تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۶:۵۶  ، 
کد خبر : ۲۷۴۱۴
ولی‌الله شجاع پوریان در گفت‌وگو با مردم‌سالاری:

دولت عزمی برای تعامل با مجلس ندارد

محمدرضا نظری اشاره: ولی‌الله شجاع پوریان از معدود نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس ششم است که امکان حضور در رقابت‌های انتخاباتی مجلس هفتم را به دست آورد و به این مجلس راه یافت. با پافشاری وی و همکارانش در تهیه و قرائت گزارش تحقیق و تفحص از صدا و سیما در مجلس ششم، شجاع پوریان بیش از پیش برای مردم شناخته شد و اگرچه آن گزارش متاسفانه به جایی نرسید و رئیس وقت صدا و سیما آن را «کشکی» خواند اما مطمئنا آن اقدام تاریخی در حافظه ملت باقی خواهد ماند و سندی برای آیندگان است. در سالگرد افتتاح اولین مجلس شورای اسلامی، روزنامه مردم‌سالاری مصاحبه‌ای با این نماینده درباره جایگاه مجلس و عملکرد مجالس مختلف داشته است که می‌خوانید:

*در حالی که تشکیل پارلمان در ایران با نهضت مشروطه پیوند خورده است ولی می‌دانیم که پارلمان در اصل یک پدیده غربی و محصول جوامع دموکراتیک است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی مجلس با کدام رویکرد و در جهت پرکردن کدام چالش تشکیل شد؟

**در منظومه فکری حضرت امام(ره) و سند میثاق ملی ما یعنی قانون اساسی، سازوکار و ساخت حکومت پس از انقلاب تبیین شده است و نظام برآمده از انقلاب اسلامی، قالب جمهوری را با تعریفی که دنیا قبول دارد، پذیرفته است و البته چون قریب به اتفاق مردم کشور ما، مسلمان هستند، محتوای این قالب اسلامی است. اسلام نیز بر اساس قرائت درست آن با جمهوریت تناقض ندارد و سیره نظری و عملی بزرگان دین نیز موید آن است. از سویی ما در دنیای امروز زندگانی می‌کنیم و جزیره جدا افتاده از عالم نیستیم و هر دستاورد بشری که مفید باشد و در دین نهی و تعارضی نسبت به آن نباشد، قابل اخذ و استفاده است. اما این که مجلس کدام چالش را پر می‌کند، به جایگاه مجلس و نقش تقنینی و نظارتی آن برمی‌گردد و همچنین کارکردهای دیگر مجلس که بر کسی پوشیده نیست.

* در طول همه ادوار مجلس رجال و مردان بزرگ و اثرگذاری بر کرسی مجلس نشسته‌اند. اما چرا هنوز احساس می‌شود که نهاد مقننه به جایگاه واقعی خود نرسیده است؟

** ما کشوری با سابقه دیرینه استبدادزدگی هستیم. خودمحوری و دوری از شیوه‌های شورایی و دموکراتیک در خوی ایرانیان نهادینه شده است و بعضا ممکن است خیلی ژست دموکراتیک بگیریم ولی رفتاری کاملا مستبدانه داشته باشیم. از سویی به رغم وجود نهاد مقننه در کشور، عوامل و مولفه‌های دیگری هست که یا از بروز همه توانمندی‌های مجلس ممانعت می‌کند یا حداقل از قدرت این نهاد می‌کاهد. به هر حال ما کشوری هستیم که تازه از حکومت‌های مدید استبدادی رهیده شده‌ایم و مدت‌ها زمان می‌طلبد تا نهادهای دموکراتیک و مردمی بتوانند نقش اصلی خود را پیدا کنند.

* پس از گذشت 5 دوره از شکل‌گیری مجلس، در مجلس ششم شاهد رویکرد اکثریت مردم به اصلاح‌طلبان بودیم. دلیل چنین رویکردی را در چه عواملی می‌دانید؟

** در زمینه پیدایی اصلاحات و رویکرد مردم به اصلاح‌طلبان تحلیل‌های متعددی وجود دارد که واکاری آنها نیاز به حوصله بیشتری دارد. اما سربسته بگویم مردم ایران از تمدن و دیرینگی بالایی برخوردارند. امروزه نیز ایرانیان به نسبت سایر مردم جهان از ضریب هوشی و تحصیلی بالاتری برخوردارند. ارتباطات گسترده‌ای با دنیای امروز و پیشرفت‌های تکنولوژیک و نوین دارند، علاقمند به حضور قدرتمند موثر در معاملات جهانی هستند و برخورداری از دستاوردهای جهان معاصر را حق خود می‌دانند. شیوه‌های دموکراتیک حکومتی و مردمی را بیشتر می‌پسندند و بحث‌های دیگری که در این زمینه وجود دارد. در چنین شرایطی مردم ایران احساس می‌کنند اصلاح‌طلبان، زبان دنیای امروز را بهتر می‌فهمند و عکس آن نیز صادق است، دنیا بیشتر آنها را قبول دارد و یا اصلاح‌طلبان می‌توانند از پیشرفت و تعالی و رفاه بیشتری برخوردار باشند لذا از ایده‌ها شعارهای آنان استقبال بیشتری کرده‌اند.

* آیا عملکرد نمایندگان اصلاح‌طلب در وقایع پایانی مجلس ششم منجر به افزایش شکاف مابین اصلاح‌طلبان و هواداران آنها نشد؟

**برای ناکامی اصلاح‌طلبان علل مختلفی می‌توان برشمرد که شاید نکته‌ای که جنابعالی اشاره کرده‌اید در اولویت‌های بعدی باشد. اصلاح‌طلبان با رقیب توانمند و پرقدرتی مواجه هستند که امکانات وسیع رسانه‌ای، نظامی، امنیتی و قضایی و حکومتی در اختیار دارد و اتفاقا فارغ از دغدغه‌های منافع ملی برای ناکامی اصلاح‌طلبان هیچ بخل به خرج نداده‌اند و از همه توان خود بهره جستند مثلا اصلاح‌طلبان نه تنها از رسانه فراگیر ملی- صدا و سیما- بی‌بهره بوده‌اند بلکه این رسانه با تمام توان از یک سو در کتمان موفقیت‌های دولت و مجلس اصلاحات کوشید و از سوی دیگر در تخریب آنان کم نگذاشت. اگر تجمع کوچکی در مجلس رخ می‌داد، با حاشیه‌سازی آن را بر جسته می‌کرد، و قس علی هذا، می‌خواهم بگویم تردیدی نیست، اصلاح‌طلبان ضعف‌های سیاسی داشته و دارند ولی از موانع و بحران آفرینی‌های طرف مقابل نباید غافل شد.

* در حالی که در مجلس ششم شاهد اکثریت اصلاح‌طلبان بودیم ولی به جز عامل رد صلاحیت، چه عوامل داخلی در اردوگاه اصلاح‌طلبان تعداد کرسی‌های آنها را در مجلس هفتم کاهش داد؟

**رد صلاحیت‌های گسترده، علاوه بر حذف نیروهای کلیدی اصلاح‌طلبان، چندپارگی نیز در آنان به وجود آورد. عده‌ای رویکرد تحریمی نسبت به انتخابات گرفتند و عده‌ای حضور در انتخابات را تبلیغ کرده‌اند و مانند لشکر شکست خورده‌ای شده‌اند که در نتیجه کشته و زخمی شدن فرماندهان خود، سراسیمه و سردرگم شده‌اند و نتیجه آن اقلیت اندک مجلس هفتم شد.

البته همین اقلیت با پایگاه محلی خود رای آورده‌اند و زیاد ارتباطی به سلیقه فکری آنان نداشت. در یک کلام، اصلا‌ح‌طلبان خود را برای چنین شرایطی آماده نکرده بودند و در آستانه انتخابات مجلس هفتم با وضعیت پیش‌بینی نشده‌ای روبه‌رو شدند که برای آن برنامه‌ریزی نکرده بودند.

*نحوه تعامل مجلس هفتم با دولت آقای احمدی‌نژاد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

**دولت نهم به رغم اینکه با مجلس هم‌فکر مواجه بود ولی به هیچ وجه به دنبال تعامل یا مجلس نبوده است که این امر دلایل مختلفی داشت. شاید اساسا دولت نیازی بر این تعامل احساس نمی‌کرد. شاید رویکرد قریب به اتفاق نمایندگان این مجلس به رقبای احمدی‌نژاد در انتخابات، مجلس را در ذهن او مساله‌دار کرده است. شاید غرور دولت و شاید بی‌تجربگی دولتمردان جدید که به نقش مجلس و نمایندگان وقوف کامل نداشته‌اند. به هر حال در یک جمله و بدون اغراق، عزمی در دولت نهم برای تعامل با مجلس هفتم دیده نمی‌شود.

* آیا مجلس هفتم توانسته است نگرانی‌های حوزه سیاسی و اقتصادی موجود در عملکرد دولت محمود احمدی‌نژاد را گوشزد یا حتی تصریح کند؟ آیا مجلس در این باره کارنامه موفقی داشته است؟

** اگر سیاست‌های اقتصادی، سیاسی، داخلی و خارجی دولت نهم، کشور را در آستانه بحران ببرد، همان طور که آثار آن را در عرصه‌های مختلف از جمله گرانی، تورم، رشد نقدینگی، وضعیت دشوار بین‌المللی و غیره می‌بینیم، نقش و جایگاه مجلس هفتم کمتر از دولت نیست. مگر بودجه انبساطی این دولت را مجلس تایید نکرده است؟ مگر با برداشت‌های مختلف از حساب ذخیره ارزی موافقت نکرد؟ مگر بیانیه‌ها و طرح‌های مختلف را برای حمایت از موضع‌ هسته‌ای آن صادر و تصویب نکرد؟ بنابراین نه تنها مجلس در تصحیح عملکرد دولت نهم کارنامه موفقی نداشت، بلکه با انفعال و سکوت خود در حقیقت همراهی و تایید لازم را با دولت نهم داشت و امروز این مجلس نمی‌تواند حساب خود را از عملکرد دولت همسو با خود جدا کند و به ویژه در آستانه انتخابات آدرس غلط دهد.

*آیا مجلس هفتم در نظارت خود برای تحقق سند چشم‌انداز 20 ساله توسط دولت محمود احمدی‌نژاد موفق بوده است؟

** همه می‌دانید جداول برنامه چهارم به کرات تغییر یافته و با اتخاذ سیاست‌های اقتصادی جدید، اهداف چشم‌انداز به شدت تهدید شده است. مثلاً قرار بوده هر ساله اتکای دولت به درآمدهای نفتی کاهش یابد ولی در دولت احمدی‌نژاد نه تنها این اتفاق نیفتاده است، بلکه چند برابر شده است و موارد دیگری که این روزه در نطق نمایندگان و تحلیل اقتصاددانان و گزارش‌های رسمی داخلی و خارجی به آنها اشاره شده است. به هر حال مجلس به هر دلیل در برابر عدول دولت نهم از سند چشم‌انداز هیچ عکس‌العمل جدی از خود نشان نداده است.

*پس از آغاز به کار رسمی دولت محمود احمدی‌نژاد، فراکسیون خط امام (ره) مجلس هفتم به یکی از معدود مراکز باقی مانده حاکمیت در دست اصلاح‌طلبان تبدیل شده است که از آنها انتظار اقلیتی جسور و شجاع می‌رفت. آیا سکوت فراکسیون خط امام (ره) چهره اصلاح‌طلبان در مجلس را مخدوش نکرده است؟‌

**اقلیت مجلس مطابق با استراتژی همه اصلاح‌طلبان، تصمیم گرفت پیشاپیش درباره عملکرد دولت نهم داوری نکند. از طرفی فرصت کافی را به دولتمردان جدید دهد تا متهم به کارشکنی نشود. به رای مردم احترام بگذارد و دولت برخاسته از انتخابات را حمایت کند. بنابراین ما از سر ترک انفعال، سیاست سکوت را پیشه نکردیم و با تدبیر و حکمت این روش را برگزیدیم و اتفاقا مجموعه اصلاح‌طلبان بیرون از مجلس نیز موضع ما را پذیرفتند ولی با تمام قوت از دیدگاه‌های خود حمایت کردیم. با اکثریت تعامل و ارتباط برقرار کردیم. در نشان دادن نقاط  ضعف دستگاه‌ها و مدیران و برنامه‌ها تلاش کردیم. از انسجام مصلحتی و خطی مجلس هفتم جلوگیری کردیم. به موقع موضع‌گیری‌ها، نطق‌ها، موافقت‌ها و مخالفت‌های خوبی کردیم. فکر نمی‌کنم کمتر کسی از بزرگان اصلاح‌طلبان و حتی افکار عمومی هوادار این جریان امروز از عملکرد اقلیت ناراضی باشد. بلکه ممکن است برخی انتظار بیشتری داشتند ولی باید شرایط سخت ما از یک سو و نیز قلت و کمی ما باید مد نظر باشد.

* فراکسیون خط امام (ره) با اعلام اینکه نمی‌خواهد چوب‌ لای چرخ دولت نهم بگذارد از برخوردهای چالشی پرهیز می‌کند. آیا از این استراتژی احساس رضایت می‌کنید و چه دستاوردی تاکنون داشته‌اید؟

**پاسخ این سوال را تا حدودی در سوال پیشین داده‌ام. سیاست سکوت ما، زمان و وقتی داشت و آن را به اوایل دولت برمی‌گشت و بعد از آن منقضی شده است و امروزه ما سخت‌ترین انتقادات را به دولت نهم داشتیم. کافی است حضرت عالی به نطق‌های اخیر نمایندگان اقلیت مراجعه کنید تا روشن شود که تا چه اندازه به شکل منطقی و استدلالی کارنامه دولت نهم به چالش کشیده شد تا جایی که رئیس‌جمهور ناچار شده است بدون اشاره به نام منتقدان خود از عملکرد اقتصادی خود دفاع کند و آماری که توسط نمایندگان ارائه شده است را دروغ بخواند. بنابراین اقلیت از سیاست صبر و سکوت گذشته است و امروز نه تنها بر اعضای خود، بلکه بر اصولگرایان منصف مجلس نیز تاثیرگذار شده است و کمتر نطق و جلسه‌ای در مجلس هست که به سیاست‌های دولت در بخش‌های مختلف انتقادی نباشد.

* چرا اقلیت اصلاح‌طلب مجلس هفتم بر خلاف اقلیت مجلس ششم از عقبه قدرتمند و منسجمی در بیرون از مجلس بهره‌مند نیست؟

**ارتباط با ما با تشکیلات اصلاح‌طلب بیرون از مجلس، خوب است.

معمولا نمایندگان اقلیت با احزاب و تشکل‌های اصلاحات ارتباط دارند، اما اگر منظور این است که به شکل منسجم با بیرون مرتبط باشند، بله، این ارتباط قوی تشکیلاتی وجود ندارد و تا حدودی به تعدد و گاهی تشتت گروه‌های اصلاح‌طلب بیرون بر می‌گردد. خارج از مجلس هم، برخی از احزاب و مجموعه‌های اصلاح‌طلبان همدیگر را قبول ندارند و کرکرهایی با هم دارند:

*تعامل فراکسیون اقلیت اصلاح‌طلب را با اکثریت اصولگرایان چگونه ارزیابی می‌کنید؟

** شاید از حرکت‌های خوب اقلیت، دوستی و تعامل با طیف وسیعی از نمایندگان اصولگرا باشد. در فضای سنگین اول مجلس، اقلیتی را به رسمیت نمی‌شناختند. آقای باهنر رسما اعلام کرده بود، مجلس هفتم اقلیت و اکثریت ندارد.

ما توانستیم با ارتباطات منطقی و دوستانه، نخست خود را اثبات کنیم و سپس از ایده‌های و نظرات خود دفاع کنیم، کم کم در جمع آنان جا بیفتیم و از حرفهای خود دفاع کنیم تا جایی که امروزه و در تاثیرگذاری این فراکسیون تردیدی نیست. روزی یکی از نمایندگان شاخص اصولگرا که نام او را نمی‌گویم گفته بود، مجلس هفتم را اقلیت جهت می‌دهد. شاید از نتایج یک منطق سکوت اولیه وابسته به تعامل و پردانی و پرکاری اقلیت امروز بحمدالله اقلیت از تاثیرگذاری بالایی نزد اصولگرایان مجلس برخوردار شده است.

*انشعاب جدیدی که در اردوگاه اصولگرایان مجلس به وقوع پیوسته است آیا شرایط را برای تحرک و پویایی اقلیت اصلاح‌طب فراهم نمی‌کند؟ ‌به نظر شما به نظر شما چه تدبیری باید در این زمینه اندیشیده شود؟

**شاید بتوان گفت انشعابی که در اکثریت مجلس به وجود آمده است، نتیجه تاثیرگذاری اقلیت بوده است یا حداقل رویکرد اقلیت در ایجاد آن بی‌تاثیر نبوده است. اما طبعا ما حداکثر این استفاده را کرده‌ایم ولی گاهی به دلایلی همه چیز را نمی‌توان بر ملا کرد. من بار دیگر اقلیت مجلس را، اقلیتی پویا و پرتحرک می‌دانم که مرور کارنامه آن موید این ادعا است.

* در شرایطی که در مجلس اصلاح‌طلبان برای اولین بار در تاریخ پارلمان ایران یک نماینده به جرم بیان نظر خود در نطق رسمی راهی زندان شد ولی چرا در مجلس هفتم نمایندگان بدون نگرانی از اظهارات خود حتی نهاد قضایی را به چالش می‌کشند؟

** این سوالی درست است و برای افکار عمومی نیز مطرح هست و از معیارهای دوگانه در کشور ما حکایت دارد. اگر مجلسی، نهادی یا یک فرد سیاسی، خط فکری او پذیرفته بود، بسیاری از محدودیت‌ها و معذوریت‌های رقیب خود را ندارد.

مجلس هفتم نه تنها مورد تایید و حمایت حاکمیت بوده و است بلکه برخی روشهای نهادهای عمومی در به قدرت رسیدن آن موثر بوده است. لذا با آن به سان خودی و محرم رفتار می‌شود و در اظهارنظرها آزادی بیشتری دارد.

شما یک مورد را گفتید آیا رفتار صدا و سیما در برابر مجلس هفتم و نمایندگان آن با مجلس ششم قابل مقایسه است؟

* طی چند ماه باقی مانده از مجلس هفتم آیا شاهد تغییر در عملکرد فراکسیون اقلیت خواهیم بود؟

**ما تصمیم داریم در فرصت باقی مانده، از هر ظرفیت برای نقد عملکرد پرانتقاد دولت بهره ببریم. در همگرایی و انسجام گروه‌های اصلاح‌طلبان بکوشیم. با افکار عمومی و رسانه‌های خبری ارتباط بیشتری بگیریم و آن شاءالله بتوانیم در حد وسیع، نقش خود را ایفا کنیم.

*کمتر از یک سال دیگر انتخابات مجلس هشتم برگزار می‌شود. تحلیل شما از تایید صلاحیت کاندیداهای اصلاح‌طلب برای دوره جدید مجلس چیست؟

**متاسفانه یکی از دغدغه‌های همیشگی و البته نامنصفانه و ناعادلانه، مبحث رد صلاحیت‌ها بوده است و این دوره هم استثنا نیست ولی امیدواریم با توجه به شرایط بین‌المللی، فروکش نشدن التهابات قبلی، و نظر مقام معظم رهبری بر اتحاد ملی شاهد انعطاف و عدالت در بررسی صلاحیت‌ها باشیم. به هر حال انتظارات نهادهایی که مستقیما زیر نظر رهبری اداره می‌شوند، نسبت به استراتژی تعیین شده توسط ایشان اهتمام بیشتری از خود نشان دهند. در کنار آن به رایزنی دلسوزان نظام و بزرگان اصلاحات برای جلوگیری از رد صلاحیت‌‌ها امیدواریم.

* اصلاح‌طلبان چه تدابیری را باید بیندیشند تا در مجلس هشتم کرسی‌های بیشتر را به خود اختصاص دهند؟

** عملکرد پراشتباه و خطای دولت نهم و مشکلات برآمده از آن و نیز عبور از فضای شعارها، تا حدود زیادی مردم را به واقعیت جناح حاکم واقف کرده است. کافی است شرایط بی‌المللی امروز با دوره آقای خاتمی مقایسه شود. وضعیت معیشت مردم با دوره اصلاحات ارزیابی شود. گرانی و تورم افسار گسیخته امروزی به ویژه در بخش مسکن دیده شود و ... تا معلوم شود کی اهل عمل بوده است و کی شعار می‌داده است. من احساس می‌کنم اگر اصلاح‌طلبان بتوانند از مشکلات خودشان عبور کنند. یعنی تفرقه و چندپارگی را کنار بگذارند و تا حد امکان به ائتلاف و همگرایی برسند و مردم را سرگردان نکنند، پیروزی خوبی خواهند داشت. نمونه آن انتخابات اخیر شوراها و خانه احزاب بوده است. کافی است بزرگان و احزاب اصلاح‌طلب از خود گذشت و بلوغ سیاسی نشان دهند و مردم تکلیف خود را به خوبی عمل کنند.

* آرایش اصولگرایان و اصلاح‌طلبان را در مجلس آینده چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

** معمولا در هر انتخابات آرایش‌های جدیدی به وجود می‌آید که البته بن‌مایه‌های اصلی آن، تفکرات اصولگرایی یا اصلاح‌طلبی است. عناوین و شعارها عوض می‌شود ولی محتوا و مظروف‌ها چندان فرق نمی‌کند. در جبهه اصلاح‌طلبی تلاش بر ائتلاف بزرگ، فراگیر و همه‌جانبه است. تلاش‌ها و رایزنی‌های خوبی صورت گرفته است و امیدواری‌های زیادی به وجود آمده است و به هر حال امکان دستیابی به ائتلاف از موانع کمتری برخوردار است. اما در جناح مقابل اختلافات وسیع‌تر و جمع کردن آن دشوارتر است و ممکن است مانند شوراها با عناوین و پرچم‌های مختلف رقابت کنند، هر چند ما اصلاح‌طلبان نباید روی اختلاف آنها حساب باز کنیم. باید به آنچه که در دست خودمان است فکر کنیم. من خیلی به تقسیم‌بندی‌های کمی اعتقاد ندارم و معتقدم باز رقابت اصلی در انتخابات مجلس، رقابت میان تفکر اصولگرایی و اصلاح‌طلبی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات