در تابستان سال 2005 وقتی محمود احمدینژاد به ریاست جمهوری رسید، ایران تصمیم گرفت که تعلیق را پایان دهد و مذاکرات با سه کشور اروپایی را هم متوقف کند. در آن زمان آمریکا گرفتار جنگ عراق بود و قدرتهای بزرگ هم درباره چگونگی مقابله با ایران دچار اختلافنظر بودند. به همین دلیل تهران در محاسبات خود به این نتیجه رسید که میتواند با ریسک محدودی کار غنیسازی را از سر بگیرد.
فشار بینالمللی هم در آن زمان زیاد نبود. بعد از چندین ماه مذاکره و تاخیر، شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی هستهای بالاخره پرونده ایران را در فوریه سال 2006 به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داد. شورای امنیت در مارس سال 2006 قطعنامه غیرموثری را منتشر کرد که در آن از ایران خواسته شده بود غنیسازی را طی 30 روز متوقف کند. وقتی ایران این خواسته را نادیده گرفت، شورای امنیت به اتفاقآرا قطعنامه 1696 را در جولای 2006 تصویب کرد و در آن از ایران خواست همه فعالیتهای غنیسازی را تا 31 اوت تعلیق کند. در این قطعنامه تهدید شده بود اگر چنین نشود طبق بند 41 اصل هفتم منشور ملل متحد، تحریمهای اقتصادی علیه ایران اعمال میشود. از سوی دیگر آمریکا امیدوار بود با حمله اسرائیل به جنوب لبنان و حزبالله در نیمه جولای سال 2006، موضع ایران تضعیف شود. اما جنگ لبنان برای اسرائیل یک شکست بود و در نتیجه این جنگ حزبالله به عنوان قهرمان مقاومت اعراب علیه اشغال اسرائیل مطرح شد.
بعد از این جنگ ایران با اعتماد به نفس بیشتری ظهور کرد و میتوانست در برابر درخواستهای شورای امنیت مقاومت کند. تلاشهای خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و مذاکراتش با علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و بررسی پیشنهاداتی مانند تعلیق همزمان غنیسازی و شروع مذاکرات بینتیجه بود. در نیویورک شش ماه مذاکره میان کشورهای عضو شورای امنیت و روسیه و همراه با حمایت چین هم به نتیجهای نرسید. در نهایت در 23 دسامبر سال 2006 قطعنامه 1737 شورای امنیت به اتفاقآرا به تصویب رسید و در آن مهلتی 60 روزه برای ایران مشخص شد تا فعالیتهای غنیسازی خود را در این مدت متوقف کند تا بعد از آن مذاکرات آغاز شود.
در اوائل سال 2007 اما مقامات واشنگتن و اروپا به این نتیجه رسیدند که استراتژی دیپلماتیک آنها باعث افزایش مقاومت ایران میشود. این کشورها به تحریم اقتصادی روی آوردند. مذاکرات جدیدی از ماه گذشته میان لاریجانی و سولانا شروع شد که محور آن راهحلی دو مرحلهای است. مرحله اول یک دوره 30 روزه را شامل میشود که طی آن ایران متعهد میشود تا سانتریفیوژ بیشتری را نصب نکند و شورای امنیت هم در این مدت قطعنامه جدیدی را به تصویب نمیرساند. طی این مدت دو طرف درباره شرایط تعلیق دوگانه مذاکره میکنند. منظور از تعلیق دوگانه این است که هم ایراق غنیسازی را تعلیق میکند و هم شورای امنیت تحریمها را به حالت تعلیق درمیآورد. موضوع اصلی اکنون این است که آیا ایران با توقف غنیسازی موافقت میکند یا طی این مدت به کار تحقیق و پژوهش خود ادامه میدهد.
با وجودی که آمریکا همچنان به رویکرد تهاجمی خود در عراق با عوامل ایرانی ادامه میدهد. اما ایران به هیچکدام از مهلتهای تعیین شده از سوی شورای امنیت برای تعلیق غنیسازی توجهی نکرده است. به همین دلیل شورای امنیت به سرعت قطعنامه جدیدی را تنظیم کرد و در 24 مارس سال 2007 آن را به تصویب رساند. در قطعنامه جدیدی به شماره 1747، مهلت 60 روزه جدیدی برای ایران مشخص شد تا غنیسازی را به حال تعلیق درآورد. در این قطعنامه تحریمهای اقتصادی علیه ایران گسترش یافت. این قطعنامه در پی توافق اصولی آمریکا با روسیه بر سر اعمال فشار به ایران به تصویب رسید.
این قطعنامه علاوه بر تغییر موضع روسیه نشاندهنده متحد شدن موضع کشورهای شورای امنیت در قبال ایران است. اما ایران علاوه بر اینکه این قطعنامه را رد کرد با چند اقدام نشان داد که کارهای دیگری هم هست که میتواند در این رابطه انجام دهد. از جمله این اقدامات دستگیری ملوانان انگلیسی در آبهای خلیجفارس بود که آزادی آنها هم به دستور احمدینژاد نوعی تبلیغات برای او به شمار آمد. بعد از این اتفاق اعلام شد که ایران به غنیسازی صنعتی دست یافته است.
بنبست خطرناک
ضربالاجل جدید شورای امنیت سازمان ملل در آخر ماه مه به پایان میرسد و این در حالیست که هیچ کدام از طرفین کوچکترین نشانهای از عقبنشینی بروز ندادهاند. در همین حال بعضی کارشناسان خارجی از مذاکرات بدون قید و شرط هستهای با ایران حمایت کردهاند. اما کشورهای شورای امنیت این مذاکرات را در شرایطی که ایران به غنیسازی ادامه میدهد بینتیجه میدانند. ایران هم انگیزه زیادی دارد که مذاکرات را به درازا بکشاند تا به پیشرفتهای مورد نظر خود برسد.
تهران از این بیم دارد که اگر با توقف یا تعلیق فعالیتهای هستهایاش موافقت کند آن وقت این فرصت برای به درازا کشاندن مذاکرات هستهای به دست کشورهای شورای امنیت میافتد. در این شرایط آنها میتوانند با سلاح تهدید به تحریم برنامه هستهای، ایران را تا هر زمان که بخواهند در حالت تعلیق نگه دارند. فعلا که تلاش برای شکستن این بنبست با شکست روبهرو شده است. ایران پیشنهادات اروپایی را نمیپذیرد و اروپا هم سخنان ایران را رد میکند.
در این شرایط که هیچ راهحل دیپلماتیکی در آینده نزدیک وجود ندارد، فشار به هر دو طرف در حال افزایش است. اگر ایران به تهدیدهای غرب توجهی نکند کشورهای شورای امنیت مجبورند فشارهای خود را بیشتر کنند. در این شرایط این پرسش وجود دارد که آیا کشورهای شورای امنیت میتوانند توافق برای افزایش این فشارها را همچنان حفظ کنند. اگرچه کشورهای شورای امنیت همگی در جلوگیری از برنامه هستهای ایران منافعی دارند اما این کشورها در میان خود درباره اثربخشی این تحریمها دچار اختلافنظر هستند.
نگرانی دیگر این کشورها که باعث بروز اختلاف میان آنها میشود این است که این تحریمها به روابط دوجانبه ایران با این کشورها لطمه زند، اگر پافشاری ایران بر ادامه غنیسازی ادامه پیدا کند اختلافات میان کشورهای شورای امنیت بیشتر از قبل بروز میکند. تنها آمریکاست که برای استفاده از زور علیه ایران آمادگی دارد. اما حتی واشنگتن هم میداند که این کار گزینه محبوبی نیست. از آنجا که پیشرفت فنی ایران در زمینه هستهای هنوز شتاب چندانی ندارد واشنگتن راهحل دیپلماتیک را ادامه میدهد.