* هفته گذشته رئیسجمهور برای چهارمین بار وزیر پیشنهادی خود در وزارتخانه علوم را به هیئت رئیسه مجلس معرفی کرد، آن هم در شرایطی که دوتن از آنها از مجلس رأی اعتماد نگرفته و فرجی دانا هم بعد از گذشت تنها چند ماه توسط این قوه برکنار شد؛ با توجه به این پیشینه نظر شما در مورد گزینه چهارم چیست؟
** تجریبات گذشته نشان میدهد اگر رایزنی و بررسی معیارهای مورد قبول مجلس از سوی دولت به طور دقیق بررسی شود، گزینه معرفی شده با قاطعیت مورد حمایت منتخبان مردم در این قوه قرار میگیرد و بدون تردید تفاهم حداکثری بهوجود میآید. به دلایلی که علت واقعی آن بر ما روشن نیست دولت چنین روش و رویهای را در پیش نگرفته است و صرفاً اصرار دارد که بدون چنین فرایندی موضوع وزارت علوم را پیش ببرد و الزاماً هم گزینههای مد نظر خود را از یک طیف خاص به مجلس معرفی کند و مجلس را تحت فشار قرار دهد تا در نهایت گزینههایی که ماهیتاً با یکدیگر تفاوتی ندارند انتخاب شده و یکی از آنها سکان هدایت وزارت را در دست بگیرد.
فشار به مجلس برای آن است تا منتخبان مردم به یکی از این افراد تن در دهند، لذا اگر به صورت شکلی موضوع را نگاه کنیم میبینیم دولت حق دارد هر گزینهای را- که با معیارهای خود مطابقت دارد - بدون ارتباطگیری با نمایندگان مردم به مجلس معرفی کند و از آن سو هم وکلای مردم حق دارند به هر گزینهای که صلاح میبینند رأی داده و هر فردی را تمایل ندارند رأی اعتماد ندهند چرا که قانون اساسی این اختیار را به مجلس داده که هر گزینهای را میتواند رأی اعتماد دهد یا بالعکس، در مورد اختیارات دولت هم وضع به همین شکل است.
خب با روی دادن چنین اتفاقی و اتخاذ چنین رویکردی، دیگر نمیتوان انتظار داشت که تعامل و تفاهم بین دو قوه به بالاترین شکل ممکن برسد چراکه حرکت در سمت تعامل و همافزایی لازمه آن رایزنی است، لازمه آن کوتاه آمدن از برخی دیدگاهها و رفتن به سمت تفاهم است و این کار هم کاملاً قابل دستیابی و دور از دسترس نمیباشد. چنانچه این عمل در مورد بقیه وزرا روی داده و اتفاق افتاده است که قبل از معرفی گزینه به مجلس، دولت دست به رایزنی زده باشد و به نوعی با مجلس به مشورت پرداخته باشد و نهایتاً مجلس با رویکردی مثبت به آن گزینهها رأی داده باشد.
* همانطور که اشاره کردید عرف این بوده که دولت قبل از معرفی گزینه پیشنهادی خود به مجلس به رایزنی با منتخبان ملت بپردازد. خب سؤال اینجاست که چرا این اتفاق در مورد وزارت علوم نیفتاده است؟
** این را باید از مسئولین دولتی سؤال کرد و من از این بابت اطلاعی ندارم.
* اخباری مبنی بر اینکه دولت تنها با رئیس مجلس در مورد وزارت علوم به مشاوره و تبادل نظر میپردازد، آیا واقعاً اینگونه است و اساساً در مورد وزرای پیشنهادی وزارت علوم رایزنی با برخی از اعضای هیأت رئیسه صورت گرفته است؟
** بارها گفته شده است اگر افرادی که سابقه علمی دارند و دارای سوابق روشنی در حوزههای مدیریتی هستند و نقاط تاریک و منفی در دوران مختلف انقلاب در کارنامه خود ندارند به مجلس معرفی شوند مجلس قطعاً به آنها استقبال نشان خواهد داد و نمایندگان مردم بدون توجه به گرایشات سیاسی به آنها اقبال نشان خواهند داد، کما اینکه در مورد وزرای بسیاری این کار صورت گرفته مثلاً در مورد وزیر بهداشت که گزینه مورد قبول دولت بود و نه تنها در رأی اعتماد بلکه در مراحل مختلف نهایت همکاری با وی را داشته است. البته در وزارت علوم به طریق اولی این انتظار وجود داشت که این اتفاق بیفتد.
* بعد از گذشت چند روز از معرفی وزیر پیشنهادی فضای داخلی مجلس را چگونه ارزیابی میکنید؟
** فضای خاصی به آن شکل که برخیها به دنبال آن هستند بر مجلس حاکم نیست و همچنان که عرض کردم نمایندگان مجلس انتظاراتی در مورد رویکرد دولت در این رابطه داشتهاند که تاکنون اتفاق نیفتاده است. اما اظهار نظرهای برخی از دوستان و همکاران را در قبال این گزینه در رسانهها شنیدهام و بدون تردید اراده نهایی مجلس در روز سهشنبه که جلسه رأی اعتماد است مشخص خواهد شد.
* شما اشاره کردید که گزینههای پیشنهادی برای وزارت علوم ماهیتاً یکی هستند و از یک جریان خاص انتخاب میشوند از آن سو هیچ ارتباط و تعاملی قبل از معرفی فرد با مجلس روی نمیدهد، مجموع این گزارهها چه چیز را نشان میدهد؟
** من داوری در این زمینه ندارم و شناخت کاملی فعلاً از گزینه پیشنهادی ندارم.
عنوان میشود که گزینه فعلی هم، گزینه نهایی دولت نیست.
** این موضوع را رئیس جمهور در روز دفاع از آقای نیلیاحمدآبادی رد کرده و اظهار کردند که گزینههای پیشنهادی دولت همگی گزینههای نهایی هستند. خب ما هم اصل را بر صحت سخنان رئیس جمهور میگذاریم مگر اینکه اینگونه اظهار کنیم که افراد معرفی شده اراده واقعی دولت هستند اما خب هدف دولت آن است که افرادی با تجارب کمتر و سوابق کمرنگتر برای این وزارتخانه معرفی کند با این هدف که این فرد کمتجربه در حوزه مدیریتی و علمی را کسان دیگری مدیریت کنند و آنها باشند که وزیر را هدایت کنند. اینچنین نظراتی هم در جلسه رأی اعتماد به نیلیاحمدآبادی و فرجیدانا هم از سوی افراد مطرح شد که میتواند حائز اهمیت باشد.
* البته برخی از همکاران شما در مجلس در روزهای را اخیر نوع تعامل و رفتار دولت با مجلس را نوعی از لجاجت با وکلای ملت معرفی کردند. نظر شما در این باره چیست؟
** من از نیات واقعی و پشت پرده افراد اطلاعی ندارم. خب این هم نظر برخی دوستان ماست که در سطح رسانهها مطرح میشود.
* در جلسات رأی اعتماد گذشته وزارت علوم اتفاق افتاد که آقای روحانی و وزرای دولت نسبت به رویکرد اعضای هیأت رئیسه مجلس و شخص آقای لاریجانی انتقاداتی را مطرح کنند؟
** از هر دو طرف این گلایهها مطرح شد هم از طرف دولت و هم از طرف مجلس. مثلاً دولتیها عنوان میکردند که چرا نسبت به گزینههای پیشنهادی اقبالی از سوی نمایندگان صورت نمیگیرد.
* البته در جلسه رأی اعتماد مجدد به آقای فرجیدانا، اظهاراتی از سوی آقای لاریجانی در حمایت از وزیر صورت گرفت که با انتقاداتی همراه بود، واقعاً آقای لاریجانی حامی آقای فرجیدانا بود و تمایل نداشت که ایشان از کار برکنار شود؟
** بنده تا جایی که اطلاع دارم آقای لاریجانی پیگیری را برای ابقای وزیر انجام نداد. در آن جلسه سخنانی از هر دو طیف مخالف و موافق عنوان میشد و آقای لاریجانی در این رابطه برخی اوقات توضیحاتی را ارائه میدادند، در قسمتی از این جلسه نظراتی از دولتیها عنوان شد که آقای لاریجانی آن را بیان کرد. این به معنای اثبات یا نفی وزیر نبود ضمن آنکه اگر در مورد آقای فرجیدانا (با توجه به اینکه ایشان با رأی شکننده رأی عدم اعتماد از مجلس گرفت) آقای لاریجانی ارادهای را مبنی بر ابقای ایشان انجام میداد این احتمال وجود داشت که ایشان رأی اعتماد از مجلس بگیرد و ایشان چه در جلسه فراکسیون رهروان و چه در نظرات شخصی اصرار و تأکیدی بر چنین قضیهای نکردهاند.
* مطرح شده که برخی از همکاران شما در هیأت رئیسه انتقاداتی را در همین زمینه از عملکرد آقای لاریجانی انجام دادهاند. این موضوع صحت دارد؟
** نه، چنین موضوعی نبوده است.
* ضعف عمده گزینههای پیشنهادی دولت در وزارت علوم را در چه چیز میبینید؟
** منتقدان اعتقاد دارند که چرا از طیف خاصی با گرایشاتی که در گذشته از آن طیف مشخص شده و جامعه و انقلاب از آن گرایشات آسیب دیدهاند، افرادی را به عنوان وزیر به مجلس پیشنهاد میدهند؟ چرا نباید افرادی غیر از این حلقه مشخص به مجلس معرفی شوند؟
* شما هم با این نظر موافقید؟
** بله بنده هم اجمالاً این نظر را قبول دارم. بالاخره کشور پر از نیروهای کاربلد و با قدرت اجرای بالایی است که هیچگونه شائبهای در مورد آنچه در سالهای 88 و 78 اتفاق افتاد هم در کارنامه آنها وجود ندارد و اشتهار به جایگاه علمی و مدیریتی بالا دارند. طبیعتاً با معرفی چنین افرادی به مجلس، نمایندگان مردم رأی بالایی به گزینه معرفی شده خواهند داد و اصطکاکی که تعاملات بین دو قوه را هم تحت تأثیر قرار دهد را دیگر شاهد نخواهیم بود.
* البته برخی اینگونه عنوان میکنند که استراتژی دولت « در معرض امتحان قرار دادن گزینههای پیشنهادی اصلاحطلبان در مورد وزارت علوم است» چرا که این وزارتخانه سهم اصلاحطلبان است و رئیسجمهور تلاش دارد بعد از عدم رأی اعتماد مجلس به این گزینهها، نهایتاً گزینه معتدل و نزدیک به خود را رونمایی کند؟
** واقعاً اطلاعاتی در این زمینه ندارم و از پشت پرده مذاکرات اگر بوده باشد خبری ندارم. اما اگر نظر تحلیلی بخواهم ارائه بدهم باید بگویم بیش از آنکه نظریه سهمیه اصلاحطلبان را تأیید کنم به این قائل نیستم که شخص آقای روحانی چنین رویکردی را اتخاذ کنند و در رودربایستی با جناح اصلاحطلب قرار بگیرد. همانطور که عرض کردم برخیها عنوان میکنند معرفی اینگونه افراد با هدف مدیریت آنها توسط حلقهای خاص در وزارت علوم صورت میگیرد.
* خب چرا باید جریان دوم خرداد تا به این حد روی گزینه پیشنهادی وزارت علوم حساس باشد آنگونه که در هفتههای اخیر و از جمله چهارشنبه گذشته روزنامههای زنجیرهای با ادبیاتی تند نمایندگان مردم را مورد خطاب قرار میدهند و تلاش دارند رویکرد انتقادی مجلس نسبت به افراد پیشنهادی وزارت علوم را تعدیل نمایند؟
** این سؤال را باید از رهبران این جریان پرسید که چرا تا به این حد حوزه وزارت علوم برایشان حیاتی و حساس است، چرا دانشگاه تا به این حد برایشان مهم است اما آنچه از قرائن و شواهد امر پیداست جریانی که در دولت وجود دارد مجلس ولایی را برنمیتابد و به دنبال ایجاد فضاهای مشابه آنچه در جریان سال 88 یا در سال 78 اتفاق افتاد، هستند. ظاهراً این جریان به دنبال احیای آنگونه اقدامات رادیکالی و هزینهزا است.
* دولت با علم بر اینکه نمایندگان مردم روی مؤلفههایی نظیر نقش فعال داشتن در فتنه 88 حساسیت نشان میدهد، چرا همچنان نسبت به بیثباتی در وزارت علوم شاید بیاهمیت است، اصرار بر اینگونه گزینهها تا چه حد میتواند مشکلات و معضلاتی را در این وزارتخانه استراتژیک به همراه داشته باشد؟
** وزارت علوم وزارتخانهای است که دارای چهارچوبهای مشخصی است که مطالبات نظام را پیگیری میکند. گروههای علمی و جریانات در این وزارتخانهها وظایف تعریف شدهای دارند البته وجود یک مدیر توانمند با تجربه بالا میتواند در بسیاری از فرهنگسازیها و بسترسازیهای مراکز آموزش عالی تأثیرگذار باشد و سرعت پیشرفت علم و فناوری محسوسی را به حوزه علمی کشور تزریق کند، جهتگیریها را مناسبتر کند و بالعکس. لذا این موضوع اینگونه نیست که تأخیر در شکلگیری حلقه اصلی مدیریت در این وزارتخانه مشکلاتی را برای آموزش عالی به وجود بیاورد. البته طبق قانون اساسی زمان سرپرستی در وزارتخانه سه ماه است و بنا بر تفسیر شورای محترم نگهبان این سه ماه قابل تمدید و استمرار نیست. به همین دلیل این دوره، دوره موقت و گذرایی است و ما امیدواریم به سرعت در این حوزه هم تعیین تکلیف شود.
* چرا در طول یک سال اخیر تمرکز رسانهای جریان تجدیدنظرطلب بر روی اقدامات مجلس هم متمرکز شده است به صورتی که تمام اقدامات مجلس با موجی از تخریبها و عملیات رسانهای این طیف مواجه میشود؛ مثلاً تصویب طرح حمایت از ناهیان منکر و مبارزه با بدحجابی یا اقداماتی معمولی نظیر سؤال از وزرا و دعوت آنها به کمیسیونهای تخصصی با انبوهی از هجمهها مواجه میشود. به نظر شما چرا جریان اصلاحات اینگونه با اقدامات مجلس مواجهه میکند؟
** جریانی در دولت وجود دارد که مجلس ولایی را پذیرا نیست و مجلسی را که براساس قانون اساسی عمل کند و تصمیمات سیاسی و جناحی اتخاذ نکند را تخریب میکند. به همین دلیل تلاش میکند تا اقدامات مجلس را نوعی مواجهه با دولت و حتی جامعه عنوان کند.
* اینکه رسانههای دوم خردادی تلاش دارند نمایندگان مجلس را تندرو معرفی کنند به چه دلیلی است؟
** این گونه عناوین را ما در همان روزهای بررسی کابینه مشاهده میکردیم که هدفشان تخریب و هجمه به نیمی از نمایندگان بود و جریان اصلاحات که سعی میکند خود را پیروز انتخابات هم عنوان کند در صدد تضعیف مجلس فعلی است که اکثریت آن را اصولگرایان تشکیل میدهند و این یک هدف راهبردی برای به دست گرفتن مجلس آینده است.
* البته طی این یک سال برخی از وابستگان دولت نظیر آقای ترکان هم ادبیات تندی علیه نمایندگان استفاده کردهاند، هدف چیست؟
** متأسفانه تخریب مجلس به برخی از مسئولان هم تسری پیدا کرد که یکی از آنها اظهارات آقای ترکان و آقای عارف بود که باعث تأسف هم بود. البته ممکن است انتقادی به برخی از نمایندگان مجلس وارد باشد اما تعمیم و تسری آن به کلیت مجلس و بزرگنمایی آن مسائل، توهین به ملت قلمداد میشود چراکه نمایندگان مجلس همان منتخبان مردم هستند. بنابراین این روش را روش درستی نمیدانیم و باعث واکنشهای نمایندگان مجلس هم میشود.
* اینگونه اظهارات افراد منسوب به دولت میتواند در آینده، در تعاملات بین دو قوه تأثیرات منفی بگذارد؟
** این جملات را ما تهدید تلقی نمیکنیم بلکه اظهاراتی میدانیم که چندان معقول و سنجیده نیست. اینکه پس از انتخابات، رئیس دولت را با الفاظ نامناسبی بدرقه کنیم اقدامی شایسته نیست خصوصاً برای افرادی که خود مسئول هستند. اینکه این دو دوست گرامی نمایندگان ملت را اینگونه مورد خطاب قرار میدهند کار شایستهای نیست. البته من معتقدم این آقایان بعداً متوجه کار اشتباه خود شدند و طبیعتاً انتظار اصلاح رفتار و منشها را از سوی این دوستان داریم تا آنکه مسیر رویارویی با مجلس را انتخاب کنند. البته به تنهایی نمیتواند اینگونه رفتارها تعامل میان دو قوه را به تقابل تبدیل کند اما در کنار دیگر سلسله موارد میتواند مؤثر و تأثیرگذار باشد.
* یکی از مطالبات مهم مقام معظم رهبری در طول سالها، بحث وحدت قوا و تعامل مناسب آنها با یکدیگر و پرهیز از بروز اختلافات فیمابین از طریق رسانههای عمومی بوده است؛ به نظر شما سران قوا و دیگر مسئولان کشور چگونه میتوانند رابطه منسجم و مناسبی با هم داشته باشند؟
** در وهله اول این هدف با عمل به قانون قابل تحقق است. عمل به قانون نه تنها از بروز این مشکل جلوگیری میکند بلکه از مشکلات دیگری هم جلوگیری میکند و نمیگذارد در یک کشور هر کسی آنگونه که خود میخواهد رفتار کند. قانون دقیقاً وظیفه قوا را مشخص کرده است و طبق قانون هر مسئولی در هر جایگاهی باید به وظیفه خود عمل کند و در امور دیگری هم دخالت نکند یا وظیفه خود را بر گردن دیگری نیندازد.
کیفیت قانونگذاری با قوه مقننه و اجرای کامل و صحیح آن با قوه مجریه است، در بسیاری از جاها نظارت قضایی و قانونی و همچنین تحقق عدالت با قوهقضائیه است. هر کدام از آنها در حوزه اختیارات خود استقلال کامل دارد و هیچ کدام محدودیتی ندارند و میتوانند با فراغ بال به کار خود ادامه دهند. حاکمیت مبتنی بر استقلال قوا و مسئولان نظام اسلامی اقتضا میکند که هر قوه به اختیارات قانونی خود اکتفا کند و اگر نظری دارد از مسیرهای قانونی و عقلانی مطرح کند نه آنکه همان مسائل را در سطح اجتماع و رسانهها مطرح کند. نه آنکه در تصمیمگیری و تصمیمسازی هیچ کس اظهارنظر نکند و زمانی که مشکلی پیش آمد دنبال مقصر بگردیم یا تقصیر را به گردن دیگران بیندازیم و دست به فرافکنی بزنیم.
معظمله هر جا که احساس میکردند تنها حضورشان مشکل را مرتفع میکند حضور پیدا میکردند و پس از آن قضیه ختم به خیر میشد. توصیه بنده به همگان آن است که ارادههای خود را برای انجام بهتر وظایف قانونی قرار دهند و از هرگونه ورود در حوزه اختیارات دیگر مسئولان یا قوا به شدت پرهیز کنند. قانون اساسی تصویب قوانین را بر عهده مجلس شورای اسلامی قرار داده است و در کنار آن نظارت را هم از این قوه خواسته است و دولت هم میتواند با حضور در کمیسیونهای تخصصی مجلس و در صحن علنی مجلس و همچنین دادن لوایحی نظرات خود را مطرح کند و حتی به سرانجام لازم برساند.
اگر ملتی به نمایندههایشان رأی دادند به آن معناست که آنها را قبول داشتهاند و به آنها این اختیار را دادهاند که بر قوه مجریه نظارت کنند و به صورت کلی حقوق آنها را پیگیری و مطالبه نمایند و اگر به شخصی به عنوان رئیس قوه مجریه رأی دادهاند از وی هم انتظارات خود را دارند و در کنار آن میخواهند که رئیسجمهورشان به قانون عمل کند و به مصالح نظام و حاکمیت اسلامی هم توجه لازم و اساسی را داشته باشند.
هر کدام از نمایندههای مردم چه در قوه مقننه و چه در قوه مجریه باید به وظایف قانونی خود عمل کنند و در جهت رفع مشکلات جامعه کوشش کنند.
باید این را عرض کنم که بنده نسبت به آینده روابط دو قوه خوشبین هستم و احساس نمیکنم تا ماههای آینده روابط این دو قوه مشکل آنچنانی پیدا کند.