تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۰  ، 
کد خبر : ۲۷۱۳۷۵
جايگاه انصار‌الله در معادلات سياسي يمن

سايه روشن‌هاي تحولات يمن

اشاره: براي كشور فقير و عقب نگه داشته شده‌اي همچون يمن كه طي يك قرن گذشته كمتر سالي را بدون بحران و جنگ سپري كرده، 21 سپتامبر 2014 (30 شهريور 1393) نقطه تحولي بود كه توانست بار ديگر خواست مردم را بر برنامه‌هاي استعمارگران خارجي ومنطقه‌اي پيروز ساخته و قدرت بستر جامعه را نه تنها به رخ حاكمان اين كشور بلكه رهبران مادام العمر تمامي كشورهاي همسايه تا حوزه جنوبي خليج فارس بكشد. به اعتقاد كارشناسان يمني واقعه سقوط صنعاء كه روز 21 سپتامبر (30 شهريور 1393) به وقوع پيوست تا ساليان متمادي نه تنها در ذهن آنها بلكه در ياد وخاطره مردم اين كشور نيز باقي خواهد ماند، واقعه‌اي كه در آن يك گروه كوچك موفق شد در چارچوب اعلام خواسته‌هاي مردم و در سايه حق طلبي وارد پايتخت شده و نقشه سياسي جديدي را براي ساختار سياسي آينده اين كشور تحميل كند. در اين نوشتار بيش از آنكه به دنبال پرداختن وثبت حوادث و رخدادهاي به وقوع پيوسته در دهه اخير در يمن باشيم، كنكاشي در علل به وجود آمدن آن و دلايل شكل گيري جرياني خواهيم داشت كه دست آخر خود را مجبور به فتح صنعاء وبه كارگيري سلاح براي رساندن پيام مظلوميت اقشار عظيمي ازمردم اين كشور ديد، مظلوميتي كه حتي نمايندگان سازمان ملل متحد نيز به آن اذعان كردند.

چرا دولت صنعاء سقوط كرد؟

شماري از تحليلگران فعال در رسانه‌هاي عربستان و برخي ديگر از كشورهاي حوزه جنوبي خليج فارس تلاش مي‌كنند تا اين تحول صورت گرفته را از اهداف اصلي آن تهي كرده و گاهي آنرا قيام مذهب گرايان شيعه عليه حكومت سني يمن توصيف ودر اين چارچوب خواهان بسيج تمامي اهل تسنن عليه آنان شده، در مواردي ديگر آنرا اقدامي در چارچوب رقابت‌هاي منطقه‌اي عليه عربستان خوانده وخواهان صف آرايي كشورهاي عربي بر عليه توسعه طلبي قدرت‌هاي منطقه‌اي گرديده و در پاره‌اي از موارد هم آنرا به بقاياي هواداران علي عبدالله صالح در يمن مربوط دانسته و ادعا كنند كه جريان انصارالله بدون حمايت شمار قابل توجهي از ارتش يمن كه همچنان خود را هوادار علي عبدالله صالح ديكتاتور مخلوع و فراري اين كشور وفادار مي‌دانند، قادر به فتح صنعاء نمي‌شدند.

در مقابل برخي از رسانه‌ها نيز پاي از اين هم فراتر نهاده و تلاش زيادي دارند تا سقوط صنعاء را مشابه و همسان سقوط موصل توصيف و خواستار برخورد مشابه بين‌المللي با آنها گردند.

آيا اقدامات انصارالله، بر پايه مذهب‌گرايي صورت مي‌پذيرد؟

بي ترديد حوثي‌ها كه زيدي (يكي از مذهب منسوب به شيعه) محسوب مي‌شوند طي ده‌ها سال اخير مورد ستم و ظلم شديد رهبران يمن قرار گرفته اند، اما نگاهي واقع گرايانه به اين رخداد سقوط صنعاء نمي‌توان از اين اقدام آنها عملي مذهب گرايانه براي مسلط كردن يك مذهب خاص بر مذهبي ديگر در يمن استنباط كرد.

