* برای شروع لطفا اصلیترین عواملی را که در آزادی مرزبانان دخیل بودند برای خوانندگان ما بررسی کنید.
** سه عامل اصلی را میتوان در جریان این اتفاق نام برد که البته میزان تاثیرگذاری هر یک متفاوت است:
1. فشار دیپلماسی جمهوری اسلامی بر دولت پاکستان برای تحویل دادن مرزبانان و تروریستهای پناهنده شده در خاک این کشور که البته از این امر اطلاعات دقیقی به علت محرمانه بودن در دسترس نیست.
2. ایجاد موج رسانهای گسترده برای آزادسازی پنج مرزبان ایرانی که البته این گروهک تروریستی برای نشان دادن چهرهای انساندوستانه از خود بهترین استفاده را از این موج رسانهای برد.
3. پادرمیانی عدهای از شخصیتهای تاثیرگذار منطقه و استان از جمله ریشسفیدان برخی از طوایف شرق کشور و همچنین بعضی از علمای اهل سنت که مهمترین آنان را میتوان مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه مسجد مکی زاهدان و مدیر حوزه دارالعلوم زاهدان دانست.
هرچند مجموع این عوامل باعث آزادی گروگانها شد، اما نکتهای که بازتاب بیشتری در رسانههای مغرض و حتی پایگاههای اطلاعرسانی وابسته پیدا کرد و باعث القا به مردم و جامعه شد، این بود که منجی این اتفاق علمای اهل سنت و در صدر آنها مولوی عبدالحمید است. البته نمیتوان انکار کرد که مولوی عبدالحمید دارای شخصیتی مذهبی و دینی است.
* چرا عدهای تلاش کردند نقش مولوی عبدالحمید را به عن��ان پررنگترین نقش در این رابطه جلوه دهند؟
** این سوال شما را که سوال مهم و دقیقی است، با طرح چند سوال پاسخ میدهم که به نظرم میتوانند در فهم این مسئله بسیار کارگشا باشند.
1. چرا با توجه به شخصیت دینی مولوی عبدالحمید، اشخاصی که اعتقادی به دین ندارند و اختلافات زیادی دارند از ایشان تقدیر و تشکرهای فراوان کردند؟ اینها همان کسانی هستند که از مخالفان اصلی پیشرفت دین در جامعه امروز هستند و این کار آنها سوالبرانگیز است که چرا از کسی که خود را یکی از سردمداران توسعه دین در منطقه جنوب شرق ایران میداند و مدیر بزرگترین حوزه اهل سنت در زاهدان است، حمایت میکنند؟ آیا این امر را میتوان حاکی از هدف مشترک بین آنها دانست و هدف نشان دادن چهرهای ضعیف از جمهوری اسلامی برای آن متصور بود؟ 2. در تقدیر و تشکرها و نشان دادن چهرهای منجی از مولوی عبدالحمید، حتی در سایتهای وابسته به گروهک تروریستی جیشالعدل هم از ایشان نام برده شده است در صورتی که مولوی عبدالحمید در مدتی که این گروگانها در دست تروریستها بودند بارها در خطابههای خود از این عده درخواست آزادسازی داشت و حتی به آنها پیشنهاد مذاکره و گفتوگو هم میداد که با عدم پاسخگویی از جانب تروریستها این امر محقق نشد. اما چه شد که یکباره ایشان مورد تقدیر و تشکر قرار گرفت و به عنوان چهرهای شاخص در آزادی گروگانها مطرح شد؟ آیا توافقهای پشت پردهای اتفاق افتاده بود که منجر به این امر شد؟ اگر واقعا ایشان نقش اصلی را داشتند، پس چرا این امر در روزهای اول دیده نشد؟ چه کوتاهیای از مولوی عبدالحمید سر زد که احتمالا منجر به شهید شدن گروهبان داناییفر شد؟ اگر این گونه بود که ایشان نقش اصلی را در آزادسازی داشت و هدایت آزادسازی به دست ایشان است، چرا این امر به تاخیر افتاد و هزینههای سنگینی به جمهوری اسلامی تحمیل شد؟
3. اصلا گروهی تروریست که خود را موظف نمیداند به هیچ قانون نوشته و نانوشته عمل کند و بنابر سلایق شخصی و برداشتهای خود و نفعهای شخصی عمل میکند، چگونه ممکن است یکباره به وسیله دریافت یک قرآن و نامه از جانب جناب مولوی هدایت شده و تصمیم به آزادی گروگانها بگیرد و خود را مطیع مولوی عبدالحمید معرفی کند؟
4. هدف دیگری نیز برای این کار میتوان در نظر گرفت که با نشان دادن چهرهای منجی از مولوی عبدالحمید، سعی دارند او را فردی خارج از نظام اسلامی معرفی کنند که با فعالیتهای خودش باعث آزادی چهار مرزبان ایرانی شده است و کار او ربطی به جمهوری اسلامی ندارد و مستقلا فعالیتهایی انساندوستانه را برای آزادسازی گروگانها انجام داده است. با این کار میشود به جامعه این گونه القا کرد که علمای اهل سنت قادر به انجام کارهایی هستند که مقامات مسئول جمهوری اسلامی ناتوانند و قدرت محافظت از جان پنج تن از سربازان خود را ندارند، اما شخصی مانند مولوی عبدالحمید بدون داشتن قدرت و امکاناتی ظاهری میتواند جان چهار سرباز ایرانی را نجات دهد. حال سوال اینجاست که آیا در این طراحی، هدفی جز مطرح کردن اختلاف بین شیعه و سنی و رودررو کردن مسئولین شیعه با علمای اهل سنت وجود دارد؟
* به تعبیر جنابعالی جیشالعدل تسلیم حرف مولوی عبدالحمید نبود و تنها بعد از آزادسازی به تعبیر عامیانه فاکتور این مسئله را برای ایشان ارسال کردند و به حساب وی تمام کردند. این مسئله با چه هدفی دنبال شد؟
** نشان دادن حرفشنوی و تسلیم بودن در مقابل خواستههای علمای اهل سنت و نشان دادن چهرهای مذهبی از اعمال و رفتارهای گروهک، یکی دیگر از اهدافی است که برخی از رسانههای معاند نظام به دنبال آن هستند تا از این طریق با نشان دادن چهرهای مذهبی از تروریستها بتوانند افرادی را با فریب، جذب گروهکهای تروریستی کنند و با این گونه اعمال به اقدامات تروریستی، جهت شرعی و دینی دهند.
سوال دیگری که مطرح میشود این است که چه میشود گروهکی که در قبال آزادی پنج مرزبان، مطالبات فراوانی داشت، مانند آزادسازی برخی از زندانیان تروریست که در بند جمهوری اسلامی ایران هستند، با صدور بیانیهای در فضاهای مجازی و رسانههاو با نشان دادن چهرهای منجیگونه از مولوی عبدالحمید دست از خواستههای خود بردارد و به یکباره مدعی شود که به علت خواست مردم و علما به ویژه شخص مولوی عبدالحمید ما این گروگانها را آزاد کردیم؟! چه میشود که در ظرف مدت زمان کوتاهی از تمام خواستههای خود چشمپوشی کرده و خود را از همراهان مولوی عبدالحمید دانستند؟!
* در خصوص بحث مذاکره با این گروهک چه نظری دارید؟
** اساسا جمهوری اسلامی گروهکهای تروریستی را به رسمیت نمیشناسد تا با آنها مذاکره کند، نمونه بارز یکی از این گروهکهای تروریستی، جیشالعدل است. اما جناب مولوی عبدالحمید با این کار خود باعث رسمیت بخشیدن به آنها شد و یکی از اشتباهات مولوی عبدالحمید همین اقدام بود که دعوت به مذاکره از سوی ایشان انجام گرفت.
* درباره نحوه ورود ایشان به موضوع، نظرتان چیست؟
** جدیترین واکنش ایشان پس از اعلام خبر شهادت گروهبان ایرانی است. ایشان در گفتوگو با یکی از خبرگزاریها میگویند: «خودمان عزادار مرحوم مولانا احمد بودیم که خبردار شدیم یکی از مرزبانان اسیر ایرانی نیز کشته شد و این مسئله غم و اندوه ما را چند برابر کرد». او در ادامه با بیان اینکه مردم استان سیستانوبلوچستان نگران وضعیت سلامت مرزبانان ربوده شده هستند، میگوید: «این سربازان از مرزهای کشور حفاظت میکردند و برای ما بسیار با ارزش هستند و سلامتی آنان نیز برای ما حائز اهمیت است».
این موضوع زمانی اهمیت پیدا میکند که به این نکته توجه کنیم که برخی تلاش میکنند حتی فوت داماد ایشان بر اثر تصادف رانندگی را به این موضوع مرتبط کنند. از این جالبتر اینکه برخی از نمایندگان مجلس نیز متاسفانه وارد این بازی میشوند.
در همان مصاحبه، ایشان پیامی برای جیشالعدل میفرستند و میگویند: «پیام ما به سردمداران این گروه این است که کار اشتباه و غلط آنها محکوم است و نباید با احساسات مردم بازی یا آن را تحریک کنند. اقدام به گروگانگیری به هر دلیلی نادرست است و نباید آن را ادامه داد. باید از طریق گفتوگو، مشکلات و ادعاهای خود را مطرح کرد و از آن طریق به نتیجه رسید نه اینکه دست به اسلحه برد و مشکلات مردم منطقه را بیشتر کرد.
اما سخنان ایشان زمانی جالبتر میشود که رنگ و بوی سیاسی بیشتری به خود میگیرد و با اشاره به روی کار آمدن دولت تدبیر و امید میگوید: «در حال حاضر در کشور، فضای گفتمان حاکم شده و حرف همه گروههای موافق و مخالف شنیده شده و به آن پاسخ مقتضی داده میشود. به همین دلیل نباید دست به جنگ زد تا از این طریق به خواستهها و اهداف خود رسید». مولوی عبدالحمید مجدد در پایان، خواستار آزادی مرزبانان ایرانی توسط گروه جیشالعدل میشود و از آنان میخواهد برای رفع مشکلات خود با مسئولان ایرانی گفتوگو کرده و زمینه را برای بازگشت این سربازان به خانوادههایشان مهیا کنند.
این مسئله موضوع مهمی است که بسیاری به آن توجه نمیکنند. ایشان باب گفتوگو با گروهکی تروریستی را باز میدانند؛ موضوعی که در تمام کشورها مردود قلمداد میشود.
* از مراحل آزادی، نگهداری و سرنوشت مرزبان پنجم اگر نکاتی دارید بفرمائید.
** براساس اعلام شفاهی گروهک، این درجهدار به شهادت رسیده است اما هنوز هیچ مدرک و فیلمی مبنی بر شهادت وی ارائه نشده. این سربازان در مرز کهیرتوک سیستانوبلوچستان، گروگان گرفته شده بودند. در دو ماه منتهی به آزادی ایشان، سازمانها و نهادهای مختلفی برای آزادسازی این سربازان در حوزههای دیپلماسی، اطلاعاتی و امنیتی تلاش کردند. سرانجام با تلاش مشترک استانداری سیستانوبلوچستان، مرزبانی نیروی انتظامی و ریشسفیدان و معتمدان سیستان و بلوچستان این گروگانها از مرز مشترک ایران و پاکستان در «میل 34» به کشور عودت داده شدند. این نکته که چندی قبل اعلام شد گروهک تروریستی در خاک پاکستان حضور ندارد با توجه به این دلیل قاطع، مردود است و براساس اعلام سربازان آزاد شده، این افراد در داخل خاک پاکستان و در ارتفاعات، نگهداری میشدند. براساس اعلام سربازان، از حدود یک ماه قبل، درجهدار داناییفر را از بقیه سربازان جدا کردند و هیچ گونه اطلاعاتی از سرنوشت وی در اختیار این سربازان نبود. گروهک در خصوص درجهدار داناییفر گفته است که ما نمیتوانیم پیکر وی را تحویل بدهیم. اما در خصوص همکاری دولت پاکستان برای آزادی این گروگانها باید تاکید کنیم که با وجود اینکه نیروهای مرزی دولت پاکستان تلاشهایی را انجام دادند، اما در آزادسازی گروگانها نقش مستقیمی نداشتند.
* در خصوص رفتار غرب به معنای اروپا و آمریکا در این باره چه نظری دارید؟ عدهای این موضوع را برگ دیگری بر دفتر استاندارد دوگانه غرب قلمداد میکنند.
** حتما همین طور است که شما میفرمائید. اگر ما مروری بر اتفاقات ضد امنیتی پشت صحنه کشورمان داشته باشیم میبینیم که آمریکا، صهیونیستها و سرویسهای اطلاعاتی کشورهای منطقه که همسو با نظام سلطه هستند، فعالند. وقتی آمریکاییها ملت ایران و نظام اسلام�� را تهدید میکنند که همه گزینهها روی میز است، یکی از اهداف آنها اقدامات تروریستی و بیثباتی در کشورهاست که البته تاکنون موفق نشدهاند. دشمنان هر از چندی اقداماتی همچون ربایش سربازان ایرانی انجام میدهند و اقدام گروهکهای تروریستی وابسته نیز به دلیل وضعیت ناپایدار امنیت در پاکستان صورت میگیرد. بررسی رفتار دوگانه غرب و کشورهای اروپایی در بحث حقوق بشر نشان میدهد آنها به هیچ عنوان به دنبال تامین حقوق بشر در جهان نیستند و فقط این مسئله را در راستای منافع خود مطرح میکنند. یک خاندان دهها سال است که بر مردم عربستان حکومت میکند و مردم این کشور به ویژه زنان از حقوق اولیه خود نیز محروم هستند اما میبینیم آقای اوباما در سفر به عربستان هیچ اشارهای به نقض حقوق بشر ندارد. بهرهبرداری سیاسی در راستای منافع و نگاه ابزاری غربیها به مسئله حقوق بشر، باعث رفتار دوگانه آنها با این موضوع شده است.
* نکته پایانی؟
** در مجموع میتوان فرایند آزادی مرزبانان را متفاوت با آنچه تاکنون در شیوهها و رفتارهای جمهوری اسلامی دیده شده ارزیابی کرد که البته به نظر میرسد بسیار پرهزینه نیز بوده است. شاید پاسخ به حداقل بخشی از سوالات مطرح شده در بالا بتواند فرایند آزادی مرزبانان را بیشتر تبیین کند. البته پرداخت بیش از یک میلیارد تومان پول و مذاکره با آنان و اهداف نرم دیگر این گروه را نیز باید مورد توجه قرار داد.