تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۴  ، 
کد خبر : ۲۷۱۳۸۹

متحدان خاورمیانه‌ای تهران


محمدحسن نجمی

«دمشق»؛ «بغداد»؛ «بیروت». حالا دیگر همه می‌دانند راه رسیدن به‌این سه‌پایتخت خاورمیانه‌ای از یک‌شهر می‌گذرد: «تهران». دیگر این روزها نام «ایران» به‌دلیل اظهارات جنجال‌برانگیز رییس دولتش بر سر زبان‌ها نیست، بلکه به‌دلیل دیپلماسی فعالی که در منطقه پیش گرفته، بر سرزبان مقامات و رسانه‌های غربی است. جایگاه ایران در منطقه به جایی رسیده که حتی مقامات غربی اعتراف می‌کنند که حل‌وفصل مسایل، بدون حضور ایران ممکن نیست. در بحران سوریه، اراده «تهران»، ماندن حکومت «بشار اسد» در «دمشق» بود و الان بعد از سه‌سال درگیری در دمشق، «بشار» همچنان در سوریه حاکم است. اما در عراق «اراده‌ای» از سوی ایران برای ماندن کسی وجود نداشت، چراکه به گفته مقامات ایرانی، «ثبات» در «بغداد» از هر شخص و جریانی برای «تهران» مهم‌تر است.

بحران «عراق» دو جهت داشت؛ «سیاسی» و «نظامی». از اواخر بهار سال جاری، بحران «داعش» و بحران «انتخاب دولت» عراق را فراگرفت. دو بحرانی که بنا به گفته مقامات سیاسی و نظامی تهران، ایران در حل‌وفصل آنها، کمک‌رسان عراقی‌ها بوده و هست.  خردادماه سال جاری بود که هیولایی به‌نام «داعش» خود را نمایان کرد. پس از آن بود که همه بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دستپاچه به دنبال یک‌راه‌حل بودند. هرکشور، دیگران را برای نقش‌آفرینی در حل بحران دعوت می‌کرد، اما ایران بدون دعوت کشورهای دیگر و با دعوت میزبان بحران، نقش خود را ایفا کرد و می‌کند. این‌روزها دیگر سردار «قاسم سلیمانی»، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، چهره‌ای نیست که دیده نشده باشد یا در یک‌جا مستقر باشد؛ «سردار» بین ایران و عراق در رفت‌وآمد است تا اجازه نفوذ بیشتر به تروریست‌ها را ندهد. کمااینکه تمام مقامات ایرانی و عراقی اذعان دارند که اگر کمک‌های تهران نبود، «اربیل» و «بغداد» سقوط کرده بودند. شاید بتوان گفت اصلی‌ترین کمک‌ ایران، چهره خونسردی باشد که این روزها در کنار فرماندهان پیشمرگه‌های «کرد» و ارتش عراق در عکس‌ها دیده می‌شود؛ سردار «سلیمانی».

اما در بخش سیاسی، تا چندین‌ماه پس از انتخابات پارلمان، بغداد روی آرامش سیاسی را ندید. در این بین ایران بر یک مساله تاکید داشت: «اجرای قانون اساسی عراق». در ابتدا «نوری مالکی»، نخست‌وزیر پیشین عراق برای واگذاری پست، کمی مقاومت کرد اما پس از پیام تبریک مقامات ایرانی به «حیدر عبادی»، نخست‌وزیر جدید عراق، به ترک نخست‌وزیری رضایت داد. هرچند «عبادی» و «مالکی» هر دوشیعه و هردو از یک‌حزب‌سیاسی هستند، اما ایران در صحنه سیاسی عراق نشان داد که از فرد حمایت نمی‌کند و این حمایت در چارچوب دولت و حکومت بغداد است. شاید ایران پیش از این‌هم از دولت «مالکی» حمایت می‌کرده، اما پس از بحران دوگانه اخیر در عراق، این حمایت‌ها علنی شد تا جایی که «حسین امیرعبداللهیان»، معاون عربی - آفریقایی وزارت‌خارجه ایران، بی‌پروا از نقش تهران در بغداد سخن گفت؛ چندی پیش او در مصاحبه با «العالم»، از دو اقدام ایران در بحران اخیر عراق گفته بود: «پس از سقوط موصل و تحرکی که نیروهای تروریستی و تکفیری به نام داعش در عراق شروع کردند، جمهوری‌اسلامی‌ایران به‌سرعت برای مشورت به دوستان عراقی، وارد شد و ما تلاش کردیم که مشورت‌های لازم را در مبارزه با تروریسم به حکومت عراق و نیروهای مسلح و مردمی این کشور بدهیم که در پی فتوای جهاد مرجعیت دینی حضرت‌آیت‌الله سیستانی در داخل عراق بسیج شده بودند.»

او در مورد نقش ایران در حوزه سیاسی نیز گفت: «در حوزه سیاسی برای تکمیل روند سیاسی در عراق، از همه ظرفیت‌ها و نفوذ و ارتباطات با احزاب، شخصیت‌ها، مرجعیت و گروه‌های مختلف اعم‌از سنی، کرد و شیعه در عراق بهره‌گرفته‌ایم و به‌صراحت می‌توانم بگویم جمهوری‌اسلامی‌ایران نقش فعال و سازنده‌ای در تکمیل روند سیاسی و تعیین نخست‌وزیر، رییس‌جمهور و رییس‌مجلس عراق ایفا کرد.» شفاف سخن‌گفتن این روزهای مقامات ایرانی از نقش‌آفرینی تهران در بغداد، نشان از یک مساله دارد؛ «پذیرش نقش ایران در عراق از سوی جامعه جهانی.» در دیگر سو لبنان قرار دارد، «عروس خاورمیانه» که می‌توان آن را «عروس هزار داماد» نامید؛ یک «کشور»، چند «طایفه و قومیت» و چندین «جریان سیاسی». کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای همواره دنبال نقش‌آفرینی در لبنان هستند که «ایران» هم یکی از آنهاست. ایران را می‌توان به‌عنوان متحد سنتی سرزمین لبنان دانست. متحدی که دیگر برای جهان ثابت شده و پذیرفته شده است؛ تا جایی که «بان‌کی مون»، دبیرکل سازمان‌ملل، چندی‌پیش خواستار مساعدت ایران برای حفظ ثبات و تسریع در انتخاب رییس‌جمهور لبنان شده بود. پس از تشکیل «حزب‌الله لبنان» که به نوعی فرزند انقلاب اسلامی ایران شناخته می‌شود، پیوندهای ایران و لبنان بیش‌ازپیش در هم تنیده شد. بسیاری، دشمنی عمیق «ایران» و «اسراییل» را عامل توجه زیاد «تهران» به «بیروت» به خصوص «حزب‌الله لبنان» می‌دانند؛ نظری که چندان هم پر بیراه نیست.

حالا ایران از ارسال هدیه نظامی خبر داده اما برخلاف تصور جاری، این هدیه برای «حزب‌الله» نیست، بلکه به «ارتش» این کشور تعلق دارد. آن‌هم پس از اینکه وعده‌های کمک‌ سعودی‌ها به ارتش لبنان محقق نشد. نقش‌آفرینی ارتش در امنیت لبنان، تهران را واداشت تا کمکی هم به ارتش کند. ایران بابت حمایت از لبنان و در راس آن «حزب‌الله» هزینه‌های مادی و معنوی زیادی پرداخته «تهران» با همکاری «حزب‌الله» لبنان و حکومت «سوریه» محور مقاومت را در برابر اسراییل تشکیل داده است تا از منطقه دفاع کرده باشد. به‌نظر می‌رسد فشارها بر این محور نیز به همین دلیل است؛ فشاری که چندان نتوانسته این محور را مخدوش کند. چندی‌پیش «حسین شیخ‌الاسلام» مشاور امور بین‌الملل رییس‌مجلس ایران، در خصوص همکاری‌های سه‌عضو این محور به نشریه «رمز عبور» گفته بود: «سپاه قدس با اسد مستقیم کار کرده بود و شناخت داشت. زمانی که ما نمی‌توانستیم به‌موقع موشک به حزب‌الله برسانیم، اسد از انبار خود موشک می‌داد.» از این جملات می‌توان صمیمیت اعضای این محور را به‌خوبی حدس زد.

‌* محمد ایرانی، سفیر سابق تهران در اردن و لبنان: نقش ایران در عراق عمیق‌تر از مستشاری نظامی است

‌**‌ دوهفته گذشته «حیدر عبادی» نخستین سفر دوجانبه‌اش را به ایران انجام داد تا برای خیلی‌ها این پیام شفاف را داشته باشد: «ایران متحد اصلی عراق است.» این سنت از سوی مقامات ایرانی هم پی گرفته شده بود. «محمدجواد ظریف»، وزیر خارجه ایران نیز نخستین سفر خارجی‌اش را به «بغداد» انجام داده بود تا او هم پیامی مشابه از سوی دولت یازدهم به کشورهای منطقه‌ای مخابره کرده باشد. سفر «عبادی» در خلال بحران «داعش» و پس از پایان‌یافتن بحران سیاسی عراق را می‌توان از یکسو تشکر از ایران بابت نقش‌آفرینی مثبتش در عراق دانست و از سوی دیگر رایزنی برای برخورد با پدیده شوم «داعش» ارزیابی کرد. همچنین در کنار این سفر، وزیر دفاع لبنان نیز برای مذاکره درخصوص هدایای نظامی تهران به بیروت، میهمان مقامات ایرانی بود. به غیر از این دوسفر، نماینده ویژه سازمان‌ملل در سوریه و «رمضان‌عبدالله»، رهبر جنبش جهاد اسلامی فلسطین نیز به ایران آمدند تا کشورهای منطقه بیش‌ازپیش متوجه نقش پررنگ ایران و فعال‌بودن دیپلماسی منطقه‌ای ایران شوند، نقشی که از سال 84تا92 منفعل و سرخورده شده بود. هدف و دستاوردهای سفر مقامات عراقی و لبنانی را از «محمد ایرانی»، سفیر سابق ایران در «اردن» و «لبنان» پرسیدیم که در ادامه آمده است:

* سفرهای اخیر مقامات منطقه‌ای از جمله «حیدر العبادی»، نخست‌وزیر عراق و «سمیر مقبل»، وزیر دفاع لبنان به تهران، از چه مساله‌ای حکایت دارد؟

**‌ این سفرها را می‌توان به‌دلیل جایگاه منطقه‌ای و ژئواستراتژیک ایران به‌دلیل اشراف سیاسی دانست. همچنین حضور و نفوذ ایران برای همه دولت‌های منطقه‌ای مورد پذیرش قرار گرفته است؛ البته در یک‌بازه زمانی به‌دلیل سیاست‌های تهاجمی و نادرست خدشه‌دار شده بود که هم مردم و هم نظام از آن ضرر کردند. اما حالا با رویکرد عاقلانه‌تری که دولت جدید پی گرفته این جایگاه در حال بازگشت است.

* حیدرالعبادی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل دیداری مفصل با «باراک اوباما»، رییس‌جمهوری آمریکا داشت و حالا به ایران آمده. با توجه به ترتیب دیدارها می‌توان گفت که در مورد حضور ایران در ائتلاف ضد داعش باشد؟

**‌ بحران عراق تنها بحران این کشور نیست بلکه یک بحران منطقه‌ای و بین‌المللی است. به هرحال نقش‌آفرینی منفی برخی بازیگران در بحران جاری عراق، باعث شده‌ تا جامعه بین‌الملل متضرر شود. سفرهایی که در این مقطع انجام می‌شود، مسلما تنها مختص مسایل دوجانبه نیست بلکه بخش مهمی از آن به ابعاد این بحران‌ اختصاص دارد. مهم‌تر از این مسایل، تاثیر، نقش‌آفرینی، نفوذ و تعیین‌کننده بودن ایران در منطقه است. ایران در این بحران بخشی از راه‌حل است. پیام اولین سفر «العبادی» به ایران، «قابل اعتماد بودن» تهران است. دومین پیام این سفر این است که به‌دلیل مرز مشترک ایران و عراق، «تهران می‌تواند در خدمت امنیت بغداد» باشد. سومین پیام هم این است که «ایران بخشی از راه‌حل بحران» است.

* بسیاری از کشورها با توجه به نفوذ ایران در عراق، تهران را به حمایت از بخش شیعی دولت بغداد متهم می‌کنند.

**‌ قابلیت تاثیرگذاری و واقعیت حضور ایران را همه کشورها پذیرفته‌اند و بر کسی پوشیده نیست. بحران سیاسی عراق که چند ماه پیش بروز کرد، با تلاش‌های ایران و تاکید بر این اصول که باید عراقی‌ها تعیین‌کننده دولت باشند و پایبندی به قانون اساسی عراق، پایان یافت. پس از انتخاب «العبادی» کشورهای عربی منطقه نیز از آن استقبال کردند. تلاش‌های ایران بابت خروج عراق از بحران بود ولی برخی رسانه‌های منطقه‌ای سعی دارند آن را مساله‌ای طایفه‌ای و قومی نشان دهند و علیه این تلاش‌ها دست به تبلیغات بزنند. اما به دلایل تاریخی و مرزهای مشترک، ایران به این نقش‌آفرینی‌ها می‌پردازد.

* درخصوص حضور این روزهای ایران در عراق، برخی رسانه‌ها و حتی رسانه‌های داخلی عکس‌هایی از حضور سردار «سلیمانی» در میادین نبرد عراق منتشر می‌کنند. انتشار این عکس‌ها به حضور ایران کمک مثبتی خواهد کرد یا خیر؟

**‌ به‌نظر من روش درستی نیست و نتیجه آن مطلوب نخواهد بود. حالا ممکن است با انتشار این عکس‌ها منافع مقطعی ایران تامین شود ولی منافع بلند‌مدت جمهوری اسلامی را تامین نخواهد کرد چرا که حضور ایران در عراق صرفا مستشاری نظامی نیست بلکه ایران در ابعاد «سیاسی»، «اقتصادی»، «فرهنگی» و «معنوی» حضور دارد که بسیار عمیق‌تر از بعد مستشاری نظامی آن است.

* درخصوص سفر وزیر دفاع لبنان به تهران؛ ارسال هدایای نظامی ایران به لبنان، مخالفت برخی کشورها را در پی داشته. آنها از چه مساله‌ای نگرانند؟

**‌ ارسال هدایای نظامی برای کشورهای دوست، امری مرسوم است که از سوی کشورهای دارای توانایی این‌چنینی، انجام می‌شود. اعتراض برخی کشورها مانند آمریکا نیز به‌دلیل تحریم‌هایی است که علیه فروش سلاح ایران وضع شده، اما باید به این نکته توجه داشت که این سلاح‌ها هدیه هستند و پولی بابت آن ردوبدل نمی‌شود. پس ادعای نقض تحریم‌های فروش سلاح در این مورد، قابل اعتنا نیست.

* شرایط ارتش لبنان در این بین تاثیری در قبول این هدایا داشته است؟

**‌ ارتش لبنان پیش از این، مسوولیت حفاظت داخلی این کشور و نقشی شبیه نیروی انتظامی را بر عهده داشت. اما در دو، سه‌سال اخیر ارتش لبنان برای حفاظت از مرزهای این کشور فعال شده و قرار است از این به بعد از مرزهای لبنان دفاع کند. از طرفی حضور تروریست‌های «داعش» و «النصره» در مرزهای مشترک سوریه و لبنان در قسمت‌های «عرسال» و «قلمون»، ارتش این کشور که پیش از این به سلاح‌های سبک مجهز بود، لازم است که به سلاح‌های پیشرفته‌تر تجهیز شود. البته این سلاح‌ها همگی در ردیف سلاح‌های دفاعی هستند و نه تهاجمی. پس در چارچوب این ساختار لازم بود تا ارتش لبنان تجهیز شود.

* از جایی که ارتش لبنان بعضا با حزب‌الله دچار تنش می‌شود، کمک‌های ایران به ارتش لبنان، می‌تواند خللی در روابط حزب‌الله و ایران ایجاد کند؟

**‌ «مردم»، «مقاومت» و «ارتش» سه راس مثلثی هستند که در کنار هم در لبنان وجود دارند. مقاومت، حفاظت از مرزهای لبنان را برعهده دارد و در این رابطه با ارتش این کشور، جلسات متعددی دارند. ارتش، جریان مقاومت را به رسمیت می‌شناسد. حتی در برخی موارد که داخل لبنان بعضی گروه‌ها علیه جریان مقاومت اقدام می‌کردند، این ارتش لبنان بود که وارد معرکه می‌شد و با همکاری حزب‌الله قضیه را جمع می‌کرد.

* اقدامات ایران علیه تروریست‌های داعش می‌تواند تاثیری در به‌نتیجه‌رسیدن مذاکرات هسته‌ای داشته باشد؟

**‌ اگرچه رسما درخصوص کنارهم‌قرارگرفتن این‌دو مساله سخنی گفته نشده، اما از لحاظ روانی، می‌تواند روی یکدیگر تاثیر داشته باشد. نقش ایران در بازگشت امنیت به منطقه غیرقابل چشم پوشی است. غرب هم به‌دنبال همین مساله است. ایران و غرب در این‌خصوص به‌نوعی با یکدیگر همپوشانی دارند و بازگشت امنیت به منطقه می‌تواند فضای روانی خوبی را در مذاکرات ایجاد کند.

* اما در این بین برخی کشورهای منطقه‌ای مانند عربستان هیچ تمایلی به انجام توافق در مذاکرات هسته‌ای ندارند. آیا می‌توان گفت که در صورت انجام توافقی بین ایران و غرب، عربستان قصد انتقام‌گیری از طریق کارشکنی در راه مبارزه با ناامنی‌های منطقه را داشته باشد؟

**‌ سعودی‌ها مایل به نقش‌آفرینی قدرتمندانه ایران در منطقه نیستند. اما اگر توافقی انجام شود، همه کشورها دیر یا زود، واقعیت را می‌پذیرند. از سوی دیگر موج همکاری‌ها با ایران شروع می‌شود. این تصور برای آنها ایجاد نگرانی می‌کند اما مقاومتشان در برابر پذیرش واقعیت زیاد طولانی نخواهد بود. مگر آنها چقدر برای مخالفت توان دارند؟

* اما در حال حاضر سعودی‌ها در اولین اقدام، در بازار نفت تلاطم ایجاد کرده و قیمت آن را پایین کشیده‌اند.

**‌ اولین ضرر‌کننده این اقدام آمریکایی‌ها هستند. سعودی‌ها توانایی هماهنگ‌کردن کشورهای دیگر به‌خصوص کشورهای بزرگ را با خودشان ندارند. ادامه این کار از سوی آنها محدود است. سعودی‌ها این اقدام را به‌صورت یکجانبه انجام داده‌اند.

* یعنی برخلاف برخی نظرات، آمریکا در این اقدام سعودی‌ها نقشی نداشته است؟

**‌ این تصور که برخی کشورها سیاست‌های خود را نعل‌به‌نعل با قدرت‌های فرامنطقه‌ای مثل آمریکا هماهنگ می‌کنند، به‌نظر من صحیح نیست. آنها هم اقداماتی برای منافع خود به‌صورت یکجانبه و بدون هماهنگی با کشورهای بزرگ انجام می‌دهند که مورد حمایت قدرت‌ها نیست. نمونه این اقدام هم حمایت عربستان از گروه‌های تندروست که مورد انتقاد برخی قدرت‌ها هم قرار گرفته است. بنابراین آنها همیشه، سیاست‌های خود را با منافع کلان دولت‌های بزرگ هماهنگ نمی‌کنند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات