تاریخچه آوارگی
از اواخر قرن نوزدهم که صهیونیسم شکل گرفت، موج مهاجرت یهودیان به فلسطین آغاز و با صدور اعلامیه بالفور در سال 1917 (1296) این روند تسریع گردید و در دوران قیمومیت انگلیس بر فلسطین یعنی از 1922 تا 1948 (1301 تا 1327) سیاستهای بینالمللی همسو با صهیونیسم بینالملل و فعالیت گروههای تروریستی هاگانا، پالماخ و اشترن در تثبیت این مهم، مؤثر بودند.
همچنین کشتار دیریاسین که در آوریل 1948 (فروردین 1327) روی داد.
زمینههای فرار بیشتر فلسطینیها را فراهم کرد. از جمله اقدامات گروههای ترور برای پاکسازی فلسطینیها، اجرای طرحی موسوم به طرح D که هدف از اجرای آن تخریب روستاهای اعراب، اخراج اعراب و اسکان یهودیان به جای آنها بود. به نحوی که در سال 1948 (1327) مجموعه این اقدامات، فرار چند صد هزار فلسطینی را موجب شد.
بطور قطع بسیاری، از ترس جان فرار کردند، بویژه بعد از قتل عام 254 روستایی عرب در «دیریاسین» توسط سازمان ایرگون، مدارکی وجود دارد که اسراییل با پخش شایعات، چنین عکسالعملهایی را هم تشویق میکرد. آنچه مسلم است فلسطینیها در سال 49 - 1948 (28 - 1327) بر اثر زور و فشار اسراییل مجبور به فرار و ترک خانهها و کاشانه خود شدند، آنها بر این اعتقاد بودند که خروج آنها موقتی و گذرا است و هرگز باور نداشتند که این آوارگی بیش از نیم قرن به طول خواهد انجامید.
پراکندگی آوارگان
امروزه بیش از شش میلیون آواره فلسطینی در سراسر جهان وجود دارند که بیشتر آنها در مناطق اشغالی و کشورهای همجوار، در اردوگاههای آنروا (موسسه سازمان ملل برای رسیدگی به اوضاع آوارگان) به زندگی مشقتبار خود ادامه میدهند. به همین جهت لازم است تا توضیحات مختصری درباره اوضاع و احوال آوارگانی که در کرانه باختری، نواره غزه، اردن،سوریه و لبنان زندگی میکنند ارائه شود تا با وضعیت این آوارگان بیشتر آشنا شویم.
1) کرانه باختری
در سال 1949 (1328) تعداد جمعیت فلسطینیها در کرانه باختری به 817 هزار نفر بالغ میشد، از این تعداد 323 هزار نفر از پناهندگانی بودند که توسط اسراییل از سرزمین خود بیرون رانده شدند. برغم اینکه میانگین رشد جمعیت، بین پناهندگان فلسطینی در کرانه باختری بسیار بالا بوده است، اما تعداد آنها براساس آماری که آنروا در سال 1970 (1359) منتشر کرد، تنها 273 هزار نفر بود ذکر این نکته ضروری است که کرانه باختری در خلال سالهای 1948 تا 1968 (1327تا 1347) تحت حاکمیت اردن بود.
آنروا تا ژوئن 1967 (خرداد 1346) عملیات سرشماری خود از 19 اردوگاه آوارگان ساکن در کرانه باختری را به عنوان بخشی لاینفک از میدان عملیاتی خود در اردن به حساب آورده است. تعداد پناهندگان فلسطینی در کرانه باختری از سال 1967 (1346) به بعد سیر صعودی را طی کرده است، بطوری که تعداد آنها در سال 2000 به 583 هزار نفر رسید که این رقم در حدود 40 درصد کل جمعیت کرانه باختری میباشد و طبق آمار آنروا در 2003 (1382) این تعداد در کرانه باختری به 971/654 نفر رسید.
2) نوار غزه
در سال 1948 (1327) حدود 200 هزار آواره فلسطینی در نوار غزه وجود داشت و در سال 2000 تعداد آوارگان نوار غزه به 622/824 نفر رسید. که در اردوگاههای دیرالبلاء، المغازی، نصیرات، بریج، شاطی (ساحل)، جبالیه، رفح، خانیونس و تعدادی خارج از اردوگاهها زندگی میکنند. همچنین براساس برآورد آنروا در ژوئن 2003 (خرداد 1382) تعداد این آوارهها در نوار غزه بالغ بر 211/907 نفر گردید.
این گروه نیز در شرایط بسیار سخت از جمله محدودیت مسکن، جمعیت زیاد، محیط زندگی غیربهداشتی زندگی میکنند، و روز به روز بر مشکلات روزافزون آنها افزوده میشود. اردوگاهها از نظر جمعیت به حالت اشباع کامل در آمده است و همین مسأله باعث کاهش چشمگیر خدمات رفاهی توسط آنروا گردیده است.
3) سوریه
در سال 1968 (1347) حدود 90 هزار آواره فلسطینی وارد سوریه شدند، بیشتر این افراد در پایتخت این کشور متمرکز شده و تعدادی هم به استانهای مختلف سوریه در شمال، جنوب و مرکز این کشور عزیمت نمودند. به دلیل رشد جمعیت بین اقشار مختلف آوارگان فلسطینی، رقم این عده در سال 2000 (1379) در سوریه به 376000 نفر در 2003 (1382) نیز به 662/409 نفر بالغ گردید.
حدود 20 درصد از کل آوارگان فلسطینی موجود در سوریه در ده اردوگاهی که رسماً از سوی آنروا، به رسمیت شناخته شده، زندگی میکنند. این ده اردوگاه به ترتیب عبارتند از: خانالشیخ، ذوالنون، سبینه، جرمانا، حمص، حمأ، درعا، الاذقیه، نیرب و عندراب در حلب.
جامعه آوارگان فلسطینی در سوریه را میتوان جامعهای بسیار جوان دانست، زیرا تعداد جمعیت کودکان از بقیه سطوح آن بسیار بیشتر است به نحویکه 2/43 درصد از جمعیت آوارگان در سال 2000 را افراد زیر 15 سال تشکیل میدادند، که دلیل آن بالا بودن میزان زاد و ولد در میان آوارگان است.
4) اردن
در سال 1948 (1327) حدود 500 هزار آواره فلسطینی وارد اردن شدند. به دلیل رشد جمعیت آوارگان فلسطینی، در سال 2000 این تعداد به حدود 5/1 میلیون نفر رسید که حدود 41 درصد کل پناهندگان به ثبت رسیده در آنروا را تشکیل میداد. در همان زمان حدود 296 هزار آوارۀ فلسطینی در 13 اردوگاه روزگار میگذارندند و در ژوئن 2003 (خرداد 1382) بر اساس سرشماری آنروا نیز تعداد کل آوارگان به 768/718/1 نفر رسیده است.
وضعیت آوارگان در اردن به مراتب بهتر از سایر کشورهای میزبان میباشد، چرا که فلسطینیها در اردن به عنوان تبعه آن کشور از حقوق کامل اجتماعی و سیاسی به عنوان اتباع اردن برخوردارند، زیرا اغلب فلسطینیان ساکن اردن به تابعیت این کشور درآمدهاند. علیرغم این، آوارگان فلسطینی ساکن اردن نیز همانند سایر آوارگان فلسطینی ساکن کشورهای دیگر به ویژه در منطقه خاورمیانه، خواهان بازگشت به موطن خود میباشند.
5) لبنان
در سال 1948 (1327) حدود 120 هزار آواره فلسطینی وارد لبنان شدند.
در فاصله زمانی 1948 تا 2000 این تعداد به 472/376 نفر افزایش یافته است و در سال 2003 (1382) مجموعه آوارهها به 679/391 نفر بالغ گردید. بیشتر فلسطینیان در لبنان از جمله آوارگانی هستند که از شمال فلسطین به این مناطق گریختهاند.
وضعیت آوارگان فلسطینی موجود در لبنان، بسیار اسفناک است. چرا که آنها از زمان حضورشان در این کشور مورد فشارهای عدیدهای از قبیل: سرکوب، بیاحترامی، ظلم و ستم قرار گرفتهاند.
اردوگاهها محور مبارزات
موضوع آوارگان فلسطینی نمایی از پاسداری از آرمان و هویت ملی و قیام فلسطینیها است. از این اردوگاهها و از میان ساکنانش در نوار غزه اولین عملیاتهای مسلحانه و مقاومت بر ضد اشغالگران آغاز شد. مقاومت فلسطین طرح اسکان آوارگان در سینا را به شکست کشاند. مجاهدان فلسطینی در سال بعد از آن به رهبری افسر مصری «مصطفی حافظ» قیام خود را آغاز نمود. در سال 1964 میلادی (1343) قیام سازمان آزادیبخش فلسطین و در سال 1965 (1344) قیام مسلحانه آغاز شد.
اردوگاهها و آوارگان شاهدان اصلی آلام ملت فلسطین در طول تاریخ معاصرند. آلامی که از آن مقاومت، قیام و اقدام برخاست. رزمندگان فلسطینی از کوچههای تنگ و باریک اردوگاهها، بدیعترین استراتژیهای نظامی، فرهنگی، اجتماعی، فرهنگی و مبارزاتی را آفریدند. این اردوگاهها نتیجه فاجعه سال 1948 میلادی هستند که مشکل آن تاکنون حل نشده باقی مانده است.
در سالها مبارزه و جهاد علیه رژیم صهیونیستی، اردوگاهها، مظهر پایداری و ایستادگی و شراره انقلاب و انتفاضه بودند و با خون جوانان فلسطینی، درخت فلسطین به بار نشست و ثمر داد.
نقش اردوگاهها در خارج همانند نقش اردوگاهها در نوار غزه و کرانه باختری است و هر دو سهم بسزایی در مقاومت داشته و دارند.
اوج این مبارزه در انتفاضه اول ملت فلسطین در سال 1987 میلادی (1366) و انتفاضه مسجدالاقصی در سال 2000 میلادی (1379) عینیت یافت.
در هر دو انتفاضه، بازگشت به موطن اصلی به عنوان آرزوی فلسطینی مطرح شد.
در زمان حاضر 6 میلیون آواره فلسطینی در نقاط مختلف جهان زندگی میکنند که به سبب درخواست «ایهود اولمرت» نخستوزیر اسراییل برای صرفنظر کردن از حق بازگشت امیدی به برگشت به وطن خود ندارند. این در حالی است که براساس قطعنامههای سازمان ملل و شورای امنیت و توافقنامه چهارم ژنو باید زمینه قانونی و سیاسی لازم برای بازگشت این عده و حل مشکل آنها فراهم شود. این در حالی است که اسراییل سالانه هزاران نفر یهودی را از سراسر جهان به فلسطین اشغالی آورده و بدون هیچ سند قانونی به آنها مسکن و تابعیت میدهد اما هرگز حق ساکنان اصلی این سرزمین را قبول نمیکند زیرا مدعی است که بازگشت فلسطینیها کیان اسراییل را نابود خواهد ساخت و موجودیت جمعیتی یهودیان ساکن اسراییل را مورد تهدید قرار خواهد داد.
نکته جالب آنکه رژیم صهیونیستی حضور تشکیلات خودگردان فلسطین را در کنار خود پذیرفته است اما همچنان نسبت به مشکل آوارگان فلسطینی بیتوجه بوده و حاضر به حل آن نمیباشد. اما جامعه جهانی با موضوع آوارگان به گونهای برخورد نمود که گویی که آنها فقط نیازمند کمک برای ادامه بقا هستند و آن مشکل خاورمیانه محسوب نمیشود. با این حال در قطعنامههای سازمان ملل بر حق ملت فلسطین برای تعیین سرنوشت تأکید شده است. در قطعنامه 194 سازمان ملل متحد صادره در سال 1327 چنین آمده است: آوارگانی که مایلند به سلامت به سرزمین خود بازگردند باید به آنها اجازه این امر در نزدیکترین زمان ممکن اعطا شود. همچنین به آنهایی که نمیخواهند بازگردند باید غرامت املاک پرداخت شود.
در قطعنامه همچنین بر تشکیل کمیته وفاق فلسطین که مأموریت آن فراهم نمودن زمینه بازگشت آوارگان فلسطینی و ایجاد نظام حاکمیت بینالمللی بر قدس، تأکید شده است اما این کمیته به سبب مخالفتها و کارشکنیهای رژیم اشغالگر قدس در زمینه بازگرداندن فلسطینیها شکست خورد. این کمیته سه مورد را از رژیم صهیونیستی درخواست نمود که عبارتند از: موافقت با قطعنامه 181 درباره تقسیم، قبول حق بازگشت آوارگان فلسطینی (194) و قرار دادن قدس و مناطق اطراف آن به عنوان منطقه بینالمللی.
اسراییل در ابتدا با اجرای دو قطعنامه 181 و 194 موافقت و پروتوکل لوزان در زمینه بازگشت آوارگان و احترام به حقوق آنها و حفاظت از مایملک و اراضیشان را امضا کرد اما پس از مدتی با صدور مجوز بازگشت فلسطینیها و اجرای قطعنامه 194 مخالفت ورزید. بدین سبب شورای امنیت مجبور شد با صدور قطعنامهای در 1951 میلادی (1330) از اسراییل بخواهد آوارگان طرد شده از مناطقی را که براساس طرح تقسیم مسئولیت اداره آنها به یک کشور عربی واگذار میشود، بازگرداند. اما اسراییل طبق معمول اهمیتی به خواست جامعه جهانی نداد. پس از جنگ سال 1967 میلادی (1346) شورای امنیت قطعنامه 237 را صادر و در آن از دولت اسراییل خواست آوارگانی را که از مناطق جنگی رفتهاند، بازگرداند اما سرنوشت این قطعنامه بهتر از سایر قطعنامههای مشابه نبود. بدین سبب شورای امنیت در خلال سالهای 1967 و 1973 میلادی (1346 و 1352) دو قطعنامه 242 و 338 را برای حل عادلانه مشکل آوارگان تصویب نمود.
در سال 1975 میلادی (1354) کمیتهای به منظور تلاش برای فراهم نمودن زمینه بازگشت آوارگان فلسطینی زیر نظر سازمان ملل متحد تشکیل شد اما نتوانست کار مثبتی در این زمینه انجام دهد.
پس از امضای توافقنامه اسلو (غزه ـ اریحا) موضوع حق بازگشت آوارگان به حاشیه رانده شد و مذاکرات مرحله نهایی که قرار بود از 1999 میلادی (1378) آغاز شود، به تأخیر افتاد. این حق آنگونه که برخی به تصویر میکشند موضوعی اقتصادی برای ملت فلسطین نیست بلکه متعلق به حقشان در سرزمین، هویت ملی، کشور و یکپارچگی اجتماعی آنها میباشد. مشکل آوارگان فلسطینی آن است که از یک ملت به مردمانی آواره تبدیل شدهاند، اصطلاحی که فقر، عدم احساس امنیت و نقض مدنی، اجتماعی و سیاسی را برای آنها به دنبال دارد.
باید در نظر داشت که سخن از عقبنشینی اسراییل از نوار غزه یا بخشهای وسیعی از کرانه باختری در ازای عدول از حق بازگشت، قدس در برابر آوارگان، پرداخت غرامت یا اسکان نمیتواند جایگزینی برای حق بازگشت باشد زیرا این راهکارها از سوی اسراییل مطرح شده تا بتواند از طریق آن حق بازگشت را اجرا نکند حقی که نه فقط خواست ملت فلسطین بلکه خواست کشورهای عربی و غیرعربی است بدین سبب روند صلح بدون این حق هرگز موفق نخواهد بود و تنها محور اصلی تحقق صلح در منطقه بازگشت ملت فلسطین به وطنش است.
نباید تردید کرد که سازش میان فلسطینیها و اسراییل بدون حل مشکل آوارگان باعث ثبات در منطقه نخواهد شد زیرا بنا بر آخرین آمارها 8/90 درصد از آوارگان فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه با صرفنظر کردن از حق بازگشت در مقابل تشکیل کشور فلسطین مخالفند. موضوع آوارگان فلسطینی و حق بازگشت آنها به وطن یکی از مهمترین مسائل ملت فلسطین است که هرگز نمیتواند از آن عدول نماید و بهرغم بیتوجهی دولتهایی که یکی پس از دیگری در تلآویو روی کار میآیند جوهر آرمان فلسطین و محور اصلی صلح خاورمیانه است چه اینکه بدون بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین آباء و اجدادیشان مشکل فلسطین حل نخواهد شد و به شکل بمبی ساعتی باقی خواهند ماند که هر لحظه ممکن است در برابر اسراییل و جهان منفجر شود. بدین سبب میتوان گفت آوارگان فلسطینی به عنوان محور جنگ آینده خواهند ماند.