تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۷۱۹۸۵

جنگ پنهان آمریکا علیه ایران (بخش دوم و پایانی)

سروش حقیقت - اشاره: کارشناسان بر این باورند که جنگ‌های کنونی بیشتر بر پایه نبردهای اطلاعاتی و سایبری شکل می‌گیرند، از این رو شاهدیم که غرب برای رسیدن به اهداف خاصی تمرکز زیادی بر روی جنگ‌های سایبری داشته‌است. در ادامه این مطلب به بررسی زوایای پنهان این جنگ علیه کشورمان می‌پردازیم.

جاسوسی از ایران از طریق پایگاه‌های نظامی آمریکا مستقر در کشورهای همسایه ایران در منطقه نظیر شیندند افغانستان، العدید قطر، ویکتوری و ایکو در عراق نشان از تشریک مساعی همه جانبه این کشور با اسرائیل دارد.

ریچارد کلارک مشاور اسبق کاخ سفید در امور مبارزه با تروریسم و جنگ سایبری با تأیید این مسأله می‌گوید که دست‌کم دو کشور به صورت همزمان عملیات‌هایی را علیه ایران انجام می‌دهند که به نظر می‌رسد یکی از آنها مسئول انجام ترور و دیگری مامور جنگ سایبری و خرابکاری‌های رایانه‌ای است؛ این دو کشور، ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل هستند، البته فرانسه، انگلیس و آلمان هم در طرح‌های آنان همکاری دارند.

این همکاری و همراهی آمریکا با اسرائیل علیه ایران به زمانی برمی گردد که جورج بوش پسر چند ماه پیش از ترک کاخ سفید ‎فرمان آغاز طرح عملیاتی مخفی برای ضربه زدن به تأسیسات نطنز را صادر کرد.

این طرح پس از پیروزی دموکرات‌ها و ریاست جمهوری باراک اوباما نیز در دستور کار سیاست خارجی کاخ سفید قرار گرفت.‏

با وجود همکاری اطلاعاتی و امنیتی آمریکا با اسرائیل در جنگ سایبری علیه ایران، اما این کشور تنها به این مسأله اکتفا نکرده است.

در این راستا سازمان سیا با اختصاص بودجه 400 میلیون دلاری کنگره آمریکا و با دستور بوش راه‌اندازی نبرد سایبری با استفاده از عوامل گروهک‌های ضدانقلاب منافقین، سلطنت طلبان، انجمن پادشاهی، فرقه بهائیت و گروه‌های حقوق بشری را در دستورکار قرار داد.

چنانکه بنا به نوشته فیلیپ جرالدی، منافقین، جندالله و پژاک همه زیر نظر افسران امنیتی آمریکا و اسرائیل عمل می‌‌کنند و این گروهک‌ها مثلث تروریستی آمریکا در ایران هستند.

در کنار این عملیات‌های تروریستی، پروژه‌های بی‌ثبات سازی و ناآرام سازی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در قالب شبکه سازی گسترده اجتماعی در فضای مجازی و سایبری به انجام می‌رسد.

این پروژه‌ها با اهدافی نظیر جمع‌آوری اطلاعات، جریان سازی و جنگ روانی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، تأسیس سایت‌های مبتذل، کمپین‌های اینترنتی، حمایت خبری و رسانه‌‌ای از گروهک‌های تروریستی، اقدامات ایذایی و هکری و نفوذ به سرورهای دولتی، برنامه ‌ریزی برای اخلال در سیستم مدیریت شهری از جمله سامانه سوخت رسانی و تهییج و تشویق به تجمعات غیرقانونی و اغتشاش در هنگامه انتخابات دنبال شده و می‌شود.

همچنین در این راستا سازمان سیا تنها در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری 1388 با تولید و توزیع بیش از 70 میلیون فیلترشکن، جنگ پردامنه‌‌ای را علیه جمهوری اسلامی سازماندهی کرد. ‏با وجود متمایز کردن و برجسته سازی این اقدامات از سوی رسانه‌های غربی، اما واقعیت امر این است که موفقیت و کسب دستاوردهای چشمگیر در جنگ سایبری علیه ایران با تردیدهای جدی همراه است.‏

چنانکه با تمامی اقدامات و مانورهای کشورهای غربی علیه ایران در عرصه نبرد سایبری به نظر می‌رسد به مانند دیگر عرصه‌های تقابل در طول 33 سال گذشته، این بار نیز دستاوردهای ملموسی نصیب آنان نشده است.

شناسایی، دستگیری و انهدام شبکه‌های جاسوسی سلولی آمریکا و اسرائیل در کشور و خارج از کشور و نفوذ و رسوخ به سیستم‌های اطلاعاتی و امنیتی این کشورها نشان می‌دهد که ایران نیز در عرصه این نبرد توانایی‌های خاصی دارد؛ توانایی که شاید دستاوردهای آن بسیاری از مواقع با لحاظ کردن ملاحظات امنیتی قابل اعلام و انتشار نباشد. ‏

ضمن اینکه ناکارآمدی سرویس‌های جاسوسی موساد و سیا در گذشته نیز نشان از آن دارد که همه این جنجال‌ها در بسیاری از موارد هیاهوی همه برای هیچ است. ناتوانی و درماندگی اطلاعاتی و امنیتی موساد در طول جنگ 33 روزه با حزب‌الله و 22 روزه با حماس، بارها در غافلگیری تیپ ویژه کماندویی گولانی و انهدام تانک‌های مدرن مرکاوا به اثبات رسید.

همچنین این سرویس‌ها برغم بهره‌مندی از سامانه‌های اطلاعاتی وسیع و سیستم جاسوسی گسترده حتی نتوانستند پس از چهار سال از زنده بودن «گلعاد شالیت» سرباز دربند اسرائیلی گزارشی قابل اعتنا ارائه دهند تا در نهایت نیز ناچار شوند با خفت و خواری داخلی و خارجی این سرباز را در مقابل یک هزار اسیر فلسطینی مبادله کنند. ارائه و استناد به اطلاعات سوخته و غلط توسط منافقین از سوی سیا و موساد روی دیگر شکستهای متعدد اطلاعاتی آنان از جمهوری اسلامی است.‏

راهبردهای مقابله‌ای و تهاجمی ایران

با تمامی این موارد باید گفت که وقوع جنگ سرد ـ جنگ سایبری و اطلاعاتی بخشی از آن است ـ میان ایران و آمریکا پدیده جدیدی نیست و در نحله‌های رفتاری و گفتاری دو کشور از آن بسیار سخن گفته شده است؛ کما اینکه این جنگ قدمتی به درازای عمر جمهوری اسلامی دارد.

اما چیزی که اکنون قابل توجه است آغاز جنگ پنهان تمام عیار اطلاعاتی میان دو کشور است؛ پدیده‌ای که بررسی روند‌هارمونی تحولات اخیر نشان می‌دهد این نبرد چند سالی است که شروع شده است. ‏

به واقع می‌توان گفت این جنگ سرد که اکنون با نمای جنگ پنهان سال‌هاست ادامه دارد در چند سال اخیر روندی رو به رشد و خیره کننده یافته است؛ روندی که در تبارشناسی جنگ، پیش از شروع جنگ گرم قابل توصیف و تبیین است. البته نتیجه بسیاری از این رخدادها ریشه در گذشته‌ای دارد که ماه‌ها یا حتی سال‌های پیش شروع شده است.

از سوی دیگر حجم زیاد تراکنش این جنگ پنهان اطلاعاتی نشان می‌دهد که این نبرد به شکل فزاینده‌ای رو به افزایش است و حداقل در کوتاه مدت خبری از کاهش حجم و بار آن نیست. با این همه، نمی‌توان به طور قاطع تنها طرف منازعه ایران در این نبرد سایبری را آمریکا و کشورهای غربی بشمار آورد.

در این میان، منافع نظام بین‌الملل اقتضا می‌کند که هر کشور دیگری حتی روسیه و چین در این منازعه وارد شوند. ضمن اینکه پیشینه روسیه در جنگ‌های سایبری گمانه‌ها را درباره این کشور افزایش می‌دهد؛ به‌طور گسترده‌ای گفته می‌‌شود که حملات سایبری و هیبریدی سال 2007 در استونی و سال 2008 در گرجستان توسط روسیه هدایت شده‌‌اند.

اولین نمونه‌های نبرد هیبریدی در رویارویی میان روسیه و استونی در‎ ‎آوریل 2007 به وجود آمد. گروه‌های مخفی (که هرگز ارتباط آنها با دولت‎ ‎روسیه مشخص نشد)، کنترل رایانه‌های سراسر جهان و داده‌های سیستم بانکی استونی و وب‎ ‎سایت‌های دولتی آن کشور را در دست داشتند. در آگوست 2008 نیز هنگامی که روسیه به گرجستان حمله ‎کرد، حملات سایبری گسترش بیشتری داشت.

نمونه‌هایی از این دست نیز در مورد چین مطرح است. درز اطلاعاتی از درون دستگاه‌های امنیتی و جاسوسی اسرائیل نظیر سرویس اطلاعاتی ارتش (امان)، سرویس امنیت داخلی (شاباک) و سرویس اطلاعات خارجی (موساد) طی سال‌های اخیر نشان از نفوذ اطلاعاتی ایران به سازمان‌های امنیتی اسرائیل دارد که البته به سطح رسانه‌ای این کشور نیز کشیده شد.

چندی پیش روزنامه دست راستی‌ هاآرتص به انتشار یک گزارش طبقه بندی شده در رسانه‌های ایران اشاره کرد و نوشت که رسانه‌های ایرانی اواخر سال 1388 یک گزارش کاملاً طبقه بندی شده از شاباک را منتشر کردند که تحقیقات درباره چگونگی درز آن هنوز به هیچ سرانجامی نرسیده است.

آن گزارش که «برآورد امنیتی اسرائیل برای سال 2010» نام داشت و مشترکاً توسط مرکز تحقیقات شاباک و سازمان تحقیقات و بررسی‌های موساد نوشته شده بود سر از رسانه‌های ایران درآورد و توسط جمهوری اسلامی منتشر شد.

البته در کنار این اقدامات اطلاعاتی و امنیتی، جمهوری اسلامی ایران توانسته است با رویکردی تهاجمی به مقابله با این جنگ سایبری برود. ‏از این دیدگاه است که استوارت بیکر مدیرکل سیاسی سابق وزارت امنیت داخلی آمریکا می‌گوید ایران در جنگ سایبری توانمند است و پیشرفت‌های خوبی در بخش فناوری اطلاعاتی داشته است‎.‎

این پیشرفتهای اطلاعاتی ایران ـ که مورد اذعان و اعتراف کشورهای غربی است ـ با دیگر رویکردهای سیاسی و رسانه‌ای همراستا شده است؛ نگارش نامه و یادداشت‌های اعتراضی از سوی ایران خطاب به مقامات و مجامع منطقه‌ای و بین‌المللی، احضار سفرا و در مورد اخیر مکاتبه با اینترپل در مورد ژنرال جک کین از فرماندهان بازنشسته نیروی زمینی ارتش آمریکا و رائول مارک گرشت مشاور ارشد کنگره و دولت آمریکا بدلیل تحریک به انجام ترور در داخل ایران در کنار دیپلماسی رسانه‌ای بین‌المللی و منطقه‌ای گویای این امر است که جمهوری اسلامی تلاش دارد نبردی چند جبهه‌ای را علیه آمریکا و دیگر کشورهای غربی بگشاید؛ نبردی که دست‌کم در نزد افکار عمومی مستقل جامعه جهانی با استقبال روبرو شده است.‏

افزایش تردیدها در قبال رویکردها

گذشت بیش از یک دهه از نبردهای بی‌پایان در شرق و غرب ایران با افغانستان و عراق، دخالت در پاکستان و یمن و هجوم به لبنان و ‎لیبی گویای این امر است که آمریکا هنوز هم از اشغال و تجاوز خسته نشده و به دنبال تجاوزی دیگر در منطقه است.

ترجمان این گزاره‌ها گویای تکمیل راهبرد حلقه به حلقه آمریکا برای ایران است؛ راهبردی که توسط آمریکا، انگلیس و اسرائیل اجرا و از سوی چند کشور دیگر نظیر فرانسه و آلمان و کشورهای عربی حمایت می‌شود. ‏

کنار هم گذاردن این گزاره‌ها به نوعی نشان از فضاسازی گسترده آمریکا و اسرائیل برای همراهی کشورهای غربی در مورد اقدامی سخت‌تر از جنگ اقتصادی در قالب تحریم نفتی و بانک مرکزی دارد.

البته با تمامی تأیید و تکذیب‌های پراکنده در زمینه اقدام نظامی یا حتی اقدامی خفیف‌تر دنیای کنونی توان و تحمل فاجعه‌ای دیگر را نخواهد داشت. ‏

اقدامات اسرائیل در سال 2007 و در جریان حمله هوایی به تأسیسات «الکبار» در خاک سوریه و سال 1981 به تأسیسات «اوسیراک» در عراق نشان می‌دهد در هر دو مورد اسرائیل بدون هماهنگی با آمریکا مبادرت به انجام حمله کرد.

این در حالی بود که در هر دو مورد واشنگتن نسبت به احتمال‏‎ ‎وقوع هرگونه حمله‌‌ای به تل‌آویو هشدار داده بود، اما در ‌‌نهایت اسرائیل‏‎ ‎این حمله را بدون اطلاع آمریکا در زمانی انجام داد که بحث‎ ‎در مورد آن در رسانه‌‌ها و محافل سیاسی و امنیتی متوقف‎ ‎شده بود.

شاید از این دیدگاه است که یکی از نزدیکان بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل در این باره می‌گوید که وی از زمان آغاز نخست وزیری با خود‎ ‎عهد کرده است اشتباه ایهود اولمرت نخست‌وزیر سابق را مرتکب نشود. به گفته وی نتانیاهو بر این باور است که بهتر است به جای کسب اجازه، پس‏‎ ‎از انجام عملیات مورد نظر عذرخواهی کرد.

با این همه، روند ‌هارمونی تحولات اخیر و بازخوانی رویدادهای رخ داده نشان از آن دارد که حوزه و عرصه‌های این جنگ پنهان به طور متراکم و متصاعدی در حال بسط و گسترش است.

مخالفان و معاندان جمهوری اسلامی با تشدید عملیات و اقدامات‎ ‎پنهانی خرابکارانه در ابتدا تغییر رفتار و بعد تغییر رژیم را دنبال می‌کنند؛ مسأله‌ای که البته ردپاهای آن در طول سه دهه گذشته نیز قابل رصد کردن است، اما دکترین ترور، تخریب و تحریم امروز با دیروز تغییرات اساسی داشته است. ‏

ایران نیز به موازات این تغییرات، درصدد خنثی و کنترل کردن این اقدامات بوده و دستاوردهای چشمگیر جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که ایران امروز در نبرد اطلاعاتی و سایبری به مانند ایران دیروز در نبرد نظامی با یک جهان مقابله می‌کند و نمی‌گذارد کمترین منافع و مصالح این و آب و خاک به یغمای دشمنان این سرزمین برود.‏

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات