد خود را به سرانجامی خوش برساند.
در طی سالهای اخیر، اهرم نفت و بحث امنیت انرژی تبدیل به سلاح مهمی جهت تحکیم نفوذ ژئوپولیتیک روسیه گشته است و مسکو سعی دارد بدین واسطه جایگاه گذشته خود را در نظام بینالملل بازسازی نماید. لذا راهبرد سیاسی روسیه عبارتست از ایجاد شبکهای از «عرضهکنندگان انرژی» به نحوی که بتواند بر نوع بازی آنها در سطح جهانی تاثیر داشته باشد و قیمت نهایی انرژی را کنترل نماید. همچنین مسکو به دنبال آن است که با ایجاد بلوک عرضهکنندگان انرژی و تسلط بر خطوط انتقال انرژی، از یک طرف آزادی عمل تولیدکنندگان انرژی را محدود سازد و از طرف دیگر گزینه ژئوپولتیک پیش روی کشورهای وابسته به انرژی روسیه را که خواهان متنوع ساختن منابع تامین انرژی هستند را کاهش دهد. این سیاست تنها محدود به عربستان نیست بلکه ایران و قطر، که مقصد بعدی سفر پوتین و سومین عرضهکننده گاز جهان پس از روسیه و ایران است، را نیز در بر میگیرد.
یکی دیگر از مباحث مورد بحث در ریاض، بحث انتقال تکنولوژی هستهای روسیه به عربستان بود. این سالها که بحث استفاده از انرژی هستهای مورد توجه تمامی کشورها و از جمله کشورهای خاورمیانه قرار گرفته است (ترکیه، مصر، حاشیه خلیجفارس) روسیه به منظور درگیر کردن و دخالت دادن بیش از پیش خود در امور منطقه خاورمیانه، خودش پیشنهاد همکاریهای هستهای را ارائه میدهد. این مطلب درمورد مصر نیز صادق است و همانطور که همه میدانند روسیه در واقع بزرگترین بازیگر در پرونده هستهای ایران محسوب میشود. در واقع روسیه با ارائه کمکهای فنی و تکنولوژیک جهت ساخت تاسیسات هستهای میتواند این کشورها را در بخشی بسیار حساس از صنعت و سیاست خود، ابتدا از جهت تکنولوژیک و سپس سیاسی وابسته به مسکو سازد. حمایتهای نسبی روسیه از ایران در بحث هستهای نیز در همین چارچوب قرار میگیرد. روسیه در واقع به دنبال آن است که خود را به عنوان «عرضهکننده فناوری هستهای» در سطح منطقه به همه بقبولاند. این مساله خود مقدمه مطرح شدن روسیه به عنوان یک «آلترناتیو مطمئن» به جای آمریکا و برای متحدین و دوستان فعلی آمریکا در منطقه است. تصور روسیه مبنی بر ضعف آمریکا در پی گرفتار شدن در چالشهای ناشی از سیاستهای غلطش در خاورمیانه باعث تصریح شدن گفتار آنها و همچنین سرعت یافتن تحرکاتشان شده است.
شیوه دیگر ابراز وجود روسیه در منطقه و فشار بر آمریکا، فروش گسترده تسلیحات دفاعی و تهاجمی به کشورهای مختلف منطقه خاورمیانه است.
چالش سیاست خاورمیانهای روسیه
استراتژی روسیه برای منطقه با مشکلاتی نیز همراه است. اول آنکه، همانطور که گفته شد، روسیه سعی میکند با همه کشورهای خاورمیانه رابطه خوب اقتصادی و سیاسی برقرار کند، از جمله تهران و ریاض. این در حالی است که مهمترین دغدغههای سیاسی و امنیتی ریاض را تهران تشکیل میدهد، به طوری که عربستان اقدامات مختلفی جهت مهار ایران به عنوان قدرت مسلط منطقهای انجام داده است. بدین ترتیب، جدیتر شدن رقابت میان کشورهای منطقه، باعث فاصله گرفتن یکی از طرفین از روسیه، که ارائهدهنده کمک به هر دو طرف است، میشود. دوم آنکه، آمریکا همچنان به لحاظ نظامی قدرت برتر منطقه است و به نظر نمیرسد که روسیه بتواند به راحتی آمریکا را از جایگاه خود کنار بزند.
ایران و سیاست خارجی روسیه
روسیه به دلیل وضعیت قدرتهای بینالمللی، عملا خواستار ایجاد هیچگونه اتحادی در برابر قدرت اصلی نظام بینالملل نیست، اما در عین حال به شدت به دنبال اجرای یک سیاست خارجی مستقل و در عین حال تاثیرگذار میباشد. روسیه نظام بینالملل چندقطبی و نه تک قطبی، را میپسندد و به شدت نگران گسترش طرح دفاع ضدموشکی آمریکا و همچنین تقویت قدرت آمریکا در خاورمیانه است. لذا میتوان اولویتهای اساسی مدنظر روسیه را اینگونه بیان کرد:
1ـ سیاست خارجی مستقل
2ـ عدم ورود به اتحادها
3ـ دارا بودن نقش و جایگاه داور و مرجع ژئوپولیتیک
4ـ تلاش جهت حفظ موقعیت نهادهای بینالمللی اما در عین حال دو نگرانی عمده روسیه در منطقه خاورمیانه عبارتند از:
1ـ تقویت روزافزون قدرت آمریکا و در نتیجه لزوم تعدیل آن
2ـ نگرانی از قدرت گرفتن یک کشور اسلامی در منطقه
روسیه به خوبی میداند که قدرت گرفتن بیش از حد یک کشور خاورمیانهای که مسلما مسلمان است باعث توجه و دستاندازی آن به مسائل قفقاز و آسیای مرکزی که در بردارنده حدود 30 میلیون مسلمان است میشود. حال با وجود اینکه روسیه از استقلال عمل ایران در سیاست خارجیاش و به خصوص مقاومت آن در برابر قدرت آمریکا رضایت دارد اما این افزایش قدرت را تنها تا حدی میپذیرد. زمینه اصلی تشابه رفتار و همکاری ایران و روسیه را نگاه این دو به نظام بینالملل شکل میدهد. هم ایران و هم روسیه خواستار نظام چندقطبی هستند اما در عین حال روسیه به این مساله از منظر قدرت و حوزه نفوذ متصور برای خود مینگرد ولی نگاه ایران یک نگاه ایدئولوژیک است. این در حالی است که نگاه ایدئولوژیک روسیه با پایان جنگ سرد به اتمام رسید.
نتیجهگیری
به هر حال، توجه به سیاست خارجی مستقل و مقابله با نفوذ روزافزون آمریکا در منطقه، عاملی است که امکان همکاری بین ایران و روسیه را رقم میزند. روسیه ابزارهایی دارد که میتواند برای تعدیل سیاست کشورهای منطقه به کار گیرد و از طرف دیگر، برخی کشورهای منطقه به منظور موازنه قدرت آمریکا، خواستار حضور بیش از پیش روسیه در منطقه هستند. با این وجود باید دانست که روسیه هیچگاه در تاریخ، قدرت مسلط منطقه خاورمیانه نبوده است و تجربه تاریخی نیز نشان میدهد که ضرباتی که ایران از روسیه خورده بسیار بیشتر از آمریکا و انگلیس بوده است. لذا هرگونه همکاری با روسیه باید با احتیاط و دوراندیشی همراه باشد.
همچنین روسیه، که دارای روابط اقتصادی و سیاسی مختلف با تمام قدرتهای بینالمللی از جمله آمریکا، اروپا و ژاپن است، برمبنای این که هر کشور دارای چه وزن سیاسی ـ اقتصادی در نگاه روسیه است برای آنها اولویت قائل میشود.