* دکتر اسدالله بادامچیان
انتخاب هیأت رئیسه شورای اسلامی شهر تهران در شرایطی برگزار گردید که برخی از جریانهای سیاسی کشور با نگاه منفی به این انتخاب، آن را حاصل کار جناحی و سیاسی دانسته و گلایههایی را ـ بویژه در سطح رسانهای ـ در خصوص عدم راهیابی منتصبان جناح متبوع خود به هیأت رئیسه این شورا، مطرح کردهاند. نظر به اینکه هماکنون، انتخاب اعضای هیأت رئیسه شوراهای اسلامی شهر و روستا، به عنوان یک وظیفه، پیش روی منتخبان سایر شوراها نیز قرار دارد، و از آنجا که ممکن است مصادیقی از این برخوردها و گلایهها، در مورد دیگر انتخابها هم مشاهده شود، نکاتی را در این زمینه قابل ذکر میداند:
1- به اذعان همه گروههای سیاسی و دلسوزان نظام، انتخابات دور سوم شوراهای اسلامی که سال گذشته برگزار گردید، یکی از بهترین و سالمترین انتخاباتی بوده که تاکنون شاهد آن بودهایم؛ انتخاباتی که در برخی موارد، حتی تحسین سران بسیاری از جریانهای سیاسی کشور را نیز به همراه داشت. در این انتخابات، احزاب و گروههای مختلف فکری، با همه ظرفیتها و توان خود به رقابت برخاستند. طبیعی است، در عرصه هر رقابت، بحثها، گفتگوها و انتقادهایی صورت میگیرد؛ ولی وقتی نتایج انتخاب مردم رسمیت یافت و انتخابات به تأیید رسید، شورای مذکور هم رسمیت یافته و تصمیمات آن رسمیت خواهد داشت، مگر آنکه بخواهیم مبنایی غیر از آرای اکثریت را در تصمیمات شورا لحاظ بدانیم.
2- افراد حاضر در شوراهای اسلامی شهر و روستا همانگونه که در ارایه خدمات به مردم، نگاه یکسانی به حوزه تحت مسؤولیت خویش دارند، به همان اندازه میباید از اعمال دیدگاههای سیاسی و سلیقههای جناحی در رابطه با مسایل و مدیریت شهری، خودداری ورزند. این حداقل انتظاری است که همه مردم از منتخبان خود در شوراهای اسلامی دارند. در نقطه مقابل نیز از همه گروهها و تشکلها انتظار میرود تا در کنار مردم و برای آنها، با شوراها همراهی و همفکری داشته و آنان را در انجام هر چه بهتر وظایف، و نیل به سوی آبادانی و رفاه عمومی یاری نمایند. یقیناً برخوردهای منفی و منفیگرایی نسبت به شوراها، در مردم اثرهای منفی برجای گذاشته و در مقابل نیز، نگاه مثبت به شوراها، باعث امیدواری مردم به این نهاد و نگاه مثبت آنها به همه افراد و جریانهایی خواهد شد که نمایندگان آنها در شوراهای اسلامی حضور دارند.
3- بدیهی است، خدمت در نهادی چون شوراهای اسلامی صرفاً با حضور در هیأت رئیسه خلاصه نمیشود. شورای اسلامی، مجموعهای است که چنانچه اعضای آن در یک فضای صمیمانه و توأم با همدلی، به ارایه خدمت بپردازند، موفقیتهای چشمگیری را برای مردم و حوزه تحت مسؤولیت خود، رقم خواهند زد و چه بسا در این موفقیت، سهم دیگر اعضای یک شورا، به مراتب بیشتر از اعضای هیأت رئیسه هم باشد. نیاز به این صمیمیت و همدلی، در سالی که به «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» نامگذاری شده، اهمیت بیشتری یافته است.
4- شوراهای سوم در شرایطی شکل میگیرند که تجربه شوراهای پیش از خود را به همراه دارند. در قضاوتی که همواره نسبت به عملکرد دو دوره گذشته شوراها ـ برای مثال در تهران ـ صورت میگیرد، حتی دوستانی که از حامیان و همفکری شورای اول هستند، بر این نکته اذعان دارند که اختلافهای موجود در شورای اول ـ که در آنجا هم عمده اختلافها در مورد ریاست و چگونگی انتخاب هیأت رئیسه بود ـ نتوانست موفقیتی را برای شورای مذکور به همراه داشته باشد و در نهایت هم به انحلال آن شورا از سوی وزارت کشور انجامید (حال آنکه تمامی اعضای شورای مذکور از یک جریان فکری انتخاب شده بودند). این تجربه هماینک پیش روی ماست. امید میرود با عبرت از عملکرد شوراهای اسلامی در دو دوره گذشته و نیز در سایه همدلی و اتحاد، بتوان گامهای استوارتری در ارایه خدمت به مردم برداشت.
۵- در انجام هرچه بهتر رسالت منتخبان مردم در شوراهای اسلامی، نقش نظارتی و توجیهی رسانهها و مطبوعات، نه تنها قابل انکار نیست، بلکه تذکر و توجه دادن شوراها به وظایف مصرح در قانون که عمدتاً در خدمت به مردم و آبادانی شهرها و روستا خلاصه میشود، جزیی از وظایف رسانههاست. اصحاب رسانه، به جای دامن زدن به برخی مباحث که هیچ نفعی برای مردم و شوراها ندارد، چنانچه بخواهند رموز موفقیت در شوراها را به بحث گذاشته و نقاط مثبت و منفی عملکرد شوراهای پیشین را مورد تحلیل قرار دهند، کمک بزرگی به ایجاد این همدلی و وفاق کردهاند که یقیناً نفع آن، از آن کشور و مردم خواهد بود.