حسن میرعابدینی
صادق چوبک (1377 – 1295) از جملهی روشنفکرانی بود که در سالهای پس از شهریور 1320، تحتتأثیر صادق هدایت، به نوآوری در ادبیات ایران میاندیشیدند. چهرههای اصلی این حرکت، چوبک، گلستان و آلاحمد بودند. اینان در پی جمالزاده، هدایت و علوی، داستان کوتاه را به یکی از شاخههای اصلی ادبیات معاصر ایران تبدیل کردند.
چوبک، چون شاگرد صدیقی از مکتب هدایت، آدمهای مطرود تحتانیترین لایههای اجتماعی را به داستانهایش راه داد و کوشید با بازآفرینی لحن آنان، شخصیت و راه و روش زندگیشان را به نمایش بگذارد. از سویی، همانند آل احمد و گلستان، متأثر از ادبیات رئالیستی آمریکا، به نثر و ساختمان داستان توجهی جدی نشان داد.
در دورهای که او شروع به نوشتن کرد، رشد مفاهیم جامعهگرایانه در سیاست و فرهنگ، نویسندگان را متوجه زندگی بیپناهان و افشای بیعدالتیهای اجتماعی کرده بود. اما اغلب کسانی که به این مضامین پرداختند از نوشتن «موردنگاریهای اجتماعی» غیرهنری فراتر نرفتند. کار آنها از حد ارائهی برشهایی ناتورالیستی از زندگی، با نوعی بشردوستی کلی و رنجشهای اجتماعی احساساتی، تجاوز نکرد. «عیننمایی» چوبک نیز هر چند رنگی ناتورالیستی داشت، اما به شکلی بیطرفانه و غیراحساساتی انجام میشد؛ از همین روست که چوبک در بازآفرینی دنیای بیرحمی که آدمهای ترسان و تحقیرشدهاش چشم دیدن یکدیگر را ندارند، موفق است. اما چیرگی نوعی نگاه فرویدی خام بر جهان داستانهایش، از عمق آنها میکاهد و گسترهی معنویشان را محدود میکند.
پدر چوبک از تجار مشهور بوشهر بود. صادق پس از کسب دیپلم ادبی از کالج آمریکایی تهران به استخدام وزارت فرهنگ و سپس شرکت نفت درآمد. نخستین ترجمهها (آثاری از یوجین اونیل، آرتور شنیتسلر و دی.اچ.لارنس) و داستانهایش را در مجلات سخن و مردم به چاپ رساند.
نخستین مجموعه داستانش را با نام خیمه شببازی (1324) منتشر کرد. این کتاب از یازده داستان و طرح به نامهای: «نفتی»، «گلهای گوشتی»، «عدل»، «زیر چراغ قرمز»، «آخر شب»، «مردی در قفس»، «پیراهن زرشکی»، «مسیو الیاس»، «اسائهی ادب» (که در چاپ جدید، به دلیل فشار سانسور، جای خود را به شعر منثور «ای انسان» داده است)، «بعدازظهر آخر پاییز» و «یحیی»، تشکیل شده است.
دیری نگذشت که دومین مجموعهاش، انتری که لوطیش مرده بود (1328) به چاپ رسید. این کتاب حاوی سه داستان «چرا دریا طوفانی شده بود»، «قفس» و «انتری که لوطیش مرده بود»، و نمایشنامهی «توپ لاستیکی» است.
داستانهای این دو کتاب از لحاظ فضاسازی و نمایش روحیه و روابط شخصیتها از ورای گفتوگوهای زنده و طبیعی، از بهترینهای ادبیات داستانی ایران است. با این دو اثر، نخستین و پربارترین مرحلهی خلاقیت هنری چوبک پایان مییابد.
چوبک عمدتا به زشتیهای محیط میپردازد و با توصیفی جزءنگارانه، تصویر زندهای از واقعیت ترسیم میکند. تبحر در ساخت و پرداخت داستان، و نگریستن به مضمون با نگاهی شسته شده از غبار تکرارهای اخلاق و احساسات، او را موفق به پرده برداشتن از جلوههای هراسناک جامعهای قحطیزده و ریاکار میکند؛ جلوههایی که حاکمان همواره کوشیدهاند آنها را پنهان کنند.
آن چه از نظر هنر داستاننویسی در کار چوبک قابل تأمل است، این است که نویسندهی اقتدارطلب و دانای کل کنار میرود تا داستان با مکالمهی شخصیتها پیش برود و اوج و فرود طبیعی خود را طی کند؛ و این صناعتی کارآمد در داستانهایی است که در نفتی اقتدار و مقهوریت نوشته شدهاند. اهمیت دادن به فردیت شخصیتهایی که همهی آنان امکان مییابند حرف بزنند و مکنونات قلبی خویش را بیان کنند، سبب پدید آمدن شخصیتهایی میشود که پس از گذشت این همه سال هنوز هم زنده و باورکردنیاند. از همینروست که «گفتوگو» نقش عمدهای در ساخت فضای داستانهای او ایفا میکند. داستان از طریق گفتوگو گسترش مییابد و فکر و فلسفهی زندگیاش از لابهلای گفتوگوها آشکار میشود. نفی فضای تکصدایی – که در آن تنها نویسندهی دانای کل حق سخن گفتن دارد – در رمان سنگ صبور (1345) به شکل کنار هم قرار گرفتن «قول»های ضد و نقیضی بروز مییابد که هر یک جنبهای از واقعیت را مینمایانند.
سنگ صبور از 26 بخش تشکیل شده که هر بخش یک تک گفتار درونی به شیوهی تداعی معانی است. از همکناری یا تقابل تکگویها، فضای چندبعدی رمان ساخته میشود. راوی هر بخش، هم راجع به خود میگوید و هم راجع به دیگران. چوبک برای هر یک از شخصیتها، لحنی خاص آنها میسازد. تنوع نحوهی بیان آدمها، نشانگر دیدگاههای متفاوت و در نتیجه تصویرگر برداشتهای مختلف از واقعیت است. ترجمهی انگلیسی سنگ صبور به وسیلهی محمدرضا قانونپرور در 1989 در آمریکا منتشر شد. ترجمهی روسی آن هم در 1981 در مسکو انتشار یافت.
به واقع اهمیت چوبک در ادبیات معاصر در گفتوگوپردازیها و توصیفهای زندهای است که در پیشرفت نثر امروز نقش مهمی داشته است. او به جای توضیح دادن و گزارش کردن، شخصیتها را در صحنهی رویدادها تصویر میکند و به خواننده امکان میدهد تا آن چه در داستان روی میدهد را ببیند. مثلا توصیفها و گفتوگوهای داستان «چرا دریا طوفانی شد» آن قدر طبیعی است که خواننده جمع شوفرها، توفان و تلاطم دریا را به خوبی حس میکند و در فضای داستان قرار میگیرد.
در سال 1334 چاپ دوم خیمهشببازی منتشر شد. در این سال چوبک برای شرکت در سمینار دانشگاه هاروارد به آمریکا سفر کرد و سپس به دعوت کانون نویسندگان شوروی، راهی مسکو و سمرقند و بخارا شد. در همین سال پینوکیو اثر کارلو کلودی را با نام آدمک چوبی به فارسی برگرداند. در سال 1338 نیز ترجمهی شعر «غُراب» اثر ادگار آلنپو را در مجلهی کاوش منتشر کرد.
چوبک که در نخستین مرحلهی خلاقیت ادبی خود از رنج و ستمی نوشته بود که بر ستمدیدگان، و به ویژه زنان، روا میشود، در رمان تنگسیر (1342) و مجموعه داستانهای چراغ آخر (1344) و روز اول قبر (1344) به مضمون «کیفر ستمگران» پرداخت.
تنگسیر را میتوان مرثیهای بر نابودی سنتهای ارزشمند جامعه دانست: زارمحمد تنگستانی، عاصی از بیعدالتی قوهی قضا، برای احقاق حق خود عصیان میکند و پس از کشتن کلاهبرداران، از سوی مردم ملقب به «شیرمحمد» میشود. این رمان به چند زبان ترجمه شده و امیر نادری در سال 1353، فیلمی براساس آن ساخته است.
روز اول قبر مجموعهای تشکیل شده از نُه داستان و طرح و یک نمایشنامه است: «گورکنها»، «چشم شیشهای»، «دسته گل»، «یک چیز خاکستری»، «پاچه خیزک»، «روز اول قبر»، «قطعهی تمثیلی»، «همراه»، «عروسکفروشی»، «یک شب بیخوابی» و نمایشنامهی «هفت خط».
مجموعهی چراغ آخر حاوی ده داستان و طرح است: «چراغ آخر»، «دزد قالپاق»، «کفترباز»، «عمرکشون»، «بچه گربهای که چشمانش باز نشده بود»، «اسب چوبی»، «آتما، سگ من»، شعر آزاد «رهآورد»، «پریزاد و پریمان» و «دوست».
چوبک سال 1349 را به تدریس در دانشگاه یوتا گذراند. در سال 1351 در کنفرانس نویسندگان آسیایی و آفریقایی در قزاقستان حضور یافت و برگزیدهای از آثارش به زبان روسی به قلم کمیسارف و عثمانووا در مسکو منتشر شد. چوبک در سال 1353، پس از بازنشستگی، به انگلستان رفت و از آن جا روانهی آمریکا شد و تا هنگام مرگ (13 تیر 1377) در آن کشور زیست.
بسیاری از آثارش به زبانهای دیگر ترجمه شده و در سالهای اخیر مجالسی برای بزرگداشت او در دانشگاههای آمریکا برپا شده است. آخرین اثرش، مهپاره (1370) ترجمهای شیوا از داستانهای عاشقانهی هندی به زبان فارسی است.
در سالهای پس از انقلاب، اثری از چوبک در ایران منتشر نشد. اما در سالهای اخیر بعضی از آثارش تجدید چاپ شده و «کتابسازی» براساس داستانهای مجازش، رونقی یافته است!
نام چوبک – با دو رمان، سی و سه داستان کوتاه و طرح، دو نمایشنامه و چند ترجمه – به عنوان یکی از آغازگران و نوآوران داستاننویسی ایران، همیشه زنده خواهد ماند.