مفهوم حقوق
حقوق که جمع حق به معنای امر ثابت و درست و سزاوار است، (نثر طوبی ص 181) امر ثابتی را میگویند که با واقع مطابقت داشته باشد. (التحقیق ج 2 ص 262) در اصطلاح حقوقی و فقهی، حقوق، قدرتی است که از طرف قانون به شخصی داده شده باشد. (ترمینولوژی حقوق، جعفریلنگرودی، ص 216) بنابراین حقوق، قدرت یا امتیازی است که کسی یا گروهی از آن برخوردارند. این قدرت زمانی ارزش و جایگاه مهمتری مییابد که به موجب قانون و یا عرف مقرر شدهای تصویب و تایید شده باشد.
ریشه حقوق را میبایست در مناسبات افراد و گروههای جامعه جست. افراد جامعه بر اثر روابط و مناسبات خود یک رشته اختیارات و امتیازاتی را به دست میآورند که به مجموعه آن حقوق میگویند. این اختیارات و امتیازات مشتمل بر اختیارات مدنی، اجتماعی، سیاسی و همه مزایا و سلطههایی است که قانون ناشی میشود. (فرهنگ علوم سیاسی، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، ص 372 و 373).
حقوق انسان
انسان از نظر جامعهشناسی شخصی است که میبایست حقوقش رعایت شود. اگر برای انسان به عنوان موجودی زیستی حقوقی چون حق حیات است، از نظر جامعهشناسی و روانشناسی که شخص است و دارای شخصیت اجتماعی حقوقی خاص و ویژه است که از سوی همگان رعایت آن الزامی و ضروری است. در بینش قرآنی، رعایت حقوق اشخاص از سوی افراد و گروههای اجتماعی جامعه نیازمند بستر و زمینههای خاصی است و بدون ایجاد این بستر و فضا امکان تحقق درست آن فراهم نمیشود. از اینروست که قرآن به بینش و نگرش انسانی بهایی ویژه میبخشد و بر این باور است که گرایش و کنش و واکنشهای انسانی را بینش و نگرش او ساماندهی و سازماندهی میکند. بنابراین به این مساله توجه میدهد که همه انسانها به عنوان آفریدههای خداوندی از حقوق ویژه و خاصی برخوردارند و کسی نباید به آن تجاوز و تعدی کند. اینگونه است که اعتقاد به خداوند و هدفمندی و مساله حسابرسی در آخرت و معاد را به عنوان عوامل موثر در تغییر رفتار انسانها برمیشمارد و بیان میدارد که مهمترین پشتوانه برای رعایت حقوق انسانها از سوی همگان پذیرش و اعتقاد به حسابرسی دقیق خداوند است. (نساء آیه 6) همین عامل انگیزه میشود تا انسان به تقوا گرایش یابد و تقوا نیز به عنوان عامل بازدارنده و انگیزه قوی در برخورد با دیگران مطرح میشود و رعایت حقوق دیگران را در شخص تقویت میکند. (بقره آیه 233 و 141 و 182) زمانی که شخصی به این مقام برسد که همگان را مانند خود دارای شخصیت و کرامت بداند حتی نسبت به دشمنان خود نیز به نوع دیگری رفتار میکند و حقوق آنان را نیز مراعات کرده و در حق ایشان هیچگونه کوتاهی به جا نمیآورد. (مائده آیه 2)
در مورد کسانی که به این اندازه نرسیدهاند خداوند از روش انذاری بهره میبرد و تهدید نسبت به متعرضین به حقوق انسان در جامعه به آنان کیفر تجاوز و تعدی را یادآور میشود تا به این روش از تجاوز و تعدی دست بردارند. (نساء آیه 9)
اینها گوشهای از شیوهها و روشهای قرآنی برای ترغیب و تشویق و گاه تهدید کسانی است که حق انسانی همنوع خویش را در زندگی اجتماعی رعایت نمیکنند.
تساوی حقوق انسان
در بینش و نگرش قرآن و آموزه وحیانی این کتاب مقدس، تفاوتی میان زن و مرد در این مسئله نیست. از اینرو همان گونه که در بینش و نگرش قرآن همه انسانها از زن و مرد واحدی آفریده و خلق شدهاند و میان سیاه و سفید و زرد و سرخ فرقی نیست و اینگونه تمایزات ظاهری موجب تمایز باطنی و حقوقی نمیشود همچنین از انسانها خواسته شده که حقوق همگان را بدون تبعیض در مرد و زن بودن رعایت کنند، از اینرو، خود نیز بر پایه و اساس تساوی میان مرد و زن (عدم تمایز جنسیتی) و سیاه و سفید (عم تمایز نژادی) عمل میکند و پاداش هرکسی را بدون توجه به زن و مرد بودن به طور کامل ادا میکند. (نساء آیه 32)
قرآن بیان میدارد که همه انسانها در حقوق اجتماعی مساوی هستند (قصص آیه 83) و همچنان که از تساوی در حق حیات و زندگی برخوردار میباشند (مائده آیه 32) همانگونه نیز حقوق همگانی همه محترم است و انسانها نباید برخلاف این حکم عمل کنند. (شورا آیه 42)
دفاع از حقوق انسان
احترام حقوق اجتماعی انسان به عنوان شخص و حقوق حیات او به عنوان موجود زنده، این معنا را تقویت میکند که در بینش و نگرش قرآنی دفاع از حقوقی انسانی و اجتماعی بشر امری مطلوب و بلکه واجب و ضروری است. از اینرو به کسانی که حقوق انسانی و یا اجتماعی بشر را مورد تعرض قرار میدهند ضمن هشدار به تعرضشدگان این اجازه را میدهد تا در برابر ایشان قیام کرده و به دفاع از حق خود اقدام کنند و در این راه از پای ننشینند و پایداری کنند. (آل عمران آیه 75) از اینرو میبینیم که در این آیه سخن از قیام و پایداری برای گرفتن حق است و در ستایش حقطلبان و نکوهش متجاوزان به حقوق مردم از این واژه بهره جسته است تا بنمایاند که قیام به قسط به عنوان فرمان عام و کلی دارای مصادیقی است که یکی از آنها قیام برای گرفتن حق است.
قرآن، همچنین برای تحکیم و تقویت دفاع از حق و حقوق انسانی و اجتماعی به نقش حاکمان و قاضیان اشاره کرده و از آنان خواسته در دستیابی مظلومان به حقوق خود آنان را یاری و کمک کنند. (بقره آیه 188) و از این که برخی از حاکمان و اهل قدرت به همراه برخی از قضات به جای حمایت از مظلومان و حقوق ایشان به مدد و یاری متجاوزان به حقوق میروند سرزنش و نکوهش میکند؛ چنان که از این برخی از مردم برای توجیه تجاوز و تعدی به حقوق اجتماعی و انسانی دیگران به احکام قضات و حکام پناه میبرند امری ناهنجار و زشت دانسته و از ایشان میخواهد که با این روشهای نادرست حق مردم را پایمال نکنند.
محدوده حقوق انسان
چنان که گفته شد برای انسان دو دسته حقوق میتوان ثابت کرد: حقوقی که به عنوان حق زیستشناسی برای انسان ثابت است که از جمله آنها میتوان به حق حیات اشاره کرد و دیگر حقوق اجتماعی است که به عنوان شخص برای انسانها ثابت شده است. حقوق انسانی و اجتماعی انسان میتواند بسیار باشد و مصادیق زیادی را شامل شود؛ ولی آنچه میتواند به عنوان اصل قرار گیرد و موجبات تحدید و محدودیت انسان در حوزه زیستی و اجتماعی را فراهم آورد، قوانین شرعی و عرفی است. قرآن از احکام شرعی و تکالیف به عنوان تعیینکننده حقوق انسان یاد میکند و پس از بیان احکام و قوانین تحدیدکننده میفرماید: تلک حدودالله فلاتقربوها؛ این احکام و قوانین شرعی به عنوان وظایف الهی و حدود خداوندی است پس به این محدود نزدیک نشوید (بقره آیه 187 و 229 و نیز 230)
بنابراین میتوان گفت که تکالیف شرعی و قوانین عرفی میتوانند به عنوان حدود حقوق انسانی و اجتماعی عمل کنند و حقوق انسان را محدود نمایند.
مصادیق قرآنی حقوق انسان
1- حق حیات
حق حیات به عنوان حق انسانی برای انسان ثابت است؛ به این معنا که هرانسانی به عنوان یک موجود و آفریده زیستی خداوند از حقی برخوردار میباشد که از آن به حق حیات و زندگی یاد میکنند و کسی نمیتواند آن را از وی سلب کند. بنابراین کشتن و قتل انسانی به عنوان تعرض به حق انسانی از نظر زیستشناختی در نگرش قرآنی امری ناپسند و گناهی نابخشودنی است. (مائده آیه 32 و 35 و انعام آیه 140 و اسراء آیه 31 و 323 و کهف آیه 74 و مانند آن) آیات بسیاری بر این حق اشاره داشته و آن را جزو حقوق مسلم بشری دانسته است که تعرض به آن گناه و جرم است و مرتکب آن به سختی کیفر داده خواهد شد. (همان) در روز رستاخیز یکی از گناهانی که از آن مواخذه و بازخواست خواهد شده مسئله قتل نفس است که در آیه 8 و 9 سوره تکویز و آیات دیگری بدان اشاره شده است.
2- قصاص
این که حق حیات به عنوان حق انسانی و زیستی مورد تأکید و توجه قرآن قرار گرفته به این معنا خواهد بود که کسانی که صاحب خونی شدهاند و یکی از خویشان ایشان به ظلم و ستم کشته شده از این حق برخوردار خواهند بود که جان قاتل را بگیرند و او را به این جرم قصاص نمایند. هدف از قصاص این است تا عاملی بازدارنده در جامعه پدید آید؛ زیرا عنصری مهمتر از جان انسان وجود ندارد که اگر به سادگی و آسانی در معرض خطر قرار گیرد اجتماع از میان رفته و انسانهای بیگناه کشته و به قتل میرسند. از اینرو قرآن از قصاص به عنوان عامل حیات یاد میکند؛ زیرا موجب میشود تا کسی دست به قتل کس دیگری نزند و اینگونه است که حیات در جامعه حفظ میشود. (بقره آیه 178 و 179 و مائده آیه 45 و اسراء آیه 33)
3- امنیت
حق امنیت به معنای عام آن که شامل امنیت جانی، عرضی و مالی و نیز سیاسی و اجتماعی و همچنین امنیت روانی فرد و جامعه است، به عنوان مهمترین حق پس از حق حیات برشمرده شده است. در حقیقت امنیت به عنوان هدف انسانی در حکم نخستین مؤلفه سعادت در کنار آسایش است.
4- آزادی
آزادی در اقسام و انواع آن یعنی آزادی بیان و عقاید امری پذیرفته شده در اسلام است. آیات بسیاری بر حق آزادی انتخاب عقاید وارد شده است. (بقره آیه 256 و آل عمران آیه 20 و آیات بسیار دیگر) در بینش اسلامی و قرآنی بر این نکته تأکید شده است که انسان به طور طبیعی موجودی متفکر است و باید بستری مناسب برای تفکر و اندیشه افراد فراهم آید. قرآن به ایجاد بستر لازم برای تفکر و اندیشه اشاره میکند که از آن برخی به آزادی اندیشه یاد میکنند که منظور و مرادشان همین معنای پیش گفته است؛ زیرا انسان به طور طبیعی از آزادی اندیشه برخوردار است و اندیشه چیزی نیست که قابل وضع و جعل قانونی باشد و گفته شود که انسان این حق را دارد که آزاد بیندیشد و یا نیندیشد. آنچه در اینجا قابل جعل و وضع قانونی میباشد مسأله زمینه و بسترهای اندیشیدن است. بنابراین وقتی سخن از آزادی اندیشه میشود به معنای برطرف کردن موانع برای اندیشیدن آدمی در حوزههای مختلف است. در جهان امروز برخی از ابزارها و فناوری استفاده کرده و با رسانههای مختلف جلوی اندیشیدن مردم در موضوعات مختلف را میگیرند. این امر هرچند به صورت جبری نیست ولی اختیار را نیز از انسان سلب میکند. به هرحال قرآنی انسان را موجودی متفکر آفریده و از او خواسته است تا در جهت منافع و کمال خود بیندیشد. (بقره آیه 219 و دهها آیه دیگر)
5- آگاهی (اتمام حجت)
از بیان گذشته این حق برای انسان ثابت میشود که از آگاهی برخوردار باشد و کسی جلوی آزادی دستیابی وی را به مسائل و دانشها نگیرد. در قرآن سخن از اتمام حجت است که به معنای آگاهی دادن کامل و تمامی به انسانهاست. خداوند زمانی که امتی را میخواهد بازخواست و یا عذاب کند نخست اتمام حجت میکند و فرد و جامعه را به مسایل و پیامدهای موضوع آگاه میسازد و اطلاعات کاملی را در اختیار او میگذارد. بنابراین یکی از حقوق اجتماعی انسان آگاهی یافتن به مسایل اجتماعی و سیاسی و حقوقی خود میباشد. از اینرو حق آگاهی یافتن به عنوان حقی ثابت در قرآن مورد تایید قرار گرفته است. (نساء آیه 165 و اسراء آیه 15)
مصادیق دیگر حقوق انسان
حق استفاده از طبیعت و مواهب آن به عنوان حقی عام (بقره آیه 22 و 29 اعراف آیه 10 و 32) حق پناهندگی (نساء آیه 100 و انفال آیه 26 و 72) حق تجارت (نساء آیه 32) حق تصمیمگیری (آل عمران آیه 159) حق دادرسی (نساء آیه 58 و 105) حق دفاع مشروع (حج آیه 39 و 40) حق عبادت (علق آیه 9 و 10) حق ازدواج (نساء آیه 3 و 129 و بقره آیات 228 و 230) حق مالکیت (نازعات آیه 33 و عبس آیه 32) حق مسکن (بقره آیه 84) و حق هدایت (لیل آیه 12) و مانند آن از دیگر مصادیق حقوق انسانی زیستی و اجتماعی بشر است که در قرآن به آن پرداخته شده است.