احمد حسيني
رئيس جمهور افغانستان ميگويد: "طالبان يك گروه سياسي مخالف است كه ميتوان با آن مذاكره كرد". اين نگاه جديد به طالبان در تفكرات آقاي اشرف غني احمد زي تازگي ندارد. سالها پيش وقتي كه وي از مسئوليت وزارت ماليه دولت آقاي كرزي كنارهگيري كرده بود و در آمريكا فعاليت داشت. طي گفتگويي با شبكه خبري الجزيره از ادامه مذاكرات صلح با طالبان و نقش فعال كشور پادشاهي عربستان سعودي در اين مذاكرات خبر داد هر چند آن روزها دولت عربستان هرگونه مذاكرات صلح را منوط به جدايي طالبان از القاعده ميدانست، ولي اشرف غني ميگفت: "همه طالبان هم صدا نيستند و يك فرمانده تندرو نميتواند از طرف طالبان يا القاعده صحبت كند. او ادامه ميدهد: "برخي از طالبان پروسه صلح را خواهند پذيرفت و تعدادي ديگر از آنان ديرتر به روند صلح خواهند پيوست.
در آن مقطع گزارشاتي مبني بر ديدار برخي مقامات افغان با عناصري از گروه طالبان و همچنين شماري از نمايندههاي حزب اسلامي افغانستان به رهبري گلبدين حكمتيار منتشر شد. اينك به نظر ميرسد، رئيسجمهور جديد بيش از هر زمان ديگر درصدد نزديك شدن به طالبان است. اما بايد در نظر داشت. معادلات فراواني بايستي حل و فصل گردند كه مسئله طالبان يكي از فروع آن است. در همين زمينه به بعضي مسايل اشاره ميشود:
1 - اشرف غني احمد زي از پشتونهاي قبيله احمد زي است و حتماً به ياد ميآورد كه در سال 1375 وقتي شورشيان طالبان وارد كابل شدند در اولين اقدام خود، رئيسجمهور وقت محمد نجيبالله احمدزي و برادرش را به قتل رساندند و جنازههايشان را در چهارراه، آريانا نزديكي ارگ رياست جمهوري به نمايش گذاشتند.
2 - قتل عام و نسل كشي هزارهها بين سالهاي 1377 تا 1380 در ولايتهاي سرپل، باميان و مزار شريف آن قدر گسترده و وحشيانه بود كه هرگز از يادها نميرود. هر چند وزير داخله پاكستان، مسئوليت اين قتلها را متوجه لشكر جنگوي و سپاه صحابه دانسته بود ولي ساز و كار هدايت گروههاي تروريستي در منطقه آن قدر پيچيده نيست كه نتوان عوامل اصلي و برنامهريز را شناسايي كرد.
3- از آن جمله است. شهادت مظلومانه حجت الاسلام والمسلمين استاد مزاري دبيركل حزب وحدت اسلامي افغانستان، ترور برهان الدين رباني و احمد شاه مسعود، شهادت ديپلماتهاي ايراني و... كه همه به دوران سلطه طالبان مربوط ميشوند. هر چند طالبان امروزه به دليل انشعابات مختلف، از آن يكپارچگي و وحدت فرماندهي دهههاي گذشته برخوردار نيست.
4 - در كوران تبليغات انتخاباتي وقتي از اشرف غني خواسته شد براي جلب رضايت و عذرخواهي از مردم هزاره به ميان آنان برود - بويژه كه برادر او حشمت غني، رئيس كوچيهاي افغانستان، متهم به سركوب هزارهها در منطقه بهسود بود - وي از اين امر سر باز زد. و هنوز اين عذرخواهي را به آنان بدهكار است.
5 - معاون اول رئيس جمهور، ژنرال عبدالرشيد دوستم يكي ديگر از موارد مناقشه برانگيز دولت اشرف غني است. او كه يكي از شبه نظاميان و رهبر و مؤسس حزب جنبش ملي اسلامي افغانستان - عمدتاً متشكل از ازبكها - است، به تندخويي و انتقام كشي از مخالفان خود مشهور است. وي پس از آنكه طالبان شهر مزار شريف مركز ايالت بلخ و مقر حكمراني او را اشغال كردند به تركيه رفت و پس از سقوط طالبان و استقرار دولت كرزي به عرصه سياست بازگشت و الآن بعنوان معاون اول رئيسجمهور و دست راست او فعاليت دارد.
6 - نوع رابطه با پاكستان از ديگر مسائل جدي دولت فعلي است. پاكستان به دليل اختلاف ديرينه مرزي خود با افغانستان وبه رسميت نشناختن معاهدهاي كه امير عبدالرحمن خان حكمران افغانستان با هند تحت سلطه بريتانيا امضاء كرد، نميخواهد شاهد يك افغانستان با ثبات و آرام باشد. اختلاف جدي دو كشور بر سر خط مرزي ديورند، از سال 1326 كه پاكستان به استقلال رسيد، همواره مانع ايجاد رابطهاي اعتمادبرانگيز بوده است. ضمن اينكه حمايت پاكستان از گروههاي تروريستي و قاچاق مواد مخدر و... نيز به آن اضافه ميشود. در چنين وضعيتي شايد احتمال گرايش سياسي دولت اشرف غني به هندوستان قابل بررسي جديتر باشد.
7 - از مشكلات جدي اين دولت، نوع مواجهه با تعارضات فرهنگي و اقتصادي در كشور ميباشد. فعاليت 20 شبكه تلويزيوني و 200 ايستگاه راديويي و بيش از 300 روزنامه و مجله كه عمدتا با پشتيباني و حمايت مالي آمريكا و كشورهاي غربي تامين ميشوند. در كشوري كه 78 درصد مردم آن از برق محروم هستند مسئله غريبي است. در چنين احوالي براي اولين بار همسر آقاي اشرف غني، خانم رولاسعاده غني كه يك لبنانيالاصل مسيحيتبار ميباشد، به عنوان بانوي اول كشور افغانستان درگفتگو با شبكه فارسي بي.بي.سي درحالي كه فارسي صحبت ميكند، از آزادي ودموكراسي براي زنان افغان سخن ميگويد. در كشوري كه غير از چند محله در مركز يعني شهر كابل و بعضي شهرهاي ديگر همه زنان برقع پوش هستند. سر و سامان دادن به اين تضاد و تناقض از مشكلات جدي دولتي است كه كشورش از فقر گسترده نيز رنج ميبرد.
8- اما در مورد جمهوري اسلامي ايران، آقاي اشرف غني كه رياست جمهوري خود را به نوعي وامدار سفر و حضور جان كري وزير خارجه آمريكا در كابل و مذاكرات پنهان و معاملات مربوط به آن ميداند، با امضاء عجولانه توافقنامه امنيتي افغانستان باآمريكا كه آقاي كرزاي حاضر به انجام آن نشد - براي خود يك چالش ايجاد كرد. اگرچه وي در مذاكره تلفني با رئيسجمهور روحاني اطمينان ميدهد كه هرگونه توافق افغانستان با ديگر كشورها به هيچ عنوان عليه ايران يا به ضرر ملت شما نخواهد بوده ولي با توجه به اينكه بر پايه اين توافق نامه حداقل دو پايگاه آمريكا نزديك مرزهاي ايران برقرار خواهد شد كه وجود آنها ميتواند براي ادامه و گسترش فعاليتهاي گروههاي تروريستي جايگاه مناسب و جولانگاه مساعدي همانند آنچه اينك داعش در عراق و سوريه انجام ميدهد، باشد.
قطعا براي ايران يك موضوع استراتژيك خواهد بود. خاصه اين كه رئيسجمهور افغانستان در ادامه مذاكره تلفني خود با آقاي روحاني ميگويد: "مسئلهاي كه ايران بايد درك كند اين است كه يك دولت بايد براساس منافع خود، تعادل در روابط خارجياش را حفظ كند. هر دولتي، اصل همكاري با سايركشورها را براساس منافع ملي خود ميسنجد!"
البته در اين ميان آنچه تعيينكننده است همانندعراق، روابط عميق و گسترده دو ملت ايران و افغانستان است كه ريشه در دين و اعتقادات و ارزشها و يك فرهنگ و تاريخ مشترك دارد ولي به هر حال براي دولتي كه از طرفي وابسته به تفكرات قبيلهاي و همسويي با آمريكا ميباشد و از طرف ديگر زمزمه به رسميت شناختن و ارتباط با طالبان و تعامل با آنان هر روز بيشتر شنيده ميشود بر پيچيدگي اوضاع ميافزايد.
جمهوري اسلامي ايران، كه در شرايط سخت دهههاي گذشته، همسايه شرقي خود را مورد حمايت قرار داده، باز هم چون گذشته پشتيباني خواهد كرد. افغانهاي شريف هرگز از ياد نبردهاند چگونه در بحرانيترين شرايط آن كشور كه ناشي از حملات وحشيانه ارتش سرخ و سلطه قرون وسطايي طالبان بودهمواره مورد استقبال و مساعدت همه جانبه ايران بودهاند و هنوز هم هستند.
پايان سخن آن كه انتظار ميرود دولت آقاي اشرف غني نيز با درك اين شرايط. براي ساختن يك افغانستان مستقل وآباد بر روي مردم خوب وسختكوش كشور خود حساب باز كند و نه حمايت ابرقدرتها و يا گروههايي باكارنامههاي سياه و تاريك ودر اين ميان جلب اعتماد شيعيان كه 40 درصد جمعيت افغانستان را تشكيل ميدهند و خاطرات نامناسبي از گذشته در ذهن آنان باقي است يكي از اقدامات لازم دولت جديد براي گسترش و تعميق اتحاد بين قوميتها ميباشد در پرتو اين همبستگي و اراده ملتهاي مسلمان منطقه قطعا استكبار جهاني و ايادي آن در اجراي برنامههاي شيطاني خود راه به جايي نخواهند برد.