صالح سرخیل
همانطور که پیشبینی میشد بحران میان دو کشور روسیه و آمریکا بر سر موضوع استقرار سامانه دفاع موشکی آمریکا وارد مراحل حساستری شد. بطوریکه ولادیمیر پوتین (رئیسجمهور روسیه) در واکنش به تحرکات غرب "پیمان سلاحهای متعارف در اروپا" را به حال تعلیق در آورد. پیشتر پوتین تهدید کرده بود که در صورتی که اعضای ناتو قرارداد تکمیلی این پیمان را امضا نکنند، روسیه نیز واکنش عملی نشان خواهد داد.
بررسی روابط سیاسی و تعاملات روسیه با آمریکا در سالهای اخیر حکایت از تنشهای فروانی [فراوانی] میان این دو قدرت بزرگ بینالمللی میکند. آنچه که همواره در مسیر پر افت و خیز مناسبات سیاسی روسیه و آمریکا روند صعودی خود را حفظ کرده مربوط به افزایش جو بدبینی در میان زمامداران دو کشور است. بگونهای که اکثر موضعگیری دستگاه سیاست خارجی این کشورها از چشمانداز مسائل امنیتی قابل شناسایی است.
در همین راستا باید اشاره کرد که فضای ضدآمریکایی در میان نخبگان روسیه بیش از هر زمان دیگری تقویت شده است و اندیشه قالب سیاست خارجی این کشور در گفتمان امنیتی تعریف میشود و میتوان گفت روابط مسکو واشنگتن پس از پایان دوره جنگ سرد هیچگاه تا این حد پرتنش نبوده است.
برخی از جدیدترین مسائلی که آتش زیر خاکستر در روابط دو کشور را برافروخته است را میتوان در برنامههایی نظیر طرح سپر دفاع ضدموشکی آمریکا، ادامه گسترش ناتو در شرق اروپا، اختلافات در بحث انرژی هستهای ایران، تلاش برای تشکیل حکومتهای طرفدار غرب در کشورهای همسایه مسکو و... را میتوان نام برد که به تشدید تشنجها افزوده است.
در همین زمینه هرچند که دولت آمریکا تلاش زیادی میکند تا هدف از استقرار "سپر دفاع ضدموشکی" در شرق اروپا را در چارچوب یک جنگ روانی، دفاع از کشورهای اروپایی در برابر حمله احتمالی موشکی کشورهایی مانند ایران و کره شمالی کنند، اما همچنان زمامداران روسی این قبیل اقدامات دولت نومحافظهکار آمریکا را تهدیدکننده امنیت ملی و منافع خود قلمداد نمودهاند و آشکارا مخالفت خود را با راهبردهای کاخ سفید اعلام میدارند.
مسئولان کاخ کرملین به اشکال مختلف تهدید کردهاند که اگر بوش طرح خود را برای استقرار سپر دفاع موشکی در لهستان و جمهوری چک را پیش ببرد، روسیه موشکهای خود را مجددا همانند دوران جنگ سرد به سوی اروپا هدفگیری خواهد کرد.
حساسیت مساله به حدی است که فرمانده ستاد مشترک ارتش روسیه حتی پا را از این نیز فراتر گذاشته و اعلام کرده است که استقرار سپر موشکی در شرق اروپا، این قاره را با بیثباتی مواجه خواهد کرد.
در همین راستا پوتین در خلال گفتوگو با برخی از سران کشورهای اروپایی اعلام کرده است که استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپا به آسیبپذیر کردن این قاره کمک میکند و در حقیقت هشدار داده که واشنگتن رقابت تسلیحاتی جدیدی را شروع کرده است.
خلاصه اینکه هماکنون چرخهای از بیاعتمادی میان روسیه و غرب قوت گرفته است و برخی از تحلیلگران معتقدند احساس مشترکی که در روسیه وجود دارد حاکی از این است که آمریکا بعد از فروپاشی شوروی از توافقنامههای خود برای کنار گذاشتن سیاست جنگ سرد سرپیچی کرده و به تعهدات خود عمل نکرده است و به نوعی جنگ سرد در میان راهبران دو کشور بهویژه در این دوره حاکم است.
آنچه که در این میان موضوعات را پیچیده میکند این است که سران دو کشور هر دو با شرایط به شدت متفاوتی در داخل و خارج کشورشان مواجه هستند.
در حالی که جرج بوش بدلیل اشتباهات مکرر در سیاست خارجی بخصوص بحران در خاورمیانه در خصوص مسائلی مانند ادامه اشغال عراق، خصومت علیه جمهوری اسلامی ایران و یا حمایتهای یکجانبه از رژیم اشغالگر قدس به یک چهره منفور بینالمللی و داخلی تبدیل شده است و تلاش میکند تا در 19 ماه پایانی دوره تصدی خود چهره نومحافظهکاران را بازسازی کند، اما ولادیمیر پوتین که دوره دوم ریاست جمهوریاش در اسفندماه امسال پایان مییابد توانسته قدرت روسیه را که در نتیجه اضمحلال شوروی ضعیف شده بود، احیا کند.
به هر تقدیر بررسی مناسبات بینالمللی قدرتهای بزرگ، حکایت از افزایش بینظمی، آشفتگی و تضادها در سطح بینالمللی مینماید که در آن هر کدام بدون در نظر گرفتن مصالح بینالمللی در جهت منافع خود گام برمیدارد و امکان شروع یک رقابت تسلیحاتی جدید در ابعاد وسیع را میسر میسازد. هرچند که نباید فراموش کرد که تغییر ساختار بینالمللی و درهم آمیختگی شدید اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی بگونهای است که شکلگیری جنگ سرد با معیارهای سابق دور از انتظار به نظر میرسد.