* اگر موافق باشید گفتوگو را از جایی شروع کنیم که شما پیش از این تأکید داشتید؛ بسیج پس از رهبر معظم انقلاب مورد بیشترین تخریبها و هجمهها از سوی دشمنان بیگانه است. به نظر شما چرا بسیج این همه مورد هجمه و حمله بیگانگان قرار دارد؟
** علت اساسی این است که بسیج مانع پیشرفت کار و سلطه دشمنان است. به هر عرصهای ورود میکنند میبینند بسیج سد راهشان است. در بخش نظامی برآوردهایشان اینگونه است که در برابر انبوه بسیجیان به عنوان یک قدرت بازدارنده بزرگ کم میآورند. میخواهند وارد حوزه فرهنگی شوند که فساد را گسترش دهند، میبینند بسیج هست. در حوزه اقتصادی و علمی هم همینطور.
در عرصه علمی تحریم میکنند که دانش به دست ما نرسد و پیشرفت نکنیم اما میبینند بسیجیها خط شکنی میکنند و ماهواره به هوا میفرستند، سلول بنیادی میشکافند، در عرصه انرژی هستهای و نانو تکنولوژی افتخار آفرینی میکنند. لذا بیشتر از همه به بسیج حمله میکنند. بسیج برای آنها نفوذ ناپذیر است.
* یعنی تلاشهایی هم برای نفوذ در بسیج داشته اند؟
** منظور از نفوذ به معنای این نیست که مثلاً یک نفر را از میلیونها بسیجی جدا کنند. به هر حال ممکن است نفراتی اشتباهاتی هم داشته باشند ولی اینکه بخواهند به جریان بسیج نفوذ کنند و مواضع و نگاه آن را نسبت به خود نرم کنند و بسیج را وادار به تمکین در برابر زورگویی خود کنند، نتوانسته و نمیتوانند. بنابراین هر اتفاق بدی که در کشور میافتد رسانههای بیگانه تلاش میکنند آن را به بسیج نسبت دهند.
* مثلاً چه مواردی؟
** مثل کشته سازیهایی که در فتنه 88 کردند. یا همین اسید پاشیهای اصفهان که آن را به بسیج نسبت دادند. مشخصاً اسم بسیج را آوردند.
* توضیح شما به عنوان رئیس بسیج به این تحولات چیست؟
** اینها از روی دشمنی است. کسی که بسیج را میشناسد، میداند که بسیج یک نیروی ارزشی و پایبند به شرع و اخلاق است. لذا وارد خلاف شرع و اخلاق نمیشود. ولی آنها تمام ظرفیتشان را پای کار آوردهاند تا القا کنند که ارزشیها و مشخصاً بسیجیها مرتکب کارهای زشت و ضد انسانی میشوند. ممکن است بر اساس تکرار و تداوم در افرادی که سادهتر هستند یک باور ایجاد شود که شاید یک چیزی هست که اینها مدام میگویند.
* شما خودتان برای شناسایی پشت پرده داستان اسید پاشی ورود کردید؟
** ما دستگاههای مشخصی برای این کار داریم. مثل وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی که وسایل کنترلی و حقوقی دارند. وزارت اطلاعات ابزارهای مختلفی برای شناسایی متهمان دارند، مثلاً میتوانند شنود کنند. ولی بسیج که این ابزارها را ندارد. بسیج یک نیروی مردمی است. اگر کسی لابه لای مردم خطا کند، میتوانند زود شناسایی کنند و به دستگاههای ذی ربط تحویلش بدهند.
اما اگر یک نفر خواست کار پیچیده جاسوسی با پیوستهای امنیتی بکند، نباید انتظار داشته باشیم که بسیج او را شناسایی کند چون ابزارش را ندارد. اگر در صحنه باشد امکانپذیر است کما اینکه تا حالا بسیجیها تعداد زیادی از انتحاریها را در صحنه گرفته و تعدادی از بسیجیها هم شهید شدند. شهید «محمد گلدوی» در مدخل ورودی مسجد زاهدان وقتی دید بمبگذار میخواهد وارد مسجد شود رفت او را بغل کرد و خودش هم شهید شد. شهید «مرتضی آسوده» و شهید «حامد بَزی» دانشآموزان بسیجی در چابهار همین کار را کردند.
* اخیراً قانون امر به معروف و نهی از منکر در مجلس تصویب شده که اجرای آن به بسیج واگذار شده است. آیا بسیج آماده اجرای این قانون است و آیا خود شما موضع خاصی در این باره دارید؟
** در قانون اساسی مواردی وجود دارد که دولت و مجلس موظف به تعیین قانون برای آنها شدهاند. مغفولترین نمونه از این دست امر به معروف و نهی از منکر است که با گذشت 35 سال هیچ قانونی برایش نوشته نشده است.
امر به معروف و نهی از منکر یک امر ضروری و حیاتی است. وقتی میکروب به بدن وارد میشود گلبولهای سفید حمله میکنند، صف آرایی میکنند و نمیگذارند که این میکروبها بدن شما را آلوده کند. اگر این سلولهای دفاعی نباشند هر میکروبی، ولو ضعیف که وارد بدن شود ما را مریض میکند.
کسانی که ایدز میگیرند سیستمهای دفاعی شان از کار میافتد یعنی سیستم نهی از منکر بدنشان از کار میافتد و یک بیماری ضعیفی که بگیرند یا یک میکروب ضعیفی که وارد بدنشان میشود کل بدن را نابود میکند چون سیستم امنیتی بدنشان کار نمیکند. امر به معروف این نقش را دارد اگر نباشد آلودگیها در جامعه فراگیر میشود و آن را نابود میکند. امر به معروف ابراز محبت و عشق به همنوع و دوست است.
ما از ائمه احادیث و روایات متعددی داریم که کسی که تو را نهی میکند دوستت دارد. متأسفانه تصویری که رسانههای بیگانه از امر به معروف ارائه میدهند و برخی از ما هم آن را پذیرفتهایم، این است که امر به معروف خشونت و تندی است. مادر فرزندش را بیشتر از هر کس دیگری دوست دارد با این حال بیشترین امر و نهی به فرزند را مادر میکند، چرا؟ چون دوستش دارد.
* این فرمایشات شما درست است و به نظر میرسد به لحاظ نظری اختلاف اساسی وجود نداشته باشد اما وقتی به اجرا میرسد تفاسیر و شبهات مختلف ایجاد میشود. منتقدین میگویند که بخش اجرایی، وظیفه رسمی حکومت است و نمیشود آن را واگذار کرد.
** امر به معروف مراتبی دارد؛ قلبی، زبانی و یدی. مرتبه اول قلبی است مثل اینکه شما منکری را میبینید رویتان را بر میگردانید و با این کار ابراز میکنید که آن کار درست نیست. این حداقل واکنش انسان یا نهی از منکر است که اگر کسی این کار را هم نکند ایمانش محل تردید است. مرحله بعدی که فراگیرترین بخش است زبانی است.
این بخشی است که به همه واجب است و در قانون جدید به بسیج واگذار شده است. در خصوص اجرا توسط بسیج قبلاً آیین نامه و قانون وجود داشت و در قانون جدید تصریح کردند که این امربه معروف و نهی از منکر لسانی مانع از آن آیین نامه سابق نیست.
بخش سوم که مرحله یدی یا برخورد است که به حاکمیت متعلق است با این توضیح که اگر بخش اول و دوم به خوبی اجرا شود بخش اعظم مشکلات موجود حل میشود. دستگاههای مختلف مثل نیروی انتظامی و نظارتی و دستگاه قضایی عهده دار بخش سوم هستند و بسیج فقط متولی امر به معروف زبانی است. ما از گذشته هم این کار را شروع کردهایم و دورههای آموزشی مفصل برای تمام بسیجیان فعال برگزار کردهایم.
* چه نوع آموزشهایی داده اید؟
** آموزشهای درسی. کتاب و جزوه بهروز نوشتیم به صورت کاربردی و الگویی. مطرح کردیم که چرا باید امر به معروف کنیم و چرا الان این کار را نمیکنیم؟ چرا بخش اعظم جامعه زشتیها را میبینند ولی واکنش نشان نمیدهند. همه این چراها را آوردهایم و دلایل آن را تبیین کردهایم که چگونه میتوان به این موانع غلبه کرد. این کتاب و جزوات آموزشی ما روی سایت صالحین موجود است و گفتهایم که اگر کسی در این کتابها و جزوات به یک کلمه رسید که ممکن است منجر به خشونت شود ما به او جایزه میدهیم. مبنای کار بسیج برای امر به معروف و نهی از منکر همین جزوات است.
* به هر حال احتمال خطا و تخلف که همیشه وجود دارد. در آن صورت چه میکنید؟
** بله هر کار خوبی ممکن است اشکالاتی هم درونش به وجود آید. ما نمیتوانیم آن کار خوب را نفی کنیم به خاطر اینکه دو نفر تقلب کردهاند یا خطایی داشتهاند. مأمور انتظامی که سر چهارراه میایستد هم ممکن است تخلفاتی داشته باشد. اگر به دادسرای انتظامی بروید میبینید با متخلفان برخورد میکنند. نمیتوانید بگویید چون اینها تخلف کردهاند پس نیازی نیست نیروی انتظامی داشته باشیم. مگر معلمها تخلف نمیکنند؟
* البته سازوکار بازخواست آنها معلوم است یا دست کم گزارشی میدهند مثلاً همین اواخر اعلام شد که چندین نفر از قضات متخلف با تنبیهات قضایی مواجه شدند یا سردار احمدی مقدم، فرمانده ناجا اعلام کرد که تعدادی از پرسنل انتظامی که رشوه قبول نکردهاند تشویق شدند و تعدادی هم چون قبول کردهاند تنبیه شدند. در مورد بسیج چنین گزارشهایی ندیدیم که آیا تخلفاتی بوده یا نه و اگر بوده در چه حدی بوده است؟
** ما کارهای خوبمان را هم گزارش نکردهایم. بسیج یعنی مردم. لذا اگر بخواهیم گزارش تخلفات بسیج را بدهیم باید گزارش تخلفات مردم ایران را بدهیم چون همه ملت بسیجیاند. یک عده خیلی کمی هستند که معاند و با دشمن همسازند. اگر بخواهم گزارش بدهم باید آمار کل دادگستریها را بدهم و بگویم بسیجیهای ما این خطاها را کردهاند. بسیج یک گروه کوچکی نیست که بخواهم احصا کنم و گزارش بدهم که این تخلفات را داشتهاند.
22 میلیون نفر داریم که شناسنامه و کارت ملی آورده و بهعنوان بسیجی ثبت نام کردهاند. ما که نمیتوانیم 22 میلیون آدم را کنترل کنیم. این قابل قیاس با نیروی انتظامی یا دستگاههای دیگر نیست. ما در آنجاهایی که مأموریتهای تشکیلاتی واگذار میکنیم کنترل میکنیم ولی زندگی روزمره مردم را نمیتوانیم کنترل و مؤاخذه کنیم.
* در همان بخشهای تشکیلاتیتر مثل پایگاههای بسیج مواردی از تخلفات بوده که شما رسیدگی و برخورد کرده باشید؟
** سطح تخلف چیزی نیست که به من برسد، تخلفی در پایگاه باشد، فرمانده پایگاه خودش حل میکند.
* موضعگیری اخیر شما در قبال مذاکرات هستهای بازتاب گستردهای داشت. یکی از صریحترین مواضع شما طی یکسال اخیر بود که از تیم مذاکره اعلام حمایت کرده بودید، مبنای این موضعگیری شما چه بود؟
** موضعگیری ما حرف خیلی کلی بود و وارد مصداقها نشدیم؛ گفتیم در دو صورت از تیم مذاکرهکننده دفاع میکنیم، یک اینکه بروند یک تفاهمنامه عادلانه مبتنی بر رعایت حقوق مردم ایران و خطوط قرمز امضا کنند. ما میگوییم این موفقیت است و از آن حمایت میکنیم. دوم اینکه میز مذاکره را ترک و بگویند اینها میخواستند زور بگویند و ما زیر بار زور نرفتیم. اینجا هم ما حمایت میکنیم و پای آنها میایستیم، اما اگر حقوق ما ضایع شود و بخواهد یک چیز اجحاف آمیزی به ملت تحمیل شود ما دفاع نمیکنیم. مبنای این حرف ما دینی و انقلابی است، حقوق قابل معامله نیستند.
اگر توافقی امضا شود تصور اینکه تیم هستهای ایران بدون هماهنگی با مجموعه قوای حاکمیتی چنین توافقی را امضا کرده غیرممکن است.
بله همین طور است، با این حال این حرفها هم باید گفته شود. این حرف کمک به مذاکرهکنندگان است، یعنی وقتی آنها میروند پای میز مذاکره میتوانند بگویند ملت ما حاضر نیست از حقوقش عقب نشینی کند. شما اگر اینجا ما را هم راضی کنید ولی حقوق ملت ایران را ندهید آنها قانع نمیشوند.
* شاخص پیروزی را چگونه باید بسنجیم؟
** شاخصش مشخص است به اندازهای که نیاز داریم باید سوخت تولید کنیم، تحریمها هم باید برداشته شود؛ اصلاً حجت کسانی که اصرار داشتند ما انعطاف بیشتری در مذاکرات داشته باشیم همین بود که تحریمها برداشته شود و فضای خوبی برای تجارت بینالمللی برای ایران فراهم شود، اگر غیر از این باشد که اصلاً برای چه مذاکره کردیم و اصلاً انعطافها زیر سؤال است.
* رئیس جمهوری بارها شرطهای اصلی مذاکره یعنی حق غنیسازی و رفع تحریمها را ذکر کردند و به نظر میرسد دلایل طولانی شدن مذاکرات هم به همین خاطر است. با این حال شاید در این شرایط فعلی نیاز بیشتری به حمایتها باشد.
** کسانی که مذاکره میکنند یقین بدانند چه قرارداد عادلانه با رعایت خطوط قرمز ببندند و چه بگویند به خاطر جلوگیری از اجحاف میز مذاکره را ترک کردیم مورد حمایت ملت ایران هستند.
* یک سال و چند ماه است که دولت یازدهم مستقر شده است. روابط بسیج و دولت در چه وضعیتی است و در چه حوزههایی امکان همکاری بیشتر وجود دارد؟
** روز اولی که وزرا منصوب شدند نامه فرستادیم و تبریک گفتیم و در صدر این نامه جملهای از رهبر معظم انقلاب آوردیم که در سال 90 در کرمانشاه فرموده بودند؛ مشکلات حل نشده در کشور کم نداریم و برای حل آن باید برویم به سراغ مردم، همانطور که در دفاع مقدس راه را برای حضور ومشارکت مردم بازکردیم و منجر به پیروزیهای بزرگ شد. در این نامه اعلام آمادگی کردیم برای همکاری و حتی برخی حوزههای همکاری را هم ذکر کردیم.
حقیقت این است که کسی از ما دعوت نکرده که بیایید و کاری انجام دهید. با این حال باز خود ما رفتیم پیش برخی وزرا که میدانهای جدی تری برای همکاری وجود داشت مثل وزیر جهاد کشاورزی، صنعت معدن و تجارت و آموزش و پرورش؛ بد نیست بدانید که سال گذشته با کمک بسیج و بدون دریافت هیچ کمک دولتی 23 هزار واحد تولیدی در کشور ایجاد شد البته با هماهنگی لازم با نهادهای مرتبط.
* منابع اینها از کجا تأمین شد؟
** منابع از سوی خود مردم بعلاوه تسهیلات بانکی؛ به جوانها آموزش دادیم و برای آنها تسهیلات گرفتیم که خودشان دارند بازپرداخت میکنند. ما بانی شدیم و آنها آمدند وسط میدان. امسال هم برنامهریزی کردیم که 40 هزار واحد دیگر راهاندازی شود که در هفته بسیج 20 هزار واحد افتتاح میشود. اینها واحدهای تولیدی در عرصه کشاورزی هستند.
* مثلاً چه واحدهایی؟
** ما شناسایی کردیم که در کجاها با سرمایههای کوچک میتوان تولید زیاد انجام داد. مثلاً 500 هزار چاه شناسنامه دار کشاورزی در کشور داریم که در کنار آنها میتوان یک استخر کوچک تهیه کرد و ماهی پرورش داد. اگر بتوانیم کنار 50 هزار تا از این تعداد چاهها استخر بزنیم میزان تولید شیلات ایران دوبرابر میشود و نیازی به واردات گوشت از برزیل نیست.
ما به صاحبان چاهها آموزش و تسهیلات داده ایم. 2 هزارو 475مورد کسانی که از ما تسهیلات گرفتند سال گذشته استخر را راهاندازی کردند و امسال هم همین تعداد را در دستور کار داریم یا مثلاً واحدهای تولید قارچ با هزینههای اندکی راهاندازی کردیم که کمک زیادی به تولید و درآمد زایی دارد، در ارومیه پناهگاههای زمان جنگ را داشتیم که بیکاره افتاده بودند. بچهها رفتند گل و لای را تمیز کردند و آنها را تبدیل به واحدهای تولیدی قارچ کردند یا کنار پادگانها در مناطق مرزی سولههای رها شده و متروکه را دادیم به جوانهای محل که قارچ تولید میکنند یا بلدرچین ومحصولات دیگر پرورش دهند.
سال گذشته 4100 واحد پرورش مرغ بومی، 21 واحد پرورش ماهیهای گرمابی و 5712 واحد تولید ورمی کمپوست، 689 واحد تولید پرورش مرغ ماکیان، 2677 واحد تولید قارچ و... را راهاندازی کردیم.
* تسهیلات را از کجا تهیه میکنید و سود آن چند درصد است؟
** تسهیلات از بانک مهر اقتصاد است که بخشی از آن قرضالحسنه و بخشی هم با سود 15 درصد است. ما البته برای راهاندازی این واحدها با دستگاههای دولتی هماهنگ هستیم اما اگر سؤال شود این میزان از همکاری کافی است؟ میگویم نه. در زمان جنگ و دفاع مقدس نیروهای مسلح رفتند سراغ بسیج. الان کسی از سوی دولت سراغ ما نیامده است. بعد از جنگ دولتها این کار را نکردند که برای حل بخشی از مشکلات از ظرفیتهای بسیج استفادهکنند.
البته کارهای خرده ریزه را به بسیج دادند، مثلاً میخواهند انتخابات برگزار کنند میگویند امنیت صندوقها را تأمین کنید. آن هم کار برای نظام است اما برای کارهای اساسی سراغ بسیج نیامدند. فقط در یک مورد از ظرفیت بسیج استفاده کردند که نتیجه خوبی هم گرفتند، آن هم واکسیناسیون فلج اطفال بود. 16-15 کشور همزمان قرار بود ریشه کنی فلج اطفال را انجام دهند که همه شکست خوردند بجز ایران چون از بسیج استفاده کردند.
* برای ارتباط با دولت اقدامات دیگری هم انجام دادهاید؟
** نامه مهمتری که نوشتم به خود آقای رئیس جمهوری بود که 12 مدل کاری را پیشنهاد کردم. 10 ماه از این نامه میگذرد ولی پاسخی داده نشده و گفته شده که ما این کارها را داریم انجام میدهیم. دوباره یک نامه دیگری نوشتیم، من نخواستم این نامه را رسانهای کنم چون دنبال تبلیغاتش نبودم و بهدنبال انجام این کارها بودم.
* در حوزههای فرهنگی و فکری وضعیت چگونه است؟
** در این حوزهها بسیج کارهای بزرگی را انجام میدهد. در همکاری با آموزش و پرورش 1 میلیون دانشآموز در قالب طرح راهیان نور هماهنگ شده که در طول سال تحصیلی از مناطق جنگی بازدید کنند، تا الان نزدیک به 300هزار دانشآموز رفتهاند.
* هدفی که بـرای این کار تعریف کرده اید،چیست؟
** ما باید گنجینه عظیم دفاع مقدس را به نسلهای بعد منتقل کنیم، این سرمایه ملی است. یک کشور تنهای تنها در برابر شرق و غرب ایستاده و پیروز شده است. این در تاریخ ایران و حتی جهان سابقه ندارد.
* حالا این انتقال میراث انجام شده است؟
** نه، خیلیاش هنوز بــــاقی است و ما کم کاری کرده ایم. جوان ما یک فوتبالیست غربی را شاید بیشتر از قهرمان ملی خودش بشناسد.
* به نظر شما چرا اینطوری شده؟
** باید از دستگاههایی که مسئول هستند پرسید. بسیج یک نهاد مردمی است که در تکمیل کار نهادهای مسئول، کار میکند. بسیج در حد بضاعتش این کار را میکند ولی آیا کافی است؟ نه.
جا دارد سالی 50 عنوان فیلم بسازیم. بسیج با همین بضاعت سالی 300 عنوان کتاب منتشر میکند درباره دفاع مقدس و شهدا که برخی به چاپ پنجم، دهم و پانزدهم میرسد. در سیاستهای دستگاههای فرهنگی باید تجدید نظر بیشتری شود. از کتابهای درسی گرفته تا عرصه دانشگاهها که متأسفانه بخش اعظم کتابهایشان ترجمهای و بیگانه با فرهنگ بومی است.
ما 36 هزار دانشآموز شهید داریم. یکهزار نفر اینها کارهایی کردهاند که اگر هر کدام از کشورهای دنیا یکی از اینها را میداشت به همه جهان آنها را معرفی میکرد، ولی الان بروید در یک مدرسهای بگویید 10 نفر اینها را نام ببرید، نمیتوانند.
* بیشتر شهید فهمیده را میشناسند که به یک نماد تبدیل شده است.
** بله، منتها ما هزاران شهید فهمیده داریم که در همین سطح بودهاند. مثلاً شهید «دور زاده» آخرین شهید بسیجی است که اهل سنت هم هست. یک ماه پیش در سراوان شهید شد. یک ماشین با 600 کیلو مواد منفجره را از داخل پاکستان میآورند کنار پایگاه در لب مرز منفجر میکنند با وجود این انفجار سهمگین، دورزاده با دوستانش در پایگاه ایستاد و 4، 3 ساعت در یک درگیری شدید مقاومت کرد و شهید شد و پایگاهش را تسلیم نکرد.
* در ابتدای بحث اشاره داشتید به اینکه هجمههای زیادی علیه بسیج شده است. یک بحث دیگر جایگاه بسیج نزد افکار عمومی است. آیا شما برآوردی دارید که رویکرد مردم به بسیج چگونه است؟
** شما در خیابان که راه میروید میبینید که مردم افتخار میکنند به بسیجی بودن، مثلاً من این عبارت را هزاران بار از زبان برخی جوانان که ظاهر متفاوتی دارند شنیدهام که میگویند آقا ما را این طوری نگاه نکن ما خودمان بسیجی هستیم. مردم دوست دارند بسیجی تلقی شوند چون بسیج نماد عزت و ایستادگی و ایثارگری است. ما هم مرتب برآورد داریم و از مردم نظرسنجی میکنیم. درصد بالایی از مردم علاقه دارند حتی آنها که الان عضو نیستند عضو شوند. من احساسم این است که بسیج نهاد محبوبی در بین مردم است و سطح محبوبیت آن در بین نهادهای دیگر بالاتر است.
* نظرسنجی مشخصی هم در این باره داشتهاید؟
** بله، من الان درصدهایش را حضور ذهن ندارم اما در تمام نظرسنجیهایی که سالانه انجام میشود در ابعاد گسترده بسیج در بین نهادها و دستگاهها بالاترین سطح محبوبیت را دارد.
* به عنوان سؤال پایانی، میخواستیم تحلیل شما را از اوضاع داخلی و خارجی کشور بدانیم.
** در شرایط فعلی نیازمند وحدت و یکپارچگی هستیم. رسانهها در این زمینه نقش حساسی دارند. در کل دوران جنگ سرد، امریکا یک رسانه به نام رادیو آزادی داشت که برای بلوک شرق به زبان روسی افکار لیبرالیستی را پخش میکرد. امروز 166 شبکه ماهواره تلویزیونی و 80 شبکه رادیویی به زبان و گویشهای فارسی علیه ملت ایران کار میکنند. علاوه بر اینها شبکههای اجتماعی و سایتهای اینترنتی هم هستند، چنین هجمه تبلیغاتی علیه یک ملت بیسابقه است.
در این شرایط به نظرم باید در بین رسانههای داخلی یک مرزبندی روشنی با این جبهه وجود داشته باشد و هم افزایی با آن جریان بیگانه ایجاد نشود، مثلاً یک آدم خبیثی در اصفهان میآید اسیدپاشی میکند رسانه بیگانه فوراً میگوید کار حزب اللهیها و بسیجیها بوده است.
اگر من هم در رسانههای داخلی گفتم که افراطی گری موجب این کارها میشود، این هم افزایی با آن رسانههای بیگانه است. هر چند من نگفتم کار بسیجیها بوده است. ولی این حرف من تکمیل کننده آن حرف بیگانه است. جنگ و دفاع امروز در این عرصه است وگرنه امریکا که توان و جرأت حمله به ایران ندارد.
امریکا 17 هزار میلیارد دلار بدهی دارد و روزی 5/2 میلیارد دلار به این بدهی اضافه میشود، اصلاً نفسش تنگ آمده است. اینکه میبینید هی التماس میکند و به رهبری نامه مینویسد به خاطر این است که دیگر ظرفیتی ندارد نه برای جنگیدن نه برای کارهای دیگر. در انتخابات اخیر امریکا معلوم نشد چند درصد مردم شرکت کردند چون خجالت میکشند درصد شرکتکنندگان را اعلام کنند. وضع دشمن خیلی خراب است یک دموکراسی بدون رأی و مردم. من به شما قول میدهم اگر تحقیق کنید بعضی ایالتها زیر 10 درصد در انتخابات شرکت کردهاند.
ما خیلی از دشمن جلو هستیم نباید با ارزش هایمان بازی کنیم. ارزشها نباید جناحی شود، امیدواریم این راهی که تا اینجا آمدهایم را با وحدت ملت ادامه دهیم. ملت ایران امروز خیلی ابهت دارد. ما کشوری بودیم که از همینجا (سفارت سابق امریکا در تهران) وزیر عوض میکردند. از آنجا رسیدهایم به اینجا که امریکا هر چه زور میزند سیاست هایش در منطقه پیش نمیرود ولی سیاستهای ما پیش میرود. قدر این را بدانیم، انتقاد داشته باشیم اما در حوزههایی که به منافع ملی و ارزشها لطمه نزند.
در رسانهها ارزشها را موضوع اختلاف سیاسی و جناحی نکنیم.