تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۹۳ - ۰۹:۴۴  ، 
کد خبر : ۲۷۱۷۹۱

اتاق کوچک و خواسته‌های بزرگ


حنیف غفاری

تاکنون بارها عنوان شده است که زیاده خواهی طرف مقابل منجر به عدم توافق قطعی و نهایی در خصوص پرونده هسته ای کشورمان شده است. این زیاده خواهی خود را در حوزه های گوناگونی مانند " تعیین نیازهای اساسی"،"تعداد سانتریفیوژها"،" درصد غنی سازی"،" تحقیقات و توسعه"،فعالیت نیروگاه آب سنگین اراک"،" نحوه برداشته شدن تحریمها" ،"زمان بندی عادی سازی پرونده هسته ای ایران" ،"فعالیت نیروگاه فردو" و ...نشان داده است.

در مذاکرات اخیر وین، امکان بالقوه رسیدن به توافق قطعی و نهایی وجود داشت اما اعضای 1+5 آمادگی لازم برای پذیرش خواسته های قانونی و حقوقی ملت ایران و متعاقبا تیم مذاکره کننده هسته ای را نداشت. این در حالی بود که امضای توافقنامه نهایی همچنان مستلزم اتخاذ تصمیمی اصولی و بنیادین از سوی واشنگتن و دیگر اعضای 1+5 است. در بررسی چرایی عدم رسیدن به توافق نهایی تا 24 نوامبر باید بر مصادر و مصادیق سوء رفتار طرف مقابل تکیه کنیم.در این خصوص لازم است نکاتی را مدنظر قرار دهیم:

1- سوء رفتار اعضای 1+5 پوسته ای " حقوقی " و هسته ای " سیاسی" و کاملا " غیر حقوقی " دارد. باید میان این " پوسته بیرونی" و " هسته داخلی" تفکیک و تمایزی عینی قائل شد.تا زمانی که این تفکیک عینی مورد شناسایی و پذیرش ما قرار نگیرد، حتی در توصیف چیدمان میز مذاکرات هسته ای نیز دچار مشکل خواهیم شد .در رفتار سنجی طرف مقابل با فاکتورها و مولفه هایی مواجه هستیم که اساسا خاستگاهی "غیر هسته ای " و در نتیجه غیر مرتبط با موضوع مذاکرات هسته ای ایران و اعضای 1+5 دارد.

در صورتبندی میدان مذاکرات هسته ای، تنها با یک " نگرانی ساختگی" از طرف مقابل مواجه هستیم. این نگرانی ساختگی نشات گرفته از مطالعات ادعایی و گزارشهای ساختگی موسساتی مانند موسسه علوم و امنیت بین المللی به مدیریت دیوید آلبرایت، لابی گر مشهور آمریکایی -صهیونیستی است. در معادله " اتهام سازی" علیه ایران افرادی مانند اولی هاینونن معاون سابق مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز دیوید آلبرایت را همراهی می کنند. در چنین وضعیتی جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به خودساخته بودن ادعاهای هسته ای اعضای 1+5 علیه خود و در نتیجه نگرانی های کاذب منبعث از این موضوع، حاضر شده است تضمینهای حقوقی لازم جهت اثبات صلح آمیز بودن فعالیتهای هسته ای خود را ارائه نماید.

2- هیچ یک از اعضای 1+5 با تمرکز بر روی موضوع اصلی ( رسیدن به توافق واقعی با جمهوری اسلامی ایران) پای میز مذاکره حاضر نمی شوند. به عبارت بهتر، " تمرکز بر مسئله هسته ای" صرفا حلقه مفقوده ای جهت اتصال دیگر نگرانی ها و دغدغه های بین المللی اعضای 1+5 به یکدیگر است: ایالات متحده آمریکا در ماورای مسئله هسته ای به موضوع مدیریت داعش در خاورمیانه و نحوه اداره ائتلاف ناکام غربی-عربی خود می اندیشد. در اینجا مسئله تامین امنیت رژیم صهیونیستی لحظه ای ذهن جان کری و مثلث یهودی" شرمن-سولیوان-برنز" را آرام نمی گذارد. لوران فابیوس وزیر امور خارجه فرانسه در حالی که پشت میز مذاکرات با حرارتی غیر طبیعی از ادامه فعالیت آب سنگین اراک انتقاد کرده و بر سر تعداد سانتریفیوژهای ایران چانه می زند، به آینده معاملات تسلیحاتی پاریس و عربستان سعودی و دیگر کشورهای مرتجع عربی می اندیشد.

سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه بیش از آنکه به اصل مذاکرات هسته ای و ضرورت حل این معادله خودساخته توسط غرب توجه کند،مشغول رصد تاثیر احتمالی این مذاکرات بر منازعات مسکو و غرب و نحوه همکاری با ایران بر سر تامین سوخت نیروگاه بوشهر پس از سال 2021 میلادی و همچنین نوع بازی خود با برگ برنده انرژی در مقابل اتحادیه اروپاست.

چینی ها در لابه لای اصطلاحات و کلمات رد و بدل شده میان دو طرف مذاکره کننده به دنبال آینده اقتصادی خود در خاورمیانه و نحوه حضور در بازار ایران هستند. ژرمنها نیز که با وجود دولتی ائتلافی متشکل از دموکرات مسیحی ها و سوسیال دموکراتها هنوز تکلیف رفتار و سیاست خارجی خود را به خوبی نمی دانند، در ماورای مذاکرات هسته ای با ایران به دنبال تقویت درون اروپایی خود از طریق احیای نقش برلین در سیاست خارجی اروپای واحد و رفع نگرانی های فرامنطقه ای خود هستند. در چنین شرایطی اساسا هیچ یک از اعضای 1+5 تمرکزی بر اصل موضوع ندارند.

3- "بازی سایه ها" در جریان مذاکرات هسته ای کاملا مشهود است، سایه هایی که بر روی میز مذاکره خودنمایی کرده و عملا مانع از امضای توافق نهایی و رسیدن به نقطه ای مشخص می شود. حضور سعود الفیصل در فرودگاه وین ، آن هم در بحبوحه مذاکرات هسته ای و در حالی که هر دقیقه از مذاکرات ارزش خاص خود را در روزهای پایانی منتهی به سوم آذرماه داشت، نشان از نقش بازیگران خارج از گود در تغییر رفتار نمایندگان اعضای 1+5 دارد. در اینجا نقش لابی های خارج از گود " سوسیالیستی-صهیونیستی" در فرانسه ، لابی های " دموکرات مسیحی-صهیونیستی" در آلمان ، لابی های " محافظه کار-صهیونیستی" در انگلیس و لابی آیپک در ایالات متحده آمریکا را نیز نباید نادیده انگاشت. باید اذعان کرد که در جریان مذاکرات وین اعضای 1+5 مسئله " توافق نهایی هسته ای را به متغیری وابسته به دغدغه های بین المللی و داخلی خود تبدیل کردند نه یک " متغیر مستقل" و " موضوع جداگانه" .رفتار عملی اعضای 1+5 این مسئله را مورد تایید قرار می دهد. روند سینوسی مذاکرات در جریان گفتگوهای اخیر وین و تغییر مواضع ناگهانی کشورهای غربی و انفعال دو کشور چین و روسیه منبعث از همین نگاه بازدارنده اعضای 1+5 بوده است.

اگرچه ممکن است اعضای 1+5 پای میز مذاکرات صرفا حول محورهای مورد اختلاف در حوزه های دوگانه اصلی ،یعنی " نحوه رفع تحریمها" و "میزان و درصد غنی سازی اورانیوم" سخن به میان آورده باشند، اما در ماورای گفتار، نگاه و حتی رفتار ظاهری آنها هزاران دغدغه غیر هسته ای و سیاسی به چشم می خورد. حل یا عدم حل هر یک از این دغدغه ها بر خروجی رفتار اعضای 1+5 تاثیرگذار است. درست در چنین موقعیتی است که هر یک از اعضای 1+5 نوع بازی خود را تغییر می دهند. در همین شرایط به صورت ناگهانی یک کشور از یک "بازیگر فعال "به" بازیگری منفعل" و کشوری دیگر از" بازیگر واسطه گر" به " بازیگر مخرب " تبدیل می شود.

4-"پیچیده سازی مذاکرات هسته ای " یک پروسه ملموس است.هر یک از اعضای 1+5 به نوعی در این پیچیده سازی نقش داشته اند. در این میان نقش ایالات متحده آمریکا و تروئیکای اروپایی به مراتب نسبت به چین و روسیه پررنگ تر بوده است. زمانی که مذاکرات پیچیده می شود، "خواسته ها" نیز متکثر می شود و در نتیجه قدرت مانور و امتیازگیری طرف مقابل افزایش می یابد. زمانی که مذاکرات پیچیده جلوه می کند، بازیگران بیرونی بیشتری به صورت خودآگاه و ناخودآگاه وارد معادله می شوند و لابی گری های آشکار و پنهان خود را تشدید می کنند. اما زمانی که میز مذاکره بر اساس مختصات و پارامتر های یک " مذاکره محدود و تعریف شده " چیده شود، قدرت مانور اعضای 1+5 و توابع آنها در نظام بین الملل به شدت کاهش می یابد.

تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان، قبل از امضای توافقنامه ژنو طرح جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته ای را با عنوان "پایان دادن به بحرانی غیر ضروری و بازکردن افق های جدید" ارائه داد.به عبارت بهتر، تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان با انتخاب این عنوان عملا طرف مقابل را صرفا به تمرکز حول یک مسئله و آن هم موضوع رسیدن ایران به حقوق هسته ای خود فراخواند. در آن مقطع به طرف مقابل به صورت کامل تفهیم شد که مذاکره صرفا در خصوص " توان هسته ای صلح آمیز ایران" خواهد بود و موضوعات دیگر جایی جهت طرح پای میز مذاکره نخواهد داشت. با این حال اعضای 1+5 بدون آنکه به صورت مستقیم و پای میز مذاکرات سخنی از دغدغه های بین المللی و منطقه ای و اقتصادی خود در نظام بین الملل به میان آورند، در عمل تک تک دغدغه های غیر هسته ای خود را در رفتار و گفتارشان پای میز مذاکرات دخیل ساخته اند.این روند در جریان مذاکرات اخیر وین نیز ادامه داشت .

5- اتاق مذاکرات هسته ای "محدود" و خواسته های طرف مقابل در مذاکرات " متکثر" است. تا زمان جولان این خواسته های متکثر در محیط محدود مذاکرات ، عملا فلسفه مذاکرات هسته ای زیر سئوال خواهد رفت. بدیهی است که طرف مقابل در چنین فضایی حق دخیل کردن خواسته های داخلی و بین المللی خود ( چه به طور مستقیم و چه در لفافه) را نخواهد داشت. بدیهی است که مجرای طرح هر خواسته یا مطالبه ای در نظام بین الملل و در مناسبات دیپلماتیک بین کشورها کاملا متعارف و مشخص است. به عنوان مثال مقامات فرانسوی می توانند نگرانی های خود در منطقه را از طریق کریدور مناسبات دوجانبه بین تهران و پاریس مطرح کنند .همچنین ایالات متحده آمریکا می تواند نگرانی های خود نسبت به شکست در خاورمیانه و ناتوانی های روز افزون خود در منطقه و نظام بین الملل را در مجرا،قالب و چارچوبی دیگر طرح کند.

دخیل کردن این مسائل پای میز مذاکرات هسته ای و "تغییرات رفتاری ناشی از وجود این دغدغه ها" نشان از غیر واقعی بودن نیت طرف مقابل برای رسیدن به توافق واقعی با ایران دارد. هدایت کردن " حجم انبوه خواسته های بین المللی " به زیر سقف مذاکرات وین، ژنو، مسقط و نیویورک و تلفیق دغدغه های شش عضو 1+5 در فضای کوچک مذاکرات ، آن هم در حالی که فاکتور زمان در مذاکرات بسیار مهم و ارزنده است، صرفا در راستای همان روند "پیچیده سازی مذاکرات" توسط اعضای 1+5 قابل تجزیه و تحلیل است .بدیهی است از بین رفتن نگاه سیاسی به مذاکرات هسته ای از یک سو و هر گونه خواسته ای که مذاکرات حقوقی و فنی بر سر حقوق هسته ای صلح آمیز کشورمان را به مذاکراتی سیاسی با رویکردی نئورئالیستی (مبنای نگاه فعلی کشورهای غربی در حوزه روابط بین الملل) تبدیل کند نتیجه ای جز از درست رفتن زمان به ضرر ایالات متحده آمریکا و دیگر اعضای 1+5 نخواهد داشت. آیا زمان درک این حقیقت توسط اعضای زیاده خواه 1+5 فرا نرسیده است؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات