محسن مقصودی
«میگویند نیرو ندارد، الان بحمدا... حداقل برای دو دولت کامل و توانمند نیرو آماده هست. به اندازه کافی نیرو هست که بشود دهها برابر بهتر از وضع فعلی کشور را اداره کرد و این شدنی است. (محمود احمدینژاد، اردیبهشت 84 در جمع دانشجویان)
سخنان بالا عیناً مربوط به یکی از بروشورهای تبلیغاتی آقای احمدینژاد در ایام انتخابات ریاستجمهوری است –که در آرشیو شخصی نگارنده موجود است- سخنانی که شاید امروز عدهای آنرا فراموش کرده باشند اما یقیناً مردمی که با شور و شوق فراوان حماسه سوم تیر را خلق کردند، آنها را از یاد نبردهاند!
خبر انتصاب آقای دکتر الهام بهعنوان رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز با تأکید بر حفظ سمتهای قبلی، اگرچه به سرعت مورد سوءاستفاده رسانههای جریان موسوم به اصلاحطلب قرار گرفت، اما موضوع ساده و کماهمیتی نبود که دلسوزان و منتقدان منصف حامی دولت نیز به راحتی از کنار آن بگذرند، لذا نگارنده نیز سکوت در برابر اینگونه انتصابات را بهنفع «دولت خدمتگزار» و «گفتمان عدالتخواهی» نمیداند و به نکاتی کوتاه و مهم اشاره میشود:
1-جناب آقای دکتر الهام، که البته فردی فاضل و متعهد و مورد اعتماد رئیسجمهور هستند در حال حاضر بهطور همزمان، عضو حقوقدان شورای نگهبان، وزیر دادگستری، سخنگوی هیئت دولت و سرانجام رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز میباشند. (البته از سمتهای دانشگاهی و استادی دانشگاه تهران و... میگذریم) حال سوال اساسی اینجاست که سمتهای ذکر شده در بالا که هر کدام اگر بخواهند بهطور کامل و دقیق پیگیری شوند حداقل نیاز به یک مدیر فعال و متخصص تمام وقت دارند، چگونه است که در دولت عدالتمحور، به "یک فرد" سپرده میشود؟ آیا آقای دکتر الهام شبانهروزشان بیشتر از 24 ساعت است؟ آیا این معنی «شایستهسالاری» و «کابینه 70 میلیونی» است؟ آیا عدالت سیاسی اینگونه اقتضا میکند؟ آیا رئیسجمهور عدالتخواه و انقلابی ما شعارهای خود را (که نمونه آن در صدر مقاله آمده است) فراموش کردهاند؟ آیا تعداد مدیران انقلابی و عدالتخواه آنقدر کم است که "یک نفر" در "چهار پست مهم" خدمت کند که حتی ساختمان هر کدام از این پستها در یک قسمت از شهر است؟ و آیا معتمدان رئیسجمهور آنقدر اندکند؟ و آیا در نیروهای انقلاب قحطالرجال آمده است؟ مگر نه اینکه به اندازه دو دولت کامل نیرو داشتهایم، پس چگونه است که امروز برخی در چند پست و هیاتمدیره و... مشغولند؟
آقای احمدینژاد که در انتخابات کابینه معتقد به شکستن حلقه بسته مدیران بود و در موارد متعددی نیز به این شعار پایبند ماند، نباید اجازه دهد که مردم گمان برند بار دیگر حکومت و مدیریت در حلقهای بسته و محدود شده است. باید باور کنیم در نیروهای اصیل انقلاب، استعدادهای فراوانی هست که علیرغم تخصص، تعهد، سادهزیستی و... هنوز میدان و عرصه خدمت نیافتهاند و این اتفاقی بود که قرار بود در دولت نهم سامان یابد و عدالت در عرصه سیاسی محقق گردد.
2-در هفته جاری مقام معظم رهبری در بیاناتشان در جمع کارگزاران دولت، ضمن حمایت قاطع از خدمات دولت نهم و شخص رئیسجمهور در عرصههای مختلف، دلسوزانه نقطهضعف این دولت را در "امر اطلاعرسانی خدمات و تصمیمات دولت" بیان کردند و از دولت خواستند در توضیح خدمات خود به مردم، بیشتر از رسانهها و مطبوعات استفاده کنند. این در حالیست که سخنگوی چند شغله دولت بیش از 2 ماه جلسات هفتگی سخنگو با رسانهها را تعطیل میکند!! یعنی درست در شرایطی که حساسترین و مهمترین تصمیمات دولت (سهمیهبندی بنزین، کاهش نرخ سود بانکی و...) اتفاق میافتد و دولت در آماج حملات رسانهای است، آقای سخنگو که چند مسوولیت مهم دیگر نیز دارند، جلسات هفتگی را تعطیل میکنند، تا رهبر انقلاب مجبور شوند به دولت در خصوص اطلاعرسانی ضعیف تذکر دهند و دوباره جلسات هفتگی سخنگو آغاز شود! جالب است که تا پیش از جلسه این هفته، تنها دو بار در سال 86 جلسات هفتگی! آقای سخنگو برگزار شده بود و لذا انتظار بر این بود که پس از تذکر رهبر انقلاب، شخص دیگری جای دکتر الهام را بگیرد که فرصت بیشتری داشته باشد، اما در کمال شگفتی نه تنها چنین نشد بلکه یک مسوولیت سنگین دیگر بر مسوولیتهای آقای سخنگو اضافه شد!!
3-در خصوص ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز نیز، آقای احمدینژاد که عزم جدی برخورد با فساد و رانتهای اقتصادی و... را دارند و بحق در این زمینه تلاش کردهاند، باید تأمل بیشتری کنند. اگرچه استعفای سردار نقدی –که به موفقیتهای خوبی در برخورد با مافیای قاچاق و... دست یافته بود- جای سوال و افسوس دارد، اما یقینا جایگزین ایشان باید علاوه بر آنکه فردی معتمد، متخصص، متعهد و قاطع باشد (که البته این صفات در دکتر الهام موجود است)، فردی تماموقت باشد تا جلسات این ستاد، به سرنوشت جلسات سخنگوی دولت با خبرنگاران دچار نشود و مردم خبرهای خوبی از مبارزه با مفسدان از آن بشنوند.
4-در پایان از دولت محترم انتظار میرود با اصلاح این انتخاب و عدم تکرار چنین مواردی، از هزینه دادن بیشتر دولت در این موارد جلوگیری کند. بهرحال دولتی که در شعار کاهش هزینههای دولت را داده است نباید این شعار در حیطه اقتصادی خلاصه شود و دولت محترم باید در خصوص "هزینههای سیاسی و رسانهای" برخی از اقدامات خود بیشتر حساس باشد. نکتهای که با نگاهی به مطبوعات جریان لیبرال و... در این روزها به راحتی قابل درک است.