با نگاهي به ساختار جمعيتي صنعاء شاهد آن هستيم كه پايتخت يمن با 2 ميليون 500 هزار نفر جمعيت در بهترين شرايط چيزي كمتر از 100 هزار زيدي و طرفدار جنبش انصار‌الله در خود دارد، پس براي كشوري كه بيش از 60 ميليون قطعه سلاح در دست مردم وكوچه و بازار آن موجود است وهر نوع سلاح سنگيني را مي‌توان از بازارهاي آن خريداري كرد، مقاومت مردم در برابر حضور طايفه ومذهبي ديگر امري كاملا سهل وآسان مي‌نمود كه اتفاق نيفتاد.

به اعتقاد اكثر قريب به اتفاق تحليلگران يمني انصار‌الله در قيام خود عليه دولت يمن موفق شدند از ديوار بلند مذهب گرايي كه اين روزها اكثر جريان‌ها و جنبش‌هاي فعال در منطقه خاور ميانه در درون آن گرفتار شده‌اند بگذرند و بسياري از مردم اين كشور را نيز در اين پاكسازي اصلاح گرايانه كه بيشتر جنبه سياسي ـ اجتماعي واقتصادي صرف داشت با خود همسو و همراه نمايند.

ـ ناخرسندي مردم از كاهش يارانه‌ها و نا كارآمدي مسئولين دولتي در انجام صحيح اين اقدام كه منجر به گراني سرسام آور در كشور گرديد.

ـ جنگ و تنش سياسي داخلي و افشاگري متقابل احزاب حاضر در قدرت عليه يكديگر با هدف قبضه كردن كامل قدرت در دست خود.

ـ اشتباهات بسيار بزرگ و غير قابل اغماض برخي از جريان‌هاي اسلام‌گرا از جمله اخوان‌المسلمين در نحوه مديريت احساسات مردم وسوق دادن آنها به سوي انديشه‌هاي جنگ مذهبي كه منجر به گسترش نفوذ گروه‌هاي تكفيري در كشور گرديد.

ـ نااميدي از شعارهايي كه دولت وفاق ملي بعد از سرنگوني علي عبدالله صالح داده بودند.

همگي دست به دست هم داد تا عبد المالك الحوثي رهبر انصارالله با سه شعار محوري، برچيدن طرح حذف يارانه‌ها، تغيير كابينه واجرايي شدن واقعي توافقنامه گفتگوهاي ملي خيل عظيمي از مردم را كه بسياري از آنها زيدي وحوثي هم نبودند با خود همراه كند وبه آسان‌ترين شكل ممكن وارد صنعاء گردد.

انصارالله پيش از آنكه دست به سلاح ببرند مدت قابل توجهي هم در ميادين اصلي شهر صنعاء دست به تحصن زده بودند اما به جاي بررسي خواسته هايشان توسط مسئولان به سخره گرفته شده وبرخي از رهبران سياسي حاضر در كابينه اعلام كردند ما هم از طرفداران خود خواهيم خواست تا در خيابان‌ها و در كنار چادرهاي آنها اردو بزنند.

به گفته اين كارشناسان اگر انصارالله به تنهايي وبدون حمايت بدنه جامعه يمن دست به اين اقدام زده بود، رئيس‌جمهور اين كشور مي‌توانست همچون جنگ‌هاي گذشته مستقيما به صعده پايگاه اصلي آنها حمله كرده وعملا مسئله را در انجا فيصله دهد اما حمايت خيل عظيمي از مردم از خواسته‌هاي انصارالله دست عبد ربه منصور هادي رئيس‌جمهور يمن را در اين اقدام بست تا او به نحوي خود را در اين جنگ بي‌طرف اعلام كند.

از نكات قابل توجه در اين تحولات تسليم مجددا و كاملا آرام مراكز حياتي كشور از جمله فرودگاه، ساختمان راديو و تلويزيون و... از سوي انصارالله به مسئولين دولتي بود، مسئله‌اي كه ادعاي مخالفان در مورد وقوع كودتا را بشدت زير سئوال مي‌برد.

به گفته يكي از كارشناسان اگر انصارالله به دنبال كودتا و سرنگوني بود چرا توافق آشتي ملي و ضميمه امنيتي آن در رابطه با تسليم سلاح را با دولتي كه از آنها شكست خورده بود امضا كردند، و از تمامي مراكز حساس بي‌قيد وشرط خارج شدند. اما بي‌ترديد يمني‌ها براي رسيدن به استقرار، ثبات وخروج از بحران اقتصادي خود نيازمند زمان بسيار طولاني خواهند بود، دوره‌اي كه به طور حتم هجمه‌ها وتوطئه‌هاي زيادي را هم عليه كشور خويش خواهند ديد، به ويژه كه عربستان هرگز اجازه نخواهد داد حوادث در حيات خلوتش به شكلي مغاير با خواسته‌هايش رقم بخورند.

مراحل 7 گانه انقلاب مردم يمن

تمامي كارشناسان وتحليلگران چه آناني كه موافق و طرفدار اقدام جنبش انصارالله در صنعاء بوده و چه آناني كه آنرا اقدامي خارج از قاعده و قانون توصيف مي‌كنند بر اين باورند كه اين اقدام نقطه عطفي در تاريخ اين كشور محسوب مي‌شود.

تفاوت شرايط يمن قبل و بعد از (30 شهريور 1393) / مراحل منجر به انقلاب مردم يمن كدامند؟

تمامي كارشناسان و تحليلگران چه آناني كه موافق و طرفدار حمله مسلحانه انصارالله به صنعاء بوده و چه آناني كه آنرا اقدامي خارج از قاعده وقانون توصيف مي‌كنند بر اين باورند كه اين اقدام نقطه عطفي در تاريخ اين كشور محسوب شده وبه طور حتم شرايط در يمن بعد از اين واقعه با قبل از آن تفاوت‌هاي بيشماري خواهد داشد.

بي ترديد يمن يكي از تاثير گذارترين ودر عين حال پر التهاب‌ترين كشورهاي منطقه خاورميانه محسوب شده و اهميت سوق الجيشي‌اش به حدي است كه كشورهاي متمول شوراي همكاري خليج فارس را بر آن داشته تا بارها طرح الحاق اين كشور فقير را به اين شورا در دستور كار خود قرار دهند.

حمود العمودي استاد جامعه شناسي دانشگاه صنعاء معتقد است بي‌ثباتي وعدم استقرار، جنگ وتلاش براي تسلط بر ديگري در فرهنگ يمن ريشه‌دار است، زيرا به دليل كمبود وحتي نبود منابع وثروت‌ها اين منطقه از شبه جزيره عربستان اجازه شكل گيري ديكتاتورها وفرعونيسم را در منطقه نمي‌دهد وتنها راهبرد قابل اجرا در اين منطقه فراهم كردن زمينه مشاركت بين طرف‌هاي مختلف است.

به همين دليل از نگاه اين كارشناس يمني يكي از مهمترين ويژگي‌هاي ساختار سياسي يمن وجود مستمر اپوزيسيون قدرتمند است كه همواره در اين قالب باقي مانده وحتي بعد از تحولات بهار عربي هم نتوانست خود را با آن همسو كرده وهمچنان در موضع مخالف باقي ماند.

به اعتقاد كارشناسان با ورود انصار‌الله به صنعاء هفتمين مرحله از تحولات ساختار سياسي در اين كشور كليد خورد، تحولاتي كه از 1 خرداد 1369 روز اتحاد دو بخش يمن آغاز شد وتا به امروز نيز ادامه دارد.

اين تحولات را مي‌توان به چند مرحله كلي تقسيم كرد:

در مرحله اول كه از اين تاريخ آغاز شد وتا 7 ارديبهشت سه سال بعد از آن يعني 1372 ادامه يافت شامل انجام پيش اقدامات مربوط به انتخابات وتدوين زير ساخت‌هاي قواي عالي كشور در قالب نتايج انتخابات برگزار شده وتشكيل دولت در چارچوب توافقنامه وحدت ودوره انتقالي بود.

