تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۳۹۳ - ۰۶:۴۰  ، 
کد خبر : ۲۷۲۱۲۰
گفت‌وگو با «اليور روي» جامعه‌شناس و اسلام‌شناس فرانسوي

جذابيت‌هاي گسترش «نهيليسم»

ترجمه: نيما پرژام - اشاره: ارتباط بنيادگرايي با اسلام همواره مساله‌اي بحث انگيزه بوده است پس از 11 سپتامبر و حمله القاعده به برج‌هاي دوقلو تا امروز كه داعش همه را به تكاپو انداخته بسياري از متفكران در اين باره اظهارنظر كرده‌اند. مصاحبه حاضر با اليور روي متخصص اسلام حول و حوش همين موضوع است اليور روي اسناد موسسه دانشگاه اروپايي در فلورانس ايتالياست او پيش از اين رييس بخش تحقيقات در مركز ملي تحقيقات علمي فرانسه و استاد مدرسه مطالعات عالي در علوم اجتماعي بوده است به اعتقاد او رشد جهادگرايي در اروپا نه مرتبط با اسلام و مهاجران بلكه حاكي از گسترش نهيليسم در ميان نسلي از جوانان است كه در فضاي قهرمان بازي و فيلم‌هاي اكشن – تخيلي «هايلندر» باز آمده‌اند از اين رو، او مقابله نظامي با داعش را نيز كافي نمي‌بيند و معتقد است براي خشكاندن ريشه‌هاي اين نهيليسم سازمان يافته بايد از جاي ديگري شروع كرد، از همان جا كه داعش بذرهاي خود را مي‌كارد او راه مقابله با داعش را نه بدبيني رايج در ميان روشنفكران فرانسوي مي‌داند و نه رهبراني كه بر طبل جنگ مي‌كوبند به زعم او بايد مشروعيت القاعده و داعش را با در هم شكستن تصاوير قهرمان بازي و ماجرايي تضعيف كرد؛ تصاويري كه رسانه‌هاي غربي در كار توليد آنند. آنچه در پي مي‌آيد گفت‌وگوي جذاب نيكلاس ترونگ با اليور روي است كه عمدتا به واكنش فرانسوي‌ها با پديده داعش اختصاص دارد:

* آيا ترور «اروه گوردل»1 نوعي اعلام نبرد از سوي داعش عليه فرانسه بود؟

‌** جنگ از همان دو هفته پيش اعلام شد، وقتي كه جنگ‌هاي فرانسوي مواضع داعش را زير آتش گرفتند از آن مواقع به بعد ما عملا درگير جنگ بوده‌ايم اما ضعف اطلاع‌رساني به داعش جايگاه يك دولت همچون دولت فرانسه را داده و به آن اهميتي اعطا كرده كه فاقد آن است اين كاملا افتادن در بازي پروپاگانداي دولت اسلامي است كه به پروپاگانداي القاعده شبيه است آنها خود را همچون بديلي جهاني براي غرب عرضه مي‌كنند خيلي ساده مي‌توان گفت از 13 سال مبارزه عليه القاعده هيچ درسي نگرفته‌ايم.

* چرا آنها شيوه سر بريدن را برگزيده‌اند؟

‌** چون نياز دارند نوعي تاثير رعب‌آور بصري خلق كنند كه بتواند در اينترنت به گردش در آيد در اين منظره هيچ چيز اسلامي‌اي وجود ندارد بلكه يادآور محاكمه آلدومور توسط بريگاد سرخ ايتاليا در سال 1978 است سربريدن در عين حال كليشه‌اي متعلق به جهان فيلم‌هاست يا جهان مجموعه فيلم‌هاي اكشن – تخيلي هايلندر تصاويري كه با شدت تمام به تخيل ما همجوم مي‌آورند.

* چگونه مي‌توان داعش را با «القاعده» مقايسه كرد؟

** آنچه داعش ناميده مي‌شود در آغاز يك كلون (نمونه شبيه‌سازي شده ژنيتيكي) از القاعده بود، اما از نقايص موجود در تشكيلات بن‌لادن درس گرفت نبوغ بن‌لادن در بر پا كردن يك تشكيلات غير متمركز بود كه در مبارزه ارتباطات و عضوگيري عملا تشكيلاتي جهاني بود از اين بود كه او توانست از تمامي جنگ‌هاي عملا تشكيلاتي جهاني بود از اين رو بود كه او توانست از تمامي جنگ‌هاي زميني كه آمريكا به راه انداخت (افغانستان و عراق) جان سالم به در برد.

اوباما پرهيز از جنگ زميني (همچون هواپيماهاي بدون سرنشين عمليات كماندويي) در اين زمينه به جلو برداشته و به خصوص با تشخيص اين نكته كه بهتر است در دام فرستادن نيروي زميني نيفتد فرمول القاعده ديگر كارايي ندارد چرا كه القاعده نتوانست خودش را نوسازي كند و عمليات ديگري در آن سطح انجام دهد كه حمله 11 سپتامبر را تحت‌الشعاع خود قرار دهد داعش نتيجه گرفت بايد با ايجاد خلافت اسلامي همزمان با حفظ بعد جهاني خود جنگ را دوباره به قلمروي خاصي محدود كند اين قضيه به آنها امكان مي‌داد در مقايسه با سيستم القاعده داوطلبان بيشتري جذب كنند چون سلول‌هاي كوچك القاعده چندين سال صرف مي‌كردند تا براي يك عمل قساوت بار مهيا شوند.

* آيا داعش اين ظرفيت را دارد كه در بلند مدت خود را در عراق و سوريه تثبيت كند؟

‌** مساله اين است كه تمامي اين «قلمرو» مسكوني است از اين رو جنگ بايد به نحوي تبيين شود كه مناسب مردمان محلي باشد. نابودي دولت سني عراق توسط آمريكايي‌ها در سال 2003 خود به خود فضاهاي تازه‌اي گشوده است مثلث اعراب‌سني در شمال عراق كه تا سوريه گسترش يافته، يك پايه ايده‌آل براي داعش مهيا مي‌كند چرا كه مردمان محلي با غيرسني‌ها شيعيان بغداد و علويان دمشق و كردها يا ترك‌هاي غيرعرب در حال جنگ هستند.

آنها در حالي كه ناكام مانده، طرد شده و مورد تهاجم قرار گرفته‌اند داعش را همچون يك انتقام گيرنده مي‌بينند در يك چشم به هم زدن جوامع محلي شيعيان كردها، مسيحيان ايزدي‌ها و تا حد كمتري ترك‌ها به دشمنان داعش بدل مي‌شوند به علاوه آنها اكثريت را تشكيل مي‌دهند به همين دليل پيروزي‌هاي داعش شكننده‌اند. بزرگان محلي اهل سنت دير يا زود داعش درگير خواهند شد تصور كنيد يك رييس قبيله‌ اهل فلوجه دخترش را به عقد جواني در آورد كه از حومه ليون براي جنگيدن به عراق آمده است موضعي كردن جنگ به يك دام بدل مي‌شود.

* آيا حمله غرب به مواضع جهادي‌ها كاردستي‌ بود؟

‌** بله، اما ضروري بود و هست كه پشت مرزها باقي بمانند اين بار بر خلاف سال 2001، كنشگران محلي در خط مقدم نبرد. تنها مي‌خواهند براي جنگيدن به آنها كمك شود چرا كه آنها انتخاب ديگري ندارند كارزار ارعاب داعش آنها را متقاعد كرده كه براي بقا بايد جنگيد اگر چه زمان خواهد برد اما اين تنها راهي است كه ماهيت داعش آشكار  شود: يك مجموعه بين‌المللي از افراطي‌هايي كه عليه جوامع محلي و مخصوصا جوامع اسلامي مي‌جنگند اكنون به نحوي غريب، حتي پيش از آن كه دولت اسلامي بيرون از قلمروي خود دست به كاري بزند دولت فرانسه منازعه را بين‌المللي كرده است فرانسه با ناشي‌گري بسيار به داعش مشروعيت بخشيده و خود را بي‌هيچ دليل قابل قبولي مستقيما به خط مقدم جنگ كشانده است.

* اما «داعش» چه تاثيري مي‌تواند بر جامعه مسلمانان فرانسه بگذارد؟

‌** بيش از 20 سال است كه يك پديده يكسال را تماشا مي‌كنيم: راديكال شدن جوانان حاشيه‌نشين چه اصل و نسب مسلمان داشته باشند و چه تازه مسلماناني باشند كه به دنبال يك آرمان مي‌گردند اين جوانان در فرانسه و جاهاي ديگر، در جامعه مسلمانان ادغام نشده‌اند آنها حاصل وعظ‌هاي سلفيان در مسجد هم نيستند بكله از طريق اينترنت راديكال شده‌اند درصد بالاي اروپاي‌هايي كه اسلام آورده و داوطلبانه به داعش پيوسته‌اند حدود 25 درصد و هيچ پيوندي با ديگر گروه‌هاي اسلامي ندارد و به وضوح نشان مي‌دهد ساز و كار راديكال شدن را نبايد در اسلام سنتي جست.

* درباره درخواست‌هايي كه از جماعت مسلمانان مي‌شود تا موضعي محكم عليه داعش اتخاذ كنند چه نظري داريد؟

‌** مدت‌هاست وضع به همين گونه است تمامي سازمان‌هاي مختلف موضعي صريح اتخاذ كرده‌اند وقتي صحبت از جهادگرايي داعش است هيچ فرانسوي مسلماني نمي‌گويد:

بايد آنها را درك كرد برعكس، آنچه غالب مي‌شود، ناتواني از درك اين نكته است كه چه مي‌گذرد نبرد داعش بر خلاف غزه  هيچ پژواكي در ميان مسلمانان فرانسه نداشت يك پيشرفت مهم و جديد تعداد در خواست‌هايي است كه سال گذشته والدين مسلمان به پليس ارسال كرده‌اند والديني كه خود در نگراني به سر مي‌برند و از پليس تقاضا دارند تا جلو عزيمت بچه‌هاشان را به سوريه بگيرد، همان طور كه عده ديگري از والدين خواهان جنگ مقامات با مواد مخدر هستند. اين قضيه به وضوح هم نشان‌دهنده جنبه نسلي اين درگيري و هم عدم پذيرش داعش از سوي مسلمانان است كساني كه نگران وفاداري مسلمانان هستند نبايد از ياد ببرند 15 درصد از سربازان فرانسوي مسلمانند، آنها در افغانستان و مالي هستند در علميات‌هاي ويژيپيرت سيستم ملي هشدار امنيتي در فرانسه شركت داشته‌اند و هيچ‌گونه خرابكاري يا ترك خدمتي از آنان ديده نشده است.

* آيا خانواده‌هاي مسلمان هيچ تصوري دارند كه وسوسه‌هاي تروريستي تا چه حد بر فرزندان‌شان تاثير مي‌گذارد؟

** بله ما امروز همچنان گرفتار كليشه‌هاي 20 سال پيش هستيم نوجوان حومه شهري تبديل به يك سلفي مي‌شود چرا كه او مشكلات هويتي دارد و از پدرش بيزار است اما راديكال شدن ديگر مساله‌اي منحصر به مناطق محروم شهري نيست و محيط‌هاي مختلفي را در بر مي‌گيرد ما شاهد رشد نسل جديدي از والدين هستيم كه خودشان اغلب از نسل دوم مهاجرانند والديني كه مي‌كوشند مسئوليت‌ سرنوشت فرزندان‌‌شان را برعهده گيرند. پس از طريق ارتباط با خانواده است كه مي‌توان با راديكال شدن جنگيد و فراموش نكنيد اصلا چنين نيست كه تمامي جوانان تروريسم را انتخاب مي‌كنند تنها يك سال پيش آنها كه خانه و كاشانه‌هايشان را ترك كردند تا بشار اسد را براندازند، كاملا با موضع دولت فرانسه همسو بودند.

از اين گذشته برخي از داوطلباني كه كشورشان را ترك گفته و به داعش پيوستند اكنون احساس مي‌كنند جهادگراها به آنان خيانت كرده‌اند اين مساله را مي‌توان در ماجراي سه تروريستي ملاحظه كرد كه بي‌سروصدا به فرانسه برگشتند بي‌آنكه كسي جلويشان را بگيرد اين خودشان بودند كه سراغ پليس رفتند بنابراين براي مبارزه با يك گروه تروريستي كوچك و بسيار محدود بايد از اكثريت مسلمانان و گرايش‌هاي عمده امروزي از جمله ظهور و بروز يك طبقه متوسط مسلمان حمايت كرد بايد لاف‌زني درباره جنگ عليه دولت اسلامي را متوقف كرد: مرحله‌اي تماشايي كه امكان گذار از امر تراژيك به امر مسخره را فراهم مي‌آورد.

* توحش داعش آدمي را به اين فكر مي‌اندازد كه آيا ما با طغيان نوعي نهيليسم در جهان معاصر سر و كار داريم؟

‌** بله نوعي نهيليسم در ميان نسلي از جواناني كه در نتيجه فرآيند جهاني شدن همه چيز خود را باخته و شيفته مرگ شده‌اند اين شكلي از نهيليسم است كه به وفور در جاهاي ديگر قابل مشاهده است: مي‌توان آن را در كشتار كلمبيا ديد كه در آن دانش‌آموزان دبيرستاني همكلاس‌هايشان را كشتند و از اين كار فيلمبرداري كردند اين پديده كه به نظر مي‌رسد به نحوي غريب بر كشورهاي پروتسان، شمال آمريكا و اسكانديناوي اثر مي‌گذارد به جنون فردي يك نفر تقليل داده مي‌شود (نظير بريوك در نروژ) حال آنكه همگان تروريسم القاعده را به اسلام وصل مي‌كنند اما آنچه بايد در جست‌وجويش باشيم. تبارشناسي علمي است كه در پشت اين نهيليسم انتحاري نهفته است اين پديده فراتر از اسلام و مسلمانان است ولي نكته اينجاست كه القاعده و داعش قادرند به اين جوانان قلمروي واقعي براي قهرمان بازي اعطا كنند و به آنها تضمين دهند كه نقش اول رسانه‌ها خواهند شد.

* از نظر شما چگونه مي‌توان از اين نهيليسم گذر كرد؟

‌** بي شك نه با بدبيني بيمارگوني كه ظاهرا در ميان روشنفكران فرانسوي رواج دارد و نه با رهبراني كه بر طبل جنگ مي‌كوبند بايد مشروعيت القاعده و داعش را از راه‌هاي گوناگون تضعيف كرد با در هم شكستن تصاوير قهرمان بازي و ماجراجويي‌اي كه اعمال آنها به دنبال دارد با برگرداندن آنها به قدوقواره واقعي‌شان و آنچه واقعا به حساب مي‌آيند يعني نه قهرمان‌هاي جامعه مسلمانان بلكه در بهترين حالت بازندگاني كه هيچ ندارند همچون آن سه نفري كه خود را تسليم پليس كردند) و در بدترين حالت راهزنان ولات‌هاي بي سروپاي كه شيفته فيلم صورت زخمي برايان دي‌پالما شده‌اند تنها راه كاستن از جذابيت تصوير جهاد است و اين راهي است عكس آنچه اكنون در حال انجام است فرمان حمله دادن زير پرچم و با صداي شيپور! يادبودهاي جنگ 1914 بايد در ذهن رهبران ما باشد!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات