* آقای نورمحمدی! چه ضرورتی احساس کردید که به فکر تشکیل حزب "ندا" افتادید؟ مگر خلایی در جبهه اصلاحات احساس میکنید؟
** شاید به این دلیل که محل و مامنی برای فعالیت و طرح دغدغهها و نظرات وجود نداشت که بتوانیم حرفهایمان را بزنیم و نظراتمان را به عرصه عمومی بیاوریم. از یک طرف به دلیل اتفاقات سال 88 اصلاحطلبان به صورت کلی دچار محدودیت برای فعالیت شده بودند که بعضا برای یک همنشینی ساده هم احساس امنیت نداشتند. از طرف دیگر بعد از انتخابات سال 92 و رفع بخشی از محدودیتها خود اصلاحطلبان دیگر انگیزه و تمایلی برای فعالیت نداشتند. لااقل آنچه که ما به عنوان بخشی از جوانان اصلاحطلب مشاهده میکردیم این بود. به عنوان مثال اواخر سال گذشته طرحی از سوی جوانان اصلاحطلب استان اصفهان برای تشکیل پارلمان جوانان اصلاحطلب تهیه شد که این طرح تقدیم آقای خاتمی شد. طرحی که در هر استان پارلمان جوانان با حضور 200 تا 400 جوان اصلاحطلب تشکیل میشد و در نهایت پارلمان ملی با مشارکت پارلمان استانها تشکیل میشد. آقای خاتمی هم مثل همیشه که به جوانان محبت دارند این طرح را به شورای مشورتیشان برای بررسی و احیانا تهیه سازوکار اجرایی ارجاع دادند. این طرح در کارگروه اجرایی شورای مشورتی رد شد که اجرا نشود. دلیلش را که سوال کردیم گفتند این طرح تضعیف احزاب جبهه اصلاحات است و نباید اجرا شود. موارد متعدد دیگری هم بود که به این جمعبندی رسیدیم باید به سمت تشکیل یک حزب جدید برویم.
* بحثی که منتقدان مطرح میکنند اینکه حزب ندا عموما از نسل جوان تشکیل شده است و آنها فعالیت تجربی لازم را برای ورود به عرصه سیاستورزی حرفهای ندارند. اما خود شما درست است که متولد دهه 60 هستید ولی دارای سابقه درخشانی از جمله عضویت در شورای مشاوران خاتمی، میباشید و یکی از جوانترین مشاوران ایشان هستید. تحلیلتان را درباره وزن سیاسی ـ اجتماعی اعضای "ندا" بفرمایید.
** از این منتقدین سوال میکنم برای این که یک مجموعه بخواهد به صورت مستقل برنامه و دیدگاههایش را مطرح کند نیاز به چقدر تجربه دارد؟ یک سال؟ دو سال؟ پنج سال؟ من به این دوستان یادآوری میکنم اکثر اعضای ندای ایرانیان بالای 10 سال تجربه کار سیاسی حرفهای دارند و در تمام انتخابات گذشته هم سنگ زیرین آسیاب اصلاحطلبان بودهاند. نمیشود فردی که خودش ماههای فعالیت حزبیاش به تعداد انگشتان یک دست نمیرسد در مورد افرادی که در کار حزبی به مراتب پیشکسوتتر از او هستند بگوید "شما مویز نشده میخواهید غوره شوید" بسیاری از اعضای موسس ندا همین حالا سن و تحصیلات و تجربه کار حزبیشان از میانیگن سن و تجربه سایر احزاب مطرح جبهه اصلاحات در زمان تاسیس بیشتر است.
* آقای نورمحمدی! یکی از نقاط قوت و رمز مانا و تاثیرگذار بودن احزاب، شکلگیری از پایین به بالای آنها میباشد. به این مفهوم که از متن جامعه و در بستری از مطالبات بدنه اجتماعی شکل بگیرد. آیا ندا در اینچنین شرایطی در حال تاسیس است و بدنه اجتماعی خود را شناسایی کرده است؟ در واقع وجه تمایز "ندا" با دیگر احزاب اصلاحطلب در چیست؟
** من معتقدم "ندا" دو مزیت نسبت به احزاب دیگر دارد. مزیت اول از پایین به بالا شکل گرفتنش است. جوانانی که تا دیروز کار اجرایی میکردند و در کوره احزاب و حوادث سالهای گذشته آبدیده شدهاند و افتخارشان گفتگوی رودررو و ارتباط با با بدنه جامعه بوده، تصمیم گرفتهاند با تکیه بر تجربیاتی که این سالها کسب کردهاند یک مجموعه تاسیس کنند. اینها رسیدهاند به اینکه وارد سیاستورزی کلان شوند یعنی کاملا از پایین شکل گرفتهاند. مزیت دوم آن هم اینکه "ندا" تجربیات احزابی که از 20، 10 سال گذشته شکل گرفتند و فعالیت کردهاند و همین طور تجربه نسل اول اصلاحطلبان را که سرمایه عظیمی است در کنار خود دارد. تجربیاتی که سایر احزاب در زمان تاسیسشان نداشتند. "ندا" مطالبات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی نسل خودش را پیگیری خواهد کرد. نسلی که جدای از تمام اختلافات تاریخی نسل اول انقلاب دنبالذر زندگی کردن است و زندگی خوب حق اوست. حقی که احساس میکند به خاطر شرایط و دعواهای تاریخی از او دریغ شده است. نسلی که بخشی از هویتاش را از گفتمان اصلاحات گرفته است و به دنبال به رسمیت شناساندن سبک زندگی با حفظ اصول است.
* تعریفتان از گفتمان اصلاحطلبان چیست؟ "تدا" در چه نقطهای از تعریف شما از اصلاحطلبی قرار میگیرد؟ ندا به دنبال تغییر در گفتمان اصلاحطلبی است یا تکمیل و یا احیای آن؟
** ما اعتقاد داریم اصلاحات گفتمان اصیل دارد که این گفتمان طی سالهای 76 به بعد به مرور پرورده شده و البته در این پرورده شدن طبیعتا محورها و موضوعاتی به آن اضافه شده که از دید ما با آن اصالت اولیهاش تناقض دارد. از جمله مباحثی که آقای گنجی در سالهای اخیر مطرح کردند که به نظر ما هیچ تناسب و قرابتی با آن گفتمان اصیل ندارد. ممکن است قرائتی از اصلاحطلبی باشد اما از نظر ما اصالت ندارد. ما تلاش خواهیم کرد که گفتمان اصیل اصلاحطلبی را پررنگ کنیم. گفتمانی که از آقای خاتمی آموختهایم و یکسری اصول و چارچوبهای مشخصی دارد. از جمله این که خودش را در درون نظام سیاسی تعریف میکند، به دنبال تقویت نظام است، اخلاقمدار است و به مخالفان و منتقدان خود احترام میگذارد و از همه مهمتر دموکراسی را هداف نمیبیند بلکه دموکراسی را ابزاری برای رسیدن به یکسری اهداف میداند که آن اهداف، مطالبات مردم و انقلاب اسلامی است.
* در واقع به دنبال تغییر در گفتمان اصلاحطلبی نیستید و در پی تقویت این گفتمان هستید. درست است؟
** دقیقا، فکر میکنم یکسری از مباحثی که به اسم اصلاحطلبی مطرح شده آسیب جدی به این گفتمان زده و باید تلاش کرد آن بخش از آن نظرات کمرنگتر شود.
* به نظر میرسد حتی منتقدین جدی "ندا" هم از ضرورت نقد درونی و بیرونی اصلاحات سخن به میان آوردهاند. تا آنجا که بر تغییر نگاه آرمانگرایانه به نگاهی واقعبینانه تاکید میکنند و بر ضرورت تعریف اصلاحات در عصر اعتدال تحلیل ارائه میدهند. در واقع در عین انتقاد، نقاط اشتراک متعددی با نگاه و گفتمان "ندا" دارند. حال این سوال مطرح میشود که ریشه انتقادات تند این چهرههای مطرح اصلاحطلب علیه "ندا" در چیست؟
** اگر بخواهیم مخالفتها و انتقادات را دستهبندی کنم میتوانم بگویم این انتقادات را میشود در 4 دسته طبقهبندی کرد. بخشی از این مخالفان که کم هستند شخصی نگاه میکنند. یعنی با یکسری از افرادی که عضو "ندا" هستند دعواها و خصومتهای شخصی دارند و این را فرصتی دیدهاند برای تسویه کردن برخی از این اختلافات. دسته دوم آنهایی هستند که صادقانه "ندا" را نقد میکنند و نگرانند. بالاخره ما با دوستان مینشینیم حرف میزنیم، دغدغههایی را مطرح میکنند از آنچه نگرانند که اتفاق بیفتد. ما خیلی نگران این دسته از انتقادات صادقانه نیستیم. به این دلیل که فکر میکنیم عملکرد ما بخش عمدهای از آن انتقادات را در طول زمان کوتاه حتما رفع خواهد کرد. بخش عمده دیگری از انتقادات و مخالفتها کاملا بر اثر سوءتفاهمها شکل گرفته است. یعنی دوستان براساس اطلاعات غلطی که مطرح شده ما را مورد نقد و قضاوت قرار میدهند. خیلی از این نقدهایی که این مدت مطرح شد نقدهایی بود که ذهنخوانی بود و اصلا صحت نداشت. مثلا میگفتند "ندا" ایدهآلش این است که در کابینه و مجلس جوانگرایی کند و جوانان وارد کابینه شوند. در حالی که من نگاه کردم هیچ کدام از اعضای "ندا" در تمام این مدت این موضوع را مطرح نکردند و حتی در جلسات منتقد جوانگرایی به سبک دکتر احمدینژاد هستند. ولی به عنوان یک اصل از طرف "ندا" آمدند مطرح کردهاند و بر همان اساس نقد مفصلی نوشتند. یا یکی از دوستان نامه نوشته که شما نو اصولگرایان هستید به دلیل اینکه دغدغههای مردمسالارانه ندارید؛ جالب آنکه ما هنوز بیانیهای نداده بودیم و هیچ حرفی مطرح نکرده بودیم، چطور این دوست میتوانست بیاید قضاوت کند شما نواصولگرا هستید. ما بیانیه اولمان صادر شد و اگر هر فرد منصفی این بیانیه را بخواند متوجه خواهد شد نقد عجولانه ایشان بیسند بوده است. جنس خیلی از انتقادات از همین بوده است؛ براساس این بوده که افراد حرفها را رصد نمیکردند. یا یک مورد دیگر این که ما در تمام مصاحبههایمان از روز اول تا به حال بر محوریت آقای خاتمی در جبهه اصلاحات و پذیرفتن نقش ایشان تاکید کردیم، اما بعد از یک ماه یکی از دوستان میروند مصاحبه میکنند اعضای "ندا" میخواهند از خاتمی عبور کنند. پس معلوم است این دوستان اصلاحطلب مواضع و حتی بیانیه "ندا" را نخواندهاند و بر اساس سوء تفاهم ارزشگذاری میکنند چرا که صدای واقعی "ندا" به گوششان نرسیده است. و دسته آخر هم که به نظرم خیلی زیاد نیستند کسانی هستند که کلا با منش "ندا" مخالفاند و آن را قبول ندارند، ما را متهم به خیانت میکنند. یعنی گفتگو و تعامل در درون نظام و جریانهای اصیل آن را قبول ندارند و شاید در تضاد با منافع خودشان میدانند و احساس میکنند اگر ما وارد فضای گفتگو شویم و اصولگرایان و اصلاحطلبان همدیگر را به رسمیت بشناسند منافع آنها به خطر بیفتد. ما با این دسته هم نمیتوانیم کاری کنیم چون با آنها تفاوت فکری و نظری داریم.
* یعنی شما معتقدید که این دسته آخر خیلی به گفتمان اصیل اصلاحطلبان پایبند نیستند؟
** از دید ما درون جامعه اصلاحطلب نیستند. بالاخره اصلاحطلبی فقط یک اسم نیست که یک نفر اسما خودش را اصلاحطلب بداند اما به اصول رفتاری آن پایبند نباشد. این گفتمان در چارچوب نظام سیاسی تعریف میشود، خود را بخشی از آن میداند و به دنبال آن است که این ضعفها را اصلاح کند تا در نهایت نظام سیاسی تقویت شود و طبیعتا کسی که به دنبال اصلاح و تقویت نظام نیست به نظر من در آن گفتمان اصیل قرار نمیگیرد و حداقل از آن گفتمان اصیل فاصله گرفته است.
* وزن کدام یک از طیفهای مخالف "تدا" سنگینتر است؟
** من فکر میکنم دسته سومی که در واقع با سوء تفاهم قضاوت میکنند بیشتر است. من خودم در بیشتر نقدهایی که چه در حوزه جوانان چه در حوزه بزرگترها میخوانم و میبینم حرفهایی را از طرف "ندا" میزنند که نظرات "ندا" نیست و صدای دیگری است. این طیف خیلی پررنگ است و وزن خیلی بیشتری دارد.
* آقای نورمحمدی؛ برخی معتقدند براساس تجربه، سرنوشت "ندا" شکست خورده و پایان راهشان بنبست است، آیا راهی که "ندا" انتخاب کرده مسبوق به سابقه بوده و یا راهی نو با مولفههایی متمایز و تاکتیکهایی جدید است؟
** من فکر میکنم افرادی که این نظر را دارند سابقه حزب عدالت و توسعه ترکیه را درست مطالعه نکردهاند. وقتی که حزب عدالت و توسعه ترکیه تشکیل شد از جانب خیلی هواداران حزب رفاه حملات سنگینی به آنها شد، بارها آقای اردوغان و حزب عدالت و توسعه را یاران شیطان نامیدند اما تجربه نشان داد راهی را که اردوغان شروع کرده بود مسیری بود که آینده ترکیه را دربرداشت.
* مطمئناً منتقدان هم در پاسخ به شما میگویند فضای سیاسی کشور ترکیه با ایران متفاوت است.
** بله. قیاس معالفارق است اما چون برخی به گذشته اشاره میکنند من هم خواستم تجربه متفاوتی را مطرح کنم. در کل به آینده "ندا" خیلی امیدواریم. ما در "ندا" آمدهایم تا معادلات سیاسی کشور را تغییر بدهیم و حتما این کار را خواهیم کرد. منتها برای این کار عجلهای نداریم. نگاه ما به ده سال آینده است. پیشبینی ما این است که در ده سال آینده گفتمان "ندا" تمامی جریانات اصلاحطلب را دربرخواهد گرفت. فکر میکنم مسیری که ما شروع کردهایم به همین جا منجر خواهد شد.
* صحبتی که شما مطرح میکنید در واقع یک نوع اعلان جنگ به دیگر احزاب و تشکلهای اصلاحطلب است؟
** خیر، اعلام حضور است. ما به دنبال شناسایی شباهتها در درون فضای سیاسی کشور هستیم، به دنبال جنگ نیستیم.
* پس رویکرد "ندا" در مواجهه با دیگر احزاب اصلاحطلب تعامل است؟
** قطعاً. ما خود را بخشی از جریان اصلاحطلبی میدانیم و خود را خارج از اصلاحطلبی تعریف نکردیم و نخواهیم کرد. کاملا در درون همین چارچوب عمل خواهیم کرد و معیار ما برای اصلاحطلبی آقای خاتمی هستند.
* اگر دیگر جریانات اصلاحطلب در مواجهه با تعامل "ندا"، رویکرد عدم استقبال را در پیش گرفتند، چه واکنشی بروز خواهید داد؟
** یکی از اصولی که برای خود تعریف کردهایم اصل صبوری است. ما برای رقابت با سایر جریانات اصلاحطلب نیامدهایم و به دنبال تقویت کل جریان اصلاحات هستیم. برای همین عدم استقبال و حتی قضاوتهای غیر منصفانه ما را از ادامه مسیر منصرف نخواهد کرد. باور داریم با این روندی که در جبهه اصلاحات در پیش گرفتهایم آینده روشنی در برابر اصلاحطلبان نخواهد بود. اینکه ما صرفا به دنبال فرصتهای انتخاباتی باشیم که از برخی از غفلتهای رقیب استفاده کنیم و بتوانیم مجلس و دولت را به دست بگیریم اسمش اصلاحات نیست. اصلاحات زمانی موفق خواهد بود که در دل جامعه باشد. ما اصلاحطلبان در این زمینه خیلی منفعل هستیم.
"ندا" از این زاویه متفاوت عمل خواهد کرد که قصد دارد وارد حوزه اجتماعی و زندگی مردم شود. برای همین اولین برنامهای که تصمیم گرفتیم اجرا کنیم راهاندازی کمپین آب و زندگی است تا بتوانیم با کمک مردم و دولت نسبت به بهبود شرایط این دغدغه مهم دهه آینده کشور گام برداریم.
* در واقع شما توسعه اجتماعی را مقدم بر توسعه سیاسی میدانید؟
** لااقل توسعه سیاسی جزء اولویتهای اول ما نیست.
* به نظر میرسد برنامه جریان و جبهه اصلاحات در عصر اعتدال هم همین است. دکتر جلاییپور که از مخالفان "ندا" هم هستند در حال حاضر از اصلاحات جامعهمحور صحبت میکنند.
** کاملا درست است. ندا تلاش خواهد کرد به این "حرفهای خوب" عمل کند و این یکی از مهمترین وجه تمایزهای "ندا" با بخشهایی از اصلاحطلبان خواهد بود.
* با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس، دورنمای وحدت اصلاحطلبان با شکلگیری "ندا" را چگونه ارزیابی میکنید؟
** نگاه "ندا" خیلی کلانتر از انتخابات مجلس است و به همین خاطر آینده خودمان در فضای سیاسی کشور را به انتخابات آینده گره نمیزنیم. تاکید داریم که اصلاحطلبان حتما باید با وحدت و همدلی وارد انتخابات شوند. در شرایط عادی هم اصلاحطلبان به دلیل برخی محدودیتهایی که دارند از رقبای اصولگرایانشان یکی، دو گام عقبترند و باید ماراتن انتخابات را با کمی عقبتر ایستادن از اصولگرایان آغاز کنند. بنابراین تنها با وحدت، اصلاحطلبان میتوانند پیروز انتخابات مجلس شوند.
* آقای نورمحمدی! آیا متدها، روشها و تاکتیکهای "ندا"، در بستری از اندیشههای جدید و یا احیا شده تعریف میشود یا اینکه "ندا" در حوزه نظری دستاوردی برای عرضه ندارد؟
** در حوزه نظری اگر این تشکل قصد داشت مجموعه نظریههای جدیدی را مطرح کند طبیعتا خودش را در چارچوب اصلاحطلبی تعریف نمیکرد. وقتی که خودمان را در دایره اصلاحطلبی تعریف کردیم در اساس گفتمان و نظریات اصلاحطلب هستیم. گفتمانی که برآمده از گفتمان انقلاب اسلامی است و ما در دو سندی که آقای خاتمی منتشر کردند آن را میبینیم. اما ما در روش میخواهیم متفاوت از آنچه که تا به حال بوده عمل کنیم و فکر میکنیم از گذشته باید درس بگیریم.
* مواضع "ندا" در رابطه با سطوح عالی رهبری اصلاحات چیست؟ به هر حال جامعه و جریان اصلاحطلب در حال حاضر اهمیت فوقالعاده برای آقایان خاتمی و هاشمی قائل است.
** گفتمان اصلاحطلبی از ابتدا با نام آقای خاتمی گره خورده است و جدای از ایشان نیست. ما آقای خاتمی را محور جریان اصلاحات میدانیم.
* و آقای هاشمی؟
** همانطور که آقای خاتمی هم گفتهاند، آقای هاشمی شناسنامه انقلاب است و تاکید داریم که ایشان از بزرگان جریان اصلاحات هستند.
* رابطه و موضع "ندا" در مواجهه با دولت چگونه خواهد بود؟
** سیاست "ندا" به صورت کلی حمایت از هر دولتی است که با کسب رای اکثریت مردم روی کار میآید. فرقی نمیکند این دولت اصلاحطلب باشد یا اصولگرا، ما خود را ملزم میدانیم در وسع خودمان کمک کنیم دولت در اجرای مطالبات مردم موفق باشد. حالا ممکن است این حمایت با ارائه طرحها و پیشنهاداتی به دولت انجام شود یا با انتقاد و نظارت بر عملکرد دولت. در مورد دولت تدبیر و امید که با حمایت اصلاحطلبان روی کار آمده است هم بنا داریم تا میتوانیم کمک کنیم این دولت در بهبود شرایط زندگی مردم موفق باشد.
* یعنی در مواضعی که جبهه اصلاحات در قبال دولت دارند، کاملاً هماهنگ هستید؟
** در مورد این دولت بله.