رئیس بنیاد باران گفت: حضور در انتخابات به معنای این است که افراد بتوانند از راههای قانونی و مردمسالارانه که بیان شده است مشارکت بیشتری در عرصه مدیریت و تصمیمگیری کشور داشته باشند.
حجتالاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی در دیدار جمعی از دانشجویان و استادان دانشگاه مفید با اشاره به دغهغههای که حاضران افزود: همه باید تلاش کنیم که راههای دموکراتیک به معنای واقعی دموکراتیک باشند؛ یعنی تنها عنوان نباشد و زمینه آن وجود داشته باشد.
عمدتا هم باید حاکمیت آن را فراهم آورد تا آن راهی که در قانون مشخص شده است و انقلاب ما خواسته، تحقق پیدا کند. همه ما هم باید شرکت کنیم. لابد دوستانی هم در حال فکر کردن به آن هستند و انشاءالله که بتوانند به نتیجهای هم برسند. وی با اشاره به رویکردها و شیوههای متنوع نسبت به مسائل گفت: افراد و گروهها دیدگاههای مختلفی دارند و ممکن است دیدگاهشان با ما مخالف باشد. این اشکالی ندارد اما همه حرف ما این است که باید دیدگاهها مطرح شود و به این شکل نباشد که بعضی دیدگاهها محدودیتهای فراوانی داشته باشند در حالی که تمام زمینهها برای طرح دیدگاههای دیگر فراهم شود. خوب است که همه دیدگاهها باشند اما باید داوری را به عهده مردم گذاشت که کدام رویکرد، دیدگاه و روش را بیشتر میپسندند و همه تن به انتخاب مردم دهیم.
وی به انتخابات 92 اشاره کرد و یادآور شد: در آن انتخابات یک رای 51 درصدی داشتیم و چند رای که مجموعا 8- 47 درصد میشد اما این تفکری که امروز در پارهای از دستگاههای کشور وجود دارد، کدام جناحی 7 تا 10درصد، خواستههای خود را به نام مردم بر جامعه و دولت تحمیل کنند و جلوی خواست مردم که حداقل به صورت 51 درصد تجلی پیدا کرده است را بگیرند؟ البته این را هم باید در نظر گرفت که متجاوز از سی درصد جامعه در انتخابات شرکت نکرد که اگر آنها شرکت میکردند، یقینا کفه به نفع این 51 درصد بالا میآمد.
حتی میتوان گفت که بخش قابل توجهی از جامعه چیزهایی فراتر از آن چه آقای روحانی مطرح کرد، میخواستند و از این جهت شرکت نکردند؛ زمان اصلاحات هم همین طور بود. به طور مثال اگر حدود هشتاد درصد مردم شرکت کردند، آن بیست درصد کسانی بودند که احساس میکردند حتی کف خواستهشان در شعارها و رویکرد افراد موجود مطرح نیست.
رئیسجمهور پیشین ایران اظهار کرد: بر این اساس علاقه ما این است که معدل مجلسی که سر کار میآید، نماینده اکثریت جامعه ما باشد، و خواست اول ما این است که فضا به گونهای نباشد که فقط اقلیتی که در جای خود هم محترم است بتواند محور و مدار باشد و جا را بر دیگران تنگ کند. در حقیقت فعلا بیشتر باید به چه نباید باشد، بیندیشیم تا چه باید باشد، البته اگر آن چه باید باشد هم به دست آید، بسیار خوب است.
وی افزود: شعارهای آقای روحانی شعارهای خوبی بود و مردم پذیرفتند و همه قبول کردیم و رای هم دادیم اما دستاورد همه تحقق چه نباید باشد بود. اگر مجلس معدل داشته باشیم که بیشتر از اکثریت جامعه و رویکردهایی که در جامعه وجود دارد، نمایندگی کند، همه سود میبرند. باید در این زمینه تلاش کرد و کوشید که انشاءالله انتخاباتی باشد و در اثر آن انسانهای کار آمد، مدبر و عاقل بیایند و واقعا از خواست و گرایش اکثریت جامعه نمایندگی کنند. به نظر میرسد این کار چندان دور از دسترس نیست یعنی زمینه اجتماعی آن کاملا فراهم است.
وی در پاسخ به پرسشی درباره میزان موفقیت روحانی گفت: باید دید که وضعیت چیست؟ معلوم است که آقای روحانی نتوانسته است به همه آن شعارها و رویکردهایی که داشته است، جامعه عمل بپوشاند؛ خود ایشان هم مدعی این امر نیست. شعارها یعنی ما به آن سو میرویم، حال این که چقدر در این سو پیش رفتیم، بسته به موانع، مشکلات و البته تدبیر و کار آمدی کسانی دارد که شعار هم دادند. ممکن است بعضی وقتها هم انتقاد و مشکلی باشد مبنی بر این که میشود بهتر از این کار کرد؛
چنان که در دوره ما هم اشکال بسیاری میتواند وارد باشد اما بخش عمده این است که چقدر میتوانستیم انجام دهیم؟ خوشبختانه دولت جناب آقای روحانی در عرصههای مختلف اقتصادی، بینالمللی، داخلی، سیاسی و فرهنگی از رویکردهای که داشته، روی برنگردانده است. نمونه آن همین وزارت آموزش عالی است. به هر حال آقای روحانی رویکردی برای دانشگاه دارد که مورد قبول ما هم هست.
البته مورد قبل و بخشهایی از جامعه نیست اما روی این رویکرد ایستاده و هزینه هم پرداخته است. این در جامعه ما ارزشمند است.
خاتمی خاطرنشان کرد: آثار مثبت و برکات کار دولت را در عرصه اقتصادی، فرهنگی و بخصوص در عرصه سیاست خارجی مشاهد میکنیم. باید انصاف داد؛ رساندن تورم بالای چهل درصد به 23/4 درصد کار بسیار بزرگی است. آن هم در وضعیتی که کشور در تحریم و دارای مشکل است، سرمایهگذاری در آن صورت نگرفته و رشد اقتصادی نیز در دو سال پیش 5/5 درصد منفی بوده است. این رکود تورمی حاکم بر جامعه، بیکاری، گرانی و مسائل دیگری که وجود داشت، واقعا وحشتناک بوده است. بدتر از آن لطمهای است که به زیر ساختهای کشور در عرصههای مختلف خورد. این مشکل را نمیتوان یک شبه حل کرد.
وی ادامه داد: به اعتقاد من برخوردهایی که صورت میگیرد، بیش از این که با هدف تحت فشار قرار دادن جناحهای سیاسی باشد، برای فشار آوردن به آقای روحانی است تا به او بگویند ما هنوز هستیم و قدرت داریم و نمیگذاریم به آن شکل که شما میخواهید کار انجام بگیرد. در عرصههایی که میتوانند و دستشان میرسد حتی در زمینه مذاکرات خارجی هم بسیار تلاش میکنند اما باید انصاف داد که خوشبختانه مقام معظم رهبری حمایت میکنند و دلشان میخواهد با آبرومندی و حفظ مصالح ملی و انقلابی مسائل حل شود.
رئیس بنیاد باران افزود: دولت آقای روحانی امکاناتی بینهایت ندارد باید پیشرفت کارها را با توجه به امکانات ارزیابی کند دولت در انجام مسئولیت خود اولویتهای را در نظر میگیرد و همه دولتها همین طور هستند، ما هم همین طور بودیم. ما این اندازه سرمایه نداریم که برای حل همه این مشکلات به کار اندازیم، البته باید حل همه مشکلات، مورد توجه دولت آیندهنگر و گستردهاندیش باشد و فکر کند اما در عمل بالاخره باید اولویتهایی را در نظر بگیرد. اولویت ایشان این بود که مشکل خارجی را حل کند.
وی گفت: مشاهد میشود که فضا نیز بسیار متفاوت شده است. بخشی از داراییهای کشور بیشتر در اختیار مردم قرار گرفته، روابط با خارج از کشور بیشتر و بهتر شده است. به هر حال توسعه و پیشرفت جز با همراهی جامعه بینالملل، استفاده از ثروت جامعه بینالملل، استفاده از دانش و فناوریهای جدید و نیز حضور در بازارهای جهانی میسر نیست. نمیتوان درهای کشور را به روی دنیا بست و پیشرفت هم کرد.
وی یادآوری کرد: ما باید با حفظ منافع و اصولی که داریم، با دنیا رابطه داشته باشیم. هر دولت متعهدی باید پایبند به مصالح ملی و منافع کشور باشد و سر منافع و مصالح کشور کوتاه نیاید اما بتواند رابطه برقرار کند. دو اصل تنشزدایی و تعامل که در دولت ما بود، همین بود. در آن دوره هم تنشزدایی به معنایی کوتاه آمدن سر مصالح نبود؛ البته تاریخ قضاوت خواهد کرد. امروز هم میتوان قضاوت کرد که در آن هشت سال بیشتر منافع، مصالح و عزت ملی حفظ شد یا بعد از آن؟ در عین حالی که از امکانات دنیا استفاده شد.
وی اظهار کرد: شاید بتوان گفت دولت در مسائل سیاسی و فرهنگی میتوانست بهتر عمل کند اما این را هم باید گفت که این موضوعات دست دولت نیست امکانات دولت محدود است و نمیتواند در همه جا صرف شود. از سوی دیگر میتوان گفت که امکان داشت کمی جدی تر با این مسئله برخورد میشد و مطالبه دولت در این زمینه بیشتر بود.
وی در ادامه به نسبت میان فرهنگ و سیاست اشاره کرد و گفت: هیچ سیاستی نیست که مبتنی بر یک سلسله رویکردهای فکری و ارزشی نباشد و اصلا بینشی که انسان نسبت به جهان و انسان دارد، در اینجا به نوعی اولویت در فرهنگ و تاثیرگذاری آن در سیاست مشاهده میشود. اما وقتی سیاست که با زندگی روزمره مردم و عینیت زندگی سر و کار دارد، مستقر شد به نوبه خود در فرهنگ اثر میگذارد. به این معنا که اگر از دل فرهنگ، یک سیاست استبدادی در آید، خود این استبداد سبب تقویت فرهنگ استبدادی میشود یا اگر سیاست، سیاست مبتنی بر تکنولوژی باشد، خود تکنولوژی روی اخلاق، رفتار و فرهنگ انسانها اثر میگذارد.
رئیس بنیاد باران با اشاره به تعبیر دیگر خود مبنی بر این که «ما نیازمند تجدد هستیم» توضیح داد: تجدد به معنی مدرنیتهای که در غرب به وجود آمد، متعلق به تاریخ غرب است. این امور هم امور تاریخ است و امور مطلق فراتاریخی نیست این اشکالی است که بعضی از پدران ما هم داشتند و میگفتند که شما میخواهید متجدد بشوید، باید از فرق سر تا ناخن پا فرنگی شوید و گمان میکردند با فرمان دادن اینها ما متجدد میشویم.
در حالی که این میسر نیست. ما تاریخ، گذشته، ارزشها و هویت تاریخی و فرهنگی دیگری داریم. غربی که مدرنیته را به وجود آورده است، هویت، تاریخ، مسائل و حوادث تاریخ خود را دارد. شما که تاریخ و شرایط دیگر دارید، نمیتوانید مدرن بشوید به آن معنایی که آنها میگویند. تازه اگر هم بتوانید بشوید، مطلوب نیست اما جهان تغییر کرده است.
وی با بیان این که «تحول، تقدیر الهی است که صورت گرفته و ذهن و زندگی انسانها عوض شده است» اظهار کرد: شما نمیتوانید با معیارهایی که متعلق به دنیای تحول نایافته چند قرن پیش باشد، زندگی کنید. باید نو شوید و باید از نو بسازید. ما نیازمند یک نوع تجددی هستیم اما تجددی که پایه و ریشه در سنت خود ما داشته باشد. به گزارش ایسنا، وی ابزار عقیده کرد: در روابط بینالمللی ببینید که امروز سیاستمداران و قدرتهای غرب چه میکنند. من این را قبول ندارم که دیگران کلاسی گذاشتهاند و آمدهاند داعش را درست کردهاند اما به هر حال بخش قابل توجهی از این افراط و خشونتگرایی که در دنیای اسلام و غیر دنیای اسلام است، ناشی از خشونتهایی است که قدرتهای استعماری و نو استعماری انجام دادهاند و راهها را بستهاند یعنی راه دموکراتیزه شدن جوامع ما را با حمایت از رژیمهای مستبد و خونخوار موجود یا با کودتا و جنگها و سرکوبها و تحقیرهایی که کردند، بستهاند. اتفاقا باید گفت که خشونتگرایی امروز، عکسالعملی است از خشونتگرایی که در تمدن غرب بخصوص در خارج مرزها و روابط خارجیاش وجود داشته است. البته در چنین فضایی وقتی ظاهر گرائی، قشریگری و تعصب نابجا و عقبافتادگی از زمان وجود داشته باشد که عنصر خشونت رشد میکند و حتی تقدس مییابد چنانکه آنرا در میان بعضی گرایشهای به اصطلاح اسلامی میبینیم. من تمدنی که در آن خشونت و بی عدالتی باشد را نمیخواهم. من مسلمان، ایرانی و وابسته به فرهنگ خود هستم اما باید نو شوم. شما باید به پرسشها و نیارهای امروز پاسخ بگویید.
رئیسجمهور پیشین ایران با اعتقاد بر این که «ما نیازمند یک نوع تجددی هستیم که ریشه در سنت خود ما داشته باشد» گفت: خود سنت هم اجتهادپذیر است. منظور از سنت، آن سنتی نیست که در قرآن و آیه «لن تجد لسنهه الله تبدیلا» اشاره شده که سنت خدا تبدیل نمیپذیرد.
خداوند اراده کرده است که انسانها بیدار شوند وزیر بار ستم نروند و اراده خداوند و سنت او در تاریخ تحقق خواهد یافت و آثار تحقق آن را میبینیم. امروز، تحولی که بشری است و نه غربی این است که انسانها همه به این نتیجه رسیدهاند که استبداد بد است و انسان بر سرنوشت خود حاکم است.
این را نمیتوان انکار کرد. اراده تکوینی خدا بر این رشد و بیداری جامعه، بشری قرار گرفته است و اراده تشریعی خدا هم نمیتواند مقابل این باشد، فقه، حقوق و نظامی که ما داریم باید با این تحولی که آمده است و امروز، بشر استبداد و استبدادزدگی را به هر صورتی نفی میکند، سازگار باشد.
وی با اشاره به تفاوت بشر امروز با دیروز اظهار کرد: تئوری، نظامها و زندگی اجتماعیای که امروز مورد قبول است با آن چه که در گذشته مورد پذیرش بود، زمین تا آسمان فرق کرده است. این تحولی است که در تاریخ و در ذهن انسان به وجود آمده و اراده تکوینی الهی بر این قرار گرفته است که معتقدم اراده تشریعی الهی که به صورت نظامها، ضوابط، اصول و معیارها و احکام و اشکال و قالبهایی که بیان میشود، باید متناسب با این جریان باشد. به هر حال شما بروید به فکر تجددی باشید که جوابگوی نیازهای زندگی امروزتان باشد و در عین حال نسبت به هویت تاریخی خود پایبند باشید؛ ما به عنوان مسلمان، پیرو پیامبر(ص) و شیعه حضرت علی(ع) میتوانیم آن اررزشها را بیابیم و به کار گیریم. به ویژه از امیرالمومنین(ع) که محور یک حکومت عینی بعد از پیامبر(ص) است. خود پیامبر(ص) موقعیت خاصی داشت اما قرار گرفتن امیرالمومنین(ع) در آن موقعیت، میتواند ملاکها و معیارهای خوبی به ما دهد که خداوند خواسته است چگونه زندگی کنیم؟ حکومت و روابطمان با دیگران چگونه باشد؟ البته بشر امروز با بشر دیروز فرق کرده است؛ مسائل و پرسشهای بشر امروز متفاوت با دیروز است.