مطهره شفیعی
صبح دیروز که تیتر «میلیمنفرد استعفا داد» روی خروجی خبرگزاریها قرار گرفت خیلیها احساس نگرانی کردند. چون میدانستند او چرا استعفا داده است. همه، حتی کسانی که اطلاع کمی از برنامه تندروها برای وزارت علوم دولت اعتدال دارند، میدانند این استعفا بیربط به موضوع رایاعتماد وزیر پیشنهادی تازه وزارت علوم نیست. دیروز خبر استعفای مردی منتشر شد که از سال 65 مسئولیتهای مدیریتی در حیطه وزارت علوم داشته و کمتر کسی را میتوان یافت که چنین رزومهای داشته باشد.
سوالاتی که پاسخ داده نشد!
با چنین کارنامهای در روزی که قرار بود مجلس رایاعتماد به او برای تصدی وزارت علوم را بررسی کند، ابراهیم کارخانه از نمایندگان اصولگرای مجلس ، برنامههای میلیمنفرد را توصیفی خواند! برخی از این تعبیر افسوس خوردند و گفتند که کاش این نماینده مجلس نگاهی حتی گذرا به سوابق میلیمنفرد میانداخت یا نماینده دیگری به نام محمد دهقان که اتفاقا عضو هیاترئیسه مجلس هم هست گفت که «سوابق مدیریتی میلیمنفرد حکایت از التهابآفرینی دارد.»
جالبتر از همه بشیری بود که اظهار داشت: «برنامه میلیمنفرد محورهای لازم را برای توسعه آموزش و پژوهش ندارد» و... حال این سوال مطرح است که چرا نمایندگان تصور میکنند افکار عمومی نسبت به این موضوع آگاه نیستند؟ مگر نه اینکه میلیمنفرد در سالهای 66 تا 69 معاون امور جنگ دانشگاه صنعتی امیرکبیر بوده و باید فضای علمی را از تنشهای التهابی دور نگه میداشته، پس چطور او به التهابآفرینی متهم میشود؟ مگر میلیمنفرد از سال 69 تا امروز سمتهای مدیریتی اعم از رئیس و معاون دانشگاه و معاون وزارت علوم را در پرونده خود نداشت که در جلسه رای اعتماد به او، برنامههای او را خارج از چارچوب توسعه آموزش عالی خواندند؟ شاید نمایندگان با شیوه سابق اداره وزارت علوم خو گرفتهاند که امروز در برابر چهرههای علمی شناخته شده کشور سوالاتی را مطرح میکنند که برای آنها ناآشناست.
شاید هم باید حق را به آنها داد چون 8سال توسعه علمی تنها در تیتر روزنامههای حامی دولت برایشان معیار عملکرد وزارت علوم بود اما هیچگاه از خود نپرسیدند که اگر هم توسعه حقیقی وجود داشت حاصل زحمات دولتهای گذشته بوده که در دولتهای نهم و دهم نتیجه داده است؟ یا اصلا چند بار نمایندگان مجلس از خود پرسیدهاند سکوت و رخوت دانشگاه در آن سالها نتیجه چه بوده و در نهایت کدام یک از این نمایندگانی که در مقام مخالف میلیمنفرد در مجلس سخن گفتند، امروز توضیحی درباره بورسیههای غیرقانونی دارند؟ به هر حال میلیمنفرد رای نیاورد و بر کرسی خود باقی ماند اما او دیروز استعفا داد!
میلیمنفرد میرود، تا اعتدال بماند
در متن استعفای میلیمنفرد که تقدیم دکتر نجفی بهعنوان سرپرست وزارت علوم شده است، آمده: «جنابعالی مستحضر هستید که اینجانب در تمام سالیان پس از انقلاب اسلامی تمام همت خود را مصروف دفاع از نظام و انقلاب و ارتقای عرصه آموزش عالی نمودهام. کارنامه علمی، اجرایی و مدیریتی سی و پنج ساله اینجانب نیز مؤید این مطلب است اما چندی است به دلیل برخی نامهربانیها به رغم آنکه هیچ گونه مانع قانونی برای مسئولیتم وجود نداشت در دوره وزارت دکتر فرجیدانا و سرپرستی حضرتعالی اصرار بر استعفا داشتم که با مخالفت شما بزرگواران روبرو شد.
اما اکنون که در شرف انتخاب وزیر علوم جدید توسط مجلس شورای اسلامی هستیم به منظور جلوگیری از هرگونه تضییقات و هموار کردن مسیر، استعفای خود را از معاونت آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اعلام میدارم. رجاء واثق دارم پذیرش ناملایمات در دفاع از حقوق ملت شریف ایران و جمهوری اسلامی موجب سعادت دنیا و آخرت خواهد بود و همچون گذشته هیچ گونه خللی در تلاش و خدمت اینجانب به ملت و کشور ایجاد نخواهد کرد.
در انتها فرصت را مغتنم شمرده از همیاری و همراهی دولت تدبیر و امید، خصوصا تلاشهای هوشمندانه جناب آقای دکتر روحانی و دولت محترم در دفاع از کیان آموزش عالی و ارتقای توسعه علمی قدردانی میکنم.» ناگفته از متن استعفای میلیمنفرد پیداست که او به نوعی خود را سپر کرده تا مخالفان وزارت علوم دولت تدبیر و امید از میزان هجمههای خود به این وزارتخانه کم کنند. میلیمنفرد تصمیم گرفت خود برود اما تندروها مشی اعتدال در وزارت علوم را محل تردید قرار ندهند. میلیمنفرد با استعفای خود این پیام را به تندروها منتقل کرد که میانهروها میروند اما میانهروی باقیست.
مصون نگهداشتن دانشگاه از تندروی؛ اتهام سمنانیان؟
سعید سمنانیان رئیس دانشگاه تربیت مدرس طی سالهای 76 تا 84 بوده و توانست در این سالها دانشگاه را از نفوذ تندروها مصون بدارد. انتقادات او به حضور برخی تندروها در دانشگاهها و کمرنگ کردن نقش آنها شاید مهمترین علت انتقاد از او از جانب تندروهای اصولگرا باشد. چنانکه زهره طیبزاده از اعضای جبهه پایداری درباره سعید سمنانیان گفته است: «آقای دکتر سمنانیان پرونده مناسبی در حمایت از جریانهای اصلاحطلبان افراطی مثل آقای کدیور ندارد. آقای سمنانیان فردی است که در حالی که آقای ... زندانی بود و با مرخصی برای دفاع از تز دکتریاش در دانشگاه تربیت مدرس بیرون آمد آقای سمنانیان برای این زندانی سابقهدار ، جشن فارغ التحصیلی برگزار نمود.»
ادعای این نماینده مجلس در سایت 598 منتشر شده است و نمیتوان درباره صحت آنچه به نقل از طیب زاده منتشر شده، به اظهار نظر پرداخت. استناد نمایندگان مجلس و سایتهای منتسب به آنها به موضوعاتی که اگر واقعیت داشت، نهادهای مسئول زودتر از آنها درباره آن تصمیمگیری میکردند، به دور از مشی اخلاقی و اصولگرایی است. سکوت میانهروهایی مانند سمنانیان دال بر صحت این اظهارات نیست و تنها کم بودن وزن ادعاهاست که پاسخی جز سکوت ندارد.
استعلامهای فارس از کجاست؟
نکته قابل توجه آنچه بود که در فارس منتشر شد. این سایت که نسبتی با مشی میانهروی ندارد، آورده است: «موضوع انتصابات وزارت علوم از ابتدای دولت یازدهم موجب برخی اختلافنظرها بین دولت و ارگانهای نظارتی شده بود. این مسئله در حالی بود که مقامات وزارت علوم به صراحت هرگونه انتصاب خود را با هماهنگی دستگاههای امنیتی عنوان میکردند. بعدها برخی توضیحات مسئولان نشان داد که سخنان وزرای علوم چه سرپرست قبلی و چه سرپرست فعلی خالی از حقیقت است و این استعلامها در انتصابات لحاظ نشده است. برخی گزارشها نشان میدهد که حداقل چهار تن از مدیران وزارت علوم از استعلام وزارت اطلاعات سربلند بیرون نیامدند.»
این سایت سپس صفحاتی را منتشر و مدعی شده است که پاسخ استعلام در مورد افراد است. «سعید سمنانیان، علی مقاری، محمود صادقی، مجتبی صدیقی و جعفر میلیمنفرد» از جمله افرادی هستند که فارس طی استعلامی که مشخص نیست از چه نهادی انجام داده، آنان را برای تصدی پستهایی در وزارت علوم فاقد صلاحیت تشخیص داده است!