* حضرت آیتالله اخیرا آقای مطهری در مورد موضعگیری شما در برابر سخنان ایشان در مشهد نامهای به شما نوشته است. نظر شما درباره اصل این نامه چیست؟
** بنده موضعگیری خاص نه در برابر سخنان ایشان و نه در برابر سخن هیچکس در مشهد ندارم. وظیفه امامجمعه یک شهر پرداختن به اشخاص و افراد مختلف نیست. او مکلف است از مرزهای اعتقادی نسبت به اسلام و به مبانی نظام و انقلاب دفاع کند. شبهای پنجشنبه در مهدیه مشهد برنامه تفسیر قرآن بهوسیله بنده برقرار است. در شب پنجشنبه گذشته بحث تفسیری بنده درباره تفسیر آیه سوم سوره کوثر و سخن درباره دشمنی و برخورد با پیغمبر بود.
آقایی سوال کرد آیا برخورد با ولیفقیه و دشمنی با او همچون دشمنی با پیغمبر(ص) است؟ بنده پاسخ دادم امام بزرگوار رضواناللهتعالیعلیه فرمودند ولایتفقیه همان ولایت رسولالله است پس طبیعی است دشمنی با ولیفقیه و برخورد با وی دشمنی و برخورد با رسولالله است و پس از آن سوالاتی در مورد مخالفت با نظر رهبری و وظایف خبرگان پیش آمد.
* آیا شما گفتهاید و معتقدید کسی حق ندارد نظر مخالف در مقابل نظر رهبری بدهد.
** بنده چنین چیزی نگفتهام. مطالبی که بنده گفتهام متن آن در سایت خودم قرار دارد. برخی سایتها و دستگاههای اطلاعرسانی جملات و مطالب بنده را تقطیع میکنند یا نقل به مضمون برای آنکه دستاویزی جهت هوچیگریهای شیطانی خود ایجاد کنند. نظر مخالف با نظر رهبری سه قسم است: اول نظر مخالف با حکم رهبری که قطعا نامشروع و در حکم مخالفت با امام زمان (علیهالسلام) است چون حضرت فرمودند فانهم حجتی علیکم. دوم، مخالفت با تشخیص رهبری در مواردی که مبنای سیاست راهبردی نظام است.
این مخالفت در عرصه مشورت و کمک به نظر رهبری مخصوصا از فردی که متخصص و کارشناس موضوع است هیچ اشکالی ندارد و مصداق کامل آن نصیحه لامامالمسلمین است اما مخالفت با این تشخیص پس از آنکه مبنای سیاست راهبردی نظام قرار گرفته و ابلاغ شده مخالفت با سیاست نظام و نتیجتا مخالفت با نظام است. تشخیص و نظر رهبری در مورد فتنه از این قبیل است و ایشان هماکنون چهارسال است به ادنی مناسبتی به این مطلب اشاره میکنند و بر آن اصرار دارند و سیاست راهبردی نظام را بر آن مبتنی فرمودهاند تا جایی که فرمودند فتنه خط قرمز ماست.
سوم، نظر مخالف در برابر نظر و تشخیص مربوط به مسایل شخصی و اموری که مربوط به مسایل نظام نیست که البته این مخالفت اشکالی ندارد و به شرط اینکه تضعیف رهبری نشود چون تضعیف رهبری تضعیف نظام است و برخی مراجع تقلید در گذشته حتی غیر از امام مثل مرحوم آیتاللهالعظمیگلپایگانی و عموم مراجع فعلی تضعیف نظام را در حد شرک به خدا میدانند.
* آیا شما معتقدید چون رهبری مورد تایید امامزمان(عج) است نوعی از عصمت دارد؟ و از نظر شما تایید امامزمان(عج) از رهبری چگونه است؟
** نعوذبالله بنده تصریح کردم عصمت مخصوص 14نفر است و غیر از آنها کسی معصوم نیست. آنچه بنده گفتم این است که چون رهبر معصوم نیست کسی حق ندارد به مجرد اینکه نظرش مخالف نظر رهبر بوده رهبری را به اشتباه متهم کند، فقط به خاطر اینکه معصوم نیست مگر هرکسی معصوم نبود اگر برخلاف من فکر کرد یا برخلاف من نظر داد حتما او اشتباه کرده؟ شاید من اشتباه کنم، همچنانکه اگر در یک موضوع تخصصی بنده نظری داشتم برخلاف نظر متخصصی که یقین دارم از من عالمتر است آیا احتمال اشتباه نسبت به نظر من نزدیکتر و قویتر است یا آن عالم؟ در مسایل اجتماعی و سیاسی اگر نظر من مخالف شد با رهبری که حکمت و بصیرت او چندبرابر من است آیا احتمالا اشتباه در نظر من بیشتر است یا نظر او؟ اما موضوع تایید امامزمان(عج)؛
عین مطلبی که بنده آن شب گفتهام این است که اگر شما یک مبلغ ناچیزی را بخواهید نزد کسی امانت بگذارید فردی که ممکن است با اشتباه یا بیمبالاتی آن را از دست بدهید او را امین خود قرار نمیدهید. وجود مقدس امامزمان(عج) امام زنده است و صاحب ولایت مطلقه الهیه است، آیا امت اسلام را به دست فردی میسپارد که با یک امر اشتباه سرنوشت امت را خاک و خاکستر کند یا اینکه قدرت دارد او را حفظ کند حفظ نکند، این تصویر تایید امامزمان(عج) بود که عرض کردم و هیچ کجای این مطلب عصمت رهبر امامت میکند.
* در مورد خاطرهای که شما از استاد شهید آیتالله مطهری نقل کردید آقای علی مطهری اظهار کرده که شما در آن وقت در شرایطی نبودید که خودتان مستقیم از استاد شهید شنیده باشید و این مطلب را از شایعات احساسی عوام در آن زمان دانسته است...
** شرایط و اقتضائات بنده را در آن زمان ایشان از کجا خبر دارند؟ ایشان خودشان 40سال قبل در شرایطی نبودند که از ارتباط افراد ارادتمند و مخلص استاد مطلع باشند ولی کسانی در تهران هستند که کاملا به میزان ارادت و اخلاص بنده آن زمان مخصوصا در نشر اندیشه الحادستیزی و التقاطستیزی استاد شهید در منطقه جنوب شهر (شهباز جنوبی و تیر دوقلو) آگاهی دارند. البته بنده این جریان را مستقیم از خود ایشان نشنیدم ولی همان زمان یکی از علمای موثق تهران که از دوستان معظمله بود برای بنده نقل کرد. شایعه احساسی نبوده است.
* آقای مطهری نسبت به اینکه شما گفتهاید خبرگان نظارت بر عملکرد رهبری ندارند با اشاره به اصول 111 و 108 قانوناساسی اظهار داشته اگر خبرگان بر عملکرد رهبری نظارت نداشته باشند چگونه بر بقای شرایط یا فقدان شرایط در رهبری میتوانند واقف شوند؟
** اولا اصل111 ربطی به نظارت خبرگان رهبری ندارد و در ارتباط با تعیین تکلیف رهبری در صورت فوت یا عزل یا استعفای رهبر موجود است و اصل108 هم مربوط به تعیین شرایط و تعداد و خصوصیات خبرگان به وسیله شورای نگهبان است، مربوط به نظارت خبرگان بر رهبری نیست.
ثانیا، بنده نگفتم خبرگان بدون دقت و مراقبت نسبت به رفتار و مدیریت رهبر، در گوشهای میخوابند و خواب میبینید یا به آنها وحی میشود که شرایط در رهبری سقوط کرد. دقیقا با مراقبت و مداقه در عملکرد و رفتار رهبری نظارت خود را بر بقای شرایط اجرا میکنند. منتها نظارت به صورت نظارت بر استصوابی بر عملکرد رهبری که در مقابل هر عملی و هر رفتاری چونوچرا کنند و به مجرد اینکه با یک برنامه رهبری نظر مخالف داشتند پرچم مخالفت را علم کنند زیر نظارت به معنای چون و چرا در عمل از مولی علیه نسبت به ولی معنا ندارد.
رییس فقید خبرگان مرحوم آیتالله مهدویکنی (قدسسره) در اولین سخنرانی خود در اجلاس خبرگان پس از اینکه بهعنوان رییس خبرگان انتخاب شد، فرمود نظارت خبرگان بر رهبری به معنای صیانت رهبری است؛ یعنی مقام رهبری و ولایت باید همواره مصون از هر نوع خطر و انحراف باشد لذا شخص متلبس به رهبری و ولایت باید همواره منتسب به صفات و شرایط باشد اما اینکه چه میکند و چه انجام میدهد به خود او مربوط است، در اعمال و کردارش مورد مواخذه و سوال قرار نمیگیرد. اگر خدای ناکرده کوچکترین عملی افراد مورد که شرایط رهبری آسیب دید خبرگان به نمایندگی ملت از وی حل بیعت میکنند.