تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۷۱۲۱۳
چرا روحانی در سازمان ملل به سخنرانی خاتمی در این سازمان اشاره کرد؟

ندای «اصلاحات» از زبان «اعتدال»


سیاستنامه: «به یاد داشته باشیم که ایران، روزی همه را به«گفت وگو» دعوت کرد که هنوز جنایت 11 سپتامبر رخ نداده بود و روزی به «جهان عاری از خشونت و افراطی گری» خواند که هنوز خشونت های اخیر ظهور نکرده بود.»

حسن روحانی با بیان این جمله در سوم مهرماه سال 93 برای چندمین بار هم در سیاست خارجی و عرصه بین المللی و هم شاید به حامیان و منتقدان داخلی خود - اعم از «دلواپس»ها و... - این پیام را داد که سیاست دولت او در ادامه سیاست های دولت اصلاحات به ریاست سید محمد خاتمی قرار دارد. روحانی با بیان این جمله علاوه بر اینکه هوشمندانه در عرصه بین المللی توانست بر رویکرد ضد تروریستی کشورمان طی دوره های مختلف تاکید کند با اشاره یی به آنچه توسط خاتمی در شهریورماه سال 77 در همین سازمان ملل بیان شده بود از سویی و همچنین اشاره یی به اظهارات سال گذشته خود (92) «اعتدال» را در تداوم «اصلاحات» معرفی کرد. اشاره روحانی به اظهارات سید محمد خاتمی در خصوص «گفت وگوی تمدن»ها بود. خاتمی پیش از وقوع حادثه 11 سپتامبر و همزمان با داغ بودن مساله «برخورد تمدن ها» - بحثی که توسط ساموئل هانتیگتون طرح شده بود- از فرصتی که پشت تریبون سازمان ملل قرار گرفت استفاده و بر ضرورت گفت وگوی تمدن ها تاکید کرد. خاتمی در شهریور ماه سال 77 با حضور در نیویورک ندای گفت وگوی تمدن ها را از قول خودش در «منبر سازمان ملل» سر داد و گفت: « انقلاب اسلامی ملت ایران به رهبری حضرت امام خمینی، انقلاب کلام در برابر زور و سرکوب بود و مطمئنا انقلابی که براندازی اش با کلام بوده است، در دوران ساختن و آباد کردن، بیشتر و بهتر می تواند متکی بر کلام و منطق باشد و به همین جهت نیز به جای جنگ تمدن ها، منادی گفت وگوی میان تمدن ها و فرهنگ هاست.»

بعد از گذشت 15سال از این اظهارات سید محمد خاتمی این بار حسن روحانی، رییس جمهور حقوقدان ایران بود که در مهر ماه سال 92 از تریبون سازمان ملل خطر افراط و تندروی در عرصه بین المللی را هشدار داد که هم برای زندگی مادی و هم زیست معنوی جهانیان خطر محسوب می شود: «خشونت و افراط امروز نه تنها ابعاد مادی بلکه ابعاد معنوی زندگی انسان و جامعه امروز را در بر گرفته است. خشونت و افراط جایی برای مدارا و تفاهم که لازمه زندگی انسان و جامعه مدرن است نمی گذارد. نابردباری مساله امروز جهان ما است باید بردباری را در پرتو اندیشه های دینی، رویکردهای فرهنگی و رهیافت های سیاسی تقویت کرد. جامعه انسانی را باید از مرحله بردباری منفی به مرحله تعاون مشترک ارتقا داد. دیگران را نباید فقط تحمل کرد بلکه باید با دیگران کار کرد.

مردم جهان از جنگ، خشونت و افراط خسته اند و این فرصتی بی نظیر است. آنها امید به تغییر وضعیت کنونی دارند. جمهوری اسلامی ایران باور دارد که با ترکیب هوشمندانه یی از امید و اعتدال می توان همه چالش ها را مدیریت کرد. جنگ افروزان می خواهند امیدها را بخشکانند. در حالی که امید به تغییر مثبت، مفهومی فطری، دینی، فراگیر و جهانی است. » در همان سخنرانی بود که وی با طرح ایده «جهان عاری از خشونت» گفت: «پس به نام جمهوری اسلامی ایران در گام نخست پیشنهاد می کنم طرح «جهان علیه خشونت و افراطی گری» در دستور کار سازمان ملل متحد قرار گیرد و همه دولت ها و سازمان های بین المللی و نهاد مدنی تلاش های جدیدی را برای سوق دادن جهان به این سو سامان دهند.»

حال در مهرماه امسال بعد از گذشت 15 سال از اظهارات خاتمی و 13 از وقوع حادثه 11 سپتامبر از سویی و همچنین گذشت چند ماه بحران در منطقه خاورمیانه در پی ظهور گروه افراط گرایی به نام «داعش» روحانی در بین سران کشورهای جهان گفت: «به یاد داشته باشیم که ایران، روزی همه را به«گفت وگو» دعوت کرد که هنوز جنایت 11 سپتامبر رخ نداده بود و روزی به «جهان عاری از خشونت و افراطی گری» خواند که هنوز خشونت های اخیر ظهور نکرده بود. شاید سال گذشته، تعداد اندکی، آتش شعله ور شده کنونی را پیش بینی می کردند اما امروز خشونت و افراطی گری بدون مهار، خود را به صورت یک تهدید قطعی جهانی، نمایان ساخته است.

به طور مسلم، اگر چرایی بروز پدیده کنونی را به درستی تحلیل نکنیم، نخواهیم توانست راه حل درست برون رفت از آن را پیدا کنیم. امروز هم، دوباره نسبت به خطر گسترش افراطی گری و همچنین خطر درک نادرست و برخورد غلط با این پدیده را هشدار می دهم. خاورمیانه، تشنه توسعه است و خسته از جنگ. این حق طبیعی مردمان سرزمین های حاصلخیز خاورمیانه است که از زندگی توام با صلح و رفاه برخوردار باشند. در گذشته، استعمار این حق را از آنان سلب کرد و اکنون سایه جنگ و خشونت، امنیت آنان را تهدید می کند. در منطقه ما، سیاستمداران و نخبگان معتدلی وجود دارند که مورد اعتماد ملت های خویشند. آنان، نه غرب ستیزند و نه غرب گرا. به نقش استعمار در عقب افتادگی ملت های منطقه آگاهند اما از نقش ملت های خویش در راه توسعه یافتگی نیز غفلت نمی ورزند: غرب را از خطاهایش مبرا نمی کنند اما به غفلت های خویش نیز توجه دارند. این نخبگان می توانند با جلب اعتماد مردم، قوی ترین ائتلاف های ملی و بین المللی علیه خشونت را تشکیل دهند. صدای این نخبگان، صدای واقعی مردم اعتدال گرا در جهان اسلام است: صدای آشنای یک افغان خسته از جنگ، عراقی قربانی افراطی گری، سوری هراسان، از تروریسم و لبنانی نگران، از خشونت و فرقه گرایی. سخن ما این است که این اشتباه راهبردی است که اگر برخی کشورها، با ادعای رهبری ائتلاف، در پی ادامه برتری جویی در منطقه ما باشند. بدیهی است کشورهای منطقه که درد را بهتر می شناسند، بهتر هم می توانند با همفکری وائتلاف، مسوولیت مبارزه را پذیرفته و رهبری آن را بر دوش گیرند و اگر دیگر کشورها می خواهند علیه تروریسم گامی بردارند باید به حمایت آنان برخیزند. من اعلام می کنم، اگر امروز همه توان خود را علیه افراط و خشونت به کار نگیریم و کار را به کاردان نسپریم، فردا جهان برای هیچ کس، جای امنی نخواهد بود.»

گزیده یی از سخنان سید محمد خاتمی در شهریور ماه سال 77 و همچنین بخش هایی از اظهارات حسن روحانی در مهرماه سال 92 در سازمان ملل را می توانید در ذیل بخوانید.

جهان علیه خشونت و افراطی‌گری

مردم ایران درحرکتی هوشمندانه به گفتمان امید و تدبیر و اعتدال رای دادند.

تروریسم و کشتن انسان های بی گناه، اوج افراط و خشونت است. تروریسم، بلایی خشن، فراگیر و فرامرزی است. اما خشونت ها و افراط هایی که تحت عنوان مبارزه با تروریسم و از جمله استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین علیه مردم بی گناه صورت می گیرد نیز محکوم است. در اینجا باید از ترور دانشمندان هسته یی ایران توسط جنایتکاران نیز سخن بگویم. آنها به چه جرمی ترور شدند؟ سوالی که از ملل متحد و شورای امنیت باید پرسید این است که آیا ترورکنندگان محکوم شدند؟

تحریم های غیرعادلانه، به عنوان جلوه دیگری از خشونت، ذاتا ضد صلح و ضد بشری هستند که برخلاف تبلیغات تحریم گران، دولت ها و نخبگان سیاسی را هدف قرار نمی دهند، بلکه بیش از همه، مردمان عادی را قربانی دعواهای سیاسی خود می کنند.

میلیون ها عراقی را فراموش نکنیم که در اثر تحریم هایی که با زرورق های حقوقی در نهادهای بین المللی پیچیده شده بودند، آسیب دیدند، جان باختند و هنوز عده قابل توجهی از آنها در سرتاسر زندگی باید زجر بکشند. این تحریم ها خشونت آمیزند. هوشمند و غیر هوشمند و یک جانبه و چند جانبه ندارند. این تحریم ها ناقض حقوق مسلم بشری، از جمله حق صلح، حق توسعه، حق دسترسی به بهداشت، حق آموزش و فراتر از همه حق حیات هستند.

خشونت و افراط امروز نه تنها ابعاد مادی، بلکه ابعاد معنوی زندگی انسان و جامعه امروز را در بر گرفته است. خشونت و افراط جایی برای مدارا و تفاهم که لازمه زندگی انسان و جامعه مدرن است نمی گذارد. نابردباری مساله امروز جهان ما است: باید بردباری را در پرتو اندیشه های دینی، رویکردهای فرهنگی و رهیافت های سیاسی تقویت کرد. جامعه انسانی را باید از مرحله بردباری منفی به مرحله تعاون مشترک ارتقا داد. دیگران را نباید فقط تحمل کرد بلکه باید با دیگران کار کرد. مردم جهان از جنگ، خشونت و افراط خسته اند و این فرصتی بی نظیر است. آنها امید به تغییر وضعیت کنونی دارند. جمهوری اسلامی ایران باور دارد که با ترکیب هوشمندانه یی از امید و اعتدال می توان همه چالش ها را مدیریت کرد. جنگ افروزان می خواهند امیدها را بخشکانند. در حالی که امید به تغییر مثبت، مفهومی فطری، دینی، فراگیر و جهانی است.

زیربنای امید، باور به اراده عمومی مردم جهان برای مبارزه با خشونت و افراط، تغییر پذیری، مخالفت با ساختارهای تحمیلی، بها دادن به گزینش و عمل مسوولانه انسانی است. امید، بی تردید یکی از بزرگ ترین نعمت های خداوند مهربان به همه انسان هاست. اعتدال نیز به معنای حرکت خردمندانه، هوشمندانه، زمان مند و مکان مند در تلفیق آرمان های والا، گزینش راهبردهای اثرگذار و در نظر گرفتن واقعیت هاست.

مردم ایران در انتخابات اخیر درحرکتی هوشمندانه به گفتمان امید و تدبیر و اعتدال رای دادند. ترکیب امید و تدبیر و اعتدال در سیاست خارجی به آن معناست که جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه یی نسبت به امنیت منطقه و جهان، مسوولانه برخورد می کند و آمادگی همکاری چندجانبه و همه جانبه با سایر بازیگران مسوول در این عرصه ها را دارد. ما از صلح مبتنی بر دموکراسی و صندوق رای در همه جای جهان از جمله در سوریه و بحرین و دیگر کشورهای منطقه دفاع می کنیم و معتقدیم راه های خشونت آمیز برای بحران های جهانی وجود ندارد و تنها به کمک خرد انسانی و با تعامل و اعتدال می توان بر واقعیت های تلخ جامعه بشری غلبه کرد. لذا تضمین صلح و دموکراسی و تامین منافع مشروع همه کشورها در جهان و از جمله در منطقه خاورمیانه، با نظامی گری محقق نمی شود. ایران به دنبال راه حل مسائل و نه تولید مشکلات است. هیچ پرونده و موضوعی نیست که با امید و اعتدال، با احترام متقابل و با نفی خشونت و افراط قابل حل نباشد. در این سال ها، یک صدای مسلط پیاپی شنیده شده است که: «گزینه جنگ روی میز است»، اما امروز بگذارید در برابر این سخن ناکارآمد وغیرقانونی بگویم «صلح در دسترس است». پس به نام جمهوری اسلامی ایران در گام نخست پیشنهاد می کنم طرح «جهان علیه خشونت و افراطی گری» در دستور کار سازمان ملل متحد قرار گیرد و همه دولت ها و سازمان های بین المللی و نهاد مدنی تلاش های جدیدی را برای سوق دادن جهان به این سو سامان دهند.

 باید به جای گزینه ناکارآمد «ائتلاف برای جنگ» در مناطق مختلف جهان به «ائتلاف برای صلح پایدار» در سراسر جهان اندیشید. امروز جمهوری اسلامی ایران شما و همه جامعه جهانی را به برداشتن گامی فراپیش می خواند: دعوت «جهان علیه خشونت و افراطی گری»: ما باید بپذیریم و بتوانیم در اینجا افقی را بگشاییم که در آن به جای جنگ، صلح: به جای خشونت، مدارا: به جای خونریزی، پیشرفت: به جای تبعیض، عدالت: به جای فقر، برخورداری و به جای استبداد، آزادی در سراسر جهان بهتر دیده شود.

به گفته فردوسی، شاعر بلندآوازه ایران:

بکوشید نیکی به کارآورید / چو دیدید سرما، بهار آورید

با وجود همه مشکلات، من عمیقا به آینده امیدوارم. با «همبستگی جهانی علیه خشونت و افراط»، تردیدی ندارم که آینده روشن است. اعتدال، آینده جهان را درخشان خواهد کرد. امید من، علاوه بر تجارب شخصی و ملی، از این باور مشترک همه ادیان آسمانی نشات می گیرد که جهان را سرانجامی نیکوست و روشن که:

«و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون»

ملت ایران منادی گفت‌وگوی میان تمدن‌هاست

اجازه می خواهم از زبان انسانی سخن بگویم که از شرق، از خاستگاه تمدن های درخشان و از مهد پرورش پیامبران والامقام الهی ابراهیم، موسی، عیسی و محمد (ص) آمده است. من از ایران سرفراز آمده ام به نمایندگی از ملتی بزرگ و پرآوازه که از ده ها قرن پیش، صاحب تمدن بوده و پس از پذیرش آیین اسلام، در تاسیس و بسط تمدن اسلامی نقش ممتاز داشته است، ملتی که با تکیه بر غنای فرهنگی و انسانی خویش تندبادهای سخت خودکامگی و تحجر و نیز خودباختگی در برابر دیگران را از سر گذرانده و در دوران جدید تاریخش، پیشتاز تاسیس جامعه مدنی و نظام مشروطیت در شرق جهان بوده هرچند که در اثر دخالت بیگانگان و نیز کم تجربگی در این آزمون، ناکامی هایی داشته است. ملتی که یکی از طلایه داران مبارزه با استعمار و منادی استقلال بوده، هرچند نهضت ملی او با کودتای خارجی شکست خورده است و ملتی که صاحب انقلابی مردمی است، انقلابی که نه با کودتا و زور اسلحه آتشین که با سلاح کلام و ارشاد بر رژیم کودتا پیروز شده است و در مسیر تجربه نوین خود، جنگ تحمیلی هشت ساله و فشارها و تحریم ها و تهمت های گوناگون را تحمل کرده و بزرگ ترین قربانی تروریسم این پدیده شوم و نفرت انگیز قرن بیستم بوده است.

هم اکنون این ملت با تکیه بر گذشته خود بی آنکه دچار ارتجاع شود، به فردای بهتر می اندیشد و راه خود را با پشت گرمی به اصول و موازینی که ریشه در هویت دینی، ملی، تاریخی و انقلابی او دارد و با بهره گیری از دستاوردهای مثبت تمدن روزگار، با آزمایش و خطا به سوی آینده برتر می پیماید. انقلاب اسلامی ملت ایران به رهبری حضرت امام خمینی، انقلاب کلام در برابر زور و سرکوب بود و مطمئنا انقلابی که براندازی اش با کلام بوده است، در دوران ساختن و آباد کردن، بیشتر و بهتر می تواند متکی بر کلام و منطق باشد و به همین جهت نیز به جای جنگ تمدن ها، منادی گفت وگوی میان تمدن ها و فرهنگ هاست. من از این پایگاه و از منبر سازمان ملل متحد می گویم که با وجود سختی ها و مصیبت ها، سیر زندگی بشر به سوی رهایی و آزادی است و این تقدیر و سنت تغییرناپذیر خداوند است و مطمئنا بداندیشی و زشت کاری برخی از بندگان او نمی تواند تقدیر خداوند و مسیر تاریخ را دگرگون کند. آقای رییس ! سابقه کلمه تاریخ از کلمه فلسفه بیشتر است و محور تاریخ، انسان است و تاریخ عبارت است از بازتاب نور وجود بر جهات و شوون گوناگون آدمی و درنتیجه حقیقتی است کلی و یگانه در عین تکثر و تعدد و این یگانه هرگاه که جامه نو کند، عهد جدیدی به ظهور می رسد.

داوری ما درباره تاریخ، در گروی داوری ما درباره وجود آدمی است که مدار و محور تاریخ است. «بنی آدم» که سعدی با تاسی به روایتی از پیامبر عظیم الشان اسلام و به زیبایی هرچه تمام تر، آنان را به عنوان عضوهای به هم پیوسته یک بدن توصیف می کند، در دسترس زیست شناسی و روانشناسی نیست. برای شناخت انسان باید نگاهی فیلسوفانه و متفکرانه به بشر و تاریخ بیفکنیم. آدمی از آنجا که به دست خداوند و به صورت او آفریده شده و پروردگار از روح خویش در او دمیده است، یک حقیقت بیش نیست و تاریخ او بیش از یک تاریخ نمی تواند باشد. دست خدا او را تاریخ و اختیار و قدرت انتخاب و صورت خداوند او را فرهنگ و معنویت و روح پروردگار او را زندگی و جنبش بخشیده است. از این جاست که انسان دارای تاریخ و فرهنگ و آزادی است. وحدت بشر و یگانگی تاریخ انسانی، علاوه بر مبدا می تواند وحدت، غایت و نهایت نیز داشته باشد و غایت تاریخ چیزی جز فرهنگ معنوی و شرط لازم آن یعنی آزادی واقعی بشر نیست.

اینک پرسش این است که آیا سازمان ملل متحد در این جهت چه تحولی در درون خود به اقتضای وضعیت جدید ایجاد خواهد کرد و چه تاثیری در این سیر و صیرورت زندگی بشر خواستار رستگاری خواهد داشت؟ به نام جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد می کنم که به عنوان گام اول، سال ، از سوی سازمان ملل سال گفت وگوی تمدن ها نامیده شود، با این امید که با این گفت وگو، نخستین گام های ضروری برای تحقق عدالت و آزادی جهانی برداشته بشود. از والاترین دستاوردهای این قرن، پذیرش ضرورت و اهمیت گفت وگو و جلوگیری از کاربرد زور، توسعه تعامل و تفاهم در زمینه های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و تقویت مبانی آزادی و عدالت و حقوق انسانی است. استقرار و توسعه مدنیت، چه در صحنه کشورها و چه در پهنه جهانی، در گروی گفت وگو میان جوامع و تمدن ها با سلایق، آرا و نظرات متفاوت است.

اگر بشریت در آستانه هزاره و قرن آتی، تلاش و همت خود را بر نهادینه کردن گفت وگو و جایگزینی خصومت و ستیزه جویی با تفاهم و گفت وگو استوار سازد، دستاورد ارزشمندی برای نسل آتی به ارمغان آورده است.

از سوی دیگر جا دارد، ما اعضای سازمان ملل متحد به بازنگری در تاریخ شکل گیری این سازمان بپردازیم و با گفت وگوی منطقی، آن را اصلاح و کامل کنیم. شکل گیری سازمان ملل متحد همزمان با دوره سیاهی از زندگی بشر بود که بسیاری از کشورهای عضو، شرایط تلخ و شوم دوران استعمار را تجربه می کردند و در نتیجه سازمان، نمادی از سلطه باشگاه قدرت ناعادلانه حاکم در جهان شد. امروز شرایط دگرگون شده است و فرصت تجدید سامان این سازمان و به خصوص تغییر ساختار شورای امنیت فراهم آمده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات