گروه سیاسی - آرشخلیلخانه: همزمان با نزدیک شدن توافق سرنوشتساز در پرونده هستهای به نظر میرسد مسکو تلاش میکند، سطح و نوع تعامل خود را متناسب با تحولات اخیر اصلاح کند تا کمترین آثار از نوع رفتار گذشتهاش بر آینده نمایان باشد.
شاید به همین دلیل است که همزمان با جدی شدن بسته موسوم به«تایم اوت» که 1+5 آن را بر مبنای ایده البرادعی و با پیگیری سولانا ارایه داده و سفر معاون البرادعی در امور خلع سلاح و کارشناسان آژانس به ایران برای تدارک برنامه دو ماهه یاد شده، کرملین نیز «سرگئی اشماتکو» رئیس شرکت پیمانکار نیروگاه بوشهر را روانه تهران ساخته تا به تعبیر آنها علل تأخیر در عملیات اجرایی پروژه را پس از هفت سال تأخیر در پنج مرحله بیآنکه اشارهای از مطالبات مازاد و غیرقانونی مسکو داشته باشد، بررسی کنند.
این امر بهانهای شد تا خبرنگار سیاسی قدس این موضوع را در گفتگو با دکتر بیگدلی، کارشناس مسایل بینالمللی به گفتگو بگذارد.
* آقای بیگدلی! تحولات اخیر در مناقشه هستهای ایران با غرب و توافقاتی که میان لاریجانی با سولانا و البرادعی شکل گرفته را با سفر اشماتکو روسی میتوان در طول هم دید؟
** برای پاسخ به این پرسش باید مسأله را قدری بازتر و جامعتر دید تا بتوان پروژه در اختیار روسها یعنی بوشهر را در حاشیه آن تفسیر کرد. توجه داشته باشید که البرادعی پس از دیدار اخیرش با لاریجانی بسیار خرسند بود و اظهار رضایت میکرد و از توافق با ایران برای حل مسائل باقی مانده آژانس در ماه خبر داد، پس از آن نیز لاریجانی به دیدار سولانا رفت که کلید نهایی توافق با گروه 1+5 را در دست داشت و او نیز از نتیجه ملاقاتش خرسند به نظر میرسید.
اما پشت پرده این مذکرات تصور میکنم اروپاییها به این نتیجه رسیدهاند که ایران با توجه به سطح فناوری که کسب کرده از یکسو و اینکه فناوری هستهای در کشور ما به یک موضوع حیثیتی تبدیل شده و نمیتوانیم دیگر از آن بگذریم، باید در باشگاه هستهای پذیرفته شود.
در واقع از این مسیر، اروپا میکوشد فناوری هستهای ایران را در سطح صنعتی صلحآمیز با مصارفی مانند سوخت هستهای به رسمیت بشناسد تا در آژانس با نظارت دقیق از این سطح فراتر نرود، حتی تعهد بینالمللی و سند سازمان مللی هم بدهیم که در جهت توسعه این فناوری به معنای نظامی آن نرویم.
بنابراین باید گفت این توافق جدید بهنظر جدی میرسد و ایران هم در عمل احتمالاً با آن موافق است.
نشست بغداد هم میتواند بهمسأله جدیت بیشتری بدهد و زمینه را برای نتیجهگیری از این روند فراهم کند.
در مجموع پرونده ایران بتدریج رنگ و روی جدیدی میگیرد که نتیجه نگاه تازه و تلاشهای سولانا و دیپلماسی هوشمندانه تهران است.
البته معتقدم سولانا این نقش را بیش از آنکه از موضع نمایندگی گروه پنج ایفا کرده باشد، از موضع نمایندگی اروپا انجام داده، زیرا اتحادیه اروپا مایل نیست آمریکا در این مناقشه برنده مطلق باشد.
البته نکته سؤالبرانگیز در این زمینه سکوت مقامهای آمریکایی در برابر این توافقات محتمل جدید است که در جای خود باید تفسیر شود.
* همانگونه که گفتید مسأله برای ایران حیثیتی است، نومحافظهکاران کاخسفید هم آن را برای خود حیثیتی کردهاند، در این شرایط آیا سکوت علامت رضا نیست؟
** آمریکاییها اینگونه که از شواهد برمیآید و با مواضعی که خانم رایس در ماههای اخیر اتخاذ کرده بیشتر منتظر نشستهاند تا ببینند اروپا با ایران به کجا میرسد.
معتقدم اگر اروپا به این توافق با ما برسد میتواند آن را به آمریکاییها نیز تحمیل کند. اما برای آنکه از اصل بحث دور نشویم و به موضوع محوری بازگردیم، یادآور میشویم که آقای لاورف در نشست اخیر وزیران خارجه کشورهای حاشیه خزر که هفته قبل در تهران برگزار شد، به صراحت در مصاحبه مطبوعاتی خود در باره تعلل در پروژه بوشهر اذعان کرد که ما منتظر مجوز آژانس هستیم.
همین یک نکته کافی است تا سفر «اشماتکو» رئیس شرکت اتم استروی اکسپورت روسیه به تهران را معنا کند.
در واقع سررشته این سفر و بسیاری از سفرهای جاری دیگر را باید منتهی به طرح البرادعی و توافق اخیر ایران با آژانس و سولانا دانست.
* اما پروژه بوشهر از قطعنامههای شورای امنیت نیز مجزا بود و روسها برای این مهم تلاش زیادی کرده بودند. این دو رفتار متناقض با هم قابل جمع نیست؟
** روسها در تحلیل هزینه فایده بین بحث ایران و آمریکا به احتمال فراوان و بلکه قطعاً آمریکا را ترجیح میدهند، اما خیلی هم علاقمند به واگذاری میدان نیستند و در عمل با واشینگتن بر سر مسأله ایران بازی میکنند. کمااینکه با ما بر سر آمریکا بازی میکنند و در هر حال به دنبال سوداگری هستند.
* پس آیا سوءاستفاده روسها در این فرایند فراموش خواهد شد؟
** ما هیچگاه در سه دهه گذشته نخواستهایم روسیه را از دست بدهیم با وجود نگرشهای مختلف و گهگاه اعتراضهایی که در داخل بود و هنوز هم به دلیل نقاط مشترک بسیار زیاد با روسها نمیخواهیم اینگونه شود.