عباس خسروانی
روابط دو کشور همسایه ایران و روسیه در طول تاریخ با فراز و نشیبهای بسیاری روبرو بوده است. حافظه تاریخی ملت ایران بیش از آنکه خاطرات شیرین از این ارتباط داشته باشد، مملو از خاطرات تلخ و دلخراش است. تلخترین نوع روابط دو کشور روسیه و ایران به حملات روسها به ایران برمیگردد که در نهایت به انعقاد قراردادهای استعماری گلستان و ترکمنچای و در نهایت به جدا شدن شهرهای بسیاری از ایران منجر شد. در دوره پهلوی بخصوص پهلوی دوم، نزدیکی شاه ایران به آمریکا و همچنین خصومت دو بلوک شرق و غرب به رهبری شوروی و آمریکا روابط دو کشور همسایه را تیره کرد. ایران به عنوان ژاندارم منطقه و حافظ منافع آمریکا که پس از جنگ جهانی دوم به قدرت اول جهان تبدیل شده بود، برای شوروی یک خطر بالقوه محسوب میشد. آمریکاییها از ایران به عنوان سدی محکم در برابر نفوذ روسها به آبهای گرم خلیج فارس حمایت میکردند و بر تجهیز نظامی ایران اهتمام میورزیدند. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم غربگرای پهلوی بسیاری از تحلیلگران گمان میکردند که انقلاب ضدآمریکایی به سمت شوروی متمایل خواهد شد. اما پس از گذشت مدت کوتاهی از انقلاب اسلامی در ایران ماهیت این انقلاب برای همگان آشکار شد. حضرت امام(ره) تکلیف ایران در سیاست خارجی را با جمله نه شرقی و نه غربی روشن و اعلام کردند که جمهوری اسلامی ایران نه وابسته به بلوک شرق و اندیشه کمونیستی و نه وابسته به بلوک غرب و اندیشه سرمایهداری است بلکه مستقل و پیرو مکتب اسلام است. به همین دلیل بود که دو کشور شوروی و آمریکا علیرغم تمام دشمنیها و خصومتهایی که با یکدیگر داشتند بر سر خطرآفرین بودن جمهوری اسلامی و لزوم مقابله با آن به تفاهم و اشتراک نظر رسیدند. تا زمانی که نظام کمونیستی شوروی در شمال ایران قدرت را در دست داشت، روابط مناسبی بین ایران و شوروی وجود نداشت اما پس از سرنگونی نظام کمونیستی شوروی و تغییر آن به روسیه و ایجاد یک نظام سیاسی جدید روابط ایران و روسیه وارد مرحله جدیدی شد. بسیاری از کارشناسان معتقدند که روابط دو کشور بیشتر در حوزه نظامی و امنیتی گسترش یافته است و روابط اقتصادی بین دو کشور در خور توجه و در حد قابل قبولی نبوده است. اگر این ادعا را نیز بپذیریم که روابط اقتصادی دو کشور آن گونه که باید باشد نبوده اما نمیتوان پروژه عظیم و حساس نیروگاه اتمی بوشهر را به عنوان نقطه عطفی در روابط اقتصادی دو کشور منکر شد. روسها در شرایطی ساخت نیروگاه اتمی بوشهر را به عهده گرفتند که هیچ کشوری حاضر به این کار نبود. پس از انقلاب اسلامی کشورهایی که مسئولیت ساخت این نیروگاه را به دست گرفته بودند، کار را رها کردند و از ایران رفتند. اما روسها تا به امروز در عمل به تعهدات خود کوتاهی کرده و هر بار به بهانههای مختلف از اتمام کار سرباز زدهاند. با مطرح شدن پرونده هستهای ایران و فشار کشورهای غربی با فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران عهدشکنی، روسها ابعاد گستردهتر یافت. در حالی که بعضی از کارشناسان معتقد بودند مطرح شدن پرونده هستهای ایران و موضوعات پیرامونی آن فرصت خوبی را برای تعمیق روابط ایران و روسیه فراهم خواهد کرد. فشارهای غیرقانونی بلوک غرب به رهبری آمریکا و اتحادیه اروپا و نگاه به شرق دولتمردان ایران فرصت خوبی را ایجاد کرده است تا روسها نیز قدمهایی برای گسترش روابط فیمابین بردارند. از آنجا که مخالفان ایران در موضوع فعالیتهای هستهای بلوک غرب که دشمنان سنتی روسیه به شمار میآیند. بودند انتظار میرفت که روسها در این میان نقش فعالی را در تعدیل فضای ضد ایرانی ایفا کنند اما برخلاف همه انتظارات و پیشبینیها شکل برخورد روسیه با پرونده هستهای ایران و تعلل در راهاندازی نیروگاه اتمی بوشهر نشان داد که ارادهای برای تصحیح این رویکرد وجود ندارد. اتفاقات اخیر یک بار دیگر خاطرات دوران قاجار را برای ملت ایران زنده کرد. دورانی که روسها در عین ناباوری پشت ایران را خالی میکردند و با دشمنان خود علیه ایران و ارضای منفعتطلبی خود پیمان میبستند.
چندی پیش یکی از مقامات مسئول روس گفت: پروژه بوشهر برای روسیه سودآور نیست. این صحبت مقام روس نشان از آغاز دور جدیدی از بهانه تراشیهای روسها در زمینه تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر دارد. روسها پس از سالها تعلل و عدم توجه به تعهدات خود در قبال نیروگاه اتمی بوشهر تازه به این نتیجه رسیدهاند که این پروژه برایشان سودآور نیست. البته روسها در توجیه بهانه خود میگویند پروژه اولین نیروگاه اتمی ایران در بوشهر به سبب مشکلات پرداخت نشدن وجوه مالی ساخت آن از سوی تهران برای مسکو سودآور نیست. یک مقام مسئول در آژانس انرژی اتمی روسیه در این باره گفته است، برداشت ما این بود که ایرانیها به این پروژه بیتوجه شدهاند به نظر میرسد طرف ایرانی تظاهر به حمایت مالی از آن میکند."
ادعای این مقام روسی مبنی بر سودآور نبودن پروژه نیروگاه اتمی بوشهر برای مسکو در حالی مطرح میشود که الکساندر لوسیوف معاون وزیر امور خارجه روسیه در 25 اردیبهشت ضمن تفسیر نتایج سفیر اخیرش به تهران در روزهای 24 و 25 اردیبهشت در گفتگو با ریانووستی گفته بود که قرارداد بوشهر برای روسیه سودآور است، اگرچه تحت تاثیر برنامه هستهای ایران قرار گرفته اما ما برای خروج آن از تحریمهای شورای امنیت تلاش کردهایم و قصد داریم به طور مسلم بر اساس معاهده ان.پی.تی و مقررات آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر روی این پروژه کار کنیم. امیدواریم این پروژه را به آخر برسانیم." این مقام روسی در جای دیگری در خصوص تاخیر ساخت نیروگاه بوشهر میگوید: به غیر از مسائل مادی برنامه هستهای ایران مسئله محسوس دیگری است و برخی از کشورهای با در نظر گرفتن تحریمها از سوی شورای امنیت، صادرات تجهیزات برای نیروگاه اتمی بوشهر را یا به تاخیر میاندازند و یا از آن خودداری میکنند، طبیعتا این امر سبب میشود که به دنبال راههای جدیدی باشیم یا آنها را از جای دیگر تامین کنیم و یا خود تولید کنیم که این موضوع سبب تغییر قرارداد شده و به همین دلیل اجرای آن را به تعویق میاندازد."
مقامات روسی بارها اعلام کردهاند که نیروگاه اتمی بوشهر برای آنان پروژهای سودآور است اما آنان سعی میکنند در شرایطی متفاوت، بیشترین بهره را از این پروژه ببرند. دنیسوف معاون وزیر امور خارجه روسیه میگوید: طبیعی است که اوضاع سیاسی بر این همکاری تاثیر دارند، اما بوشهر به عنوان پروژهای منفعتآمیز در همکاریهای ایران و روسیه از حیطههای تاثیرات ناشی از روندی که در شورای امنیت سازمان ملل در جریان است خارج شد و ما آن را به عنوان پروژهای فنی- اقتصادی بررسی میکنیم. منفعتآمیز بودن پروژه نیروگاه اتمی بوشهر برای روسیه از تلاش آنان برای خارج کردن این نیروگاه از موارد تحریمی شورای امنیت آشکار است. آنها اگر چه با کلیت قطعنامههای شورای امنیت مخالفت نمیکردند اما در تعدیل آنها به نفع خود تلاش میکردند، لذا مخالفت روسها با نوع تحریمهای اعمالی علیه ایران که گاهی به تکرار نشستهای اعضای شورای امنیت برای صدور قطعنامه منجر میشد در راستای حفظ منافعشان به خصوص در ارتباط با نیروگاه بوشهر بود. عدهای در تحلیل رفتار اخیر روسها مبنی بر تعلل و تاخیرهای مداوم در اتمام پروژه نیروگاه اتمی بوشهر معتقدند در دورهای ملاحظات اقتصادی روسها نسبت به این پروژه بیش از ملاحظات سیاسی بود اما گویا اخیر ملاحظات سیاسی روسها بر ملاحظات اقتصادی سبقت گرفته است. عدهای نیز معتقدند که هر دو عامل در بهانه تراشیهای روسها دخیل بوده است.
به طور کلی روسها دو عامل را در تاخیر خود مبنی بر اجرای تعهداتشان به جمهوری اسلامی در خصوص نیروگاه اتمی بوشهر مطرح کردهاند. یکی مشکلات مالی و دیگر مشکلات سیاسی و حقوقی. روسیه ایران را به پرداخت نکردن وجوه مالی مورد توافق در سپتامبر 2006 متهم میکند. مسکو در سال 1995 توافقی با ایران برای ساخت نیروگاه اتمی بوشهر به ارزش 800 میلیون دلار امضاء کرد، اما به سبب فشارهای آمریکا این پروژه به تاخیر افتاده است. روسیه تاکنون تکمیل این نیروگاه را که به طور معمول چهار الی شش سال به طول میانجامد به تعویق انداخته است. سوخت نیروگاه بوشهر طبق آخرین موافقتنامه میان دو کشور میبایست تا 11 فروردین ماه سال جاری به ایران فرستاده شود، اما با وجود اعلام آمادگی ایران برای دریافت سوخت در سه سال گذشته مسکو همچنان از ارسال آن خودداری میکند. اما معاون وزیر امور خارجه روسیه میگوید: روسیه از اجرای تعهدات خویش سرباز نزده و ما این موضوع را به شرکای ایرانی خویش میگوییم در عین حال ما میگوییم که اجرای این قرارداد فقط در صورتی امکانپذیر است که ایران اصول، انپیتی را رعایت کرده و با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری نموده و آماده باز گرداندن سوخت هستهای بعد از استفاده به خارج از کشور باشد. طبق توافق طرفین دو کشور ایران و روسیه در توافقنامهای که مهر ماه سال گذشته به امضای روسای سازمانهای انرژی اتمی دو کشور رسید مقرر شد نیروگاه اتمی بوشهر در شهریور ماه امسال به بهرهبرداری فیزیکی و در ماه آبان به مرحله تولید برق برسد. این در حالی است که مسئولین سازمان انرژی اتمی ایران بارها اعلام کردهاند که کلیه مطالبات کارشناسان روسی و شرکت پیمانکار پرداخت شده است. عملکرد اخیر روسها یک بار دیگر مهر تائیدی بود بر ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه هیچ اعتمادی به قولهای کشورهای اتمی در خصوص ارسال سوخت هستهای در ازای توقف فعالیتهای هستهای ندارد. بدقولیهای روسها جمهوری اسلامی را در رسیدن به خودکفایی در زمینه انرژی هستهای مصممتر میکند. تصور اینکه کشوری در جهان پیدا شود تا ما بتوانیم روی سیاستها و مواضع او اتکا کنیم ناشی از تصور نادرست ما از محیط بینالمللی است. تصمیم قاطع جمهوری اسلامی بر ادامه فعالیتهای صلحآمیز هستهای خود، ریشه در حافظه تاریخی این کشور دارد که به ما درس خودکفایی و استقلال میدهد. روسها همچون اروپاییها و آمریکاییها باید بدانند که کارشکنیهای آنان نیز نمیتواند مانعی بر سر راه هستهای شدن ایران اسلامی باشد. بدخواهان ملت ایران باید بدانند هر اندازه که آنان در توقف حرکت رو به پیشرفت ما تلاش کنند، ما در پیمودن این مسیر مصممتر خواهیم بود.