* قاسم بابایی
دکتر ولایتی مشاور عالی مقام معظم رهبری در امور بینالملل زمانی که به عنوان وزیر خارجه دولت پنجم از مجلس رأی اعتماد گرفت طی سخنانی اظهار داشت: ما چه در مجامع جهانی حضور داشته باشیم یا نداشته باشیم باید حق خود را از دنیا بگیریم و هیچکس برای ما کارت دعوت نمیفرستد. پس بهترین راه این است که ما برای احقاق حق و استیفای آنچه که از ما گرفته شده، در مجامع جهانی حضوری فعال داشته باشیم.
این گفته دکتر ولایتی در واقع بیانگر شرایط امروز ایران و حضور فعال و پرجنب و جوش هیأت ایرانی شرکتکننده در اجلاس شرمالشیخ بود.
هیأت ایرانی با حضور در این اجلاس با افشای دو مقوله تروریسم و اشغالگری در عراق تمامی تلاشهای تبلیغاتی آمریکا را خنثی کرد و منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران با حضور قدرتمندانه در میان خبرنگاران به دور از هر گونه سر و صداهای فرافکنانه آمریکاییها، جهان را متوجه دو خطر عمده اشغالگری و تروریسم نمود.
حضور ایران در اجلاس شرمالشیخ وزانت و اهمیت ایران را به گونهای مقتدرانه در حالی در چشم جهانیان نشاند که تمام جهان در رسانههایشان نگاه خود را بر روی هیأت ایران و مواضع وزیر امور خارجه ایران متمرکز کرده بودند. از آنجا که هرگز قرار نبوده دیداری میان رایس و متکی انجام شود، ولی بر اساس برنامههایی از پیش تعیینشده دیدار و مذاکرات مستقیم میان نمایندگان و آمریکا صورت گرفت.
دیالوگهای رد و بدل شده میان رایس و متکی در سالن اجلاس مورد توجه تمامی سیاستمداران حاضر در اجلاس و خبرنگاران قرار گرفت.
نگاه بیتفاوتگونه و خونسردی و کممحلی ایرانیان را نسبت به رایس و آمریکا در مقابل چشم جهانیان به تصویر کشید. و از سوی دیگر پایبندی وزیر خارجه و هیأت ایرانی به شعائر و ارزشهای اسلامی را به اثبات رسانید.
رایس قبل از حضور در شرمالشیخ بارها گفته بود من حاضرم با متکی در هر جایی و درباره هر موضوعی صحبت کنم، اما به شرط آنکه ایران چرخه سوخت هستهای خود را متوقف و غنیسازی اورانیوم را متوقف کند، اما در اجلاس شرمالشیخ بدون در نظر گرفتن این ادعاها، تلاش ناموفقی را برای مذاکره با متکی به کار بست.
مجله آمریکایی تایم، مینویسد: رایس تا قبل از اجلاس شرمالشیخ مرتباً از واژه و کلمه «انزوای» ایران در اجلاس استفاده میکرد، اما در این اجلاس نه تنها کوچکترین صحبتی از «انزوای» ایران نکرد، بلکه وی در یک تغییر مسیر تصویب شده از سوی بوش و سران کاخ سفید با همتای ایرانی خود بر سر میز مذاکره مینشیند و دیگر نمیتواند از انزوای ایران سخن بگوید.
تایم مینویسد: آمریکاییها، خواستار حل مشکلات خود در عراق از طریق ایران هستند، اما هرگز شهامت اعلام این درخواست و اقدامات عملی در این راه را به ایران ندارند. آمریکاییها، خانم نانسی پلوسی را به سوریه میفرستند. اما پس از بازگشت میگوید خیلی مایل است به ایران سفر کند، اما وقتی مقامات ایرانی به درخواست او پاسخ مثبت دادند، او چنین درخواستی را تکذیب کرد. اکنون بیل کلینتون خواستار سفر به ایران است، اما هنوز رسماً این درخواست خود را اعلام نکرده است. بیل کلینتون همان رئیسجمهوری است که در مراسم جشن کنفرانس بینالمللی یهودیان آمریکا قانون آمریکایی داما تورا را به عنوان تحریمهای همهجانبه علیه ایران اعلام نمود. اکنون همه آنها خواستار گفتگو با ایران شدهاند. به گفته تحلیلگر مجله آمریکایی تایم، درخواست کلینتون از سفر به ایران مشابه سفر وی به پکن همراه با تمامی اقتصاددانان آمریکایی است که پس از حادثه میدان «تیان آن من» چین و کشته شدن هزاران دانشجو به طرفداری از دموکراسی آمریکایی وارد این کشور شد.
روزنامه «گاردین» از عدول مواضع رایس در اجلاس شرمالشیخ میگوید: رایس، از شدت عصبانیت تحقیر شده در مقابل اقدام متکی که سالن شام را ترک کرده بود، گفت: من آدمی نیستم که دنبال کسی بروم. در این میان متکی در پاسخ به خبرنگاران که در خصوص جدول زمانبندی شده سؤال میکردند، گفت: آمریکا باید مسؤولیتهای مسایل ناشی از اشغال عراق را بپذیرد و نباید تقصیرها را به گردن دیگران بیندازد.
رایس در یک عقبنشینی آشکار گفت: لقب «محور شرارت» میتواند تغییر کند، چنانچه ایران دست از غنیسازی بردارد. گاردین در ادامه مینویسد: حمله لفظی ایران به آمریکا بر سیاستهای عربستان و مصر که نوری المالکی را تحت فشار قرار نمیدادند، سایه افکند.
مجله آلمانی اشپیگل نوشت: در حالی که کارشناسان دو کشور با یکدیگر دیدار کردند، رایس نیز با جمله «ایران کشوری با فرهنگی بینظیر است و آمریکاییها هیچ مشکلی با ایران ندارند، و صرفاً با چشماندازهای سیاست دولت ایران مشکلی دارند» آن را یک علامت و نشان دوستانه و عقبنشینی آشکار از سوی این کشور دانست.
آسوشیتدپرس هم گزارش داد: اگر قرار بود شرمالشیخ همچون گرمای بهاری یخ روابط ایران و آمریکا را ذوب کند، باید گفت نشست یادشده فصل کوتاهی برای این کار بود. هرچند که دیپلماتهای عالیرتبه دو کشور در جریان این نشست بینالمللی یکدیگر را تحت نظر داشتند، اما تصمیم گرفتند از فرصتی که میتوانست نخستین مذاکرات علنی، بلندپایه و رو در رو از زمان قطع روابط میان آنها پس از بحران گروگانگیری سال 1979 میلادی در ایران باشد استفاده نکنند.
به نوشته آسوشیتدپرس تنها تماس مستقیم ایران و آمریکا در جریان اجلاس شرمالشیخ گفتوگویی رسمی میان «رایان کروکر» سفیر آمریکا در عراق و عباس عراقچی معاون وزیر خارجه ایران بود.
آسوشیتدپرس در ادامه آورده است: متکی به خبرنگاران گفت: در جریان کنفرانس هیچ زمانی برای دیدار با رایس وجود نداشت، زیرا انجام یک دیدار واقعی، برنامهریزی و اراده سیاسی هر دو طرف را میطلبد.
متکی افزود: باید مشخص باشد ما درصدد کسب چه دستاوردی از این نشست هستیم و میخواهیم چه موضوعی را مورد بحث و بررسی قرار دهیم و نشستهای این چنینی نباید نمایشگونه باشد.
روزنامه ایندیپندنت چاپ انگلستان هم در گزارشی تحت عنوان «زن قرمزپوش ضیافت شام ایران و آمریکا را به یکباره برهم زد» نوشت: کنفرانسی که به نظر میرسید شانسی برای آشتی! بین تهران و واشنگتن پس از سه دهه خصومت ایجاد کند، طور دیگری تمام شد، زیرا یک نوازنده زن روی صحنه، موزیک پیشزمینه را مینواخت. منوچهر متکی وزیر خارجه ایران وارد شد و اولین چیزی که وی به آن توجه کرد، این بود که بر سر یک میز و در مقابل کاندولیزا رایس قرار خواهد گرفت.
متکی که گویا دوست نداشت مقابل رایس بنشیند، متوجه این نوازنده ویولون که لباس قرمزرنگ به تن کرده بود شد و به یکباره جلسه را قبل از ورود رایس ترک کرد.
ایندیپندنت در ادامه مینویسد: اما اکنون این پرسش مطرح است که آیا این نوازنده زن باعث شد که متکی جلسه را ترک کند، یا قرار گرفتن بر سر میزی که قرار بود رایس نیز در آنجا حضور یابد.
شبکه آمریکایی فاکس نیوز، ملاقات مسؤولان ایران و آمریکا را در حاشیه اجلاس شرمالشیخ نقطه شروع خوبی برای مناسبات این دو کشور توصیف کرد.
خبرنگار «فاکس نیوز» در ادامه افزود: وزیر خارجه ایران حضور نیافتن در اجلاس و ترک شام را به نشستن سر میز شام با رایس ترجیح داد.
این شبکه با اشاره به واقعه «مک فارلین» مشاور امنیت ملی ریگان رئیسجمهور اسبق آمریکا و سفر او به تهران همراه با انجیل و کیک و موشک تاو مینویسد: وقتی «مک فارلین» در هتلی با نمایندگان ایران گفتگو میکرد و از آنها پاسخ منفی میشنید، خطاب به طرفهای مقابل خود با عصبانیت گفت: من اگر امروز به مسکو برای خرید پوست خرس بروم، تمام سران کاخ کرملین و رهبران حزب کمونیست شوروی افتخار میکنند که با من قدم بزنند و مرا در خرید پوست خرس کمک کنند. اما با اینکه ما این همه راه آمدهایم و از شما میخواهیم با ما رابطه برقرار کنید، برایتان کیک و انجیل و موشک تاو آوردهایم اما باز هم دست رد بر سینه ما میزنید.
«مایکل رابین» کارشناس ارشد مؤسسه «امریکن اینترپرایز» ضمن انتقاد از سردرگمی آمریکا در مقابل ایران میگوید: هیچ سیاستمدار واقعی هرگز حمله نظامی علیه ایران را به ذهنش راه نمیدهد، زیرا ایرانیها مردمانی میهنپرست هستند و هر گونه حمله نظامی، دولت ایران را قادر میسازد مردم را تحت یک پرچم متحد کند.
بنابر اظهارات وی، ایالات متحده در بهترین حالت حمله نظامی تنها قادر است برنامه هستهای ایران را به تعویق بیندازد.
وی میگوید: در چند سال پیش زمانی که تعاملات ایران و اتحادیه اروپا در زمان ریاست جمهوری خاتمی رو به گسترش بود، این کشور توانست برنامه اتمی خو را توسعه بدهد. علاوه بر آن مردم ایران به هیچ وجه تمایلی ندارند خارجیها در امور داخلی کشورشان دخالت کنند. آنها از ایدههای مردمسالاری و دموکراسی حمایت میکنند، اما نمیخواهند خارجیها آنها را برایشان بیاورند.
بنابراین سیاستمداران آمریکایی باید از دخالت در امور داخلی آنها بشدت پرهیز نمایند، در غیر این صورت مصیبتی عظیم در انتظار آمریکاییها خواهد بود.