علی سجادی
خرمشهر آزاد شد. این خبر نتیجه عملیات بزرگی با عنوان بیتالمقدس بود که با نیرویی متشکل از دلیرمردان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، جان بر کفان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سلحشوران بسیجی و با پشتیبانی نیروهای هوایی و دریایی ارتش، جهاد سازندگی به مدت 26 روز از 10 اردیبهشتماه 1361 تا 3 خرداد همان سال به اجرا درآمده بود. این نبرد درخشانترین فصل کارنامه عملیاتی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در کل 8 سال دفاع مقدس بود.
دستاوردهای نظامی و سیاسی این عملیات چنان عظیم است که به حق میتوان آنرا بزرگترین نقطهعطف در طول دفاع مقدس نامید. رئیس رژیم بعثی عراق که پیوسته ادعا میکرد چنانچه ایران بتواند خرمشهر را باز پس گیرد، کلید شهر بصره را به ایرانیان خواهد داد، با دریافت این ضربه سهمگین چنان مات و مبهوت شد که نه تنها وفای به عهد خود را فراموش کرد بلکه پس از پایان این عملیات و آزادی خرمشهر، بهدلیل بیم از آسیبپذیری بیشتر در مقابل تهاجمات گستردهتر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، در پوشش شعار «صلحطلبی و لزوم آمادگی برای نبرد با اسرائیل به مناسبت اشغال جنوب لبنان» در آستانه تشکیل کنفرانس کشورهای غیرمتعهد، بهصورت یکطرفه اعلام آتشبس کرد و دست به عقبنشینی عمومی از سایر مناطق اشغالی زد و شکست خفتبار خود و بویژه از دست دادن خرمشهر را یک عقبنشینی تاکتیکی عنوان کرد. همانگونه که اشاره شد، عملیات بیتالمقدس دارای ویژگیهایی است که آن را از عملیاتهای پیش و پس از آن متمایز میکند. به اختصار این ویژگیها عبارتند از:
1-کوتاه بودن زمان برای آمادگی
طرحریزی این عملیات بزرگ بلافاصله پس از عملیات غرورآفرین فتحالمبین آغاز و در کمتر از یک ماه به اجرا درآمد.
2-وسعت منطقه نبرد
وسعت منطقه عملیات بیتالمقدس 6 هزار کیلومتر مربع یعنی معادل 10برابر وسعت عملیات فتحالمبین بود.
3-مداومت زیاد عملیات
بیتالمقدس طولانیترین عملیات تصدی دوران دفاع مقدس با 26 روز مداومت است.
4-اجرای عملیات عبور از رودخانه که از پیچیدهترین و مشکلترین نوع عملیات رزمی چه از نظر طرحریزی و چه از نظر اجرا و چه از نظر تدارک وسایل ویژه است. بویژه آنکه عملیات عبور در مقیاسی وسیع (حدود 5 لشکر) و با وجود محدودیتهای بسیار از نظر تجهیزات انجام گرفت.
5-حجم تلفات و خسارات وارده و نیز اسرای گرفته شده از دشمن بیسابقه بود.
عملیات بیتالمقدس در 30 دقیقه بامداد روز 10 اردیبهشتماه سال 1361 با رمز یا علی بن ابیطالب(ع) آغاز شد و رزمندگان اسلام با عبور از رودخانه کارون و طی 3 مرحله عملیات، خرمشهر را پس از نزدیک به 20 ماه اسارت آزاد کردند. این نوشتار در دو بخش تقدیم خوانندگان عزیز میگردد. در بخش اول با عنوان «خرمشهر چگونه سقوط کرد»، میکوشیم بهطور خلاصه چگونگی سقوط این بخش از میهن اسلامی و در عین حال فداکاریها و ایثارگریهای رزمندگان مدافع این شهر را که با کمترین نیرو و امکانات روزهای متمادی در مقابل یورش چندین لشکر ارتش بعث عراق مقاومت کردند، تشریح نماییم و سپس در بخش دوم با عنوان «سرود رهایی» به چگونگی آزادسازی خرمشهر، رشادتها و دلیریهای رزمندگان برای تحقق این امر خطیر بپردازیم. البته همچنان سخن حکیمانه آن پیر سفرکرده را فراموش نخواهیم کرد که: «خرمشهر را خدا آزاد کرد.»
بخش اول: خرمشهر چگونه سقوط کرد؟
ارتش عراق در 3 محور اصلی زیر پیشروی خود در استان خوزستان را آغاز کرد:
1-جبهه غرب دزفول و شوش
2-جبهه بستان-سوسنگرد و هویزه
3-جبهه اهواز و خرمشهر
در جبهه اهواز و خرمشهر، ابتدا لشکر 5 مکانیزه از سپاه 3 عراق با استفاده از محورهای زیر، اهواز و خرمشهر را مورد هجوم قرار داد:
-محور بصره، تنومه، کوشک، جفیر، اهواز
-محور بصره، تنومه، پاسگاه زید، ایستگاه حسینیه، پادگان حمید، اهواز
-محور بصره، تنومه، شلمچه، پلنو، خرمشهر
زمانی که دشمن با مقاومت دور از انتظار رزمندگان ایثارگر ایرانی در محور شلمچه روبهرو میشود، تصمیم میگیرد خرمشهر را از سمت شمال تحت فشار قرار دهد. از اینرو، عناصری از لشکر 5 مکانیزه عراق در امتداد جاده آسفالته اهواز-خرمشهر از شمال به جنوب نیروهای مدافع خرمشهر را مورد هجوم قرار میدهند. اما زمانی که دشمن احساس میکند قادر نیست با لشکر 5 مکانیزه اهواز و خرمشهر را تصرف کند، عناصر لشکر 3 زرهی را که در احتیاط سپاه 3 قرار داشته است، در منطقه خرمشهر وارد عمل کرده، لشکر 5 مکانیزه را مأمور تصرف شهر اهواز مینماید. علاوه بر بمباران هوایی آبادان و تأسیسات دریایی و ترمینال گمرک خرمشهر، در مرز زمینی فشار دشمن از جبهه شلمچه آغاز شد و نیروهای ارتش بعث بعدازظهر روز 31 شهریور تلاش کردند شلمچه را اشغال کنند.
بدین منظور تا ساعت 18 آن روز پاسگاه را محاصره کردند ولی نیروهای مدافع پاسگاه که ترکیبی از عناصر نیروی زمینی ارتش، ژاندارمری و نیروهای مردمی بودند، موفق شدند عناصر دشمن را از حوالی پاسگاه دور سازند. این پایداری شجاعانه کاملاً برخلاف انتظار نیروهای عراقی بود، زیرا ظاهراً به آنها تفهیم شده بود که به محض عبور از خط لوله بهجز مقاومت مرزی بسیار ضعیف، دیگر مقاومتی روبهروی آنها نخواهند بود و بهسادگی خواهند توانست به اهداف تعیینشده دست یابند. ولی در همان برخورد اول این وعده برای سربازان عراقی ثابت شد. از سوی دیگر، حوادث روز 31 شهریور سبب آمادگی نسبی نیروهای ایرانی در مواضع پدافندی مرز شد.
حملات متجاوزان عراقی برای تصرف خرمشهر روز اول مهرماه سال 59 نیز ادامه یافت، اما با وجود برتری کامل متجاوز، نیروهای دشمن موفقیت چندانی کسب نکردند و نتوانستند مقاومت نیروهای ایران را در خط مرز درهم بشکنند و مجبور به توقف در مواضع نزدیک مرز شدند.
براساس گزارشهای پایگاههای دریایی و هوایی ایران در خلیج فارس و کرانه آن در روز اول مهرماه، 11 فروند هواپیمای مینگ و 6 فروند ناوچه لوزا متعلق به ارتش عراق در نیروهای هوایی و دریایی منهدم شدند و نیروی دریایی ایران کنترل کامل تنگه هرمز را بهدست گرفت.
با وجود فشارهای خردکننده ارتش عراق، متأسفانه بهدلیل شرایط موجود نیروی قابل توجهی در مقابل هجوم وحشیانه ارتش بعث عراق وجود نداشت و نیروهای موجود فقط میتوانستند نقش نیروی پوشش را ایفا کنند و این در حالی بود که در پشت سر آنها نیروی عمدهای که عهدهدار دفاع از مواضع اصلی شود، وجود نداشت.
بدین ترتیب بود که مسئولان متوجه شدند با یک لشکر زرهی (92زرهی اهواز) آن هم با کمیت و کیفیت نه چندان مطلوب نمیتوان در 500 کیلومتر از کرانه اروندرود تا دهلران در مقابل تجاوز چندین لشکر زرهی و مکانیزه عراق پایداری کرد و از این رو اعزام نیروهای تقویتی از مناطق داخلی کشور به خوزستان آغاز شد.
2 مهرماه به دانشکده افسری دستور داده شد از دانشجویان سال دوم و سال سوم بهصورت گردان رزمی پیاده سازمان داده شوند تا به خوزستان اعزام گردند و به این ترتیب تعداد کثیری از دانشجویان، افسران و درجهداران دانشکده افسری در قالب 3 گردان پیاده و مجهز به جنگافزارهای انفرادی، تیربار و آرپیجی7 به جبهههای نبرد جنوب اعزام شدند که در مقاومت دلیرانه قبل از سقوط خرمشهر نقش بسزایی ایفا کردند و تعدادی از آنان به شهادت رسیدند. فشار دشمن برای تصرف خرمشهر هر روز بیشتر میشد و تا قبل از روز 24 مهرماه که خرمشهر به اشغال نظامیان ارتش بعث عراق درآمد، نیروهای مدافع خرمشهر در نهایت ایثار و از خود گذشتگی و رشادت و جوانمردی در مقابل دشمن ایستادگی کردند. این رزمندگان که مرکب از افراد نیروی زمینی ارتش، تکاوران دریایی نیروی دریایی و دلیرمردان سپاه پاسداران بودند هر آنچه داشتند در طبق اخلاص گذاشتند تا مانع از سقوط خرمشهر شوند اما سرانجام در روز 24 مهرماه سال 59 سقوط خرمشهر رسماً اعلام شد و این در حالی بود که رزمندگان باقی مانده در شهر درگیر خونینترین نبرد با نیروهای متجاوز بودند و از همین رو خرمشهر، خونینشهر نامیده شد.
بخش دوم: سرود رهایی
بعدازظهر 8 فروردینماه سال 1361 هنگامیکه عملیات فتحالمبین به پایان موفقیتآمیز و درخشان خود رسیده بود، فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش (سپهبد علی صیاد شیرازی) عناصر طراح عملیات طریقالقدس را که در اهواز مستقر بودند به دزفول (قرارگاه عملیاتی کربلا2) احضار و خطوط کلی عملیات آفندی بعدی (طرح کربلا 3 که در مرحله اجرا بیتالمقدس نام گرفت) را به آنها ابلاغ و خطمشی طرحریزی عملیات بیتالمقدس را نیز مانند عملیات فتحالمبین بر مبنای هماهنگی و همکاری نزدیک و صمیمانه میان ارتش و سپاه تعیین کرد. در نخستین نشست شور ستادی دو راهکار کلی مطرح گردید که عبارت بودند از:
1) تک از شمال به جنوب از جبهه کرخه کور و نیسان با هدف وصول به جفیر، کوشک و طلایه و ادامه پیشروی بهسوی خرمشهر
2)تک از شرق به غرب با عبور از رودخانه کارون، با هدف گسستن جبهه دشمن از وسط و تجزیه آن به دو بخش شمالی و جنوبی و سپس احاطه جفیر در شمال و خرمشهر در جنوب
تدبیر کلی روی سرعت در طرحریزی و تهیه مقدمات و آمادگی بهمنظور شروع عملیات تأکید میکرد و با تدبیر یاد شده به دشمن فرصت به خود آمدن از ضربهای که در عملیات فتحالمبین دریافت داشته بود، داده نمیشد و در نتیجه بهنوعی غافلگیری میانجامید. از اینرو، 9 فروردینماه 61 با وجود اینکه هنوز طرحی برای عملیات تهیه نشده بود ولی منطقه عملیات آتی از قبل مشخص گردیده بود، به ارتش و سپاه دستور داده شد تا تعدادی از یگانهای خود را برای پدافند از منطقه عملیاتی فتحالمبین نگه دارند و بیشتر نیروهای خود را به مناطق تعیین شده در جنوب اهواز و شرق کارون اعزام کنند.
فرماندهی عملیات بیتالمقدس
با خلع بنیصدر (رئیسجمهور وقت) از فرماندهی کلقوا و تغییر و تحولی که در سیستم فرماندهی نیروها پیش آمد، رزمندگان ارتش و سپاهی که از آغاز جنگ دوشادوش یکدیگر جنگیده بودند، وحدت و انسجام بیشتری یافتند و این وحدت که در صحنههای عملیاتی بهصورت ترکیب و ادغام رزمندگان و یگانهای ارتش و سپاه در یکدیگر تجلی یافت و از آن پس عملیاتها بهصورت مشترک اجرا گردید. شهید صیاد شیرازی، فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش، این وحدت و یکپارچگی رزمندگان را که ثمرات ارزندهای داشت، «ترکیب مقدس» نامید.
در عملیات بیتالمقدس، قرارگاه عملیاتی کربلا در جنوب که در 31 فروردین سال 1361 افتتاح شده بود، هدایت و کنترل عملیاتی دو بازوی توانمند دفاع مقدس را که چون یک روح در دو جسم بودند بهعهده داشت.
هدایت عملیات بیتالمقدس
عملیات بیتالمقدس در 4مرحله به شرح زیر طرحریزی شد:
مرحله اول: عبور از رودخانه کارون، تصرف و تحکیم سرپل (تلاش اصلی) و همزمان درگیر کردن دشمن در جبهه کرخه کور (تلاش پشتیبانی)
مرحله دوم: ادامه تک نیروها از سرپل و پیشروی بهسوی خط مرز در باختر همزمان با احاطه خرمشهر و پیشروی در جبهه کرخه کور در صورت امکان.
مرحله سوم: ادامه تک از خط مرز به سمت شرق بصره و رسیدن به کرانه شرقی اروندرود در حد فاصل نشوه تا بصره
مرحله چهارم: پدافند در ساحل شرقی اروندرود.
در عمل، به دلایل متعدد و از جمله واکنشهای دشمن وقوع رویدادهای غیرقابل پیشبینی، فقط مراحل اول و دوم با موفقیت کامل به اجرا درآمد و از اجرای مراحل سوم و چهارم صرفنظر شد. در اجرای مرحله اول عملیات، عبور از رودخانه کارون 2 ساعت زودتر از زمان پیشبینی شده و در ساعت 4 بعدازظهر آغاز شد. فرماندهان که از روز قبل پیشبینی صدور دستور حمله را کرده بودند، صبح روز 9 اردیبهشتماه عملیات پلزنی را آغاز و پلهای شناور را در محلهای تعیینشده نصب کردند. سرانجام در 30 دقیقه بامداد روز جمعه 10 اردیبهشتماه 1361، قرارگاه کربلا با صدور رمز «بسماللهالرحمنالرحیم، بسماللهالقاصمالجبارین، یا علیبنابیطالب» به قرارگاههای قدس، نصر و فتح دستور آغاز عملیات بیتالمقدس را صادر کرد. بدینترتیب، نیروهای سلحشور ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دلاورمردان مخلص بسیجی، عملیاتی را آغاز کردند که حیرت کارشناسان نظامی جهان را برانگیخت. رزمندگان اسلام با طرحریزی، هدایت و اجرای عملیات بیتالمقدس ضمن آزادسازی خرمشهر پس از حدود 20 ماه اسارت، توانمندی خود را نه تنها به رخ رژیم بعث و ارتش عراق بلکه به رخ همه جهانیان کشیدند.