اکنون 3 سال از جنگ پردامنه نظامی سیاسی آمریکا علیه گروه صدریون میگذرد و هنوز این سؤال باقی است که ریشه خصومت آمریکاییها نسبت به این جریان شیعه چیست؟
نزاع 3 ساله آمریکاییها با صدریون فراز و فرود بسیاری داشته است. در تحلیل این معادله کشمکش دو واقعیت روشن وجود دارد؛ آنچه به طرف آمریکایی این نزاع مربوط میشود این است که دولت بوش از روز ورود به صحنه عراق، سیاست سرکوب صدریون را در آستین داشته است. این واقعیت را 3 سال پیش، پل برمر حاکم آمریکایی عراق بر زبان آورد و گفت که آمریکا فعالیتهای مقتدی صدر را تحمل نخواهد کرد.
اما آنچه به گروه صدر برمیگردد این است که سرکوبهای گسترده سال 2004م در دو شهر مقدس نجف و کوفه موجب تحریک احساسات جوانان شیعه شد و همین رشته از خشونتهای آمریکایی در نقاط شیعهنشین سبب شد که در ژوئن سال 2004م در شهر نجف، گروه شبه نظامی به نام «جیش المهدی» شکل بگیرد.
اما در بروز حوادث خشونتبار آن روز شهرهای مقدس گروه تحت امر مقتدا صدر نیز چندان بیتقصیر نبود. بویژه در فاصله زمانی سقوط صدام تا اشغال عراق این جریان به حرکتهایی غیرقابل توجیه دامن زد که آثاری سوء بر چهره شیعیان عراق برجای گذاشت.
به هر حال در شکلگیری این خصومت عمیق و این نوع روابط آشتیناپذیر، عوامل بسیاری مؤثر بوده است:
1– شاید مهمترین عامل در این راستا، ناکامی «سیاست جذب و همسوسازی صدریون» از سوی آمریکا بوده است. دیپلماتهای آمریکا در مقطعی تلاش گستردهای را برای جذب این جریان به کار بستند، اما نتیجه این تلاشها که اغلب پنهانی بود این شد که آنها صدریون را نیروی آشتیناپذیری نسبت به خود یافتند.
در واقع این برآورد، آمریکاها را به این باور رساند که صدریون دارای تضاد ایدئولوژیکی با نیروهای آمریکایی هستند. اتهامهایی که آمریکاییها پس از این به صدریون نسبت دادند از همین تضاد سرچشمه میگیرد. حاکمان وقت آمریکا گفتند که صدریون الگوی دیگری از حکومت را در ذهن دارند و حکومت کنونی زیر نفوذ آمریکا را نامشروع و شبیه حکومت غصب میدانند.
پل برمر همان ابتدای شکلگیری حکومت خود، این نکته را در قالب دیگری بیان کرد که صدریون در پی دولتی موازی و دلخواه خویش هستند. او به خبرنگاران گفت که این روحانی، تلاش میکند که اقتدار خود را بهجای قدرت قانونی مشروع بنشاند.
2– از برداشتها و ذهنیتهای خصومتآور که بگذریم، مشکل ملموس آمریکاییها با صدریون از مجالس مذهبی ـ سیاسی آنان آغاز شد، به عبارت دقیقتر از خطبهها و سخنرانیهایی که در این مجالس رهبران گروه صدر، بویژه مقتدی ایراد میکرد.
برداشت آمریکاییها این بود که این نطقها و سخنرانیها نقش اصلی را در تحریک احساسات ضدآمریکایی دارند، بر همین اساس رسانههای غرب از مقتدی صدر، تصویر فردی را ارائه کردند که با ایراد موعظههای آتشین، مردم را به پیاده کردن شریعت اسلامی و تقویت غرور ملی ترغیب میکند.
در میان موضعگیریهای صدریون و مقتدی، آمریکاییها بیش از همه نسبت به این بخش از اظهارات حساسیت نشان دادند که آنها مقاومت در برابر ورود آمریکا به شهرهای مقدس را «انتفاضه» خوانده و این مبارزات را همطراز مقاومت فلسطینیان بر ضد اشغال اسرائیلیان نشان میدادند.
3– گروه مقتدا صدر از ابتدا سیاستی ناسازگار با دولت مرکزی و حکومت مستقر بغداد در پیش گرفت. تکروی این جریان در عرصه سیاست از یکسو و روی آوردن به اقدامهای تحریکآمیز علیه نیروهای خارجی از طرف دیگر دستاویزی شد برای طرفهای آمریکایی تا به انزوا و حذف این جریان بیشتر همت گمارند.
4– در عمیقتر شدن تضاد صدریون نسبت به آمریکاییها، همانا وقایع بهار و تابستان 2004م نقش بهسزایی داشته است؛ یعنی زمانی که آمریکاییها سنگبنای عملیات سرکوب برضد صدریون را پایه نهادند. در جریان این حادثه، آمریکاییها به یک قشونکشی به مقدسترین شهرها دست زدند؛ این حادثه افزون بر تلفات زیاد در نگاه جوانان شیعه نوعی شکستن حریم امن این عتبات عالیات بود. در کشاکش این هجوم، آمریکاییها به تسویه حسابی سیاسی هم با مقتدی دست زدند آنها پرونده اتهامی برضد شخص مقتدی ساختند که موجب رنجش شدید هواداران او شد.
نیروهای آمریکایی در این راستا به اتهام قتل مجید خویی، حکم بازداشت وی را صادر کردند و سپس برای بیرون راندن نیروهای او از نجف، درگیر جنگ شدند. در هر حال صدریون هنوز از این لشکرکشی آمریکا به عنوان جرمی غیرقابل گذشت یاد میکنند. افزون بر تلفات فراوانی که نظامیان آمریکا به نیروهای وابسته به صدر وارد کردند، در تصمیمی که برای صدریون یک شوک بزرگ بود، اقدام به اخراج و در واقع تبعید نیروهای المهدی از شهرهای مقدس کردند.
جنگهای خونین آن روز آمریکاییها به دلیل موقعیت حساس نجف و شرایط رقتبار شیعیان، سرانجام با پادرمیانی مراجع بویژه آیتاللهالعظمی سیستانی که تلاش داشتند جوامع شیعی مستقر در عتبات مقدسه را از درگیریهای نظامی دور نگه دارند، پایان یافت؛ اما زخم آن حادثه هنوز پابرجاست.
حادثه دیگری که در این میان صدریون را به جبهه معارضه با آمریکا سوق داد، بستن تنها تریبون این جریان بود؛ مقتدی صدر یک هفتهنامه موسوم به «الحوزه» منتشر میکرد؛ اما به دستور آمریکاییها، مقامهای دولت ائتلافی عراق در روز 28 مارس 2004م با متهمکردن این نشریه به تحریک خشونت برضد آمریکاییها آن را برای 60 روز توقیف کردند.
پس از حوادث سرکوب و خشونت 2004 نجف، هر چند صدریون برای پیوستن به روند سیاسی در عراق از خود علاقه نشان دادند و با شرکت در انتخابات پارلمانی عراق و به دست آوردن 30 کرسی، بخشی از دولت ائتلافی عراق شدند، اما هیچگاه از فعالیتهای نظامی و تکرار درخواست خروج ارتش آمریکا از عراق دست برنداشتند.
5– چهارمین رکن دشمنی از زمانی نقش بست که جنگ داخلی عراق روی در نزاع طایفهای نهاد و زمزمه شکست آمریکاییها از هر سو به گوش رسید. در این مرحله است که آمریکاییها در قالب یک سیاست فرافکنی گناه شکست خویش را میان گروهها و طوایف عراق توزیع کردند که سهمی شایان از آن به صدریون رسید. واشنگتن پس از این فصلی جدید در دشمنی با صدریون باز کرد که گروه صدر را به لیست عوامل نزاع فرقهای وارد کرد.
این تصمیم در واقع پل امید کسانی را که به دنبال روزنه تفاهم در میان این دو جبهه بودند بر باد داد. این بخش از نزاع موجب شد که آمریکاییها پس از نجف دومین سناریوی خونین سرکوب صدریون را اینبار در محلههای دیوانیه، الشعله و الصدر دنبال کنند. اوج این سرکوب از زمانی که شورشیان سلفی، حرم دو امام شیعه را در سامرا بمبگذاری و تخریب کردند آغاز شد که در آن آمریکاییها، برخی از گروههای شبهنظامی شیعه را به شرکت در جنگ فرقهای متهم کردند.
در این مرحله از جنگ، آمریکاییها به بازداشت سران صدر و تعقیب نیروهای آن دست زدند اما آنچه هواداران صدر را به خشم آورد جنگ روانی و حیثیتی آمریکاییها برضد رهبر این جریان بود، به نحوی که زشتترین اتهامهایی که برای وهابیان و سلفیان بهکار میبرند را به صدریون نسبت دادند.
از این دست بود، اظهارات سخنگویان ارتش آمریکا و ائتلاف بینالمللی مستقر در عراق که ربودن، شکنجه و قتل فعالان فرقه رقیب شیعه را در بغداد به گروه صدر نسبت میدهند. باز در همین راستا آنها صدریون را به کارشکنی در برابر طرح آشتی و مصالحه ملی متهم کرده و این گروه را از معارضان طرح امنیتی بغداد خواندند.
سازمان صدریون
پایگاه قدرت صدریون ابتدا در نجف مستقر بود که پس از حمله آمریکاییها به بغداد و محله تاریخی صدریه منتقل شد، محله شیعهنشین بغداد که آن زمان «صدامشهر» نام داشت اکنون به «شهرک صدر» تغییر نام یافته است. در برههای برخی از منابع آمریکایی، آیتالله حائری را متهم کردهاند که منابع مالی مقتدا صدر را او تأمین میکند. ولی دفتر آیتالله حائری چنین ارتباطی را تکذیب و تأکید کرد که مقتدا صدر مستقل عمل میکند.
آیتالله حائری از دوستان نزدیک آیتالله محمدصادق صدر، پدر مقتدا صدر بود که در زمان رژیم صدام حسین کشته شد. گروه صدر قدرتیابی خود را ناشی از گسترش موج احساسات ضدآمریکایی میداند.
بدنه انسانی آن را جوانان تشکیل میدهند که به عنوان بازوی مقاومت به تشکیلات صدر میپیوندند. مقتدا صدر به عنوان جوانترین فرزند محمدصادق صدر، روحانی ارشد عراقی است که در سال 1999 به دست عوامل دولت عراق کشته شد، تا پیش از حمله نظامی تحت فرماندهی آمریکا در ماه مارس 2003 به عراق، چهرهای ناشناخته بود. در بین هواداران خود از محبوبیت تاریخی و خاندانی برخوردار است و پیروان او در شهرهای شیعهنشین عراق پراکندهاند. فروپاشی نظام بعث عراق، پایگاه قدرت این جریان را که شامل شبکهای از مؤسسات خیریه شیعه که به دست پدرش بنیان گذاشته بود را عیان کرد. در نخستین هفتههای حمله نیروهای خارجی به عراق، پیروان مقتدا صدر به گشتزنی در محلههای فقیرنشین حومه بغداد و توزیع آذوقه میان مردم پرداختند.
آمریکا و گروههای همسوی آن هنوز از توان سیاسی نظامی صدریها وحشت دارند. با وجود عمر اندک این گروه، آنها طیف وسیعی از نیروهای جوان را به تشکیلات خود وارد کردهاند.
گفته میشود تشکیلات نظامی صدریون با نام جیش المهدی حدود 60 هزار عضو دارد و در گذشته، در مواردی با نیروهای آمریکایی درگیر شده است. در برآورد توان تشکیلات صدر نگاهها اغلب به قدرت سازمانی و توان جذب آن است، که این بخش از توان خود را در سالگرد اشغال عراق به نمایش گذاشت.
دو هفته پیش در چهارمین سالگرد سقوط صدام حسین، طرفداران خود را به برپایی تظاهرات در شهرهای نجف و کوفه به منظور درخواست برای تعیین جدول زمانی برای عقبنشینی ارتش آمریکا در عراق فراخواند در پی فراخوان صدر، دهها هزار نفر در نجف و کوفه گردهم آمدند. صدریون اکنون حدود 30 نماینده در مجلس 275 نفری عراق دارد.
با این همه، صدریون در جایگاه یک تشکل سیاسی هنوز از مشکل تکروی و ضعف منطق و عقلانیت رنج میبرند. ضعف بینش سیاسی موجب شده این گروه در کوران کشمکشهای عراق به برخی رفتارهای نادرست دست بزند. رفتارهایی که برای دولت و جامعه شیعه عراق تبعاتی سنگین داشته است. مصادیق این تندروی در رودررویی این گروه با طوایف و مذاهب دیگر و نیز در تعامل با دولت عراق پیداست. بر همین اساس است که مراجع و بزرگان دینی عراق، صدریون را تشکلی میبینند که رفتار و منش آن نیازمند اصلاح و تجدیدنظر با معیارهای اسلامی است.
برخورد چند مرحلهای
آمریکاییها، روشهای بسیاری را برای سرکوب و انزوای صدریون آزمودهاند، اما هنوز پس از سه سال با این مسأله روبرو هستند که چگونه آنها را مهار کنند.
سران ارتش آمریکا چند بار اعتراف کردند که طرح آنان برای از میان بردن این جریان به نتیجه نینجامیده است آخرین رویارویی آنها در دیوانیه بود که در آن ارتش آمریکا چند تن از رهبران ارتش مهدی را بازداشت کرد، اما به اقرار مرکز فرماندهی آمریکا تاکتیکی که رهبری این گروه به کار بست، بسیاری از فرماندهان آن از حملات ارتش آمریکا در امان ماندند.
سیاست آمریکاییها برضد صدریون دو مرحله مشخص داشته است: بخشی که خود ارتش آمریکا آن را در قالب طرحی بهنام مهار شبهنظامیان به کار میبرد و بخش دیگری که آمریکا میکوشد به دست خود عراقیها این جریان عراقی را حذف کند. البته دولت عراق هر چند در پی اعلام سیاست جدید ایالات متحده، وعده داده است که با جدیت ویژه برضد گروههای شبهنظامی، وارد عمل شود. اما در این باب با محذورها و ملاحظات جدی دست به گریبان است.
نخستوزیر عراق از لحاظ سیاسی به حمایت جریان صدر که دارای 30 کرسی در پارلمان است، نیاز دارد و برخی از اعضای حزب او ترجیح میدهند مقتدا صدر را در داخل خیمه سیاسی دولت نگاه دارند و از رنجاندن او پرهیز کنند.
شاید مهمترین مورد همراهی نیروهای مالکی با این سیاست آمریکا، ماجرای روز 19 ژانویه بود که ابتدا شیخ عبدالهادی الدراجی، مدیر ارتباطات رسانهای صدر و از فرماندهان ارشد سپاه مهدی را بازداشت کردند، چند روز بعد حدود 600 نفر مسلح و 16 تن از رهبران سپاه مهدی در بغداد بازداشت شدند و سرانجام در ادامه این عملیات در هفته دوم ماه فوریه حکیم الزاملی معاون وزارت بهداری عراق را بازداشت کردند؛ فردی که از اعضای ارشد حزب سیاسی وابسته به مقتدا صدر است.
آمریکاییها در ایام ریاست ایاد علاوی بیشترین تلاش را برای سرکوب صدریون کردند و امیدوار بودند که دولت علاوی به این جریان خاتمه دهد، اما چنین نشد. اکنون آنها در دوره مالکی از تاکتیک دوبعدی استفاده میکنند که یک وجه این تاکتیک اعمال فشار بر دولت عراق که شیعیان در آن اکثریت دارند است. به این صورت که آنها مالکی را متهم میکنند که صدریون را در طرح امنیتی و درگیری آنها با نیروهای ائتلاف بینالمللی نادیده میگیرد. جنبه دیگر این تاکتیک آن است که آمریکاییها شماری از احزاب عمده سیاسی و رقیبان مقتدا صدر را ترغیب کردهاند تا ائتلاف تازهای با هدف تضعیف و به حاشیه راندن وی تشکیل دهند. این حرکت گروههای رقیب صدریون با پشتوانه عظیمی از تبلیغات دولتهای عربی ضدشیعه همراه است که با کمک تریبونهای پرنفوذ خود چون الجزیره و العربیه همواره صدریون را در شمار عوامل ترور قرار میدهند و حتی جنایات فرقههای سلفیان را هم به آنان نسبت میدهند.