محسن احمدوند
دعوت برای اجتماعات روزانه و قرار دادن پاداش بیحدواندازه برای برپایی نماز جماعت و یا اجتماعات هفتگی در قالب نماز جمعه ویا دعوت سالانه برای حج و تشکیل جمعیت عظیمی از انسانها با پوششی ساده و فارغ از هر گونه تعین وتشخص، وموارد فراوان دیگر از این قبیل همه گواه توجه و اهتمام اسلام به اجتماع وتحقق مفهوم مردم است و بر خلاف تصور برخی، نه تنها اسلام از ارتباط واجتماع، گریزان نیست، بلکه در نقطه مقابل آن ایستاده و از رهبانیت وانزوای از دیگران نهی نموده است، زیرا اسلام به عنوان یک تفکر غنی و واجد برنامه، بر اساس فطرت ونیازهای طبیعی بشر نسج یافته است، و در بستر ارتباط واجتماع گسترش مییابد.
به گواه تاریخ، مسجد در اسلام نخستین بسترشکل گیری شبکههای اجتماعی است، که جهت هدایت وارتباط وانسجام بدنه اجتماع، که امروز از آن به عنوان (مردم) یاد میشود، از آغازین روزهای تشکیل نظام اسلامی به وجود آمد. به ویژه اینکه این رسانه در عصری شکل گرفت که هیچ رسانه فعالی برای رساندن پیام اجتماع ورسیدن به اخبار ورویدادهای اجتماعی وجود نداشت.رسانهای که در پنج نوبت در محیطی سالم ومعنوی، علاوه بر تهذیب نفوس وپرورش پیوندهای عاطفی، به رساندن خبر اتفاقات میپرداخت، وهمگان تنها به" شرط مردم" بودن را در یک سطح وبدون هیچ تبعیض ویا رانتی از اطلاعات واخبار باخبر میساخت ودر روز جمعه نیز پیام مهمترین رویدادها در سطحی وسیعتر در اختیارمردم قرار میگرفت، آن هم از زبان بلیغ انسانی راستگو ومعتدل ومیانه رو که در جایگاه امام جمعه مورد اعتماد مردم در امور دین ودنیای آنها بود و دور از هرافراط وتفریط وتعصب نابه جا و در نهایت ادب و امانت بیهیچ کم وبیشی اخبار جامعه را به آنان میرساند.
این رسانه که حلقه مرکزی نخستین شبکه اجتماعی بود. بر خلاف سایر شبکهها که امروزه" به دنبال احساس نیاز" و در پاسخ به آن به وجود میآیند با تدبیر الهی وفطری اسلام برای پیوند مردم به یکدیگر در سادهترین شکل آن، " پیش از احساس نیازمردم" به وجود آمد.نیازی که خالق از آن آگاه بود ومی دانست که انسان موجودی اجتماعی است و میخواهد به دیگران نزدیک شود. و کنجکاو و جستجوگر است یعنی میخواهد از اطلاعات مختلف آگاه گردد و آگاه سازد هر چند امروز این نیاز را درک نکند اما دیر یا زود، خواهد یافت.
از این رو مسجد را کانون تبادل اطلاعات حوادثی نظیر جنگ وصلح ومرگ وازدواج و...گرد انید، نیازی که امروز در پی عطش شدید اجتماع به چشمههای زلال و آگاهی بخش و معتدل موجب توجه ورشد گسترش شبکههای اجتماعی در جوامع اسلامی گردیده است وشبکههایی که در آن،هم تبادل انواع اطلاعات وجود دارد و هم موجب بر انگیختن حساسیت و واکنش به اخباری میگردد که گاه به شکل بسیار ساده در غالب فوت فلان فرد ویا ازدواج فلان خواننده و یا بازیگر پخش میشود. با این تفاوت که در این بستر برخلاف بستر نخست هیچ متولی و مسئول رسمی وجود ندارد و خبر و واکنش به آن، غالبا به شکل طبیعی صورت میپذیرد وگاه در زمانی این اخبار واکنش وسیعی در پی دارد.
مانند آنجا که واقعهای که برای مردم به هر دلیل مهم است، از سوی بسترهای مسئول و رسمی خبررسانی به دلایل متفاوت مورد بیتوجهی قرارمی گیرد. در این زمان است که اجتماع، که در اثر بهره مندی از شبکههای نوظهور اجتماعی به یکدیگر نزدیکتر شده و از انفکاک وگسست سابق، رهایی یافته است. واکنشی دور از انتظار نشان میدهد. البته این واکنش برای کسانی دوراز انتظار است که، برخلاف تدبیر اسلام که همواره چندین گام از مردم جلوتر بود، به عنوان متولیان فرهنگ جامعه اسلامی، چند گام از مردم عقبتر حرکت مینمایند
به ویژه آنکه اگر با سوء تدبیر و سیاست بازی ودخالتهای ناشایست دربرخی شبکههای اجتماعی سالم اسلامی مانند: مساجد ونمازهای جمعه، کارکرد آنها را نیز به حداقل رسانده وزمینه رشد وگسترش شبکههای اجتماعی ناسالم را فراهم ساخته باشند. وبه جای پذیرش کم کاری وکم تدبیری خود،توپ را در زمین اجانب شرق وغرب بیاندازند، مسالهای که در این سالها در خلاء کارگرد ناقص صدا وسیما به ویژه در امر خبر رسانی وسوق دادن مردم به سمت شبکههای بیمار ماهوارهای شکل منفی خود را نشان داد.
لذا ضروری است، متولیان فرهنگی جامعه، به جای پرداختن به مسایلی پیش پا افتاده که متاسفانه صدها نهاد وموسسه، عهدهدار انجام آن به شکل موازی هستند وپرهیز از تهدید انگاری شبکههای اجتماعی که در پی یک نیاز فطری پدید آمده است وتبدیل آن به یک فرصت، با بهره گیری از الگوی مجالس حسینی که دومین شبکه اجتماعی قوی ومردمی از طبقات وسلایق مختلف است که با محوریت محبت به اهل به تدبیر امامان شیعه علیهم السلام شکل یافت وبا مصون ماندن از سیاست بازیها وانحصار طلبیها و با تلفیق در فرهنگ بومی مردم، به فرموده امام(ره) عامل تداوم حیات اسلام گردید ه است، بپذیریم وباور کنیم که:
1- انسان موجودی هوشمند و دارای اختیار است از اینرو اگر هوش و اختیار او نادیده انگاشته شود ویا در معرض تهدید و یا توهین و سرزنش قرار گیرد همواره واکنش او براساس منطق نیست و گاه به لجبازی روی میآورد. "الافراط فی الملامة تشب نیران اللجاج؛ زیاده روی در ملامت و سرزنش، آتش عناد و لجاجت را مشتعل میکند." تحف العقول - صفحه 84
2- با درک و التزام به تفاوت میان خود شیفتگی وخود باوری، بیش از گذشته تلاش نماییم و بدانیم وجود ثروت عظیم اسلامی، مانند: قرآن وعترت، تا زمانی که از آن بهره نبریم الزاما به معنی پیروزی فرهنگی ما وشکست فرهنگ دشمن نیست.
3- باور کنیم که یکی از زوایای بصیرت و فقه در نگاه پیامبر(ص) همانگونه که در روایات وارد گردیده التزام به این آیه است که: (فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ) پس هر عملی عکس العمل در پی دارد و پیامد رفتارهای خوب و بد ما در بخشهای مختلف فرهنگی در منظر ماست تنها لازم است با بصیرت لازم آن را ببینیم
4- با توجه به پذیرش نقش دو عنصر زمان ومکان در تغییر شیوه پاسخ به نیازهای جامعه بکوشیم و از شیوه صحیح اسلام در برخورد نرم وریشهای با مقوله فرهنگ دنباله روی نماییم.
5- جلوتر از جامعه حرکت کنیم و به جای آنکه منتظر بمانیم مردم حرکتی انجام دهند وموجی بسازند وما بر آن سوار شویم با لطایفی آنرا به نفع خود مصادره سازیم! و زشتتر آنکه گمان کنیم که مردم از این رفتار غیر فرهنگی غافلند!! ضروری است، با بهره گیری از فهم درست از اسلام و باور داشتن به غنای فرهنگ اهل بیت علیهم السلام وپیروی از مشی منطقی امامان خویش، در فرایند تبدیل آموزههای اسلامی به فرهنگ و به روزرسانی آن از دانش جامعه شناسان و روانشناسان متخصص و متعهد کمک بگیریم و به جبران کاستیها ورفع نقایص عملکرد گذشته نهادهای مسئول دراین زمینه بپردازیم.