مطهره شفیعی
22 خرداد 92 بود که دکتر حسن روحانی در نامهای به سیدمحمد خاتمی نوشت: «باور دارم که گفتمان «عقلانیت و اعتدال و اصلاحات» میتواند مطالبات بحق مردم را دنبال کند و به حقوق اساسی ملت، کارآمدی دولت، هماهنگی قوا و تعامل مؤثر با رهبری بزرگوار نظام، مدد رساند.» اکنون باید سومین کلمه از این گفتمان به مرحله اجرا دربیاید. آسمان آبی است، ابرهای تردید درحال محوشدن است و لبخند پررنگتر از قبل به چهره زنان و مردان این سرزمین دویده است. مردم باهم مهربانتر از سالهای گذشته هستند و بهجای چشمغره، چشم خود را بر مسائل اختلافی کوچک میبندند چون میدانند باید نعمت حضور دولتی که تدبیر و امید را سرلوحه اقداماتش قرار داده قدر بدانند.
البته هستند افرادی که هنوز حیات خود را در تداوم فضای قبلی جستوجو میکنند اما اینبار نه چشمهای جامعه بر اقدامات آنها بسته میشود و نه راه فرار از پاسخگویی باز است، امروز چشمغره ملت را باید پذیرا باشند و پاسخ دهند برای آنچه کردند. این اعتدال است که به زندگی مردم ایرانزمین رنگ دیگری داده اما آیا فضای فعلی نهایت لیاقت ملت است؟ آیا در این فضا دیگر مشکلی نیست و با گذشت بیش از یک سال از آغاز دولت یازدهم، دیگر نه مشکلات اقتصادی به ملت فشار میآورد و نه جوان بیکاری در خیابان پرسه میزند؟ به شوخی شبیه است اگر پاسخ این سوالات و هزاران سوال دیگر از این جنس مثبت باشد.
آری! روحانی و تیم دولت او ساختند اما آنچه در گذشته آسیب دیده بود را چه باید کرد؟ بدون شک ساختنهای جدید راهحل آسیبهای قبلی نبود پس باید قبل از ساختنها به فکر ترمیم آسیبهای گذشته بود. آسیبهایی که در حوزه مسکن، اشتغال و .... نمایان است. بسیار اصلاح نیاز است تا لبخندی که بر لب پیر و جوان نشسته، ابدی شود و با کوچکترین اتفاقی تبدیل به اخم نشود. بنابراین به اصلاحاتی در اعتدال نیاز است.
اصلاح در کدام بخش اعتدال
22خرداد 92 بود که دکتر حسن روحانی در نامهای به سیدمحمد خاتمی نوشت: «باور دارم که گفتمان «عقلانیت و اعتدال و اصلاحات» میتواند مطالبات بحق مردم را دنبال کند و به حقوق اساسی ملت، کارآمدی دولت، هماهنگی قوا و تعامل مؤثر با رهبری بزرگوار نظام، مدد رساند.» اکنون باید سومین کلمه از این گفتمان به مرحله اجرا دربیاید. در این باره حمیدرضا جلاییپور میگوید : «در شرایط فعلی نهتنها جامعه به سوی توسعه همهجانبه و پایدار حرکت نمیکند بلکه در هشت سال گذشته جامعه حتی رشد اقتصادی نداشته و با رشد منفی 8/6درصدی هم روبهرو بوده است. این بدان معناست که جامعه بهجای حرکت رو به جلو و رشد، به عقب میرفته است.»
در اینباره طبیعی است که کشور احتیاج به اصلاحات اقتصادی دارد که البته خروج از رکود اقتصادی میتواند گامی در این مسیر ارزیابی شود تا آنچه جلاییپور بهعنوان عقبگرد از آن یاد کرده است، با اصلاحاتی گامهایش تنها در مسیر حرکت به جلو تفسیر شود. پربیراه نیست که وضعیت اقتصادی کشور چندان مناسب نیست و درآمد دولت و سایر بخشها از راه مالیات و فعالیتهای اقتصادی و خدماتی به مردم تامین نمیشود بلکه از نفت به دست میآید.
حقیقت پذیرفته شده اینکه قطع یکباره وابستگی به درآمدهای نفتی امکانپذیر نیست و علاوه بر تبعات اقتصادی، بحرانهای اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. پس چه باید کرد که با رویکرد اعتدالی مردم را بهتدریج با تبعات وابستگی اقتصاد کشور به نفت آشنا کرد. راهی ندارد جز اصلاحات! و بازهم اصلاحات است که اینبار باید در حوزه اجتماعی رخ بنماید و ذهن جامعه که تنها در چاههای نفت بهدنبال اسکناس میگردد را متوجه پولی کند که خودشان بپردازند برای خودشان که همان مالیات است.
اصلاح ذهنیت جامعه درمورد پول فروش نفت خوداصلاحات بزرگی است که برخی اوقات اهمیت آن ازاصلاحات سیاسی هم بیشتر میشود. اصلاحات سیاسی هم در فضای اعتدال بسیار مهم است. بدون رودربایستی باید اذعان داشت اصلاحات سیاسی در فضای اعتدال مهم و ضروری است و دلیلش هم لطمه خوردن به شخصیت و منش سیاسیون اصلاحطلب در 8 سال دولتهای نهم و دهم است. در آن روزگار گوشهنشینی علنی و تفکر غیرعلنی برنامه کاری اصلاحطلبان بود چون دولت وقت جایگاهی برای مشارکت آنها درنظر نداشت.
در این 8 سال کنارنشینی بهطور طبیعی برخی ازاهداف و مشیها فراموش یا دچار تحریف شده و با آغاز دوره اعتدال، برخی که خود را اصلاحطلب میدانستند به ناگاه وارد گود سیاست شدند اما از آنجا که «نابرده رنج گنج میسر نمیشود» در همان روزهای نخست ماهیت اصولگرایی خود را که پشت نقاب اصلاحطلبی پنهان کرده بودند، نمایان ساختند. حالا اصلاحطلبان در چنین فضا و شرایطی نیاز به اصلاحات دارند تا بار دیگر به آن منش اصلی خود بدون حضور نقابداران بازگردند. اصلاحات عقاید هم در دوره اعتدال شاید سهلتر از دورههای دیگر باشد.
عقاید موردنظر در این بخش به تندرویها بازمیگردد که البته تندروی آگاهانه نیست بلکه بعضا از سر ناآگاهی و بهصورت احساسی بعضا انجام میشود. دولت باید به همان شکل که در ابتدای حضور در پاستور اعلام کرد تندرویها را کمرنگ کند که البته در این مسیر حرکاتی داشته اما کافی نبوده است. موضوع دیگری که به نظر میرسد در دولت نیاز به اصلاحات دارد، همسوکردن بخشهای مختلف با برنامههای خود است بدین معنا که نباید در برابر فشارهای از بیرون تسلیم شود و در این مسیر البته باید با مخالفان و منتقدان خود از در دوستی وارد شود و تنها منافع ملت را در نظر داشته باشد.