* چرا در مجلس ششم از جریان اکثریت یعنی مشارکتیها انتقاد کردید در حالی که خود وابسته به آن طیف بودید؟
** به اعتقاد من مجلس باید همیشه نقش نظارتی خود را به خوبی ایفا کند. این که انتظار داشته باشیم مجلس حامی دولتی باشد که منتسب به آن است، بیانصافی است. مجلس باید روحیه انتقادی و نظارتی خود را حفظ کند. این برداشت که مجلس حامی یک دولت باید دائماً از آن تعریف و تمجید کند، اشتباه است.
آنزمان طیفی در مجلس ششم وجود داشت که سریعتر از اصول اصلاحات که محور آن خاتمی بود حرکت میکرد. اصلاحات امری تدریجی بود که طیفی از اصلاحطلبان به این امر اعتقادی نداشتند و از این رو با اصرار بر خواستههای خود منجر به ایجاد تفکر ساختارشکنی شدند.
این طیف کمکم از مساجد فاصله گرفت و دغدغههای مذهبی مردم را فراموش کرد و حتی در مورد آنها این نگرانی به وجود آمد که آنها از قانون اساسی هم عبور خواهند کرد که البته این پیشبینی درست از آب درنیامد و معلوم شد این جریان تا حدودی هم به بزرگنمایی در امور خود پرداخته است.
* اقلیت مجلس هفتم در سالهای اول فعالیت خود بسیار منفعلانه عمل کردند و عملاً تحرک خاصی از آنها مشاهده نشد اما پس از گذشت سه سال این روزها نطقهای جنجالی میکنند، تذکرات پیاپی به دولتیها میدهند، استیضاح و تحقیق و تفحص راه میاندازند و... علت این فعال شدن یکباره چیست؟
** در سالهای اول فضای سنگینی در مجلس حاکم بود که اجازه فعالیت به ما داده نمیشد و البته این طبیعت تغییر ترکیب مجلس است. زمانی که اصلاحطلبان هم 7 سال پیش مجلس ششم را در اختیار گرفتند، انتظار تحولات فراوانی را داشتند و دقیقاً من 3 سال پیش حرفهایی را از زبان باهنر شنیدم که 4 سال قبل از آن از زبان بهزاد نبوی شنیده بودم. با این فضا، سال اول حتی یک نطق انتقادی هم علیه طیف حاکم بر مجلس ایراد نشد. بعد از روی کار آمدن دولت نهم هم از ما خواستند که یک سال به دولت اجازه داده شود. ما هم تصمیم گرفتیم برای این که این ادعا مطرح نشود که اقلیت مجلس مانع حرکت اصولگرایان شده است، سعی کردیم فعالیتهای خود را به صورت جدی دنبال نکنیم تا این بهانه از آنان گرفته شود. همین امر هم باعث شد که حتی بزرگان جناح اصولگرا مانند ناطقنوری هم اذعان کنند که اقلیت، جریان منصفی بوده است. این امر یک مزیت دیگر هم داشت و باعث شد انتقادات توسط خود اصولگرایانی مانند احمد توکلی صورت پذیرد. البته باید تصریح کنم که ما 40 نفر اقلیتی که در مجلس بودیم چندان منسجم و تشکیلاتی هم عمل نکردیم.
* چه شد که تغییر رویه دادید؟
** ـ از عمر مجلس اصولگرا سه سال و عمر دولت اصولگرا هم دو سال گذشته است. ما انتظار نداشتیم مشکلات کشور در این مدت حل شود ولی کمکم احساس کردیم به کلی به مسایل بدیهی بیتوجهی میشود و دولت مدام فعالیتهای 16 سال گذشته را زیر سؤال میبرد. ما تا کی باید صبر میکردیم و چیزی نمیگفتیم. ضمن آن که این روند انتقاد از دولت که الان مسئلهساز شده توسط خود دولت نهم مباح شمرده شد.
* یعنی این فعال شدن شما تشکیلاتی و خطدهی شده از خارج مجلس نیست؟
** شاید تا حدودی تحتالشعاع انتخابات هم باشد اما بسیاری از اعضای فراکسیون اقلیت الان هم صرفاً به صورت محدود و در حد ضرورت فعالیت دارند. من به طور فردی نمیتوانم اثبات کنم که همه از بیرون خط میگیرند یا نه شاید چند نفری مشمول این قاعده شوند اما این طرز فکر نسبت به همه صادق نیست.
* مشکل اصلی شما با دولت و به طور کلی اصولگرایان چیست که احساس میکنید وظیفه دارید از آنها دائماً و به هر شکلی انتقاد کنید؟ آیا این امر به پایههای کشور لطمه نمیزند؟
** در ساختار سیاسی کشور هم در طیف اصولگرا و هم اصلاحطلب دیدگاههای افراطی وجود دارد که متأسفانه گاهی هم محوریت در اختیار آنها قرار میگیرد که ضعف اصلی را در این امر، نهادینه نبودن ساختار سیاسی و حزبی کشور میدانم که در آن منشور و مانیفست طیفهای مختلف شفاف نیست. این افراط و تفریطها برای هر دو جناح هزینه ایجاد کرده است و الان هم بیشتر این امر برای اصولگرایان که با شعارهای معیشتی و اقتصادی سر کار آمدهاند دردسرساز شده است. آنها فکر میکردند با تثبیت قیمتها و اصرار بر توسعه خشت و گلی، کشور ساخته و پیشرفته میشود اما حال خود آنها فهمیدهاند که اشتباه کرده و برای تعیین نرخ واقعی انرژی پیشگام شدهاند. ما احساس میکنیم کشور، بیش از این ظرفیت شعار دادن و برخورد حذفی با منتقدان را ندارد. تورمی که اصولگرایان در دوران قبل برای آن گریه میکردند، در دوران خودشان وضعیت خیلی بدتری پیدا کرده است.
متن کامل را در www.hamshahrionline.ir بخوانید.