روزنامه سوئیسی نویه تسورشر تسایتونگ در مقاله جامعی به ضرورت ایجاد نیروگاههای هستهای در ایران پرداخته و به این نتیجه رسیده است که ایران تا سال 2012 به اورانیوم وارداتی وابسته خواهد شد. هانس روهله مقاله خود در روزنامه سوئیسی نویه تسورشر تسایتونگ را با تاریخچه پیدایش ایده داشتن نیروگاههای هستهای از جانب حاکمان ایران آغاز کرده است، زمانی که در دهه 60 میلادی قرن گذشته، حکومت شاهنشاهی ایران به این فکر افتاد، در یکی از پرنفتترین کشورهای جهان نیروگاههای هستهای بسازد. نخستین طرح را دولت وقت در دهه 1970 عرضه کرد که در آن صحبت از ایجاد 22 رآکتور هستهای بود. همزمان بحثی در مورد ضرورت چنین طرحی آغاز شد که هدف آن توجیه اقتصادی این برنامه عظیم بود. روهله مینویسد: سیاستمداران وقت ایران برای جلب اطمینان جهانیان و نشان دادن این که قصد دارند از انرژی هستهای برای اهداف صلحآمیز استفاده کنند، امنیت پایدار انرژی، استقلال در تأمین انرژی... را مطرح کردند. در ادامه مقاله آمده است که با وجود اصرار دولتمردان ایران، شک جامعه جهانی به صلحآمیز بودن برنامههای هستهای این کشور بیشتر شده است. نویسنده برای اثبات ادعای خود از دو قطعنامهای نام میبرد که شورای امنیت سازمان ملل اخیراً علیه ایران تصویب کرد.
ذخایر ناچیز اورانیوم در ایران
روهله معتقد است که در جریان هرگونه بحثی در مورد برنامههای هستهای ایران و اهداف آن، باید به ذخایر مواد انرژیزا در ایران توجه کرد. وی با فرض این که مصرف مواد انرژیزا ثابت باشد، به این نتیجه میرسد که منابع نفتی در 90سال آینده ته خواهند کشید و ذخایر گازی 220 سال دوام خواهند آورد. در عوض ذخایر اورانیوم معدنی ناچیز است.
در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران قصد دارد، در 15 سال آینده توان هستهای خود را به شدت گسترش دهد و در کنار نیروگاه هستهای بوشهر، 6 نیروگاه با قدرتی مشابه ایجاد کند. بر اساس مصوبهای از مجلس شورای اسلامی که در مارس 2005 ابلاغ شد، دولت موظف است، 13 راکتور با قدرتی مشابه آنچه در بوشهر به کار خواهد افتاد (1000مگا وات)، بسازد. برای به کار انداختن یک رآکتور با این قدرت، سالانه 22 تُن اورانیوم غنیسازی شده (به میزان 4/4 درصد) لازم است. و چون از هر یک تُن اورانیوم معدنی فقط 533 گرم اورانیوم غنیسازی شده بدست می آید، بنابراین هر یک رآکتور، سالانه 450 هزار تُن اورانیوم معدنی مصرف میکند. با این حساب، اگر آمار آژانس بینالمللی انرژی هستهای در مورد میزان ذخایر اورانیوم ایران را اساس قرار دهیم، به نتایجی واقعبینانه میرسیم. طبق محاسبه روهله و به فرض این که دولت ایران برنامههای هستهای خود را پیاده کند، یعنی قادر باشد که در سال 2020 مسیحی 7 رآکتور مشابه بوشهر را به راه اندازد، در آن صورت تمامی ذخایر اورانیوم ایران در سال 2012 مصرف شده و ایران میبایست از آن به بعد اورانیوم وارد کند.