مرحله دوم: اين دوره را در يمن دوره ائتلاف سه گانه لقب داده‌اند كه در آن حزب كنگره عمومي خلق، تجمع اصلاح يمن وحزب سوسياليست يمن بعد از اعلام نتايج انتخابات مجلس 7 ارديبهشت 1372 با يكديگر مؤتلف شده و دولت را تشكيل دادند.

اين ائتلاف با اقدام حزب سوسياليست در تلاش براي جدايي مجدد بخش جنوبي يمن از هم گسست تا پس از جنگي سخت روز 16 تير 1373 اين غائله پايان يافته ويك فصل ديگر از درگيري‌ها همواره موجود در يمن به پايان برسد.

دوره سوم: يكي از شاخصه‌هاي اين دوره ائتلاف شكل گرفته بين گنگره عمومي خلق و تجمع اصلاح يمن است، اين دو جريان موفق شدند با تعديل قانون اساسي يكي از بنود توافقنامه اتحاد را حذف و رياست جمهوري را از شورايي به فردي تغيير داده ونفوذ شمال را بر جنوب اين كشور گسترش بيشتري داده و تلاش كنند از طريق موسسات جامعه مدني جنوب يمن را هم در قبضه خود بگيرند وبه نوعي به رياست جمهوري مادام العمر علي عبدالله صالح بر اين كشور مشروعيت قانوني ببخشند. اين دوره تا 7 ارديبهشت 1376 ادامه پيدا كرد.

دوره چهارم: اين دوره پس از انتخابات 7 ارديبهشت 1376 يعني اعلام نتايج انتخابات مجلس آغاز شد، در اين انتخابات حزب كنگره اكثريت قابل توجهي را به دست آورد و موفق شد به تنهايي دولت را تشكيل دهد، به اعتقاد كارشناسان از اين مرحله به بعد شاهد تبديل شدن حكومت علي عبدالله صالح به يك ديكتاتوري فردگرا و سركوبگر بوديم.

دوره پنجم: در اين دوره كه از سال 1378 آغاز شد، علي عبدالله صالح تلاش كرد تا با برگزاري انتخابات مستقيم به ديكتاتوري خود چهره‌اي دمكراتيك ببخشد، او نيز همانند بقيه ديكتاتورهاي عرب در اين انتخابات با اكثريت بالاي 98 درصد!! پيروز شد.

علي عبد‌الله صالح در اين دوره بارها با اجراي سناريوهاي نمايشي چشم پوشي از قدرت وعدم شركت در انتخابات خود را بيش از پيش به كرسي رياست جمهوري متصل كرد تا آنكه موج بهار عربي و بيداري اسلامي به اين كشور هم رسيد و وي را مجبور به ترك اين كرسي نمود.

دوره ششم: اين دوره همزمان با آغاز قيام‌هاي عربي كليد خورد. منابع يمني اولين تظاهرات براي سرنگوني علي عبدالله صالح را روز 25 دي 1389 اعلام مي‌كنند اما پيروزي آن به يك سال ويك ماه بعد از آن يعني در بهمن 1390 با روي كار آمدن عبد ربه منصور هادي موكول شد تا از آن تاريخ حالت فوق‌العاده‌اي كه علي عبدالله صالح از فروردين 1390 اعلام كرده بود، پايان يابد.

پيش از اين علي عبدالله صالح روز 2 آذر 1390 در رياض سند انتقال قدرت را در يمن به امضا رسانده بود، اين سند در چارچوب ابتكار عمل شوراي همكاري خليج فارس براي تشكيل دولت وحدت ملي طي 14 ماه و برگزاري انتخابات رياست جمهوري طي 90 روز به امضا رسيد (ودقيقا همان توافقي است كه انصارالله در اعتراض به عدم اجرايي شدن آن دست به سلاح بردند) تا آنكه روز 25 فوريه 2012 به عنوان آخرين روز رياست جمهوري 33 ساله علي عبدالله صالح بر يمن در تاريخ ثبت شود.

مرحله هفتم: به اعتقاد برخي از كارشناسان عرب هم اكنون در مرحله هفتم از تحولات سياسي معاصر در يمن قرار داريم، همانطور كه قبلا هم ذكر شد 21 سپتامبر در تاريخ يمن به عنوان يك نقطه عطف به ثبت خواهد رسيد، زيرا نشان داد جريان‌هاي تصحيحي بهار عربي در منطقه همچنان فعال بوده و در صورت فراهم شدن زمينه مي‌توانند سمت وسويي صحيح ومردمي را بار ديگر به قيام‌هاي عربي بدهند.

صرفنظر از تحليلگران مغرض امروز شماري از تحليلگران تاكيد دارند در صورتي كه بتوان نقاط ضعف موجود در اقدام انصارالله را ترميم و از انحراف مجدد آن توسط قدرت‌هاي منطقه‌اي وجهاني جلوگيري به عمل آورد تا چندي ديگر شاهد بازسازي مجدد ساختارهاي امنيتي، اقتصادي وحتي نظامي يمن خواهيم بود اين در حالي است كه امروز ساختار نظامي، روابط دولت ملت، ساختار امنيت و از آن مهم‌تر زير ساخت‌هاي اقتصادي يمن در مرحله فروپاشي كامل قرار دارند و دولت روي كار آمده بعد از بهار عربي هم با وجود يدك كشيدن حمايت مالي و لجستيكي كشورهاي حوزه جنوبي خليج فارس هيچ قدمي را به سوي اين بازسازي بر نداشتند و حتي در مواردي وضعيت اقتصادي را براي مردم اكثرا فقير اين كشور بدتر هم كرده است.

امروز انصار‌الله كه حمايت قاطبه مردم به ويژه اقشار ضعيف اين كشور را پشت سر خود دارند بر بقا در صنعاء تا زمان تحقق خواسته‌هاي سه گانه خود پافشاري مي‌كنند، از اين‌رو بر نقش داشتن فعال در انتخاب نخست‌وزير كه يكي از مندرجات ومصوبات توافقنامه ارائه شده توسط شوراي همكاري خليج فارس است تاكيد دارند، گرچه اقدامات متقابل و طوفاني هياهوي تبليغاتي را هم از سوي كشورهاي اين حوزه به ويژه عربستان و قطر در مقابل خود مي‌بينند.

در اينجا اين پرسش مطرح مي‌شود كه آيا انصار‌الله يا همان جريان حوثي‌ها قادر خواهند بود در مقابل اين طوفان مقاومت كنند؟

شاخصه‌هاي قدرت آنها چيست ونقاط ضعف آنها كجاست؟

حوثي‌ها چه كساني هستند؟ / ساختار سياسي آنها كه به انصارالله شهرت يافته‌اند چگونه اداره مي‌شود؟

گرچه سابقه فعاليت گروه حوثي و طايفه زيدي در ساختار سياسي يمن به چندين سال پيش باز مي‌گردد اما حوادث اخير يمن وحضور پررنگ آنها دررهبري فعاليت‌هاي انجام گرفته عليه طمع‌ورزي‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي وبه ويژه نقش محوري واصلي‌شان در سمت و سو دادن صحيح به ساختار حاكميت در اين كشور در چارچوب توافقنامه شوراي همكاري خليج فارس پرسش‌هاي جديدي را در ميان افكار عمومي در مورد هويت، ديرينه، نوع فعاليت وشكل گرايش هايشان به وجود آورد كه در اين مجال تلاش مي‌شود به برخي از اين پرسش‌ها پاسخ داده شود.

حوثي‌ها چه كساني هستند؟

چه نوع گرايش سياسي دارند؟

عقايد آنها چيست؟

از چه مذهبي پيروي مي‌كنند؟

ساختار سياسي آنها كه به انصار‌الله شهرت يافته چگونه اداره مي‌شود؟

واز همه مهمتر انصار‌الله چگونه موفق شد امروز به محوري‌ترين بازيگر در صحنه تعيين سرنوشت يمن تبديل شود؟

حوثي‌ها چه كساني هستند؟

بدرالدين الحوثي را بايد رهبر و موسس جريان حوثي‌ها ناميد، جرياني فراگير كه فعاليت‌هاي انصار‌الله يكي از زير شاخه‌هاي آن محسوب مي‌شود؟

حوثي خود پيرو يكي از فرق زيديه محسوب مي‌شود، و شاخه سياسي آنها پيش از اين خود را "الشباب المؤمن" مي‌خواند و بعد از آن جنش سياسي خود را انصارالله نام گذارد.

هم اكنون اين جريان در رسانه‌هاي عربي و بين‌المللي به عنوان يكي از فرق شيعه معرفي مي‌شود گرچه تفاوت‌هايي بين عقايد اثنا عشري با آنها موجود مي‌باشد.

ريشه‌هاي آن زيدي جارودي است كه يكي از نزديكترين فرق اسلامي به شيعه اثنا عشري محسوب مي‌شود.

اين گروه با توجه به اينكه توسط بدرالدين الحوثي تاسيس شد اصطلاحا حوثي خوانده مي‌شود.

بدرالدين الحوثي موفق شد بعد از ساليان دراز وشايد چند قرن مظلوميت وپذيرش ظلم واستبداد حاكمان اين كشور با الهام گرفتن از انديشه‌هاي امام خميني(ره) جريان حق طلبي را در اين كشور بنا نهاد.

به اعتقاد صاحبنظران امور يمن، او را بايد رهبر اصلاح‌گر و مصحح جريان زيدي در يمن دانست كه موفق شد اين مذهب را بعد از سالها جمود بار ديگر با مسئله تقليد آشنا كرده وبه تدريج خود را به مذهب جعفري به عنوان سرشاخه ديني نزديك نموده واز آن براي مبارزه واحقاق حقوق استمداد بگيرد.

به همين منظور وي در سال 1994 به ايران سفر كرد تا علوم اسلامي را مستقيما از حوزه علميه قم فرا گيرد، وي كه به همراه فرزندش حسين به ايران سفر كرده بود تا سال 2002 در قم حضور داشت تا بعد از آن به كشور خود بازگشته وساختار نوين اين جريان را در كشورش بنيان نهد.

اولين گام اين جريان شكل گيري سازمان "الشباب المؤمن" جوانان مؤمن بود كه گام‌هاي اوليه حق طلبي را در صعده برداشت.

برخي از تحليلگران اين جريان آنها را يك جنبش منشق از مذهب زيدي مي‌خوانند كه هدفشان سامان دادن به ساختاري ديني ـ سياسي مبارز همانند حزب‌الله لبنان در يمن معرفي مي‌كنند، آنها همواره از عملكرد حزب‌الله در مبارزه با استعمارگران توصيف مي‌كنند اما به تدريج و با پيوستن تمامي شاخه‌هاي مذهب زيدي به آنها مشخص گرديد هيچ انشقاقي در اين مذهب به وجود نيامده بلكه تعبير حركت تصحيحي بهترين گزينه براي توصيف اين اقدام محسوب مي‌شود.

به گفته اين كارشناسان يكي از مهمترين دست آوردهاي بدر الدين وبه ويژه حسين بدرالدين الحوثي ايجاد هارموني وهمسويي بين مذهب زيدي واثني عشري در يمن بود كه گرچه با دشواري‌هاي بسياري همراه بود اما دست آخر موفق شد انديشه‌هاي ناب اسلامي را در اين منطقه بسط دهد.

از همان ابتدا اين انديشه‌ها با مخالفت و هجمه بزرگ گروه حاكم و برخي از طرفداران برنامه‌هاي آمريكا در منطقه مواجه شد رويارويي كه تا به امروز نيز ادامه دارد.

دولت علي عبدالله صالح احزاب وابسته وسازمان اطلاعات آمريكا هجمه‌هاي مختلفي را عليه اين گروه سامان دادند كه انگ و اتهام وابستگي به جمهوري اسلامي ايران پاي ثابت اين هجمه‌ها محسوب مي‌شود. و تلاش شده است با پيش كشيدن وابستگي فكري گروه به انديشه‌هاي امام خميني آنها را مرتبط با جمهوري اسلامي توصيف و به اين شكل حضور گسترده عربستان و دخالت اين كشور و چند كشور عربي و غربي را در اين كشور كمرنگ ودر عين حال با ايجاد هياهوي رسانه‌اي افكار عمومي را عليه اين گروه بشورانند.

گرچه بدرالدين الحوثي رهبر مذهبي وديني اين گروه محسوب مي‌شود اما رهبر واقعي و پيشرو آن كسي جز حسين بدرالدين نيست او كه متولد 1956 بود سالها در مبارزه براي كسب حقوق مردم يمن مبارزه كرد تا آنكه در سال 2004 در جريان يكي از جنگ‌هاي صعده (در ادامه به اين جنگ‌ها خواهيم پرداخت) از پاي در آمد.

به اعتقاد قريب به اتفاق كارشناسان، حسين بدرالدين الحوثي از كاريزماي بسيار بالايي برخوردار بود، وهمين كاريزما نقش عمده‌اي را در پيروي بسياري از مردم يمن به سوي انديشه‌هاي آزادي طلبانه اين گروه داشته و دارد.

حتي مخالفان او اذعان دارند كه حسين الحوثي موفق شد با زباني شيوا وساده افكار وانديشه‌هاي امام خميني(ره) وانقلاب اسلامي را به مردم يمن منتقل كند مسئله‌اي كه باعث شد پيروانش يا به تعبيري پيروان اين انديشه‌ها به شدت در ميان مردم اين كشور گسترش يابد.

تا آنكه در 46 سالگي به دست نيروهاي علي عبد‌الله صالح وبرخي از قبايل هم پيمان با دولت از پاي در آمد، تا عبد المالك حوثي جاي برادرش را در رهبري اين جريان به عهده بگيرد.

با وجود آنكه عبد المالك حوثي برادارن بزرگتري هم داشت اما به اذعان تمامي اطرافيانش وي مناسب‌ترين شخصيت براي احراز اين جايگاه بود.

با وجود آنكه مخالفان اين جريان تلاش مي‌كنند تا اين گروه را جرياني مذهبي توصيف كرده و با استناد به برگزاري و بزرگداشت عاشوراي حسيني، برگزاري جشن‌هاي تولد برخي از ائمه و... ادعاي مذهبي بودن صرف اين جريان را سر مي‌دهند اما با نگاهي به عقايد اين گروه شاهد آن هستيم كه بيش از آنكه انديشه‌هاي شيعي در اين گروه رخنه كرده باشد آنها از ايدئولوژي‌ها وانديشه‌هاي انقلاب اسلامي ايران الهام گرفته‌اند.

جمال الدين اسماعيل ابوحسين متخصص امور يمن در گزارشي تحليلي كه در "السياسه الدوليه" مجله تخصصي تحليلي وابسته به موسسه الاهرام منتشر گرديد با رد مذهب گرا بودن اين گروه تاكيد مي‌كند اختلافات قابل توجهي بين اين گروه وعقايد شيعيان وجود دارد، به بياني ديگر مي‌توان تاكيد كرد كه گروه حوثي‌ها خصوصيت خاص به خود را در نحوه مرجعيت ومنابع فقهي وشرعي خود دارند، به نحوي كه مي‌توان گفت اين گروه نه پيرو ايدئولوژي‌هاي سنتي وقديمي زيدي مي‌باشد ونه مي‌توان آنرا متهم به جعفري اثنا عشري كرد.

سخنان اين تحليلگر ونظرات كارشناسان ديگري همچون محمد عبدالعظيم الحوثي يكي از علماي زيديه يمن مي‌تواند پاسخي به ادعاهاي عربستان وبقيه جريان‌هاي سلفي درمنطقه محسوب شود كه تلاش مي‌كنند با پيش كشيدن مسايل طايفه‌اي خواسته‌هاي حق طلبانه مردم يمن را در خواستگاه‌هاي مذهبي خلاصه كرده وبدين شكل حمله وضربه زدن به آنرا براي خود در افكار عمومي توجيه وآسان نموده براي اقدامات وحشيانه تكفيري‌ها عليه مردم يمن بهانه تراشي نمايد.

انديشه‌هاي حق طلبانه اين گروه به حدي مورد استقبال مردم يمن قرار گرفت كه در مقاطعي از زمان دولت ديكتاتوري علي عبدالله صالح نتوانست در مقابل اين گروه صف‌آرايي كرده و در مقابل آنها سكوت اختيار كرد.

به گفته كارشناسان گرچه هم اكنون اكثر قريب به اتفاق پيروان انصارالله را جوانان يمني تشكيل مي‌دهند اما شمار قابل توجهي از سران قبايل نيز با اين انديشه‌ها همسو شده‌اند به ويژه كه فعاليت‌هاي اجتماعي اين گروه طي چند دهه گذشته بر همگان ثابت كرد كه بيش از آنكه به دنبال سلطه طلبي يا انتشار مذهب خاصي باشند خواهان بسط عدالت وبرابري درجامعه‌اي عقب نگه داشته شده همچون يمن هستند.

به رغم تمامي اقدامات رسمي وغير رسمي علني وغير علني عليه اين گروه، اين جريان دست آوردهاي زيادي را در صحنه يمن داشته است، دست‌آوردهايي كه توانست به اين جريان در خيزش اخيرش عليه بي‌عدالتي كمك شاياني كرده واقشار زيادي از مردم را با خود همراه سازد.

يكي از مهمترين اين دست آوردها فعاليت‌هاي اجتماعي اين گروه است كه به رغم تمامي فشارها و جنگ‌هاي صورت گرفته عليه اين گروه و نيز متهم شدنش به هواداري و پيروي از يك مذهب خاص تمامي مردم يمن را در بر گرفته است به نحوي كه حتي مخالفان اين گروه هم اذعان دارند يكي از دلايل گرايش مردم به سوي اين گروه فعاليت اجتماعي و خيريه آنان است كه توانست اقشار قابل توجهي از اقشار بسيار فقير مردم يمن را فارغ از نوع گرايش ديني و مذهبيشان تحت پوشش خود قرار دهد.

شعار اين گروه كه به اصول ايدئولوژيك آن هم تبديل شده يعني (الله اكبر، مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل، لعنت بر يهوديان و پيروز باد اسلام) يكي از مهمترين محورهايي است كه تمامي مردم يمن در مورد آن اتفاق نظر دارند از اينرو هيچ ايرادي در اين رابطه نمي‌توان به شعارهاي آن در چارچوب فرهنگ وانديشه يمني‌ها گرفت.

به گفته تحليلگران مخالف اين گروه وحتي دولت يمن آنچنان در توهمات ادعاهاي خود در مورد انصارالله غرق شده بودند كه خود نيز باور كرده بودند آنها صرفا يك گروه از فعالان يك طايفه خاص از يمن هستند وهر لحظه كه بخواهند قادر به سركوب آنها هستند فارغ از اينكه اكنون انصارالله با وجود آنكه زيدي يا حوثي خوانده مي‌شوند اما جرياني فرا مذهبي شده است كه بسياري از مردم يمن نيز به عضويت يا حداقل هوداراي از آن افتخار مي‌كنند.

گرچه ابتدا فعاليت‌هاي اين گروه تبليغي وفكري بود اما فشارهاي دولت مركزي بر آن باعث شد تا انصار‌الله دست به سلاح ببرند واز خود در برابر حملات واقدامات سركوبگرانه دولت دفاع نمايند، مسئله‌اي كه باعث شد تا دولت صنعاء هفت بار با اين گروه وارد جنگي گسترده شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات