دکتر حسن سبحانی
در حالیکه دولت آماده شده است با تاخیری یک ماهه سهمیهبندی بنزین را آغاز کند و کاری عظیم و موثر را به نفع کاهش مصرف بنزین به ساماندهی برساند، از برخی مراکز مهم و تصمیمگیر کشور، زمزمهها و مطالبی به گوش میرسد که به خاطر نداشتن پشتوانه کارشناسی و نبود نگاه سیستمی به «مساله بنزین» و در عین حال برخورداری از سادهانگاری در مواجهه با موضوع میتواند منشا انحراف و اخلال مهمی در اقدام جدید مجلس و دولت برای رفتن به سمت حل مساله بنزین و حمل و نقل عمومی شود و تمامی زحمات و برنامههای پیگیری شده را بیاثر کند.
این انحراف، عبارت از طرح مقوله بنزین مازاد بر سهمیه به قیمتهای شناور روز است، در این ارتباط، توجه به چند نکته بسیار ضروری است:
1-در طراحی و انتخاب روش برای مساله بنزین در ابتدا هدف مهمی منظور نظر بوده که میتواند اصلیترین هدف هم تلقی شود و آن هم کاهش حدود 20 میلیون لیتری مصرف بنزین در روز بوده که برای رسیدن به این هدف، از بین روشهای افزایش قیمت یا سهمیهبندی بنزین، دومی انتخاب شده و بهصورت قانون در آمده است.
2-سهمیهبندی بنزین از آن جهت قابل توجیه است که بنزین را با قیمت ارزان یکصد تومان به مصرفکننده عرضه میکند و دریافتکنندگان بنزین هم علاوه بر بهرهمندی از قیمت پایین نسبت به حدود 10 میلیون خانوار ایرانی که اصولا خودرو ندارند، از امتیاز ویژه بهرهمند میشوند.
لذا این مقوله را درک میکنند که اگر مقدار کمتری بنزین دریافت میکنند ولی در مقابل آنها، عده بسیار بیشتری هستند که اصولا بنزین دریافت نمیکنند و از آن گذشته، قیمت ارزانی هم میپردازند، از این جهت احساس ما آن است که کمی مصرف برایشان قابل درک و قابل تحمل است (اگر منصف باشند که اکثریت قریب به اتفاق چنین هستند).
3-اگر قرار باشد در نحوه بهرهمندی متقاضیان بنزین، هیچ تغییری ایجاد نشود و بهعنوان مثال مصارف بیش از سهمیه پاسخگویی شود یا برای مصارف دوران مسافرت آنها بنزین ارائه شود، در آن صورت هم هدف اصلی که کاهش مصرف است تا اندازه بسیار زیادی تحتالشعاع قرار میگیرد و هم عادت به کم مصرفکردن و هم طلب مشارکت مردم در گشودن گرههای مشکلات اقتصادی خدشهدار میشود.
مردم ایران میدانند که رسیدن به هر دستاوردی، مستلزم پرداخت هزینهای است و نمیتوان طی یک سال حدود 3300 میلیارد تومان صرفهجویی ارزی در واردات بنزین کرد و در عین حال هیچ تاثیر و تضییقی هم در زندگی آنان مشاهده نشود، این تنگنا و مضیقه، تاوان آن صرفهجویی و بهتبع، رونق حمل و نقل عمومی درون و بیرون شهری با وجوه هدر نرفته از بابت این سیاستگذاری و تصمیم است.
4-زمزمه لزوم فروش بنزین مازاد بر سهمیه به قیمتهای شناور بینالمللی تحت این توجیهات که ما باید بنزین مصرفی متقاضیان پرمصرف را تامین کنیم یا تحت این استدلال که وقتی کسانی خودشان میخواهند پول زیاد بدهند چرا باید در مضیقه باشند، از عوارض سوء و پیامدهای ویرانگری به شرح زیر متاثر خواهد شد:
الف) هدف، کاهش مصرف را نقض میکند.
ب)با عنایت به توان انتقال آثار تورمی ناشی از قیمت آزاد بنزین از سوی کسانی که مصرفکننده بنزین هستند به دیگر طبقات کالایی و مردمی، دور جدیدی از تورم ناشی از افزایش حداقل 5 تا 6 برابر شدن قیمت کنونی بنزین را به جامعه تحمیل میکند.
ج)تورم حاصله، تهیدستان را تحت فشار میگذارد، اما دارندگان و برخورداران را که عمدتا مولد این تورم بودهاند، نه تنها متاثر نمیکند که احتمالا بهخاطر نوع مشاغل آنان از ثمرات دوران تورمی برخوردار میسازد، بهعبارت دیگر میلیونها انسانی را که بنزین مصرف نمیکنند به دلیل تمایلات صاحبان درآمدهای بالاتر به مصرف بیشتر بنزین، از طریق افزایش سطح عمومی قیمتها تنبیه میکند.
د)به دلیل عدم کاهش محسوس خودرو در سطح شهرها و جادهها، آلودگی محیطزیست استمرار مییابد و هزینههای ناشی از آن و از جمله هزینههای بهداشتی و درمانی، مشمول افزایش بیرویه میشود.
5-ملاحظه میشود که با تعیین قیمت آزاد، جامعه ما هم باید هزینههای سهمیهبندی را بدهد و هم باید هزینههای افزایش قیمتها را بپردازد و این به معنی خسران عظیمی است که اصل طرح را با خطر عدم توفیق مواجه میکند. سیاسیون ما باید بدانند که حل مشکلی از مشکلات جامعه به دست آنان، حتی اگر به قیمت خروج آنان از قدرت شود، دارای پیامدهای مثبتتر نسبت به زمانی است که مشکل را به خاطر ماندن در قدرت، لاینحل بگذارند و از آن بگذرند. من فکر میکنم مردم فهیم ما هم نسبت به خدمتگزاران راستین خودشان تصمیم غلط نمیگیرند.