ایران هستهای، وابسته به کشورهای دارای اورانیوم
به گفته روهله، حتی اگر آن ذخایری هم که در ایران هنوز کشف نشدهاند ولی آژانس بینالمللی انرژی هستهای، وجود آنان را حدس میزند نیز کشف و آماده بهرهبرداری شوند، باز هم ایران در سال 2024 قادر نخواهد بود، اورانیوم موردنیاز خود را تأمین کند و ناچار است دست به دامن کشورهای اورانیومدار شود. بنابراین، به نظر روهله، برنامههای هستهای جمهوری اسلامی باعث تأمین انرژی ایران در آینده نخواهد بود. او در مقاله خود این پرسشها را مطرح می کند: آیا دلیل اقتصادی دیگری برای توجیه برنامههای هستهای ایران وجود دارد؟ آیا ایران نمیتواند مصرف نفت و گاز خود را برای تولید انرژی کاهش دهد و به جای آن از اورانیوم وارداتی استفاده کند؟ آیا ایران میتواند در این صورت مدت زمان بیشتری از ذخایر نفتی و گازی خود بهره برد؟ نویسنده، خود به پاسخ پرسشهایش میپردازد: در زمینه تأمین مصرف داخلی انرژی، امکانات ایران برای جایگزینی نفت با انرژی هستهای محدود است. در حال حاضر 18درصد تولیدات نفت خام ایران برای انرژی موردنیاز کشور به کار میرود. برای جایگزینی آن، دو یا سه رآکتور مشابه بوشهر لازم است. به گفته روهله، این نشان میدهد که دغدغه اصلی جمهوری اسلامی ایران ایران، جایگزینی نفت با انرژی هستهای برای تأمین انرژی داخلی نیست. علاوه بر آن، ایران قادر نخواهد بود، تولیدات نفت خام خود را کاهش دهد و به جای آن از انرژی هستهای استفاده کند. این کشور 80 درصد درآمدهای صادراتی، 45 درصد بودجه سالانه خود را از فروش نفت خام تأمین میکند. کاهش این درآمدها برای ایران امکانپذیر نیست.
پیشنهادی سازنده
روهله معتقد است که جمهوری اسلامی ایران می تواند خود را از این مشکل برهاند و در این رابطه نوسازی گسترده پالایشگاههای نفت را توصیه میکند. ولی به گفته او، دولتمردان ایران در تأمین بودجه نوسازی پالایشگاهها ناتوانند. مخارج ساخت نیروگاههای هستهای و تسلیحات نظامی به حدی زیاد است که امکانی برای اقدامات دیگر باقی نمیگذارند. روهله در ادامه مقاله خود توضیح میدهد که ایران در زمینه گاز طبیعی امکانات بیشتر و مناسبتری دارد، اما به این نتیجه میرسد که مقامات این کشور قدر آن را نمیدانند.با وجود این که ایران در جهان از نظر ذخایر گازی در مرحله دوم قرار دارد، اما تاکنون نتوانسته است، از موقعیت بهره کافی ببرد. آماری که روهله در این رابطه آورده به این شرح است: 75 درصد گاز تولید شده در ایران صرف تأمین انرژی داخلی میشود، 15درصد آن صادر میگردد و 10 درصد آن هم هنگام تولید فرآوردههای نفتی میسوزد؛ از قرار معلوم وزارت نفت قادر نیست که از این 10 درصد بهرهبرداری کند. روهله معتقد است که ایران با سرمایهگذاری درست در صنعت گاز قادر خواهد بود بخش بیشتری از انرژی داخلی خود را تأمین نماید و بدینترتیب وابستگی خود را به انرژی هستهای کمتر کند. به گفته او، مقدار انرژیای که میتوان از راه گازی که هنگام تولید فرآوردههای نفتی میسوزد، بدست آورد برابر است با انرژی تولیدی دو نیروگاه هستهای به قدرت نیروگاه بوشهر، اما از آنجا که سرمایههای ایران صرف تولید نیروگاههای هستهای میشود، امکان استفاده درست از صنعت گاز وجود ندارد. روهله در پایان یادآور میشود که مخارج تولید انرژی از طریق گاز طبیعی خیلی زیاد است و این خود میتواند دلیلی برای جایگزینی گاز با انرژی هستهای شود؛ اما به این شرط که ذخایر انرژی هستهای به اندازه کافی موجود باشد.
*صدای آلمان