نعمت احمدی
با حضور محمود احمدینژاد در استان سمنان و سخنرانی وی در شهر محل تولدش، کارنامه اولین دور سفرهای استانی ریاست جمهوری بسته شد. دستاورد این سفرها هر چه باشد هیچگاه نمیتواند دستمایه رییسجمهور بعدی باشد زیرا در پایان، بیحب و بغض، دستاورد این سفرها حداقل به صورت محرمانه در دفتر ریاست جمهوری باقی خواهد ماند و رییسجمهور بعدی با نگاهی گذرا به پوشه سفرهای استانی لابد دستور بایگانی آن را صادر خواهد کرد. اما دلایلی که صاحب این قلم باور دارد، سفرهای استانی نتوانست و نمیتواند دستاورد قابل تقلید به وسیله دیگران داشته باشد. بدواً باید اهداف این سفرها را پرسوجو کرد. زمانی رییسجمهور از سفر به 300 شهر کشور یاد کردند و این را دلیل احاطه و اشراف بر مسایل منطقهای دانست، باید عرض کنم این هدف رییسجمهور در سفرهایی از این دست برآورده نشده است. برای نمونه استان کرمان، استانی که صاحب این قلم برخواسته از آن استانم، استان کرمان دارای 10 شهرستان و چندین شهر و بخش میباشد کل سفر رییسجمهور به این استان سه روز طول کشید. در استانهای مشابه هم به همین صورت، مرکز استان محل استقرار هیأت دولت و گروههایی از طرف رییسجمهور به شهر و شهرستانهایی که رییسجمهور فرصت دیدار مردمی نداشت اعزام گردیدند. همین مسأله نخستین اختلاف را بین شهرها به وجود آورد، بعضی نمایندگان خود را مقصر میدانستند، عدهای مسؤولان شهر و گروهی هم اختلافات به جا مانده قومی و جغرافیایی را، شهرهایی که رییسجمهور توانستند به آنها سر بزنند هم حکایت شنیدنی دارند محلی که عمدتاً استادیوم یا مصلی و سایر اماکن عمومی میباشد را ظرف دو سه روز با داربستهایی که مکان استقرار رییسجمهور و هیأت همراه را تشکیل میدهد از مردم جدا میکنند و مسؤولان شهری و به اصطلاح افراد سرشناس محلی را در مکانی نزدیک به محل سخنرانی مستقر میشوند. حال بماند این تقسیمبندی در شهری کوچک مانند زرند کرمان ـ شهر محل تولد من ـ چه تأثیرات جانبی بر جای میگذارد و کسانی که این تقسیمبندی را به وجود آوردند (عملی که اجباراً باید حداقل از باب نظم و ترتیب رعایت شوند) هماکنون خود مسألهای شده است. از طرفی رییسجمهور تریبون سخنرانی را به عرصه بیان دیدگاههای خود در امور اجرایی و سیاسی داخلی و یا بینالمللی تبدیل میکند. مثلاً در نظرآباد کرج از بانک پارسیان و صدور دستور ابطال صورتجلسه انتقال سهام این بانک در سازمان بورس تهران یاد کرد و در فلان شهر از هولوکاست نام برد که افسانهای تاریخی است ولی مردم آن منطقه چشم انتظار صدور دستورات عمرانی رییسجمهور بودند و متوقع بودند که مسأله بانک پارسیان یا به چالش کشیده شدن مسأله هلوکاست در عرصهای عمومی مطرح گردد و چند دقیقه فرصت مغتنم رییسجمهور در فلان شهرک که شاید در تاریخ این شهر برای اولین بار اتفاق افتاده که مسؤولی در حد رییسجمهور پا بدان منطقه گذاشته باشد مسایل منطقهای را حل کند نخستین سفرهای رییسجمهور که به خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان صورت گرفت ادبیات جدیدی وارد عرصه سیاسی کرد. نامههای مردم به رییسجمهور و حتی واحد شمارش این نامهها را رسانهها گونی نوشتهاند مثلاً 850 گونی نامههای مردمی به رییسجمهور در فلان استان جمعآوری شد. نامههای مردمی یعنی درد دلهای مردم و یا نیاز آنها با مراجعه به مسؤولان محلی امکان گرهگشایی از کار آنان در محل میسر نشد و ارباب رجوع ناامید از مسؤولان محلی با شنیدن خبر سفر استانی رییسجمهور همه درد دل خود از مسؤولان محلی و عدم امکان حل و فصل گرفتاری او در محل را شبانه خود مشفقانه و از سر صدق و به قصد باز شدن گره کور مسألهاش با رییسجمهور درد دل میکند در ابتدا دورنما و حتی ظاهر و عمل دردمند و طریقه رساندن درد به مسؤولی که قادر به دوای درد است پسندیده میباشد اما مگر رییسجمهور چقدر وقت دارد چقدر بودجه بیپایان دارد که بتواند مثلاً همه آرزوهای نهفته در 850 گونی نامه یک سفر استانی را برآورده کند و ظاهراً این نامهها دستهبندی و با اضافه کردن نامهای خطاب به مسؤول محلی به پیوست نامه فلان کس حاوی فلان خواسته که خطاب به رییسجمهور نوشته شده بود جهت اقدامات قانونی یا پیگیری قضیه ارسال میشود و در آخر مثلاً این دفتر یا هیأت را از نتیجه آن باخبر کنید.
اگر امکان برآورد خواسته متقاضی عملی بود که مسؤولان محلی با تکیه بر واقعیات موجود آنرا اجرا میکردند و اگر امکانپذیر نباشد باید رییس دولت امکان آنرا فراهم آورد، میدانیم اعتبارات به دو دسته استانی و دیگری ملی و عمرانی تقسیمبندی میشوند هر دو نوع اعتبارات ردیف خاص خود را دارد و مطابق برنامههای کوتاهمدت و طولانی مدت در سازمانهای تخصصی تهیه و تصویب شده و برای اجرا منتظر تأمین اعتبار است و چیزی نیست که مردم و مسؤولان استان از آن بیخبر باشند وقتی رییسجمهور از اجرای فلان طرح میگویند، طرحی خلقالساعه نیست بلکه سالها در نوبت اعتبار مانده است و زمانیکه رییسجمهور از عملیاتی و اجرائی شدن فلان طرح یاد میکنند توقع و انتظار مردم بالا میرود و زمانیکه بعد از سفر رییسجمهور وضع را به سیاق و روال گذشته میبینند از قداست و حرمت و جایگاه رییسجمهور کاسته میشود. ممکن است گفته شود طرحهائی که در سفرهای استانی اعمال و اجرا میشوند طرحهایی است که در همان سفر تصمیم به اجرای آن گرفته شده، باید گفت: طرحهایی ماندگار است که با برنامه کارشناسی دقیق و برآورد هزینه و طول زمان عملیاتی شدن طرح و تعیین بودجه لازم صورت گرفته باشد والا از طرحهای خلقالساعه کسی فایدهای نبرده زیرا بودجهای که با کارشناسیهای دقیق برای فلان طرح در فلان شهر در نظر گرفته شد ناگهان به طرف طرحی خلقالساعه سوق داده میشود و خدا میداند نتیجه چه خواهد شد. مهمتر اینکه سفرهای استانی واقعاً وقتبر است. آقای رییسجمهور در یک روز از چند شهر دیدن میکنند با هلیکوپتر از فلان شهر به فلان شهر میروند و ساعتی در استادیوم یا هر محلی که برای سخنرانی در نظر گرفته شد صحبت میکنند و عموماً به مسایل کلی کشور و موضوعات مبتلا به روز ما مانند انرژی هستهای و شورای امنیت و دیدگاه خاص رییسجمهور راجع به هولوکاست و اعلام نابودی اسرائیل و شروع شمارش معکوس آن میپردازند این سفرها باعث بالا رفتن سطح توقع مردم میشود و چون امکان برآورده کردن همه توقعات ممکن نیست عدم برآورد آنرا مردم محل ناشی از عدم اراده رییسجمهور میدانند و همین باعث کدورت مردم از رییسجمهور میگردد حال اینکه میدانیم حضور مسؤولان در مناطق مختلف و آشنائی با درد دل و مشکلات مردم نواحی محتلف امری معقول و پسندیده است و حتی در افسانهها آمده که فلان پادشاه با لباس مبدل و شبانه بین مردم رفت و آمد میکرد تا از درد دل آنان با خبر باشد. اما اگر این سفرها به جریانی تبدیل شود که خود عامل ایجاد توقعات بیش از توان دولت در مناطق مختلف باشد، بعد از مدتی مشکلات عدیدهای را پدید خواهد آورد و عدم اجرا و تحقق وعده سفرهای استانی که بعضاً تا سالها امکانپذیر نمیباشد مردم را دلسرد خواهد کرد مضافاً به اینکه بسیاری از بودجههایی که در سفرهای استانی به منطقهای تعلق میگیرد از بودجههای طبیعی همان استان است که در بودجه کل در نظر گرفته شده و کسی انجام آن را دستاورد سفر استانی رییسجمهور نمیداند که هیچ، بلکه کمکم این ذهنیت به وجود میآید که رییسجمهور در این سفرها قصد سخنرانی دارند نه حل مشکلات مردم، زیرا در یک روز مثلاً به 5 شهر سفر کردن و در هر شهر 1 ساعتی صحبت نمودند که هیچ منطقی آنرا کشف معضلات یا خواستههای برآورد نشده یک شهر در طول تاریخ نمیداند. خوب است رییسجمهور با پایان یافتن دوره اول سفرهای استانی خود حال که چند روزی به پایان دومین سال ریاست جمهوری خود وقت و فرصت دارند سفرهای دوم را آغاز نکنند که در این دوره با انبوه سوالات در خصوص وعدههای عملی نشده روبرو خواهند شد و چه بسا واکنشهای منطقی را هم دنبال خود داشته باشد. بهتر است اگر در صندوق ذخیره ارزی چیزی باقی مانده است با تکیه بر اطلاعات آماری دور اول سفرهای استانی به فکر بودجهای مطلوب و منطقی که احتیاجات منطقهای را برآورده کند باشند والا نتیجه سفرها از هماکنون پیداست کافی است پای درد دل نمایندگان فعلی مجلس بنشینید که خواستههای قبل و بعد از سفر استانی رییسجمهور را به منطقه خود خوب میدانند زیرا آنان مردم را بیواسطه شنیدهاند.