هادی محمدیفر
زمانی که سرتیتر یک خبر را میشنویم تجسم دقیقی در ذهن خود نداریم. مثلاً در تحولات سیاسی اجتماعی کشورها یا نظام بینالملل با خبرهایی روبرو میشویم که قضاوت درباره آنها سطحی است. ذهن ناخودآگاه ما خیلی سریع تصمیم میگیرد، زمانی که میگوییم بحران هستهای، ذهن ناخودآگاه انسان بدون هیچ قضاوت صحیحی میگوید بحران، فاجعه در فعالیت هستهای ایران. در حالی اگر معنای صحیحی از واژهها داشته باشیم میبینیم که فعالیت هستهای ایران یک واقعیت طبیعی است که در چارچوب قواعد ان.پی.تی و نظام پادمانهای آژانس است نه یک بحران. ایران اسلامی هیچ وقت بحران آفرین نبوده است، کشوری بوده است که درصدد است در چارچوب قواعد حقوق بینالملل به حقوق خود برسد. در نظام بینالملل هر کشور یا نظام سیاسی حق و حقوقی دارد. کشوری برای احقاق حق خود متوسل به حقوق بینالملل و کشوری دیگر متوسل به سیاست بینالملل میشود. جمهوری اسلامی ایران همیشه در طول حیات خود از سال 1357 تاکنون قواعد حقوق بینالملل را سرلوحه خود قرار داده است و به حقوق دیگر کشورها احترام نهاده است. بنابراین چنین نظام سیاسی بحران آفرین و تنشزا محسوب نمیشود. در عوض نظامهای سیاسی دیگری در سیستم بینالملل هستند که در راستای سیاست بینالملل حرکت میکنند. این نظامها حقوق بینالملل را ابزار و وسیلهای قرار دادهاند در خدمت سیاست بینالملل یا به عبارتی بهتر منافع ملی خود.
آمریکا از جمله کشورهایی است که حقوق بینالملل را به صورت ابزاری در خدمت منافع خود قرار داده است این کشور خود شدیدترین جنایتها را در جهان مرتکب میشود، حقوق اتباع خود را نادیده میگیرد و در معادلات جهانی و منطقهای با دخالتهای سیاسی و نظامی نظامهای سیاسی را دچار تغییر و تحولات گوناگون مینماید. بنابراین این کشور خود نمونه بارز یک سیستم بحرانآفرین محسوب میشود. بنابراین یک ذهن تیزبین برخلاف یک ذهن سطحینگر در برخورد با واژهها یا اصطلاحاتی مانند بحران هستهای دنبال کشورهای بحرانزا میرود.
ایالات متحده از آغاز پیروزی انقلاب 57 ایران اسلامی را مانعی در راه توسعهطلبی خود قلمداد نموده است. این کشور بعد از سقوط شوروی سابق دشمن اصلی خود را ایران اسلامی میداند. با متهم نمودن ایران اسلامی به نقض حقوق بشر و دخالت در صلح اعراب و اسرائیل سعی داشته است چهره جمهوری اسلامی ایران را در افکار عمومی جهانیان منفی جلوه دهد.
آمریکا در آغاز فعالیت هستهای جمهوری اسلامی و با آگاهی به توانمندی جمهوری اسلامی ایران در بومی نمودن برنامه هستهای سعی نمود ایران را به تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای محکوم نماید. در حالی که فعالیت هستهای ایران دنباله همان فعالیتها و سرمایههایی است که در قبل از انقلاب و توسط متحدین دیروز آمریکا یعنی حکومت شاه پهلوی انجام میشود اما با این تفاوت که ایران اسلامی ضد آمریکا و استعمار سلطهگر ولی رژیم شاهنشاهی پهلوی دوم نظام سیاسیای بود که پیرو و تابع سیاست ایالات متحده در منطقه و متحد نزدیک این کشور محسوب میشد.
با آشکار شدن توانمندیهای ایران اسلامی در فعالیتهای هستهای صلحآمیز، ایالات متحده سعی نمود در همان آغاز فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران را غیر اصولی و غیر حقوقی قلمداد نماید. سازمان منافقین که یک سازمان تروریستی در نزد ملت ایران اسلامی و جهانیان شناخته شده است به صورت یک ابزار در خدمت ایالات متحده در آمد.
ایالات متحده با ناتوانی در محکوم نمودن فعالیت هستهای ایران در تنها مرجع حقوقی و فنی برای تشخیص فعالیت هستهای کشورها یعنی آژانس بینالمللی انرژی اتمی به سراغ قطعنامههای شورای امنیت رفت. همانطور که میدانیم شورای امنیت در راستای اهداف قدرتهای بزرگ حرکت مینماید. این ارکان سازمان ملل میتواند با توجه به سابقه منفی آن در وتوی قطعنامههای شورای امنیت ابزار مؤثری در خدمت ایالات متحده باشد.
شورای امنیت در یک اقدام غیر حقوقی و غیر فنی قطعنامههای 1696، 1737 و 1747 خود را بر علیه فعالیتهای هستهای ایران صادر میکند اما قطعنامههای شورای امنیت در رابطه با فعالیتهای هستهای ایران تا حدی تابع اوضاع و احوال خواهد بود. اکنون با توجه به شرایط داخلی و بینالمللی در ایالات متحده آمریکا این کشور با گرفتاریهایی که برای خود در عراق درست نموده است و عراق را به صورت باتلاق سربازان خود در آورده است، بیشتر مایل است تا از قطعنامههای شورای امنیت جنبه روانی آن را به کار ببرد تا جنبه تنبیهی آن، تا جنگ روانی وسیعی را در داخل و خارج ایران بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران آغاز نماید.
اکنون نیز بحث داغ مذاکره را به میان میکشد تا به جهانیان وانمود کند که ایالات متحده کشوری صلحطلب است و درصدد بحرانسازی نیست. در آینده نیز شاهد اظهارنظرهای دولتمردان ایالات متحده در رابطه با بحران هستهای خواهیم بود.
همانطور که گفته شد کشوری که دائماً بحرانسازی میکند، تابع سیاست بینالملل است و نه حقوق بینالملل. ایالات متحده برنامه هستهای ایران را خود به یک بحران تبدیل نمود و بحرانسازی نمود وگرنه مدارکی دال بر عدول ایران از ان.پی.تی و موافقتنامه پادمانی میان ایران و آژانس دیده نمیشود. این بار این کشور برای خروج از بحران هستهای که خود ایجاد کرده است به یک ترفند دیگری پناه آورده است و آن "مذاکره" به عنوان یک قدرت نرم و تأثیرگذار است. مذاکره ایران و آمریکا درباره امنیت عراق از نگاه بعضی از تحلیلگران و ناظران سیاسی با توجه به اتهام مهلت 2 ماهه ایران در قطعنامه 1747 پیوند نزدیکی دارد. ایالات متحده با توجه به عزم راسخ دولت و ملت ایران در برخورداری از انرژی هستهای و نیز ناتوانی ایالات متحده در اداره عراق اکنون درصدد است که از مذاکرات عراق به عنوان پلی استفاده نماید تا مشکلات خود را در برنامههای هستهای ایران مرتفع سازد. آمریکائیان اکنون میدانند که عراق باتلاق سربازان آمریکاست و امیدوارند تا از مذاکرات ایران و آمریکا درباره عراق توجه مقامات ایرانی را در مذاکرات ایران و آمریکا بویژه "برنامه هستهای ایران" هموار سازند. آمریکا که خود برنامه هستهای ایران را به یک بحران تبدیل نمود اکنون امیدوار است که از حربه قدرت نرم به عنوان راه برون رفت از بحران استفاده نماید. اما تجربه ایران اسلامی در ایمان به رهبری و اصول قانون اساسی هر نوع ترفند مذاکراتی را خنثی میسازد. ایران هیچگاه از اصول خود بویژه برنامه هستهای در دستیابی به فناوری صلحآمیز هستهای در چارچوب بند 4 ماده ان.پی.تی عدول نخواهد کرد. بنابراین استفاده از ترفند هموار ساختن پل مذاکرات و داستانهای تکراری مذاکره برون رفت مناسبی محسوب نمیشود. راه برون رفت ایالات متحده از بحران هستهای ایران فقط یک دارد: "ماده ان.پی.تی 4"