تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۷  ، 
کد خبر : ۲۷۴۸۲
تحلیل عماد افروغ از شرایط سیاسی-اجتماعی ایران:

اباحه‌گرایی، ریشه در پراگماتیسم کور دارد

مقدمه: گروه سیاسی- این اباحه‌گرایی دولتی، ریشه در یک پراگماتیسم کور دارد، وقتی روزنه و منفذی ایجاد می‌کنید و روز به روز این منفذ بزرگتر می‌شود، ناگهان شاهد نقد برون‌گفتمانی می‌شوید که اصولا از جنس انقلاب اسلامی نیست و بعد ‌می‌بینید که در نظام مستقر شما، افرادی رخنه کرده‌اند که می‌خواهند از امکانات و فرصت‌های دولت در جهت حاکمیت بخشیدن به امری که چندان سنخیتی با انقلاب اسلامی ندارد، استفاده کنند.

دکتر عماد افروغ، رییس کمیسیون فرهنگی و نماینده مردم تهران در مجلس با حضور در خبرگزاری دانشجویان ایران، به سوالات خبرنگاران این رسانه پاسخ گفت.

وی با بیان اینکه هر قدر که کسانی مدعی حقوق انسانی و آزادی‌های اساسی باشند، احساس می‌کنند که این شعارها در بطن و متن انقلاب اسلامی نهفته است و ما نیاز به این نداریم که با گفتمان یک‌سویه فردگرایانه افراطی لیبرالیستی، مدافع حقوق فردی باشیم.

این استاد دانشگاه، اصالت به حقوق انسان‌ها را هم‌پای اصالت قائل شدن برای حقوق جامعه و گروه‌ها دانست و با بیان این‌که در این امر نگاه یک‌سویه نداریم، گفت: چه می‌شود که از بطن انقلاب اسلامی و در چارچوب نظام سیاسی مستقر، حرف‌هایی شنیده می‌شود که برون‌گفتمانی هستند.

وی این امر را مربوط به فضای مفرط مصلحت‌گرایی و پراگماتیزم و عمل‌گرایی در کشور و سکوت، توجیه، تطهیر و تقدیس بسیاری از سیاست‌ها و رفتارها توسط روشنفکران دانست و تصریح کرد: اگر ما نقد به‌ویژه نقد درون‌گفتمانی می‌داشتیم، اگر بین نظام سیاسی مستقر و سیاست‌ها و رفتارهای دولتمردان به‌معنای اعم آن و انقلاب اسلامی و گفتمان آن، تمایز قائل می‌شدیم و انقلاب اسلامی را محک داوری این سیاست‌ها و رفتارها قرار می‌دادیم و یک نقد روشنفکرانه رادیکال بی‌رحمانه می‌داشتیم، نوبت به پراگماتیسم و اباحه‌گرایی دولتی نمی‌رسید.

افروغ با اعلام احساس خطر نسبت به‌وجود این خطر در فضای کنونی، گفت: به لحاظ ساختاری و صوری شاهد هم‌سویی بین قوا هستیم، و این درست همان اتفاقی است که پس از جنگ رخ داد. وی با تأکید بر این‌که احساس می‌کنم که باید بار دیگر علم نقد درون‌گفتمانی را بلند کرد، افزود: باید با ملاک‌ها و معیارهای بدست آمده از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های انقلاب اسلامی، به نقد سیاست‌ها پرداخت و اگر قرار است که مصلحتی هم در این نقدها لحاظ شود، باید اولا مربوط به سطح کلان و ملی باشد و ثانیا مغایرتی با لایه‌ها و آرمان‌های انقلاب اسلامی نداشته باشد، جایگاه و پیوند آن مصلحت با این اصول تعریف می‌شود و باید با روش‌شناسی دقیقی به این مصلحت‌ها رسیده باشیم و مواظبت کنیم از این‌که به نام منافع گروهی و جناحی و شخصی، مصلحتی به آحاد جامعه دیکته نشود.

وی با مکفی ندانستن این نوع مصلحت‌سنجی، گفت: به نظر می‌رسد به این ترتیب، عقبه فکری لازم را نمی‌شود تضمین شده فرض کرد و لذا احساس می‌کنم وجه تئوریک، بنیادی و نظریه‌پردازی قضیه ضعیف است.

افروغ با بیان این‌که مرکز تحقیقات استراتژیک، بیگانه با دبیرخانه عمل می‌کند، گفت: اگر قرار است که مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در ارتباط با این مصلحت‌سنجی‌ها عمل کند، همگان می‌دانند که الان به‌صورت یک مجمع‌الجزایر است یعنی مرکز تحقیقات استراتژیک کاملا بیگانه با دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت است.

به گفته‌ی وی، دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، صرفا تحقیقات کوتاه‌مدت و میان‌مدت انجام می‌دهد تا پشتوانه تحقیقاتی را برای این سیاست‌ها تعیین کند و این سیاست‌ها در جلسه‌ی مجمع تبدیل به مصوبه می‌شود، اما متاسفانه تحقیقات کلان‌نگرتر، نظری‌تر و بنیادی‌تر به پشتیبانی این سیاست‌ها نمی‌آید.

وی با تأکید بر ضرورت تشخیص مصلحت‌ها، لزوم تعیین نسبت آن مصلحت با آرمان‌ها و لایه‌های انقلاب اسلامی را یادآور شد و ادامه داد: نگرش صدرایی، آموزه‌های اسلامی و شیعی، شعارهایی که در انقلاب اسلامی سر دادیم از جمله استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی و قانون اساسی، چهار لایه انقلاب اسلامی را تشکیل می‌دهند. وی تأکید کرد: نباید شاهد سیاست مصلحت‌گرایانه‌ای مغایر با این چهار لایه باشیم، چرا که اگر سیاستی مغایر با این لایه‌ها باشد باید مشخص شود که مصلحت آن در کجاست.

نماینده‌ی مردم تهران با بیان این‌که اولویت‌های مربوط به مصلحت باید معلوم باشد، خاطرنشان کرد: اگر فضا به‌نام مصلحت‌گرایی یا مصلحت‌اندیشی آنقدر غلیظ شود که مصلحت‌گرایی حاکم شود و حقیقت‌گرایی را تحت‌الشعاع خود قرار دهد، در درازمدت به پراگماتیزمی منجر می‌شود که این خود می‌تواند سرمنشأ انحرافات مبنایی و ریشه‌ای از انقلاب اسلامی باشد. وی با بیان این‌که ما این امر را در تاریخ انقلاب اسلامی خود تجربه‌ کرده‌ایم، گفت: بعد از جنگ یک پراگماتیزمی حاکم شد و در پس آن، یک وجه تئوریک مصلحت‌گرایی ایجاد گردید و در برابر این عمل‌گرایی مصلحت‌گرایانه شاهد عدم نقادی روشنفکران حوزوی و دانشگاهی و شاهد توجیه، تطهیر، سکوت و بعضا تقدیس بودیم که در حاصل آن، جریانی در کشور حاکم شد که برخی از شعارها و رگه‌های آن، سنخیتی با انقلاب اسلامی نداشت.

اتحاد ملی یک ضرورت است

این نماینده‌ی مجلس، اتحاد ملی را یک ضرورت خواند و افزود: باید دست به دست یکدیگر دهیم اما در این مسیر باید دست نیازی دراز شود، تا دیگران آن دست را فشار دهند.

وی با طرح این پرسش که دست چه کسی باید دراز شود؟ یادآور شد: این دست، دست مردم نیست، دست دولت است که باید دراز شود؛ دست دولت نباید به‌عنوان حرف اول و آخر بالای سر مردم باشد بلکه باید متواضعانه به‌سوی مردم، گروهها و اقشار مختلفی که این نظام، ارزشها، تاریخ و قانون را پذیرفتند دراز شود و مردم نیز باید دست همکاری به دولت دهند و دست او را به گرمی بفشارند تا اتحادملی برقرار شود.

به‌گفته‌ی وی، وقتی دست نیازی وجود ندارد و یا وانمود می‌شود که وجود دارد، نباید توقع داشته باشیم که این وحدت، وحدتی پویا، پایا، فعال و دوسویه باشد.

رییس کمیسیون فرهنگی مجلس در ادامه گفت‌وگو با ایسنا، توجه به حقوق شهروندی ‌به‌طور جامع، نداشتن نگاه صرفا اقتصادی به عدالت را از جمله ویژگی‌های اصولگرایی خلاق و انتقادی دانست و گفت: این جریان نوظهور، هویت ایرانی را با هویت دینی در هم تنیده دانسته و هویت ایرانی را زمینه‌ساز بروز و ظهور انقلاب اسلامی می‌داند و نیز نگاه فلسفی‌تری به انقلاب اسلامی دارد.

به گفته‌ی وی، در بن مایه‌های این گروه نوظهور، این قابلیت‌ وجود داشت که اگر هم قائل باشند که انقلاب اسلامی صبغه‌ی فقهی دارد، این صبغه فقهی مرهون صبغه‌ی فلسفی است، یعنی اگر هم پشتیبان آن، یک جریان فقهی است، این همان فقهی است که امام(ره) در آن بر ضرورت‌های زمانی و مکانی باور دارند.

وی با بیان این‌که این جریان از این زاویه وارد عرصه‌ی سیاست شده است، گفت: دغدغه‌ روشنفکری داشته‌ایم و به همین خاطر وارد عرصه‌ی سیاست شدیم و همواره مواظب بوده‌ایم که مقام سیاسی رسمی، رسالت روشنفکری را تحت‌الشعاع قرار ندهد.

به گفته‌ی وی، افراد به محض این‌که به قدرت می‌رسند، رفتار، اخلاق، هنجارها و گرایشات‌شان تغییر می‌کند و بیشتر به مصلحت‌اندیشی‌های پرطمطراق میل پیدا می‌کنند.

نماینده‌ی مردم تهران با بیان این‌که تلاش کرده‌ایم علم نقد درون‌گفتمانی را برافراشته نگه داریم، گفت: این جریان اصولگرایی نوظهور که از شورای شهر شروع شده، خواسته یا ناخواسته، این جریان اصولگرایی خلاق و انتقادی را تداعی می‌کرده است. به گفته‌ی وی، این جریان اصولگرایی خلاق و انتقادی یک جریان روشنفکری بود که نمودهای مختلف داشت؛ یک نمود آن شورای شهر، یک نمودش مجلس هفتم و نمود دیگر آن دولت نهم بود.

خودکشی سیاسی دوم خردادی‌ها

وی این خودکشی‌ سیاسی را موجب کنار نهاده شدن گروه‌ها از سوی مردم دانست و با بیان این‌که این اتفاق در مورد دوم خردادی‌ها رخ داد، اظهار داشت: من مدام به دوستانی از دوم خرداد می‌گفتم که آن‌قدر سرنوشت خود را به یکدیگر گره نزنید.

به اعتقاد وی، با نگاهی به دوم خرداد مشخص می‌شود که در آن لیبرال، سکولار، نهضت ‌آزادی، ملی‌-مذهبی، چپ سنتی، چپ جدید و راست مدرن وجود داشت و در این نگاه مشخص می‌شود که روند این جریان جواب نمی‌دهد.

رییس کمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد: بیشتر نتایج انتخابات ما، بیش از آن که گرایش به فرد یا گروهی باشد، انزجار از فرد یا گروهی است.

همیشه "انزجار از چیزی یا کسی" امری عقلانی است، اما "گرایش به چیزی یا کسی" الزاما عقلانی نیست وی با بیان این‌که همیشه "انزجار از چیزی یا کسی" امری عقلانی است، اما "گرایش به چیزی یا کسی" الزاما عقلانی نیست، گفت: در واقع مردم به جای انتخابی عقلانی بیشتر در حال فرارند.

افروغ معتقد است که در این مسیر باید آن‌قدر خون‌دل خورد و در معرض انواع تهمت‌ها و افتراها قرار گرفت تا مردم را عاقل و رشید کرد، به‌طوری که اگر انزجار آن‌ها از فرد یا گروهی عقلانی است، گرایش‌شان به فرد و گروهی نیز عقلانی شود و احساسی، هیجانی، شکل‌گرایانه و عاطفی تصمیم  نگیرند.

وی در عین حال با پذیرش این نکته که دموکراسی عمدتا به عدد و رقم تعریف می‌شود، تأکید کرد: برای من همیشه کیفیت مهم‌تر از کمیت است.

انقلاب اسلامی، انبساط روشنفکری است

به اعتقاد افروغ، انقلاب اسلامی، انبساط روشنفکری است و اگر کسانی بخواهند روشنفکری را در کشور خفه کنند، به این معنا است که می‌خواهند انقلاب اسلامی، را خفه کنند.

وی ادامه داد: امروزه متوجه شده‌ایم که در عرصه‌ی قدرت رسمی سیاسی هم باید پایگاه و دیرکی داشت والا اجتماعی شدن و فرهنگی شدن این جریان نوظهور دست‌خوش یک‌سری حوادث می‌شود.

به‌گفته‌ی رییس کمیسیون فرهنگی، مردم در محاق نگاه خود به این جریان مستقل که منفعت و مصلحت کاذب را نمی‌شناسد و حقیقت‌گراست، گرایش دارند.

وی در تعریف نقد آن را سره از ناسره کردن و بیان معایب و محاسن دانست و در خصوص موانع سر راه نقد، به‌موانع ساختاری نقد از جمله رابطه قدرت-ثروت، اقتصاد نفتی، تمرکز‌گرایی، اتکاءنداشتن دولت به گروه‌های خارج از خود و وابسته بودن گروه‌ها به دولت اشاره کرد.

دور بعدی مجلس کاندیدا نمی‌شوم

افروغ درباره علت کاندیدا نشدن خود در دوره‌ی بعدی مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: احساس کردم که نمی‌شود بین یک مقام سیاسی و یک کارگزار جمهوری اسلامی و نقد روشنفکرانه پیوند برقرار کرد.

وی افزود: به‌رغم این‌که تلاشم این بوده که در مقام یک کارگزار رسمی حکومت، در ارائه طرح‌های مجلس، نظارتی، تذکر‌ها، نطق‌های پیش از دستور و رای‌اعتمادها و... فعال باشم اما ظاهرا عده‌ای فقط همین نقش را بر می‌تابند و گویی انجام نقدهای مبنایی‌تر و اساسی‌تر به برخی سیاست‌ها، رفتارها و ساخت‌ها، مورد پذیرش گروه‌های سیاسی نیست.

نماینده‌ی مردم تهران گفت: احساس کردم برای این‌که یک نقد درون‌گفتمانی در جامعه خوب نهادینه شود و قابلیت‌های انقلاب اسلامی در داخل و خارج به رخ کشیده شود و بتوانیم این قابلیت‌ها و ظرفیت‌های نرم‌افزارانه را به جهان صادر کنیم باید بیشتر در عرصه‌ی عمومی فعالیت کنیم.

افروغ با بیان این‌که همیشه به انقلاب اسلامی ارادت داشته‌ام، گفت: رسالت اصلی خود را این دانسته‌ام که برای حفظ انقلاب اسلامی و بارور کردن، بسط و اشاعه و صدور آن از جوانب و طرق مختلف در این خصوص کوشا باشم و معتقدم اگر تفکیک ظریفی، ولو در سطوح نظری، بین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایجاد کرده و نقد درون‌گفتمانی را احیاء کنیم نوبت به نقد برون‌گفتمانی نخواهد رسید و انقلاب بیمه خواهد شد. به گفته‌ی وی، به نظر می‌رسد که عده‌ای اهمیت عرصه‌ی نقد را نمی‌شناسند و بیشتر دلمشغول عرصه‌ی قدرت رسمی هستند در حالی‌که در عرصه‌ی نقد، ایده‌ها، توقعات، انتظارات، بدیل‌ها و آلترناتیوها رقم می‌خورد و اگر این عرصه‌ را رها کنید به‌نام این‌که قدرت دارید و با قدرت می‌توانید پاسخ‌گوی بسیاری از چالش‌های باشید، دیگران این عرصه را از آن خود می‌کنند.

نمی‌شود از نیروی انتظامی توقع داشت که انجام وظیفه نکند

رییس کمیسیون فرهنگی مجلس در خصوص طرح امنیت اجتماعی با بیان این‌که نمی‌توانیم قضاوت عجولانه کنیم، با بیان این‌که نمی‌توانیم در برخورد با معضلات اجتماعی و فرهنگی صرفا نگاه سلبی داشته باشیم، گفت: دستگاه‌های اجرایی باید در ارتباط با وجه ایجابی قضیه انجام وظیفه کنند چون هر قدر هم رویکرد سلبی در کوتاه‌مدت جواب دهد، اگر در حمایت آن کارهای ایجابی صورت نگیرد، در ادامه کار اختلال ایجاد می‌کند.

وی این عمل توأمان را شامل توجه به ابعاد فرهنگی، اقتصادی، تربیتی، اجتماعی و انتظامی قضیه دانست و افزود: وقتی نهادهای اجرایی ما از وظیفه ایجابی خود، شانه خالی می‌کنند و آن‌طور که باید و شاید دلمشغولی‌ این مسأله را نداشته و عنایتی به حقوق فرهنگی مردم ندارند و بالطبع وظیفه‌ای فرهنگی را احساس نمی‌کنند، نمی‌شود از نیروی انتظامی توقع داشت که انجام‌وظیفه نکند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات