تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۷:۳۵  ، 
کد خبر : ۲۷۴۵۲

عماد افروغ: نگران اصولگرایی هستیم

اعظم ویسمه مقدمه: عماد افروغ، نماینده تهران و عضو هیات موسس جریان فراکسیون اصولگرایان مستقل است؛ جریانی که دو هفته پیش با برپایی یک نشست مطبوعاتی رسما اعلام موجودیت کرد. این جریان اگرچه از فراکسیون اصولگرایان مجلس هفتم جدا نشد و خود را درون جریان اصولگرایان تعریف کرد اما اعلام کرد در برخی سیاست‌ها و نظرها با فراکسیون اصولگرایان اختلاف‌نظر جدی دارد و قائل به نقادی بیشتر در عملکرد مجلس هفتم و دولت نهم است. افروغ یکی از نمایندگانی است که در مجلس هفتم بارها انتقاداتی را به عملکرد دولت و مجلس مطرح کرده است، اما طی هفته‌های اخیر به نظر می‌رسد با توجه به اینکه افروغ به صراحت عنوان کرده قصد کاندیداتوری در انتخابات مجلس هشتم را ندارد باید منتظر انتقادات صریح‌تر وی در عرصه‌های مختلف بود.

* عنوان می‌کنید جریان اصولگرایان مستقل درون فراکسیون اصولگرایان است. اگر تصمیمات این جریان مخالف با فراکسیون اصولگرایان باشد چگونه عمل خواهد کرد.

** برای خودمان یک هسته کارشناسی داریم، هسته تعامل و رایزنی و مشورت داریم. اگر واقعا به این نتیجه رسیدیم که تصمیم کارشناسی و جمعی ما مغایر با تصمیم جمعی و کارشناسی فراکسیون اصولگراست، ما نظر خود را اعلام می‌کنیم. احساس می‌کنیم در عمل باید شاهد مواضع مشترک و هم مواضعی که حکایت از یک‌سری افتراق‌ها و اختلاف‌ها با فراکسیون اصولگرایان است، باشیم.

* شما برای این جریان عنوان اصولگرایان مستقل را انتخاب کرده‌اید اما مطرح است همین که به عنوان فراکسیون اعلام موجودیت کردید و خود را درون فراکسیون اصولگرایان مستقل معرفی می‌کنید براساس یک‌سری مصلحت‌سنجی‌هاست؟!

** این‌طور نیست اگر می‌خواستیم مصلحت‌سنجی کنیم اعلام موجودیت نمی‌کردیم. در مجموع مبانی و محورهای مشترک ما با فراکسیون موجود در حد قابل قبولی است یا آنقدر هست که باعث شکل‌گیری فراکسیون مستقل نشود.

* اما این اختلاف‌ها به حدی بوده که شما از دو سال گذشته فعالیت گروهی جداگانه‌ای از فراکسیون اصولگرایان داشتید؟!

** شخص بنده معتقد هستم جریانی که در دو، سه سال اخیر افتاده و موجب شکل‌گیری شورای شهر دوم و مجلس هفتم و حتی دولت نهم شده از آن جریان اصولگرایی خلاق و انتقادی است.

* استدلال شما برای این موضوع چیست؟!

** یک تفاوت‌های ماهوی بین این جریان جدید اصولگرایی با جریان اصولگرایی اول انقلاب وجود داشت. این تفاوت‌ها هم تفاوت‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است.

اما شخص بنده معتقد به بایسته‌های اصولگرایی خلاق و انتقادی هستم که در سال 84 تئوریزه کردم و در سال 85 در کتاب گفتارهای انتقادی چاپ شد، من به همان‌ها پایبند هستم. بنده معتقدم این اصولگرایی جدید اولا نگاه جامع به عدالت دارد و عدالت را صرفا در بخش اقتصادی نگاه نمی‌کند بلکه توجه به ابعاد سیاسی و فرهنگی نیز دارد. نگاهش به حقوق شهروندی نگاه جامع است. حقوق شهروندی را در حد حقوق فردی، سیاسی، مدنی یا حقوق اجتماعی صرف تعریف نمی‌کند. توجه به هویت ایرانی دارد، یعنی هویت ایرانی را در تقابل با هویت دینی مطرح نمی‌کند بلکه این دو موضوع را دو روی یک سکه و هویت ایرانی را زمینه‌ساز شکل‌گیری انقلاب اسلامی می‌داند.

قائل به نقد درون گفتمانی است. یک تفکیک ظریفی بین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی قائل می‌شود و از انقلاب اسلامی به عنوان محک و معیار داوری نقد سیاست‌ها و رفتارهای موجود در نظام مستقر استفاده می‌‌کند. علاوه بر این قائل به یک نگاه وحدت در عین کثرت در فرهنگ است. ما به دنبال یک محتوای واحد می‌گردیم اما این محتوا را در یک قالب واحد نمی‌ریزیم بلکه باید به استقبال قالب‌های متکثر برویم. یک‌سری بایسته‌های ریزتر سیاسی نیز وجود دارد. ما معتقدیم یک رابطه قدرت ـ ثروت در کشور وجود دارد. یک تمرکزگرایی وجود دارد، یک اقتصاد نفتی وجود دارد که باید با آن مقابله کرد، باید تلاش کرد آمایش سرزمین تحقق یابد. ما معتقدیم در سطح روابط بین‌الملل حتما به خاک‌ریزهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی اهتمام بیشتری بورزیم. ما قابلیت‌‌های نرم‌افزارانه انقلاب اسلامی را خوب فهم نکردیم و الان سخت اسیر روزمرگی هستیم، سخت اسیر فراکسیون‌بازی‌هایی هستیم که مصالح و منافع ملی را ذبح می‌کند. یکی از ویژگی‌های جریان اصولگرایان مستقل این است که حقیقت‌گرایی را حاکم کند و مصلحت را در حد مصلحت کلان ملی آن هم به صورت روشمند تعریف کند.

یکی از آفت‌هایی که ما به آن رسیدیم همین مصلحت‌‌سنجی‌های کاذب گروهی و جناحی است که به نام مصلحت نظام به خورد ملت داده می‌شود و باعث ذبح منافع ملی شده است. فقط من این مصیبت را فقط مربوط به جریان اصولگرا نمی‌دانم، مربوط به جریان اصلاح‌طلب هم می‌دانم. معتقد هستم آنها هم منافع گروهی و جریانی‌شان بعضی وقت‌ها آنقدر غالب می‌شود که ملتی فدا می‌شود.

باید تلاش کرد به نحوی مسائل سیاسی را پیش برد که باعث تنوع طرفین شود، یعنی فعالیت سیاسی ما فقط به عرصه قدرت رسمی محدود نشود بلکه یک فعالیت مبتنی بر حقیقت‌جویی و یک روشنفکری که ریشه در این حقیقت‌جویی دارد داشته باشد. باید به نقد درون گفتمانی توجه بیشتری کنیم. اگر نقد درون گفتمانی غالب شود یعنی انقلاب حاکم شود آن وقت ما می‌توانیم انواع و اقسام دعواهای درون خانوادگی را داشته باشیم. ما از شرایطی که باعث شود تمام گروه‌های رقیب به گونه‌ای وصل به انقلاب شوند استقبال می‌کنیم، این ایده‌آل ماست. قرار نیست فقط یک جریان حاکم شود. تمام جریاناتی که به گونه‌ای پایبند به گفتمان انقلاب اسلامی هستند ولو در روش‌ها و تاکتیک‌ها دعوا دارند در این چارچوب قرار می‌گیرند. در اوایل انقلاب چنین فضایی بود که امام(ره) هم در پاسخ به نامه یکی از آقایان گفتند اینها دعواهای مربوط به اصول نیست، مربوط به شیوه‌ها و راه‌حل‌هاست. ایده‌آل است که ما اگر دعوایی در کشور می‌بینیم عطف به یک گفتمان واحد باشد. شاهد این نباشیم که لیبرالیسم و سکولاریسم یک طرف دعواست. وقتی اینها (سکولارها و لیبرالیست‌ها) یک طرف دعوا بیایند، نقد درون گفتمانی را از دست دادید و شاهد نقد برون گفتمانی هستید که این آسیب جدی به انقلاب اسلامی وارد می‌کند و مصیبت‌ها دو برابر می‌شود.

* چقدر آن مصلحت‌سنجی که فرمودید در فراکسیون اصولگرایان و در رابطه با دولت نهم وجود داشته است؟!

** یکی از عوامل که باعث تعیین جریان اصولگرایی مستقل شد، شیوه تعامل فراکسیون اصولگرایان مستقل با دولت بود. به نظر می‌رسید این شیوه تعامل یکسویه است، دوسویه و فعال نیست. ظاهرا یک دولت‌گرایی پارلمانی را ما در مجلس شاهد بودیم مثل اینکه از بالا دیکته شده، بلافاصله نیازها به هیات رئیسه القا می‌شود. هیات رئیسه عطف به آن نیازها جلسه تشکیل می‌دهد و آنچه از قبل متعین است از این فراکسیون بیرون می‌آید. ما احساس کردیم که این با وظایف نمایندگی و وظایف اصولگرایی و آرمان‌های اصولگرایی سازگار نیست و باید به مردم نشان دهیم که این تصمیمات همه اصولگرایان نیست، بنابراین شاخه‌ای درست کردیم که نقادتر و فعال‌تر فعالیت کنیم. من احساس می‌کنم که خود این شاخه باعث می‌شود که روی بقیه پیکره اصولگرایی تاثیر بگذارد، یعنی از کارشناسی‌های ما و از فضای نقد و نتایج این نقادی‌ها بهره‌مند شوند و احتمالا یک تجدیدنظر‌هایی صورت بگیرد.

* بنابراین برنامه و نوع تعامل شما در آینده با دولت چگونه خواهد بود؟!

** در انواع و اقسام مختلف بستگی به مورد دارد. ما منشور خود را در اسرع وقت تدوین خواهیم کرد. ما توقع داشتیم تمام فراکسیون‌ها منشور خود را ارائه دهند. اصلاح‌طلبان تازه به فکر تدوین منشور افتاده‌اند. اصولگرایان که هنوز منشور ندارند. بسیاری از فراکسیون‌ها منشور ندارند. ما از ابتدا اعلام کردیم منشور تدوین می‌کنیم و به نظرم این یک گام به جلو است. ما حرکات کور عملگرایانه مبتنی بر جزئی‌نگری روزمره نخواهیم داشت بلکه تئوری و منشور خود را ارائه می‌دهیم. در واقع اعلام می‌کنیم نگاه ما در سیاست، اقتصاد، فرهنگ و... به چه صورت است، بایسته‌های فلسفی ما چیست و سعی خواهیم کرد منشور نسبتا جامعی تهیه کنیم که گام اساسی است. در این منشور موضع ما نسبت به دولت به صورت نظری روشن می‌شود اما موضع‌گیری ما در قبال دولت بستگی به لوایح و طرح‌ها و اتفاقاتی که رخ می‌دهد، دارد. مثلا اتفاقاتی اخیرا در رابطه با مذاکره با آمریکا، برقراری رابطه با مصر و... رخ داده اینها می‌طلبد که ما به موقع موضع بگیریم. این جریان، آمادگی دارد موضع‌گیری‌های فعالی داشته باشد، فعالانه برخورد کند، بیانیه بدهد، فضاسازی و نقادی کند و نظارت‌هایی که یک نماینده باید از خود بروز دهد را داشته باشد.

* با توجه به اینکه در سال پایانی مجلس هفتم هستیم این اقدامات صرفا در چارچوب دوره نمایندگی رخ می‌دهد یا برای انتخابات آینده مجلس به فعالیت ادامه می‌دهید؟!

** جریان اصولگرایان مستقل فقط محدود به مجلس و مبارزات انتخاباتی نیست. ما تلاش داریم این جریان در بدنه اجتماع جاری و ساری شود. ما بیشتر دل‌نگران نهضت اصولگرایی هستیم و معتقدیم این اصولگرایی نسبتی با انقلاب اسلامی و هویت دینی مردم دارد که نباید دستخوش تلاطمات سیاسی زودگذر قرار گیرد تمام هم و غم ما این است که جریان اصولگرایان مستقل را با یک جریان روشنفکری حقیقت‌‌جو پیوند زنیم. برای ما عرصه نقد کم اهمیت‌تر از عرصه قدرت نیست. به ارتباطش قائلیم اما معتقد هستیم عرصه نقد را نباید رها کرد؛ عرصه نقد عرصه عمومی و اجتماعی است که باید آن عرصه را پاس داشت و روشنفکری را تقویت کرد. تلاش ما این است که یک‌سری موانع را که امروز در عرصه قدرت رسمی با آن سروکار داریم در جامعه جست‌و‌جو کنیم. اگر جامعه ما جامعه نقاد، عاقل و پرسشگری بود شاید شاهد بسیاری از این اتفاقات و لابی‌ها و زدوبندها که در عرصه قدرت رسمی با آن روبه‌رو هستیم و محدود به این گروه و آن گروه و این فراکسیون و آن فراکسیون نیست، نبودیم. و جمله آخر اینکه خدا لعنت کند ماکیاولی را که راست و چپ نمی‌شناسد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات