تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۹  ، 
کد خبر : ۲۷۵۱۳
بایدها و نبایدهای مذاکره از دید تحلیلگران؛

ضرورت تعیین شرایط مذاکره از سوی ایران


با توجه به سوابق گذشته بحث مذاکره با آمریکا همچنان مورد بحث و ارزیابی کارشناسان و سیاستمداران کشور قرار دارد در همین رابطه گفت‌و‌گو و مذاکره نیاز آمریکاست نه ایران، بنابراین تهران باید موضعی مسلط و قوی داشته و شرایطی را برای مذاکره تعیین کند.

به گزارش فارس، سعداله زارعی کارشناس مسایل خاورمیانه در خصوص علل درخواست آمریکا برای مذاکره با ایران جهت رفع مشکلات عراق، اظهار داشت: اصل حوادث عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان، ما را متوجه می‌کند که آمریکا طی 3 تا 4 سال گذشته با بن‌بست‌های بزرگی موجه شده‌ است، اما تلاش داشت مانند همیشه با هژمونی نظامی و با استفاده از نیروهایی که در این کشورها به طور سنتی آمریکا را کمک می‌کنند، مشکلات خود را حل کند.

زارعی با بیان این که تجربه ثابت کرد که هژمونی و سیطره‌ نظامی و منطقه‌ای کمکی به حل مشکلات آمریکا نمی‌‌کند، تصریح کرد: ماهیت این مشکلات آمریکا به گونه‌ای است که به گروه‌ها و جریاناتی بر‌می‌گردد که هیچ اهمیتی به هژمونی آمریکا نمی‌دهند و آن را قابل شکست‌پذیری می‌دانند. وی ادامه داد: از سوی دیگر این جریانات با نیروهایی که مرتبط با آمریکا هستند، هیچ نسبت و پیوندی برقرار نمی‌کنند و در نتیجه آمریکایی‌ها تلاش کردند که به این طریق بر مشکلات فایق بیایند، ولی عملا نتوانستند راهکاری بجویند.

این کارشناس مسایل خاورمیانه افزود: آمریکایی‌ها بر این اساس وقتی متوجه شدند که چاره‌ای جز تجربه راه‌های جدید ندارند، به سراغ ایران آمدند و از ایران خواستند به گونه‌ای به حل مشکل کمک کند. زارعی خاطرنشان کرد: آمریکایی‌ها طی دو تا سه سال گذشته چندین نامه رسمی به مقامات ایران نوشتند و چند بار با اظهارات رسانه‌ای خواستار مذاکره با ایران شدند و در حاشیه اجلاس شرم‌الشیخ نیز تلاش زیادی کردند که گفت‌و‌گویی بین متکی و وزیر خارجه آمریکا صورت گیرد که محقق نشد. وی تاکید کرد: گفت‌و‌گو نیاز ‌آمریکاست و نه ایران و دیپلمات‌های ایران باید بدانند که اگر گفت‌و‌گو نیاز ما بود، هیچ‌گاه آمریکا به آن تن نمی‌داد؛ بنابراین موضع ما باید کاملاً مسلط و قوی باشد و بر این اساس نیز باید شرایطی را برای مذاکره تعیین کنیم.

زارعی با تاکید بر این که باید گفت‌و‌گو بر مبنا و محور حل مشکلات مردم عراق پیش برود، اظهار داشت: البته منظور بیشتر مشکلاتی است که به اشغال عراق باز‌می‌گردد. مثلاً محدودیتی که بر سر راه ‌ایجاد دستگاه‌های امنیتی توسط دولت نوری ‌مالکی است؛ چرا که آمریکایی‌ها مانع شدند دولت نوری‌ مالکی تلاش موفقی در این زمینه داشته باشد که این امر بایستی از مباحث مورد مذاکره باشد.

وی بیان داشت: اقتدار دولت عراق نیز باید از جمله مسایل مطرح در مذاکره گنجانده شود؛ البته می‌توان با بررسی مشکلات دولت عراق لیست کاملی را در این راستا مشخص کرد.

این کارشناس مسایل خاورمیانه خطاب به دولت و دیپلمات‌های ایران گفت: آمریکایی‌ها طرف قابل اعتمادی برای گفت‌و‌گو نیستند و اگرچه بارها برای خروج از بحران عراق از ایران درخواست کمک کردند، به محض پاسخ مثبت ایران، شروع به تفسیرهای خاص نمودند، مبتنی بر اینکه گویا ایران خواستار گفت‌وگو است و برای مذاکره تمایل دارد؛ پس الان نوبت آمریکاست که فشار بیاورد و امتیاز را بگیرد. زارعی ادامه داد: آمریکایی‌ها به دنبال این هستند که فضایی ایجاد کنند که در عین رفع مشکلات، از به رسمیت شناختن حقوق منافع منطقه‌ای ایران اجتناب کنند، لذا به محض واکنش منفی از سوی آمریکایی‌ها باید پاسخ قاطع به آن بدهیم تا اجازه ندهیم یاوه‌‌گویی‌های آنان درباره مذاکره با ایران مطرح شود.

مدیریت هوشمندانه مذاکره

در همین حال رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست ‌جمهوری تصریح کرد: قدرت، قوت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در ابعاد منطقه‌ای و فراتر از آن به گونه‌ای است که دیپلمات‌های ما در جریان مذاکره با آمریکا درباره عراق با صلابت بتوانند انتظارات خویش را مطرح کنند و بنابراین قطعاً «مدیریت مذاکرات» برای موفقیت آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد.

علیرضا ذاکراصفهانی در خصوص مذاکره با آمریکا درباره عراق اظهار داشت: دو دیدگاه متفاوت از سوی محافل سیاسی، احزاب، گروه‌ها و دست‌اندرکاران دیپلماسی ایران وجود دارد که یک دیدگاه به مذاکره می‌اندیشد و طرف مقابل آن را رد می‌کند. البته به این معنا نیست که به طور کل از هر مذاکره‌ای دفاع شود و یا آن را مورد تردید قرار دهند.

رئس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌ جمهوری، فروپاشی ساختار کنونی و دامنه ناآرامی‌های عراق را بر امنیت ایران تاثیرگذار دانست و گفت: این امر علاوه بر سیل آوارگان عراقی به سوی ایران، در عراق درگیر یک رقابت پیچیده با عربستان سعودی، ترکیه، اردن، سوریه و احتمالاً قدرت‌های فرامنطقه‌ای خواهیم شد. پس ایران و آمریکا در تثبیت وضع کنونی ساختار سیاسی نفع یکسانی دارند و ایران باید در تثبیت چنین شرایطی کوشا باشد.

ذاکر افزود: در صورتی که تهران با واشنگتن در تحکیم وضع کنونی وارد مذاکره و تعامل نشود، احتمالاً آمریکا به همراهی کشورهای عرب منطقه برای ورود اعراب سنی به ساختار کنونی عراق، وارد تعامل خواهد شد و شیعیان را به منظور تغییر شرایط، تحت فشار قرار خواهد داد. چنانچه در طول چند ماه گذشته، شیعیان به شدت تحت فشار آمریکا و اعراب منطقه جهت تجدیدنظر در قانون ‌اساسی و ساختار سیاسی کشور هستند. وی دومین دلیل طیف طرفدار مذاکره را مربوط به تنش فی‌مابین ایران و غرب به ویژه ایالات متحده بر سر پرونده هسته‌ای ایران یاد کرد و اظهار داشت: در طول یکی دو سال گذشته، روابط ایران و ایالات متحده به تنش بی‌سابقه‌ای رسیده است. این تنش تا آنجا پیش رفت که بسیاری احتمال حمله نظامی به ایران را پیش‌بینی می‌کردند. ایالات متحده در حال حاضر هم بیان کرده که گزینه‌ نظامی هنوز از دستور کار این کشور خارج نشده است؛ بنابراین دست‌کم آن که گفت‌وگو در مورد عراق می‌تواند دامنه و میزان چنین تنش‌هایی را کاهش دهد.

وی تصریح کرد: البته طرفداران مذاکره از طرفی به نحوه مذاکره هم اشاره می‌کنند و آن اینکه مذاکرات و توافقات بین دو کشور باید هم رسمی و هم آشکار باشد. به ‌این ‌معنا که ما نباید موضوع و محورهای کلی توافقات را از مجاری غیررسمی و پنهان دنبال کنیم. آشکار شدن چنین اموری به افکار عمومی جهان، اعراب و به ویژه مردم عراق نشان خواهد داد که ایران نقش سازنده، فعال و مثبتی در عراق دارد و از این طریق در جامعه جهانی به عنوان عضوی مسئول عمل خواهد کرد. متاسفانه ما در مورد افغانستان همکاری‌های غیرآشکاری با واشنگتن داشتیم و این امر موجب از دست رفتن برخی از منافع ما در این کشور شد. گذشته از آن متهم به «محور شرارت» شدیم و‌ در حال حاضر متهم به حمایت از طالبان و القاعده نیز هستیم!

ذاکر با اشاره به این که طیف مذکور معتقد به ارتباطات گسترده‌تری با سایر واحدهای سیاسی از جمله کشورهای منطقه‌ای می‌باشند، خاطرنشان کرد: آنها چنین نظر می‌دهند که ایران علاوه بر مذاکره با آمریکا باید دیپلماسی خود را در منطقه فعال کند.

وی در ادامه سخنان خود به مباحث مطروحه از سوی طیف مخالف مذاکره اشاره کرد و گفت: طرف دیگر ما را از مذاکره پرهیز می‌دهد و هرگونه مذاکره را رد می‌نماید. در واقع کلیت مذاکره را در راستای منافع ملی ما نمی‌داند. نه تنها مذاکره پیرامون مساله عراق، بلکه هر نوع مذاکره‌ای را ولو در خصوص تامین امنیت عراق باشد؛ چرا که نظرش ناظر به مسائل کلی‌تـری است. این به آن معنا نیست که ایران اسلامی بدنبال تامین امنیت عراق و جلوگیری از هرج و مرج و بی‌ثباتی در عراق نمی‌باشد، بلکه بنا به دلایل عدیده‌ای مذاکره را راه‌حلی برای کسب ثبات و امنیت در عراق نمی‌داند و معتقد است برای رسیدن به امنیت در این کشور باید از راه‌های دیگری از جمله خروج آمریکایی‌ها از آن کشور و حتی منطقه وارد شد.

رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌ جمهوری افزود: این طیف معتقد است در فرآیند مذاکره، آمریکا اهداف دیگری را تعقیب می‌کند و فی‌الواقع در خصوص منافع مردم و دولت عراق، آمریکا از صداقت لازم برخوردار نیست و هدف مذاکره از سوی ایالات متحده بیشتر حفظ موجودیت خود آمریکاست و بیش از‌‌ آن که آمریکایی‌ها بدنبال حفظ منافع مردم عراق باشند، نگران وضع و حال خود می‌باشند.

ذاکراصفهانی اظهار داشت: طیف مخالف، عمده‌تـرین دلیل را آسیبی می‌دانند که از رهگذر مذاکره به نقش الگویی جمهوری اسلامی در رادیکالیسم منطقه‌ای وارد می‌شود. به‌ این ‌صورت که با پذیرش اصل مذاکره خدشه‌ای بر عقبه ایدئولوژیک انقلاب اسلامی وارد می‌شود و بدین صورت آمریکایی‌ها القا می‌کنند که جمهوری اسلامی از آرمانگرایی خود دست برداشته و بعد از گذشت 28 سال از انقلاب اسلامی به مذاکره با آمریکا تن داده است و در تعقیب این توهم، جنبش‌های اسلامی و رادیکالیزم منطقه‌ای، منزوی گردیده و پتانسیل‌های لازم برای ادامه مشی انقلابی و ضداستکباری خود را از دست خواهند داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات