چندی است که دولت آمریکا همه ساله اعلام میکند مبالغی را برای حمایت از پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر در ایران اختصاص میدهد. آخرین آن چند روز پیش بود. یکشنبه، 23 اردیبهشت، 1386 وزیر امور خارجه آمریکا در جلسه استماع کمیته ارزیابی سنا درباره بودجه سال 2008 امور خارجی آمریکا، برای دخالت در ایران 109 میلیون دلار بودجه درخواست کرد. این بودجه شامل 75 میلیون دلار برای حمایت اقتصادی از جامعه مدنی و طرحهای حقوق بشر در ایران، 20 میلیون دلار برای برنامه فارسی رادیو آمریکا، 1/8 میلیون دلار برای رادیو فردا و 5/5 میلیون دلار برای امور کنسولی میشود. وی در این زمینه گفت: این مبالغ به ما اجازه میدهد برای اجرای یک طیف گسترده از برنامههای دموکراسی آموزشی و فرهنگی و نیز بهبود جریان آزاد اطلاعات به مردم ایران اقدام کنیم. این در حالی است که دولت آمریکا همچنین خواهان 668 میلیون دلار بودجه برای هیأت حاکمه بنگاههای سخنپراکنی برای حمایت از برنامههای رادیویی تلویزیونی و اینترنتی در سطح جهان از جمله در کره شمالی، ایران و کوبا نیز شده است.
1- نفس اختصاص بودجه 75 میلیون دلاری از سوی دولت بوش برای حمایت از دموکراسی و حقوق بشر در ایران را میتوان ناشی از عدم درک درست او و همکارانش از دموکراسی و حقوق بشر تلقی کرد. این موضوع نشان میدهد که ممکن است کسی در آغوش بزرگترین دموکراسی جهان پرورش یابد، اما با ذات آن بیگانه باشد. مفهوم این بودجهگذاری چیست؟ آیا این است که در ایران همه چیز مهیاست و اتومبیل آماده و ساخته دموکراسی فقط نیازمند سوخت برای حرکت است؟ آیا مفهومش این است که با بودجه 75 میلیون دلاری میتوان جامعه مدنی و حقوق بشر ساخت؟ آیا جامعه مدنی ایران نیازمند این پول است؟
گویی از دیدگاه دولت بوش همه چیز در ایران مهیا و منتظر حمایت مالی آمریکاست. اگر همه چیز مهیا بود واقعاً بودجه تخصیص یافته جز افکندن موشی به دیک و ندای حاجی اناشریک زدن نیست. جامعه مدنی ایران نیازی به این وجوه ندارد. هر چند نهادهای مدنی با تنگناهای مالی دست و پنجه نرم میکنند و فرهنگ کار جمعی و مدنی و عضویت در نهادهای مدنی و پرداخت حقوق عضویت در جامعه ما هنوز چندان بسط نیافته است که این نهادها با پشتوانه کمکهای مردمی هر روز فربهتر از پیشگردند، اما باز هم میتوانند روی پای خویش بایستند. من از وضعیت سایر نهادها اطلاع دقیقی ندارم. اما در مورد انجمن دفاع از حقوق زندانیان و نهادهای دیگری که خود با آنها کار میکنم میدانم که در سه سال گذشته از محل وجوهات و تبرعات و حق عضویت، هزینههای خود را تأمین کردهاند، ما روشهای سنتی را با پدیدههای مدرن و مدنی درآمیختهایم و خمس و زکات و صدقات از جمله منافع مالی انجمن هستند این همه بدون فراخوان همیاری بوده است و بدون شک در صورت فراخوان عمومی برای کمک مالی به انجمن برخی تنگناها نیز مرتفع خواهند شد. بوش گمان میکند دموکراسی و حقوق بشر یک امر فیزیکال است که میتوان آن را همچون شیی از مکانی به مکان دیگر انتقال داد. اکنون پیشروی ما شیئی چون لیوان وجود ندارد ولی اگر آن را از جای دیگری به این نقطه آوردیم از این پس شاهد لیوان در فضای پیشرو هستیم، پس باید این کالا را با اختصاص بودجهای فراهم و به ایرانیان هدیه کرد اما بر خلاف پندار فوق، دموکراسی و حقوق بشر یک مفهوم نرمافزاری و فرهنگی است و نیازمند آموزش، تمرین و کار درازمدت است. ما مشکلات فراوانی در راه شکلگیری و ارتقای جامعه مدنی در ایران داریم که پول در واپسین ردیفهاست. فقدان انگیزه، فقدان روحیه کار جمعی، فقدان اوقات فراغت، فقدان امنیت و تهدید از سوی قدرت و... بیش از همه آنهاست. آنچه سبب شده است که بسیاری از نهادهای نوپا دوام و بقا نیابند چیست؟ بدون شک جنگاوری و تحریم اقتصادی ایران که هیأت حاکمه آمریکا دنبال میکند هیچ تأثیری به سود گسترش دموکراسی نخواهد داشت و صرفاً به میلیتاریزه شدن و امنیتی شدن و تبدیل کنشهای عقلانی به کنشهای عاطفی در فضای ایران و آمریکا منجر خواهد شد و این با اهداف ادعایی اختصاص بودجه 75 میلیون دلاری در تعارض است.
2- شاید تجربه کامیاب آمریکا در اختصاص دادن بودجه برای حمایت از دموکراسی و حقوق بشر در کشورهای دیگر مشوق آنها برای تکرار همان الگو درباره ایران بوده است که در این صورت نیز آشکار میشود آنان شناخت درستی از جامعه و تاریخ ایران ندارند. ایران کشوری است که پیشتاز دموکراسی در خاورمیانه بوده و نخستین انقلاب دموکراتیک را یکصد سال پیش تجربه کرد به نحوی که سایر انقلابهای خاورمیانه متأثر از جنبشهای ایرانیان بود. حتی انقلاب هند تحت تأثیر جنبش آزادیخواهی ایرانیان در تنباکو و انقلاب روسیه تحت تأثیر انقلاب مشروطیت ایران شکل گرفت. گرچه چالشهای دموکراسی در ایران همچنان ادامه دارد، اما هنوز ایران از اغلب کشورهای منطقه در این زمینه جلوتر است. موقعیت کشوری که فرمانهای حقوق بشری کورش (حقوق بشر سنتی و ابتدایی) آن را پیشکسوت ساخته با کشورهایی که احتمالاً روش پخش پول در آنها کامیاب بوده متفاوت است. هگل حکومت ایرانی را آغاز تاریخ جهان میخواند. ایران کشوری است با تمدنی کهنسال که آفت استبداد همواره این تمدن را به محاق کشیده است. هگل فیلسوف نامدار در کتاب «عقل در تاریخ» چکیده فلسفه تاریخ خویش را در این عبارت بیان میکند «پیشرفت عبارتست از آگاهی انسان از آزادیاش» یعنی آگاهی و آزادی تناظر دارند و همدیگر را بالا میکشند و اگر قومی بخواهد در منظومه تاریخی قرار گیرد باید نسبت به آزادی خود وقوف داشته باشد. هگل، فلسفه تاریخ خود را از شرق و تمدن چین، هند و ایران آغاز میکند. از نظر او تمدن چین و هند بیرمق، ساکن و ایستا و بیرون از تاریخ هستند زیرا هیچ وقوفی بر آزادی در این تمدنها وجود ندارد و آغاز تاریخ واقعی جهان از ایران است و تاریخ با حاکمیت قوم پارس آغاز میشود. تاریخ از هنگامی آغاز میشود که انسان از طبیعت نجات پیدا کند و بر مبنای عقل و روح نسبت به آزادی خویش وقوف پیدا کند و ایران نخستین تمدن در تاریخ است که با وقوف به آزادی آغاز میشود هر چند در آن اراده یک تن یعنی شاه از آزادی برخوردار است اما استبداد آن از جنس طبیعت نیست و حاصل اراده انسانی است. این آگاهی و آزادی در تاریخ ایران فراز و فرودهای بسیار داشته اما یکصد سال است به مسئله اصلی جنبشهای اجتماعی تبدیل شده است. ایران با چنان پیشینهای با کشورهایی که به وسیله پول یا تانک دموکراسی را برایشان اهدا کردند یکسان نیست.
3- اختصاص بودجه 75 میلیون دلاری نگرانی حکومت ایران را برانگیخته است، تا این حد البته طبیعی به نظر میرسد زیرا اگر امروز حکومت آمریکا هم مطلع شود گروهی در این کشور از القاعده یا از حکومت یا دولتی دیگر وجوهی دریافت میکنند و هدفشان تغییر نظام سیاسی این کشور است بدون شک با آنان برخورد خواهد کرد که نمونههای متعددی از این برخوردها را در چند سال اخیر شاهد بودهایم (برای جلوگیری از اطناب کلام از ذکر نمونهها و شواهد در میگذرم). هنگامی که حکومتی مینگرد که دولتهای قدرتمند جهان آشکارا خواستار تغییر سیستم سیاسی هستند و عواملی را برای تحقق آن بسیج کردهاند و بودجه سالانهای اختصاص میدهند دچار بدبینی و سوءظن به هر تحرکی میشود. اگر از رفتارهای ناصواب حکومت که توجیه لازم را برای سناریوی تغییر تدارک میکنند بگذریم اقدام آمریکا موجب گسترش بدبینی به تمامی شخصیتها و نهادهای مدنی در ایران و تشدید فشار بر آنان شده است. آن هم در حکومتی که به سبب دوره طولانی جنگ و تروریسم در دو دهه نخست انقلاب، نگرش امنیتی در آن غلبه یافته و به نحوی غیر منطقی با همه پدیدههای فرهنگی و اقتصادی نیز برخورد امنیتی میکند. در عین حال نمیتوان تمام نگرانیهای واقعی و منطقی حکومت را دلیل تشدید فشارها دانست زیرا آن دسته از کسانی هم که از کلمه آزادی وحشت دارند و مخالف دموکراسی و بهرهمند از دولت رانتی هستند برای مشروعیت بخشیدن به رفتار خود و توجیه بیاعتنایی به آزادی و دموکراسی و حقوق بشر و بیاعتبار کردن فعالان و نهادهای مدنی و حقوق بشری از اقدام آمریکا سود میجویند. آنها در ضمن مخالفت با بودجهگذاری آمریکا از اعماق وجود با آن موافق و خرسند هستند و آن را هدیهای غیبی میدانند.
4- البته بیگانههراسی به همان اندازه بیگانهپرستی، موهوم و زیانبار است این پندار که هر سفر خارجی به هر مناسبتی مشکوک است آثار و نتایج معکوسی دارد و دستگاههای امنیتی و دولتی را ناخواسته به مسیری سوق میدهد که مطلوب سناریوی تغییر از خارج است، بدیهی است که دولتها و سازمانهای بینالمللی از این حیث یکسان نیستند. اما این در حالی است که در ایران حتی نسبت به پروژههای تحقیقاتی مشترک با نهادهای بینالمللی حقوق بشر نیز با دیده مشکوک و امنیتی مینگرند. گرچه قوانین و مقررات ایران حتی دریافت کمک از دولتها را نیز منع نکرده و فقط اطلاع و نظارت دولت را لازم دانسته است و دریافت از نهادهای بینالمللی را نیازمند مجوز نمیداند. در ماده 6 آییننامه اجرایی تأسیس و فعالیت سازمانهای غیر دولتی آمده است: «هزینههای سازمان از منابع زیر تأمین میشود؛ هدیه، اعانه و هبه اشخاص حقیقی و حقوقی اعم از داخلی و خارجی و دولتی و غیر دولتی» در تبصره (1) این ماده آمده است: «سازمان موظف است پیش از دریافت کمک از منابع خارجی، مشخصات منبع کمککننده و میزان کمک و چگونگی آن را به صورت مشروح بر حسب مورد به مراجع نظارتی مربوطه اعلام کند. مراجع مذکور موظفند ظرف حداکثر یک هفته از تاریخ وصول اعلام یاد شده نسبت به نظرخواهی از وزارتخانههای اطلاعات، امور خارجه و بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اقدام کنند» تبصره 2 نیز بدین شرح است: دریافت کمک از مجامع رسمی بینالمللی و منطقهای و آژانسهای وابسته به سازمان ملل نیاز به دریافت مجوز ندارند.» یادآوری میکنم که این آییننامه پیشنهاد وزارت اطلاعات بوده و در دولت خاتمی تصویب و در دولت احمدینژاد ابلاغ شده است. اما سوءظن یا بهانهگیری چنان است که حتی به مفاد همین آییننامه نیز پایبندی وجود ندارد و برخی نهادها مانند کنشگران داوطلب را ـ که میگویند پس از مکاتبه با نهادهای مذکور در ماده 6 و اعلام موافقت آنها از یک سازمان مدنی و حقوق بشری بینالمللی در هلند (هایفوس) مبالغی را دریافت کردهاند ـ به اتهام دریافت کمک از خارج پلمب میکنند.
گمان میکنم هدف مهمتر آمریکاییها از اختصاص بودجه سالانه، ایجاد همین بدبینیها، سوءظنها و برهم زدن تعادل دستگاه امنیتی و دولتی در ایران است که موجب رفتارهایی میشود که در نهایت مطلوب آنها بوده و دیوار بلند بیاعتمادی را میان نخبگان و فعالان و نهادهای مدنی و حقوق بشری با حکومت به وجود میآورد و جدال و فرسایش میان آنها را میافزاید. این وضعیت مناسبترین زمینه برای هدف تغییر ساختاری آنهاست. عدم تعادل و برخوردهای ناصواب، رنجاندن و آزار شخصیتها و نهادهای مستقل ایرانی به بهانه اقدامات دولت آمریکا، شبیه از ترس مرگ، خودکشی کردن است.