1 اباذري در شروع صحبتهايش اين سوال را مطرح كرد كه «چه شده كه گروهي ميآيند و مسائل واقعياي را كه ما با آن روبهرو هستيم را از ذهن ما ميبرند؟» و در ادامه به مرتضي پاشايي پرداخت: «اين آقايي كه عكسش را اينجا زدهاند و چراغها را تاريك كردهاند، يك خواننده پاپ بود و پاپ در سير موسيقي، مبتذلترين نوع موسيقي است... كساني ميگويند موسيقي او را تحليل نكن، چطور من ميتوانم موسيقي كسي را كه مرده است تحليل نكنم؟ من دادهام يك موسيقيدان، فرمت موسيقي او را تحليل كرده (...) مبتذل محض است! ما [موسيقي] پاپي داريم كه پيچيده است.
اين سادهترين، مسخرهترين (...) و بدترين نوع موسيقي است. صداي فالش، موسيقي مسخره، شعر مسخرهتر. بنابراين من چطور ميتوانم چنين چيزي را تحليل نكنم؟ اين جامعهشناس، سپس گفت: «براي من خيلي جالب است كه [200 – 300 هزار، يك ميليون نفر] يك ملتي ميافتند به ابتذال، و در مجلس ترحيم چنين خواننده (...) شركت ميكنند و توي سرشان ميزنند (...) و يك نفر در فيسبوك مينويسد كه «من تا ابد ميسوزم»... چرا مردم ايران به اين افلاس افتادهاند؟ چطور مردم ايران به اين فلاكت افتادهاند؟ اينجا است كه تحليل بسيار مهم است.»
2 اين جامعهشناس در بخش ديگري از صحبتهايش، موج ايجاد شده پس از مرگ مرتضي پاشايي را به سياست ربط داد و گفت: «دولت براساس يكسري فعل و انفعالات ترجيح داد يكسري ورزشكار را بياورد، چون فكر كردند محبوبيت مردمي دارند. يك عده فوتباليست و كشتيگير و كاراتهكار را در مجلس و شوراي شهر و... آوردند، براي اين كه سياستمدارها بيرون بيايند. در مرحله دوم خوانندگان و نوازندگان را به عرصه آوردند. مثلا خانم هديه تهراني در مراسم يكي ديگر شركت كرد؛ خانم مهتاب كرامتي در مراسم روحاني شركت كرد. متوسل شدند به خوانندگان پاپ براي اين كه سياست را دور كنند... وقتي قرار است سياستزدايي انجام شود به اجبار چنين وقايعي پيش ميآيد و متوسل ميشوند به خوانندگان پاپ براي اينكه جاي سياست واقعي را بگيرد...»
3 يوسف اباذري در بخش ديگري از صحبتهايش گفت: «اولين تشييع جنازه بزرگ متعلق بود به زني به نام مهوش... پس از آن كه مهوش مُرد، لاتها يك تشييع جنازه بزرگ براي او برگزار كردند... با گذر زمان، لاتها و سوسولها، ورزشكار و خواننده دست به دست هم دادند كه سياست واقعي را از مردم دور كنند... مردم از رئيسجمهور يك سوالي ميپرسند و او هم يك جواب تكراري ميدهد و تكرار يعني...»
4 اين جامعهشناس در قسمت ديگري از حرفهايش گفت: «هنر يا دروغ ميگويد يا واقعيت را ميگويد. كسي كه هنرمند را تحليل ميكند بايد بگويد هنرمند راست ميگويد يا دروغ. اين آدم (مرتضي پاشايي) دروغ ميگويد. شعرش مبتذل است. دولت قصد دارد براي آن كه مسائل سياست مطرح نشود با توسل به مسائل غيرسياسي و شبه سياسي مردم را از سياست دور كند. از موسيقي پاپ و راك استقبال ميكند... چطور ميشود موسيقي او را تحليل نكرد و درباره مرگش حكم صادر كرد؟ چطور ميشود اين ابتذال را تحليل نكرد؟»
5 اباذري پس از پايان صحبتهايش مورد انتقاد شديد برخي حضار قرار گرفت و در پاسخ يكي از اين افراد گفت: «يكي دو ماه است با مرگ پاشايي همه را خفه كرديد. افرادي كم سن و سالتر از شما بتهوون و موتزارت گوش ميدهند... من نماينده مردم نيستم... من نماينده اين مردم {...} نيستم... شما نماينده اين مردم هستيد...» اباذري همچنين در پاسخ به اعتراض كساني كه او را متهم به اهانت به خواستههاي مردم كردند، گفت: «بسيار خوشحالم كه دارم توهين ميكنم. براي اينكه اين ملت نشان داده كه بايد بهش توهين بشود تا برود و بفهمد كه شما نميتوانيد هم به اين آقا گوش بدهيد، هم به بتهوون گوش بدهيد بعد هم تسكين بگيريد و بخوابيد.»