حامد دهخدا
قضيه
برخي از اصحاب نسل اول انقلاب، به رغم همه مساعي قابل تمجيد، نتوانستند راه را براي ظهور يک نسل سياسي جديد بگشايند. آنها باور داشتند و دارند که خود ژنرال هستند و ديگران گروهبان. آنها نتوانستند زمينه را براي ظهور نسل تازهاي پس از خود فراهم کنند.
باور دارم که اصلاح طلبي به همين ترتيب مرد. رهبراني که از سر غرور، ديگران را به جاي خود نديدند، و البته به وجهي پير شدند که در شب انتخابات، به خواب ميرفتند و صبح گمان ميبردند که رأيشان را دزديدهاند. آنها خيلي فرتوت شده، و اشکال در آن بود که فکري هم براي آتيه نکرده بودند.
بر عکس، رهبراني چون مرحوم آيات حق محمد رضا مهدوي کني (رحم ا...) و محمد تقي مصباح يزدي (حفظه ا...)، به نحوي موثر، نسلي پديد آوردند که حتي در زمان حيات، توانسته اند زمام بسياري از امور را به دست بگيرند.
رگ و ريشه قضيه
گاه، و در موقعيتهاي کم تهذيب، ميزان غرور با وزن رده سياسي و عنوان شغلي نسبت مستقيم مييابد، همين مهم در بسياري از گروههاي سياسي موجب ايجاد فاصله ارتباطي بين سياستمداران و نيروهاي تشکل سياسي متبوعشان ميشود. اين غرور که ناشي از مواردي چون تجربه بيشتر، عنوان شغلي بالاتر، درآمد بيشتر و، حتي، سن بالاتر و... است براي ساير موقعيت ها در سياست تشکل و مذاکرات برون تشکلي مخرب هستند.
افراد، به صورت ذاتي نسبت به اشخاصي که گاه با دليل و گاهي بي دليل، حس خودبزرگبيني دارند، احساس دوري ميکنند، و در روابط، جايگاه خود را در مقابل آن شخص حس ميکنند نه در کنار وي.
اين اشتباه مهلک سياستمداران در تشکل ها موجب از بين بردن خلاقيتها، اظهار نظر ها و، حتي، ارائه راه حل و گفتگو و کاهش انرژي در نيروها ميشود.
زماني که نيروها، ايده جديدي به راهبران حزب ارائه ميکنند، سياستمداران پر غرور، حتي، اگر بدانند ايده وي سازنده است بر خلاف اين باور براي حفظ جايگاه و اقتدار سياسي خود جلوي اين ايده ميايستند و سريعاً، آن را نقد ميکنند و در پاسخ از جملاتي از جنس "اما"، و "ولي"، استفاده ميکنند. اين امر متأسفانه در دانشگاهها و فضاي آکادميک نيز در ميان اساتيد و دانشجويان وجود دارد و افراد را در فضاي خشک و کسل کننده رئيس و مرئوس جاي داده است.
براي کنترل اين غرور مخرب از جانب راهبران ارشد حزب و مهار کردن اين امر از طرف نيروها راهکارهايي وجود دارد.
به عنوان مثال، خود سياستمداران براي از بين بردن اين غرور ميتوانند نگاه خود را تغيير دهند و به جاي توجه به قدرت و جايگاه سياسي خود براي پيشبرد اهداف و توسعه کل تشکل بر توانمنديهاي کل سازمان سياسي تمرکز کنند؛ به اين ترتيب، غرور خويش را به خاطر پيروزي تشکل در بسياري از مواقع کنار خواهند گذاشت.
اما زماني که سياستمداران تصميم ميگيرند در مقابل کارکنان خود با غرور رفتار نکنند، و فضاي مشارکتي و دوستانه در تشکل ايجاد نمايند، در اغلب مواقع، دچار تواضعي بيجا ميشوند که ديگر سکان سازمان سياسي و ميزان نفوذ خود را در تشکل از دست ميدهند؛ بنا بر اين، حفظ اين تعادل در سياست از ارکان مهم نفوذپذيري و تأثيرگذاري در رهبري و سياست است.
با توجه به موارد ذکر شده براي مهار اين دام و حفظ و افزايش خلاقيت و انرژي در تشکل موارد زير پيشنهاد ميشود:
با رفتاري مناسب خود را الگو قرار دهيد و به آنها بياموزيد
زماني که نيروها در تشکل با انتقال رايگان آموزهها و تجربيات سياستمداران مواجه ميشوند، ناخودآگاه، درگير يک احساس کاريزماتيک نسبت به رهبر خود ميشوند، و اين، بهترين زمان براي ساخت سياستمداران آينده و پر توان براي تشکل توسط رهبر فعلي است.
سياست يک فعاليت حرفهاي است که بايد في نفسه موضوع باشد، نه يک ابزار براي بالابردن سطح اجتماعي افراد. در شرايطي که رهبران سياسي، فعاليت سياسي را در خدمت اهداف ديگر قرار ميدهند، فعاليت سياسي از شأن اصلي خود باز ميماند. تنها هنگامي که رهبر حزب، اهداف نهايي و چشم انداز متعالي تشکل را منظور خود قرار دهد، ميتوان اميدوار بود که سياست در قامت هنر و حکمتي در جايگاه رفيع باشد. غرور و جاه طلبي سياستمداران، تاواني دارد که ملت ها آن را ميپردازند.
با حفظ جايگاه خود فضاي خلاقيت را ايجاد کنيد
فضاي متعادل ارشاد و فروتني، هرگز ايجاد نخواهد شد، مگر نيروهاي تشکل سياسي، مستمراً و به نحو پايداري احساس کنند که نظرات و حضورشان در پيشرفت تشکل موثر است، و براي ايدهها و برنامههاي آنان وقت گذاشته ميشود.
پس، به عنوان يک راهبر ارشد حزب، به نظرات نيروهاي خود کاملاً گوش دهيد، حتي، اگر در مسير اهداف شما نباشند و آنها را از آن رو که ايده خود را با شما در ميان گذاشتهاند، تحسين کنيد؛ و سپس، با پرسيدن سئوالهايي بجا و روشن، آنها را در پرورش ايدهاي جديد در مسير فکري خود هدايت کرده، و بخواهيد بيشتر تأمل کنند، و ايدههاي خود را براي شما ارسال نمايند.
در مقابل خطاهاي نيروها عکسالعمل سريع و در عين حال متعادل نشان دهيد
برخي از راهبران تشکيلات سياسي، زماني که در گزارش ها و سيستمهاي کنترلي، اشتباه و خطايي را از فعال سياسي خود ميبينند آن را يادداشت ميکنند تا در جلسه پايان ماه آن را به نيروي خود تذکر دهند که در اغلب موارد آن کاغذ نيز گم ميشود يا اگر هم بيان شود، آن کنشگر سياسي با واکنشهاي دفاعي يا احساسي در پي رفع اتهام از خود برمي آيد.
بنا بر اين، بهترين زمان تأثيرگذاري تذکرات در کنار تواضع سياستمداران در همان لحظه و در کمتر از چند جمله است. برخي از سياستمداران تذکرات خود را با سئوالهايي سرزنش آميز بيان ميکنند؛ سئوالهايي چون: چرا اين کار را اين گونه انجام دادي؟ مگر نميدانستي اين کار اشتباه است؟ و ...
اين نحو عتاب ها، موجب ميشود فعال سياسي به صورت ناخودآگاه براي پاسخگويي از عملکرد خود دفاع کند، پس، پيشنهاد ميشود تذکرات خود را فقط در دو يا سه جمله خبري به نيروي خود ابلاغ کنيد؛ و بعد از نقل آن، چند دقيقه با سکوت خود به فعال سياسي مهلت تفکر دهيد.
راه حل را بر عهده خود نيروها قرار دهيد و عملکرد آنها را فقط از دور رصد کنيد
براي تقويت خلاقيت نيروها، با تعريف مجدد هدف نهايي تشکل، فرصت پيدا کردن راه حل مشکلات و خطاها را بر عهده نيروها قرار دهيد و آنها را تنها بگذاريد و فقط با استفاده از ابزارهاي سياسي و کنترلي رفتارها و تصميمات آنان را محک بزنيد تا به بهترين راه حل دست يابيد.
رفتارهاي قابل تحسين را بازگو کنيد
برخي از سياستمداران پر غرور در مقابل عملکرد مثبت نيروهاي خود به نوعي برخورد ميکنند تا اين دستاورد را به نام خود ثبت کنند و زحمات فعال سياسي را در رديف وظايف او بشمارند.
براي ايجاد فضاي امن و رقابتي در تشکل و رشد خلاقيت و تلاش، رفتارهاي قابل تحسين نيروها را بازگو کنيد و از آنها براي اين اتفاق تشکر و قدرداني نماييد (توأم با اقتباسهاي آزاد از سيد فرشيد آرياشکوه).