محمدرضا باهنر تاکید دارد که اصولگرایان ائتلافی با اصلاحطلبان نخواهند داشت اما از آنها خواهش میکند تا به عنوان یک رقیب به عرصه وارد شوند تا اصولگرایان بدون رقیب نمانند. باید این اندیشه را به فال نیک گرفت که اصولگرایان متوجه شدهاند حضور یکجانبه بر کرسیهای مدیریت اجرایی نه تنها سبب رشد آن جریان نمیشود بلکه عدم بهره گرفتن از اندیشههای دیگر مشکلاتی را پدید خواهد آورد که نمونه آن را امروز در برخی حوزهها شاهد هستیم.
اصلاحطلبان هم بعضا در مورد ائتلاف با اصولگرایان چنین نظری دارند یعنی بخشی از آنها مانند عارف بر ائتلاف با اصولگرایان میانهرو تاکید میکنند و طیف دیگری مانند مرعشی میگوید: «در جبهه اصلاحات، با آن برگهایی بازی خواهیم کرد که به طبع و منزل سیاسی آقای رئیسجمهور نزدیک باشند.» اما آنچه میتوان نتیجه گرفت در این راستاست که میانهروهای هر دو طیف بر تشکیل مجلسی میانهرو و خالی از تندروها تاکید دارند. اما برخی هنوز این نتیجه و هدف را درک نکرده و در پی آن هستند تا به نوعی در جبهه رقیب به اختلافافکنی بپردازند. آخرین اقدامی که اصولگرایان برای القای شکاف در جبهه اصلاحات انجام دادند پررنگ کردن تشکلی به نام «ندا» بود که هنوز مجوز آن از سوی وزارت کشور صادر نشده است.
«ندا» نام جمعی از جوانان بود که حول محور صادق خرازی به فعالیت پرداخته و میپردازند و تاکید دارند به آرمانهای اصلاحطلبی وفادار هستند. رسانههای اصولگرا در شرایطی که بزرگان و بدنه اصلی اردوگاه اصلاحات مشغول بررسی شکلگیری این تشکل بودند، به مصاحبههای مکرر با اعضای ندا پرداختند تا اینگونه القا کنند که «تشکل ندا معترضان به عملکرد اصلاحطلبان هستند» و به همین منظور راه خود را از آنها جدا کرده و به دامان اصولگرایان پناه آوردهاند که حقیقت خلاف آن بود چون جمعی که به نام «ندا» دور هم جمع شدهاند اگرچه در برخی موارد با اصلاحطلبان اصیل تفاوت سلیقه دارند و اقداماتی که انجام میدهند مورد پسند اصلاحطلبان نیست اما نمیتوان آنها را اصولگرا نامید بلکه باید آنها را شاخه کوچکی از درخت سرسبز و آباد اصلاحات محسوب کرد. تیر آنها در این پروژه به سنگ خورد و نتیجه نقشه آنها نزدیک کردن اصلاحطلبان بیش از گذشته به هم بود و باعث شد بسیاری از سوء تفاهمها رفع شود.
پروژهای دیگر که باز شکست خورد
حالا پروژه دیگری آغاز شده است و آن هم وجود چندین نهاد تصمیمگیر در اردوگاه اصلاحات است. اصولگرایان میکوشند اینگونه القا کنند که عدم وحدت در میان نیروهای اصلاحطلب منجر به ناکامی آنها در انتخابات مجلس دهم است که از طرح این شایعه 3هدف را دنبال میکنند. اول اینکه به نوعی میخواهند به حامیان خود که طی سالهای اخیر ریزش چشمگیری داشته القا کنند اصلاحطلبان سهمی در مجلس دهم ندارند و کرسیهای این مجلس به نام اصولگرایان است.
دومین گمانه هم از طرح چنین موضوعی، کاهش از تلخی شکست در 24 خرداد 92 است چراکه برخی از اصولگرایان هنوز نتوانسته اند از شوک آن شکست خارج شوند و شنیدن اخبار اختلاف در اردوگاه رقیب مرهمی بر غمهایشان است. گمانه آخر تاثیرگذاری بر روحیه اصلاحطلبان و حامیان آنهاست بدین شکل که درصدد هستند با کوبیدن بر طبل اختلاف میان اصلاحطلبان، این شایعه را واقعی جلوه دهند تا حامیان اصلاحات از رفتن به پای صندوقهای رای ناامید شوند و اصلاحطلبان تازهکار هم با باور چنین موضوعی از میزان تلاش خود برای به مجلس فرستادن همطیفهای خود بکاهند.
و اما...
و اما اصلاحطلبان بیدهایی نیستند که با بادی که از سوی اردوگاه رقیب میآید، بلرزند بلکه تلاشهای اصولگرایان برای کاستن از توان و انگیزه آنها فقط به افزایش اراده اصلاحطلبان کمک خواهد کرد. دیروز اصلاحطلبان پاسخ کاملی به تلاش اصولگرایان برای القای اختلاف دادند چنانکه احمد حکیمیپور، رئیس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات درباره جلسه آخر این جبهه توضیح داد: «درجهت نیل به انسجام و وحدت هرچه بیشتر اصلاحطلبان در انتخابات پیش رو، در این جلسه آقایان موسویلاری، مرعشی و مبلغ نیز از شورای مشورتی آقای خاتمی شرکت کردند که مباحثی حول محور چگونگی ورود اصلاحطلبان به انتخابات صورت گرفت.» همه با هم در یک جلسه. اعضای شورای مشورتی سیدمحمد خاتمی، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و ... به دور یک میز نشستند و درباره آیندهای روشن سخن گفتند.