تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۵  ، 
کد خبر : ۲۷۴۲۸
تحلیلی بر وضعیت فعلی گروههای مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران

از کمپ اشرف تا دلقک‌های کالیفرنیا

سحاب فاطمی اشاره‌ : 28 سال از وقوع انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد. بیش از ربع قرن است که بازماندگان حکومت درهم شکسته پهلوی و اعضای گروهک تروریستی منافقین در دنیای وارونه‌ای که برای خود در فراسوی مرزهای ایران اسلامی ساخته‌اند، سرگردان مانده‌اند. به راستی چه سرنوشتی در انتظار مخالفان مقدس‌ترین انقلاب تاریخ خواهد بود؟

عمال رجوی در جست‌وجوی تکه‌ای از جهنم

سقوط صدام حسین و اشغال عراق توسط اربابان سابق منافقین، مانند آب سردی بود که بر سر مسعود رجوی، مریم قجر عضدانلو و دیگر سران از کار افتاده این گروهک رو به زوال ریخته شد. سربازان بلغاری که در سال 2003 میلادی به صورت اتفاقی وارد کمپ اشرف در عراق شده بودند با صحنه‌ای نادر مواجه شدند؛ افرادی ذلیل و افسرده که آخرین پایگاه خود را از دست رفته می‌دیدند. عمال خودفروخته‌ای که در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ایران فریب شعارهای مسعود رجوی و موسی خیابانی را خورده بودند حس انزوا و سقوط کامل را با تمام وجود خود درک می‌کردند.

پس از عراق چشم منافقین به سوی فرانسه دوخته شد. وعده‌های رویال نامزد انتخابات ریاست جمهوری فرانسه مبنی بر حمایت از براندازی نرم در ایران و وعده‌های پشت پرده سوسیایستهای فرانسه مبنی بر مختومه اعلام نمودن پرونده حقوق مریم رجوی (که موجب دستگیری وی توسط پلیس فرانسه شد) سبب شد تا چشم امید مخالفان انقلاب به سوی کاخ الیزه دوخته شود. منافقین نسبت به این نکته آگاه شده بودند که هر گونه اقدام مسلحانه با قاطعانه‌ترین عکس‌العمل ملت و دولت ایران همراه خواهد شد. از این رو ترجیح می‌دادند تا به مهره‌های غرب در راستای براندازی نرم نظام جمهوری اسلامی تبدیل شوند. اما با سر کار آمدن سارکوزی به عنوان رئیس‌جمهوری افراطی و خودپرست، رویای منافقین نقش بر آب شده است. هم‌اکنون ترس این افراد از مسائلی مانند اخراج از فرانسه و مورد هتاکی قرار گرفتن از سوی دولت سارکوزی به نقطه اوج خود رسیده است.

منافقین در آخرین تلاشهای خود سعی دارند تا ضمن برگزاری تظاهراتی در پاریس از فشارهای موجود علیه خود بکاهند و بدین وسیله از کاخ سفید، فرانسه و دیگر حامیان تروریسم در جهان بخواهند تا نام آنها را از لیست گروههای تروریستی حذف نمایند و به وضعیت آشفته مرده‌های متحرکی که در کمپ اشرف باقی مانده‌اند رسیدگی کنند. اوج رذالت منافقین را باید در این نکته جست‌وجو نمود که حامیانشان هم‌اکنون نسبت به آنها به عنوان افرادی با تاریخ مصرف تمام شده می‌نگرند. سیاهی لشگرهایی که در عملیات مرصاد (1367) طومارشان توسط فرزندان انقلاب و امام راحل(ره) درهم پیچیده شد، نمی‌توانند بی‌مهری فعلی آمریکا و اتحادیه اروپا را نسبت به خود باور نمایند. گویا قوانین رایج در دنیای تروریستها هنوز مورد پذیرش رجوی و طرفداران او قرار نگرفته است.

منافقین بارها از حامیان غربی خود خواسته‌اند تا نام آنها از فهرست گروههای تروریستی حذف نمایند. اما اتحادیه اروپا اعلام کرده است: "ما شواهدی سری و محرمانه داریم که نگاه داشتن نام گروهک تروریستی منافقین را در فهرست گروه‌های تروریستی توجیه می‌کند، اما به دلایل امنیتی نمی‌توانیم این شواهد را افشاء کنیم".

مقامات اتحادیه اروپا در نامه‌ای به وکلای گروهک تروریستی منافقین نوشته‌اند: شورا (دبیرخانه کشورهای اتحادیه اروپا) در موقعیتی نیست که بتواند به شما اجازه دسترسی به این فایل را بدهد؛ زیرا کشوری که آنرا در اختیار دارد اجازه افشای آن‌ها را نمی‌دهد. اگر این شواهد فاش شوند موقعیت اتحادیه اروپا در جنگ بین‌المللی علیه تروریسم به خطر خواهد افتاد!

بزرگترین آرزوی منافقین

منافقین هم‌اکنون راه نجاتی در مقابل خود نمی‌بینند. آنها در جهنمی که آمریکا و اتحادیه اروپا برایشان ایجاد کرده‌اند سرگردان مانده‌اند. معدود افراد باقیمانده در گروهک منافقین سعی دارند تا خود را عناصری کارآمد جهت پیشبرد پروژه براندازی نرم در ایران نشان دهند. از این رو سعی دارند تا سیگنالهایی را به دختر دیک چنی به عنوان مسئول این پروژه در آمریکا مخابره نمایند. عده‌ای از استراتژیستها در واشنگتن و غرب به این نتیجه رسیده‌اند که با پایان زندگی صدام حسین، عمر مفید منافقین نیز به پایان رسیده است و دیگر نمی‌توان از این مهره‌های سوخته در جهت مبارزه با ایران استفاده نمود. هرچند که عده‌ای دیگر معتقدند که هنوز می‌توان از آنها استفاده ابزاری نمود! منافقین هم‌اکنون در تدارک برگزاری یک راهپیمایی نمایشی در پاریس هستند تا به گمان خود از دام حقارتی که غرب برای آنها درست کرده است تا حدودیی رها شوند. در حال حاضر بزرگترین آرزوی منافقین استقرار در گوشه‌ای از غرب است تا در سالهای پایانی عمر ننگین خود کمتر به یاد نابودی تدریجی و مرگ سیاسی زجرآورشان در زیر چنگالهای آمریکا و فرانسه بیفتند.

ادامه سریال پهلوی‌ها در کالیفرنیا

اما در درون مرزهای آمریکا، مخصوصا در خیابانهای کالیفرنیا می‌توان مصادیقی دیگر از استیصال و درماندگی مخالفان سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی ایران را مشاهده کرد. رضا پهلوی، پسر شاه سابق و مخلوع ایران بیشتر از این که ذهن خود را به تملق‌گویی و چاپلوسی از آمریکا و رژیم صهیونیستی معطوف کند دغدغه‌های دیگری را در ذهن می‌پروراند! بعد از مرگ تاج‌الملوک، ملکه پیر پهلوی‌ها و همسر رضاخان میر پنج خاندان پهلوی لحظه‌ای آرام و قرار ندارند. هم‌اکنون مسابقه برای تصاحب اموال محمدرضا پهلوی و دربار سابق وارد مرحله تازه‌ای شده است. طرفهای اصلی دعوا احمدعلی مسعودانصاری و رضا پهلوی هستند. در چنین آشفته بازاری کافی است تا فرح پهلوی نیز جانبداری فرزندش را بکند و آنگاه درگیری فامیلی و خانوادگی پهلوی‌ها وارد مرحله جدیدتری شود! در چنین شرایطی رضا پهلوی در برنامه رادیوهای فارسی‌زبان در آمریکا حاضر می‌شود و درباره مقابله پهلوی‌ها با نظام جمهوی اسلامی اظهارات مضحکانه‌ای را بر زبان می‌راند!

یک خاطره، یک انفجار

انتشار خاطرات پهلوی‌ها از دوران منحوس شاهنشاهی موجب ایجاد دردسرهای زیادی در میان وابستگان دربار شده است. اشرف پهلوی در کتاب "من و برادرم" و فرح و تاج‌الملوک در کتاب خاطرات خود یکدیگر را به باد انتقاد گرفته‌اند و هر یک دیگری را به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در سقوط حکومت پهلوی دخیل دانسته‌اند. رضا پهلوی در چنین شرایطی چاره‌ای جز پناه بردن به انزوا و کنترل روابط خانوادگی پهلوی‌ها را ندارد. گذشت 28 سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و جایگزینی نسلی جدید و کاملا ماشینی و مدرن در میان ایرانی‌های کالیفرنیا پهلوی‌ها را وادار به پذیرش یک حقیقت بلاانکار ساخته است: تسلط دوباره بر ایران رویایی است که تحقق آن را باید در فراسوی مرزهای واقعیت جست‌وجو نمود.

البته در دودمان از هم گسیخته پهلوی همه خود را صاحب تخت و تاج از دست رفته می‌دانند، اما هواداران اندک پهلوی‌ها نیز خود را صاحب حق و حقوق میدانند! 28 سال سردرگمی در آمریکا و اروپا آنها را کاملا کلافه و سردرگم ساخته است. این سردرگمی محصول مستقیم القاهای نادرست کاخ سفید و اتحادیه اروپا از اوضاع داخلی ایران است. سلطنت‌طلبان که عادت دارند حوادث ایران را از رادیو فردا و شبکه بی‌بی‌سی پیگیری نمایند با مشاهده تناقض موجود در موقعیت رو به رشد ایران و اخبار رسانه‌های وابسته به صهیونیسم بیش از پیش احساس سرخوردگی و شکست می‌کنند.

مبارزین موزه کمونیسم

شاید بهتر باشد در این نوشته نامی از چریکهای فدایی خلق و گروههای پیکاری نبریم! گروههایی که توهم مارکسیسم در ابتدای انقلاب اسلامی ایران سرتاسر وجودشان را فراگرفته بود و لنین و استالین را همانند بت می‌پرستیدند! البته شاید در حال حاضر تعداد آنها در سرتاسر جهان به ده نفر نیز نرسد. پس از فروپاشی کمونیسم و اتحاد جماهیر شوروی این گروهها نیز از هم فروپاشیدند. این افراد پس از فروپاشی کمونیسم به زندگی حداقلی و انزواگرایانه در غرب روی آورده‌اند و سعی دارند در مواقعی که تصاویر کهنه استالین و برژنف پخش می‌شود گیرنده‌های خود را خاموش نمایند و به گوشه‌ای نامعلوم خیره شوند.

نتیجه‌گیری

مخالفان انقلاب اسلامی در خارج از مرزهای ایران در حال سپری کردن دورانی سخت هستند. آنها از سویی نسبت به 28 سال تلاش بیهوده خود در قبال نظام اسلامی و مردمی ایران پی برده‌اند و از سوی دیگر قدرتی برای عقب‌گرد در خود حس نمی‌کنند. آنها از سرنوشت نامعلومی که در انتظارشان است به شدت بیمناک هستند و بدبینی نسبت به غرب سرتاسر وجود آنها را فرا گرفته است. مرور زندگینامه صدام حسین و پینوشه که زمانی نوکران درجه اول آمریکا محسوب می‌شدند این ترس اپوزیسیون خارج از کشور را دو چندان می‌سازد. آنها می‌دانند که در صورت ایجاد کوچکترین تغییری در نظام بین‌الملل غرب آنها را به راحتی وجه‌المصالحه و پیشمرگ اهداف شوم خود قرار خواهد داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات