تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۷۱۹۸۱

لبنان و استقلال ناتمام


سرویس خارجی: امسال لبنان هفتاد و یکمین عید استقلال خود را در شرایطی پشت سر می گذارد که با بحران داخلی روبروست، کرسی رئیس جمهوری 182 روز خالی مانده و انتظار حل زود هنگام این پرونده دارای افق روشنی نیست.در روزهای گذشته لبنان شاهد تمدید دوره کنونی پارلمان به مدت 2 سال و 7 ماه دیگر بود اتفاقی که پیش از این تنها در جریان جنگ های داخلی در سال 1973 به وقوع پیوسته بود.انتخابات و اجرای قانون اساسی که معمولا در کشورهای دیگر به صورت طبیعی و روان و با هماهنگی کامل مراحل خود را طی می کند، در لبنان به بحران هایی لاینحل تبدیل می شود .بیشتر لبنانی ها بر این باورند که ریشه بحران های پی در پی کنونی به سال 1943 باز می گردد.

در این تاریخ به اشغال لبنان توسط فرانسه، یا آن گونه که در محافل رسمی این کشور یاد می شود به قیمومیت فرانسه در لبنان پایان داده شد.

در 22 نوامبر1943، استقلال لبنان اعلام و این استقلال بر دو سند تاسیسی تکیه داشت.اول «قانون اساسی» که بارزترین مساله در آن اعطای اختیارات استثنایی به رئیس جمهوری مسیحی مارونی بود.دوم «میثاق ملی» که بر مشارکت طوائف مختلف در دولت تاکید می کرد و علاوه بر آن نوعی مصالحه درباره هویت لبنان بود؛ بدین ترتیب که مسیحی ها به وجه عربی بودن کشور رضایت می دادند و مسلمانان در مقابل تثبیت چهره عربی برای لبنان از خواسته های خود کوتاه می آمدند.

«جورج نقاش» سردبیر وقت روزنامه لبنانی «اوریان لوژور» که به زبان فرانسه منتشر می شود، در آن روزها از این مصالحه معروف تعبیری داشت که تا امروز هم به عنوان ضرب المثل استفاده می شود: «دو نه ای که یک ملت یا امت را نمی سازند.این تیتر رسانه ای بیشتر بازتاب دهنده دیدگاهی درباره آینده بود و گذر زمان در لبنان میزان صحت و دقت آن را ثابت کرد.

امروز لبنانی ها همه بر این باورند که این راه حل در محقق ساختن مفهوم دولت ناکام بوده و نتیجه آن بروز بحران های متعدد پی درپی با مصالحه های موقت بوده است .

از همین رو بسیاری، از سالگرد ملی استقلال، با عبارت استقلال مشکوک یا استقلال محقق نشده و ناتمام یاد می کنند.«نواف الموسوی» از نمایندگان پارلمان لبنان و عضو فراکسیون «وفاداری به مقاومت» اظهار داشت: درست است، این استقلال، کامل نیست علت آن به شرایط تاریخی بر می گردد که در زمان این تحول وجود داشت.

وی خاطرنشان کرد:

مساله ای که در آن زمان استقلال نام گرفت، همزمان شده بود با پایان دوران استعمار اروپا در بسیاری از کشورهای عربی، از همین رو نمی توان این مساله را استقلال حقیقی تلقی کرد، چرا که بعد از این دوران، استعمار نفوذ خود را از راه های مختلف دنبال کرد.«سلیم جریصاتی» وزیر کار سابق در دولت لبنان نیز قرائتی مشابه از استقلال لبنان دارد.

وی معتقد است : بسیاری از ایستگاه های تاریخی که لبنان شاهد آن بوده همچون برپایی دولت لبنان بزرگ و قانون اساسی 1926 و استقلال 1943، به مثابه بخشش و هبه ای بوده که از سوی یک قدرت خارجی به آن ارزانی شده است .

اتفاق نظر الموسوی و جریصاتی تنها در تحلیلشان از رویدادهای تاریخی خلاصه نمی شود و این دو در توصیف نقاط ضعفی که در اثر این رویدادهای تاریخی بر جای مانده است نیز هم عقیده اند.

از مهمترین این نقاط ضعف و خلاء ها می توان به توان ارتش لبنان در مقابله با رژیم صهیونیستی و همچنین اداره نامطلوب کشور لبنان اشاره کرد.

به نظر الموسوی در مورد کشوری مانند لبنان نمی توان از استقلال حقیقی سخن گفت و دو مساله اساسی را در نظر نداشت، اول ساختن قدرتی که بتواند در برابر دشمن صهیونیستی مقاومت کند، دوم فراهم کردن سازوکارهایی که تضمین کننده شراکت حقیقی بین ارکان اصلی موجود در کشور و به تعبیر دیگر ضمانت دموکراسی توافقی در لبنان باشد .

تا زمانیکه که در اداره حکومت و قدرت در لبنان، در همه مراحل بعد از استقلال، این دو مساله اساسی لحاظ نشود، لبنان از بحران های پی درپی خلاصی نمی یابد.

الموسوی این بحران ها را حتی «بحران های وجودی» نامگذاری می کند، بحران هایی چون تمدید دوران ریاست جمهوری «بشاره خوری» اولین رئیس جمهوری بعد از استقلال، سپس بحران سال 1958 که به دنبال پیوستن «کمیل شمعون» رئیس جمهوری وقت لبنان به پیمان بغداد که منجر به وقوع جنگ داخلی و دخالت مستقیم آمریکا در لبنان شد تا آنکه به سال 1975 و آغاز جنگ های داخلی لبنان می رسیم.

اما در رابطه با قانون اساسی جدید «توافقنامه طائف» که در سال 1989 به جنگ داخلی لبنان پایان داد و به جمهوری دوم معروف شده است.جریصاتی اظهار داشت که قانون طائف نیز نتوانست کشور را نجات دهد و از ایجاد حکومتی قوی و یکپارچه و دارای توان مقابله، ناتوان ماند.

وی ضمن مخالفت با کم ارزش دانستن تاریخ استقلال، به احساس درونی خود اشاره کرد و از تناقض موجود کنونی سئوال کرد که چگونه ممکن است از استقلال سخن گفته شود و در عین حال کسانی وجود داشته باشند که دو پیروزی مهم تاریخی این کشور کوچک یعنی آزاد سازی جنوب در سال 2000 از اشغال صهیونیست ها و پیروزی سال 2006 در مقابل دشمن صهیونیستی را نادیده بگیرند؟این فعال سیاسی لبنانی خاطرنشان کرد که امروز لبنانی ها به معادله تاسیسی و میثاقی جدید احتیاج دارند.

به اعتقاد جریصانی، نمی توان از کشور مستقل سخن گفت در شرایطی که ارکان اصلی سیاسی کشور لبنان در جهت این طیف قرار ندارند و به سرنوشت آن اهتمام نمی ورزند.آنچه که الموسوی از آن تحت عنوان «بحران های وجودی» سخن گفت، جریصاتی با اصطلاح « خطرهای ویرانگر» از آن در هفتاد و یکمین سالگرد استقلال لبنان یاد می کند و پرونده های مورد اختلاف را این چنین بر می شمارد:

گروه های تروریستی و نحوه مقابله با آنها، خطر داعش در مرزها، انتخاب جمهوری، سلطه دستگاه قضایی و انتساب به محورهای خارجی.

جریصاتی با حالت انکار می پرسد:چطور ممکن است از استقلال سخن گفته شود در زمانی که داعش و امثال آن در پشت مرزهای لبنان موضع گرفته اند؟ برگزاری جشن استقلال چه ارزشی دارد وقتی که ارتش لبنان درگیر حل بحران ملی ربوده شدن نظامیان لبنانی مهمترین پرونده کشور است؟هرکدام از مشکلات یاد شده که به صورت تسلسل وار ادامه پیدا می کند، اشاره به این دارند که لبنان در تاریخ جدید خود شاهد ثبت حقیقی نبوده است.

الموسوی معتقد است ، «به دلیل نحوه برخورد برخی جناح های داخلی با مساله خالی ماندن کرسی ریاست جمهوری، کشور هم اکنون فاقد اراده مستقلی است که باید در یک کشور حقیقی وجود داشته باشد.

وی می افزاید: نیروهای داخلی قادر به تفاهم درباره رئیس جمهوری جدید هستند، اما برخی قدرت های منطقه ای اصرار دارند از لبنان به عنوان برگه ای در مقابل دشمنان منطقه ای خود بهره برداری کنند.

جریصاتی، ایجاد مانع در برابر انتخاب رئیس جمهوری را «جنایت ملی واقعی» می نامد چرا که به باور او باعث لطمه زدن به توازن قدرت در لبنان شده است.

وی همچنین با اظهار ناراحتی در خصوص دشمنی عده ای با مقاومت، گفت: بدون معادله قدرت بخش در لبنان امروز نه استقلال و نه حکومت معنی ندارد، همانطور که در مراحل گذشته، استقلال برای لبنان ضعیف معنی نداشت.این وزیر سابق لبنانی تاکید کرد که «استقلال لبنان قوی، در گرو وجود معادله قدرتمند ارتش ، مردم و مقاومت است».

روزنامه لبنانی السفیر هم نوشت که سالروز هفتادویکمین سالروز استقلال لبنان از قیمومیت فرانسه و برای اولین بار بعداز توافقنامه طائف ( 25 سال گذشته) چراغ های کاخ ریاست جمهوری(بعبدا) خاموش است ، نه رئیس جمهوری وجود دارد و نه جشن های استقلال و نه رژه های نظامی.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات