تاریخ انتشار : ۲۰ آذر ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۳  ، 
کد خبر : ۲۷۱۲۹۶
پراکندگی جغرافیایی شیعه در افغانستان

پهنۀ افغان و جرگۀ شیعیان

رضا صفری / پژوهشگر تاریخ ـ اشاره: «افغانستان،‌ سرزمین اقوام و قبایل است؛ از این رو هیچ مطالعه‌ای در این کشور، بدون شناسایی تعلقات قومی نمی‌تواند واقع‌بینانه و مفید باشد، با توجه به این واقعیت است که بحث توزیع و پراکندگی قومی شیعیان می‌تواند بسیار سودمند و مفید باشد».

حضور اقوام گوناگون شیعی در افغانستان

از میان اقوم موجود در افغانستان امروزی برخی به تشیع شهرت دارند که بیشتر شیعۀ اثنی‌عشری و تعدادی اسماعیلیه هستند. مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

1. هزاره؛

2. قزلباش؛

3. خلیلی.

سایر اقوام که شیعیان افغانستان امروزی در آن پراکنده‌اند شامل تاجیک، افغان،‌ بلوچ، ازبک و ترکمن هستند. بیشترین جمعیت شیعی افغانستان از هزاره‌ها هستند؛ به گونه‌ای که امروزه در افغانستان هزاره‌ها و شیعه وحدت مفهومی یافته‌اند.

هزاره یکی از چهار قوم بزرگ و عمدۀ افغانستان است که حدود کمتر از یک چهارم ساکنان افغانستان را به خود اختصاص داده است.

گروه قومی هزاره‌ها از نژاد زرد و دارای چهرۀ ترکی، مغولی هستند، هرچند برخی از پژوهشگران قوم یاد شده را از نژاد سفید دانسته و با پشتون‌ها و تاجیک‌ها دارای نژاد مشترک برشمرده‌اند.

از هزاره‌جات در نوشته‌های قدیم با عنوان غور و غرجستان یاد شده است. بعضی از محققان هزاره‌ها را از بازماندگان قوم مغول یا از اعقاب نیروهایی به شمار می‌آورند که چنگیزخان در افغانستان گماشته  بود، بعضی دیگر نیز حضور هزاره‌ها در افغانستان را مربوط به مدت‌ها قبل از حملۀ مغول می‌دانند؛ به ویژه آنکه مذهب هزاره‌ها، شیعه و زبان آنها فارسی است و کلمۀ هزاره از ریشۀ هزار فارسی است که از علایم نظامی یا علامت شمارش واحدهای نظامی بوده است. گفته می‌شود عده‌ای از آنها در ایران،‌ در نزدیکی مرزهای افغانستان زندگی می‌کنند و به هزاره‌های غربی مشهورند.

هزاره‌جات، مرکز زندگی‌ هزاره‌ها، از طرف غرب به عور، دولتیار و هرات، از جنوب به قندهار و نواحی گرشک و توابع فراه و اسفزار، از مشرق به غزنین، کابل، قلات و از شمال به قطغن و بلخ محدود است. پس از حملۀ عبدالرحمان در حدود سال‌های 1892م و شکست هزاره‌ها، ‌بخش بزرگی از نواحی محل سکونت این قوم به سایر طوایف سنی‌مذهب داده شد و هزاره‌ها به خراسان، ترکستان، بلوچستان، هندوستان (پاکستان فعلی) مهاجرت کردند. وسعت هزاره‌جات امروز شاید از هفتاد هزار کیلومتر مربع تجاوز نکند، در حالی که در گذشته تا حدود دویست‌ هزار کیلومتر مربع وسعت داشته است. مناطقی چون بهسود مشرقی، خرد کابل، ارغنده، میدان شاه،‌ نرخ، جلریز، تکانه، تمام مناطق وردک، بعضی از نقاط لوگر، نقاطی از گردیز، وزیرستان، زابل فعلی، قلات، مقر، شهر غزنی، قندهار، ارغنداب، خاک ریز، شاه مقصود، بست، گرشک از ولایت هلمند و فراه، زمین داور، تمام ارزگان، اجرستان، چوره، نقاطی از هرات، غوریان، قسمت‌هایی از بادغیس، قلعه نو، برخی از مناطق بدخشان و دره‌های پنجشیر و.. محل سکونت هزاره‌ها بوده است و در همۀ نقاط یاد شده شواهد تاریخی فراوانی از این حضور وجود دارد.

امروزه بخش بزرگی از هزاره‌ها در بخش مرکزی و کوهستانی افغانستان به سر می‌برند. این سرزمین کوهستانی نه فقط از نظر دفاعی و امنیتی مزیت دارد، ‌بلکه برخلاف نظر عده‌ای که این مناطق را فاقد منابع طبیعی تلقی می‌کنند، ثروت اقتصادی عظیمی را در خود جای داده، به گونه‌ای که مهم‌ترین معادن افغانستان مانند آهن، مس، گوگرد و زغال سنگ در هزاره‌جات قرار گرفته است.

در دهۀ 1890م، بر اثر سیاست‌های سخت‌گیرانۀ عبدالرحمن خان، هزاره‌ها از املاکشان محروم شدند و فشارهای بسیاری بر آنها وارد شد. در این دوره این گروه به کارهای سخت و سنگین وادار شدند، با آنها بسیار بدرفتاری شد و حتی در هیچ جا استخدام نمی‌شدند. همچنین هزاره‌ها با دولت کمونیستی و متمایل به شوروی (سابق) افغانستان به شدت مبارزه کردند. آنها جزء نخستین گروه‌هایی بودند که نبرد مسلحانه علیه آن رژیم را آغاز و سرزمین‌هایی را آزاد کردند.

از دیگر گروه‌های شیعه، بلوچ‌های منطقۀ سرپل در افغانستان شیعه هستند که در سورمه قلعه زندگی می‌کنند. خلیلی‌ها  بیشتر در هرات و قندهار و مزارشریف زندگی می‌کنند.

تاجیک‌ها که تقریباً امروزه یک سوم کل جمعیت افغانستان را دربرمی‌گیرند، اغلب پیرو مذهب حنفی‌اند، ولی عده‌ای از آنها مذهب شیعۀ اثنی‌عشری و شماری نیز مذهب اسماعیلی دارند. تاجیک‌های شیعه بیشتر در بدخشان، هرات و غزنی کنونی سکونت دارند.

قزلباش‌ها، ایرانیانی هستند که برای حفظ قلمرو حاکمیت افشاری، به افغانستان منتقل شدند. آنان که با خانواده‌هایشان کوچ داده شده بودند در این کشور ماندگار شدند و امروزه نیز یک گروه قومی متمایز در افغانستان به شمار می‌آیند.

قزلباش‌ها، که در شهرهای کابل، قندهار، هرات و شهرهای دیگر افغانستان زندگی می‌کنند، همگی پیروان مذهب شیعۀ اثنی‌عشری‌اند. آنان به توسعۀ مذهب شیعی افغانستان خدمات شایانی کرده و همچنین به دلیل داشتن مذهب شیعه، فشارها و زجرهای بسیاری را از سوی افراد و حکومت‌های متعصب متحمل شده‌اند.

سادات شیعۀ افغانستان هرچند که خود را قومی مستقل با خون و نژادی متفاوت می‌پندارند، در واقع در میان دیگر قوم‌ها مثل هزاره پراکنده‌اند. سیدها را در افغانستان میر یا خواجه می‌نامند.

در افغانستان نمی‌توان توافق کامل قومی یا مذهبی را در یک قطعه یافت و نمی‌توان یک قوم را کاملاً به صورت یکنواخت سنی یا شیعه دانست. حتی در قبایل سنی پشتون جمعیت‌های کوچک شیعه وجود دارد، ‌در حالی که در قبیله‌های هزاره، که شیعه هستند، نیز افرادی یافت می‌شود که سنی باشند. دولت‌آ‌بادی یکی از مورخان پرکار و جوان هزاره، 30 الی 35 درصد جمعیت افغانستان امروزی را شیعۀ اثنی‌عشری می‌داند. دایره‌المعارف بریتانیکا نگارش سال 2002م، جمعیت شیعیان را 15 درصد اعلام کرده است.

رهبران احزاب جهادی، که در سال‌های گذشته بر سر سهم شیعیان در حکومت با آنان نزاع داشتند، جمعیت شیعیان را بسیار ناچیز و اندک اعلام کرده‌اند، به گونه‌‌ای که حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان، شیعیان را 10 درصد، عبدالرسول سیاف، رهبر حزب اتحاد اسلامی افغانستان، آنان را 8 درصد و یونس خالص، رهبر حزب اسلامی افغانستان (شاخۀ یونس خالص)، شمار شیعیان را 6 درصد کل جمعیت افغانستان دانسته‌اند.

این آمارها بیشتر تخمین‌هایی سیاسی و غیر واقع‌بینانه است، ولی با توجه به گسترش شیعیان در سراسر کشور و پراکندگی آنها در بخش بزرگی از خاک این کشور به نظر می‌رسد که حدود 25 درصد تا 30 درصد از کل جمعیت افغانستان شیعه هستند.

با توجه به قبول جمعیت بیست و هفت میلیون و هفتصد هزار نفری افغانستان، پس شمار شیعیان باید حدود هشت میلیون و سیصد هزار نفر باشد. شیعیان افغانستان بیشتر در مناطق مرکزی و سپس در شهرهای بزرگ مانند کابل، هرات و مزارشریف و در ردۀ آخر قندهار و در ردۀ پایین‌تر در همۀ مناطق افغانستان پراکنده هستند.

سکونت شیعیان افغانستان

مهم‌ترین مرکز سکونت شیعیان افغانستان، مرکز آن یعنی هزاره‌جات است. هزاره‌جات از نظر جغرافیای فرهنگی حوزه‌ای مستقل و متمایز است و از نظر مذهبی مرکز اصلی تشیع افغانستان به شمار می‌آید. پس از هزاره‌جات، کابل دومین مرکز شیعیان افغانستان است. در دورۀ طالبان به خاطر فشارهای آنان، جمعیت شیعیان کابل به حداقل خود رسید، اما بعد از فروپاشی طالبان بار دیگر شیعیان به کابل بازگشتند و اکنون جمعیت چشمگیری هستند. شیعیان بیشتر در غرب کابل در مناطق فقیرنشین افشار، دشت برچی، کارته سخی، پل سرخی، پل سوخته و کرته سنگی زندگی می‌کنند.

چنداول، ‌مرادخانی، وزیرآباد، قلعه فتح‌الله و خیرخانه از مکان‌های دیگر سکونت شیعیان است. شیعیان در بدخشان و ولایت بغلان نیز حضور دارند. آنها در ولسوالی‌های بغلان، پلخمری، به ویژه شهر پلخمری دوشی و برفک، متمرکزند. شماری از شیعیان هزاره و سادات در بلخاب، سرپل و سنگ چارک زندگی می‌کنند. مرکز سکونت شیعیان در ولایت سمنگان عبارت است از درۀ صفوف و روی دو آب و در شهر میمنه فاریاب نیز تعدادی شیعه زندگی می‌کنند و در فراه و نیمروز، قندهار، لوگر و پکتیا، مزارشریف، هرات و هلمند شیعیان گسترده هستند.

شیعیان اغلب مالک قسمت محدودی از زمین‌اند. ناحیۀ هزاره قسمت کوهستانی بی‌آب و علف مرکزی است؛‌ همچنین بیابان هرات و کوه‌های دوردست بدخشان در مشرق، مسکن شیعیان به شمار می‌آ ید.

شغل اصلی هزاره‌ها کشاورزی و زراعت است. شیعیان مرکز افغانستان از کمترین زمین برخوردارند، در حالی که شیعیان شمال صاحب زمین بیشتری هستند، اما این مالکیت طرف قیاس با ازبک‌ها، تاجیک‌ها و افغان‌ها نیست. حوزه‌های فرهنگی در افغانستان امروزی عبارت‌اند از: هرات،‌ کابل، ‌مزارشریف، ولسوایی (فرمانداری)، و جاغوری.

نظام جدید

قانون اساسی مصوب 1382، که در لویه‌جرگه تصویب شد، هر گونه تبعیض قومی و مذهبی را میان اتباع گوناگون افغانستان نفی کرد. از این پس هر فرد افغانی مسلمان می‌توانست کاندیدای ریاست جمهوری شود و در صورت کسب آرای مردم متصدی این پست گردد. در حالی که در قوانین پیشین، کاندیدای ریاست جمهوری می‌بایست حتماً سنی حنفی بود. براساس مادۀ چهل و پنجم قانون اساسی جدید افغانستان، شیعیان می‌توانستند احکام و عقاید مذهبی خود را آزادانه در مکاتب تدریس کنند: «دولت نصاب واحد تعلیمی را بر مبنای احکام دین مقدس اسلام و فرهنگ علمی و مطابق با اصول علمی طرح و تطبیق می‌کند و نصاب مضامین دینی مکاتب را بر مبنای مذاهب اسلامی موجود در افغانستان تدوین می‌نماید».

در نظام جدید طراحی شده برای افغانستان بعد از طالبان، شیعیان نسبت به گذشته موقعیت بهتر و رضایت‌بخش‌تری به دست آوردند. شیعیان در کابینۀ دولت موقت و انتقالی یک معاون و رئیس دولت و پنج وزیر (وزیر پلان، وزیر زراعت، وزیر تجارت، وزیر ترانسپورت و وزیر امور زنان) داشتند. افزون بر این، بسیاری از شیعیان در سطوح گوناگون اداری در وزارتخانه‌ها استخدام شدند.

در اصل صد و سی و یکم قانون اساسی جدید افغانستان دادگاه‌های ویژۀ شیعیان به رسمیت شناخته شد: «محاکم برای اهل تشیع در قضایای مربوط به احوال شخصیه، احکام مذهب شیعه را مطابق با احکام قانون تطبیق می‌نمایند. در سایر دعاوی نیز اگر در این قانون اساسی و قوانین دیگر حکمی موجود نباشد، محاکم قضایی را مطابق احکام این مذهب حل و فصل می‌نمایند».

در انتخابات ریاست جمهوری 18 مهر 1383، حاجی محمد محقق، کاندیدای شیعی، در مبارزه با پانزده نامزد سنی توانست 12 درصد کل آرا را به دست آورد. در مقدمۀ قانون جدید افغانستان بر بی‌‌عدالتی‌های گذشته و در فقرۀ هشتم همین مقدمه بر تأمین آزادی‌های انسانی و حقوق اساسی مردم و در مادۀ ششم بر برابری همۀ اقوام تأکید گردیده و رئیس‌جمهوری ملزم به اجرای قانون بدون لحاظ تعصبات قومی و مذهبی شده است. در قانون اساسی جدید افغانستان به شیعیان اجازه داده شد تا مثل سایر گروه‌ها فعالیت رسانه‌ای آزاد و مستقل داشته باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات