تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۱  ، 
کد خبر : ۲۷۵۵۷

انتقال سلاح، فتنه‌انگیزی آمریکایی‌ها در لبنان


نویسنده: عبدالباری عطوان (سردبیر روزنامه القدس العربی)

مترجم: سیدمحسن ساری

دولت آمریکا برای انتقال اسلحه و تجهیزات نظامی پیشرفته به ارتش لبنان یک پل هوایی به وجود آورد. هواپیماهای غول‌پیکر۱۳۰ C در فرودگاه بیروت بر زمین می‌نشینند و بارهای خود را خالی می‌کنند و فورا به انبارهای ارتش روانه می‌شوند.

این اقدام آمریکایی‌ها دخالتی مستقیم و پرشتاب در بحران لبنان به معنای جدید و قدیم آن است و عملا آغاز یک فتنه است. این فتنه از اردوگاه نهرالبارد شروع شده و هدف آن است که به دیگر اردوگاه‌ها کشیده شود و شاید که با بهانه اجرای قطعنامه 1559 شورای امنیت پای حزب‌الله را نیز به میان بکشند تا اینکه مساله خلع سلاح این حزب به مساله اصلی تبدیل شود.

همه دولت‌ها می‌دانند که آمریکا فقط زمانی به جایی اسلحه سرازیر می‌کنند که هدف خاصی در ذهن داشته باشند زیرا آمریکایی‌ها تا مطمئن نشوند که این اسلحه و تجهیزات علیه اسراییل به کار گرفته نخواهد شد هرگز به نقطه‌ای ارسال نخواهند کرد. کشور مصر نیز زمانی که معاهده کمپ دیوید را امضا کرد به بقای اسراییل به صورت نهایی تن در داد توانست به سلاح پیشرفته آمریکا دست یابد.

زمانی که دولت آمریکا هشتاد میلیون دلار برای تسلیح و آموزش گارد محمود عباس هزینه می‌کند مطمئن است که این سلاح هرگز به روی اسراییل نشانه نخواهد رفت بلکه باید علیه نیروهای مقاومت و خصوصا علیه حماس به کار گرفته شود.

دولت آمریکا انبارهای خود را در اقدامی شتاب‌زده گشوده تا این که ارتش لبنان برای مقابله با فلسطینی‌ها وارد کارزار شوند و تحت شعار بازیابی حیثیت از دست رفته ارتش اردوگاه‌های فلسطینی با خاک یکسان شوند.

گروهی که تعداد آنها به دویست نفر نمی‌رسد آیا رواست که برای نابودی آنها دولت آمریکا پل هوایی به وجود آورد؟ آیا انجام چنین کاری در چنین شرایطی سوال‌برانگیز نیست؟

آنچه که واقعا شک‌برانگیز شده این است که وقتی از آقای فواد سینوره و بیشتر اعضای دولتش در مورد حمایت ارتش آمریکا از ارتش لبنان پرسشی مطرح شد آنها به کلی‌گویی پرداخت و درخواست کمک از ارتش آمریکا را نفی کردند.

ارتش لبنان تنها نهادی بود که حتی با وجود همه مسایل انحرافی و طائفه‌ای توانسته است که وحدت و یکپارچگی خود را حفظ کند و اکنون شاهد هستیم که مسایلی به وجود آمده که می‌خواهند این نهاد را نیز درگیر سازند.

نکته جالب توجه این است که عملیاتی مشکوک در حال انجام است و می‌خواهند که لبنانی‌ها علیه فلسطینی‌ها و اردوگاه‌هایشان بپاخیزند و فلسطینی‌ها علیه لبنانی‌ها و ارتش لبنان به پا خیزند و پس از آن در صورت موفق شدن این عملیات، مسیحیان علیه مسلمانان و مسلمانان علیه مسیحیان تحریک شوند.

ساختار ارتش لبنان نمایانگر موازنه طائفه‌ای کشور است زیرا یک سوم ارتش مسیحی یک سوم دیگر سنی و ثلث سوم آن شیعی است و و فرماندهی آن با مسیحیان است. هرگونه خلل در توازن ارتش می‌تواند نتایج فاجعه‌باری در پی داشته باشد و آمریکا به شدت درصدد اعمال فشار علیه ارتش است که این نهاد را متلاشی سازد و کاری را که در دهه هفتاد به هنگام جنگ داخلی نتوانست به انجام رساند اکنون آن را به سرانجام رساند.

قدرت ارتش لبنان در تسلیح و آموزش و تجهیزات نظامی آن نیست، قدرت ارتش در دور ماندن از درگیری‌هاست و این ارتش با فرماندهان با تدبیر خود توانسته از زمان ترور رفیق حریری خود را همچنان حفظ کند و از درگیری‌ها دور نگه دارد. به همین خاطر در دوره اخیر تلاش‌های بسیاری صورت پذیرفت که نیروی جدید به نام امنیت داخلی به شدت تقویت گردد و موازی ارتش قرار گیرد.

تصویر چهره ارتش لبنان به عنوان یک ارتش ملی به لرزه درآمد و دستش به خون بی‌گناهانی که در بمباران‌های اردوگاه نهرالبارد به خاک درغلتیدند، آلوده شد و بی‌شک اگر اهداف آمریکایی‌ها از وضعیت فعلی محقق نشود این ارتش ناچار خواهد شد که نه فقط در نهرالبارد که در 12 اردوگاه فلسطینی که مهم‌ترین آن اردوگاه عینی‌الحلوه در نزدیکی شهر صیدا است دست به کشتارهای جدیدی بزند.

هیچ‌کس نمی‌خواهد به هیبت ارتش لبنان خدشه وارد آورد ولی آنچه که مردود می‌باشد این است که کرامت ارتش به پیراهن عثمان تبدیل شود و ارتش به جنگی خونین علیه اردوگاه‌های فلسطینی، وارد شود. در این ماجرا بی‌شک این فلسطینی‌ها هستند که کشته خواهند شد زیرا آنها با وجود فتح‌الاسلام در اردوگاه نهرالبارد به قربانیانی بدل شده‌اند که در پدید آمدن آن هیچ نقشی نداشته‌اند و ناچارا باید بهایی بسیار سنگین بپردازند.

ورود ایالات متحده آمریکا به این جنگ با هدف قربانی ساختن فلسطینی‌ها و تسویه‌حساب با حزب‌الله لبنان به عنوان یک مقدمه جهت رویارویی بزرگ ایالات متحده آمریکا با ایران است.

بیشتر نیروهای سیاسی لبنان زمانی که در دادن اختیار به ارتش لبنان جهت اشغال اردوگاه‌ها که با هدف پاکسازی گروه فتح‌الاسلام صورت پذیرفت، شتاب کردند در دام آمریکا گرفتار آمدند. شاید بارزترین مثال در این میان اقدام شتاب‌زده ابوالعینین نماینده جنبش فتح در لبنان باشد. البته طولی نکشید که او متوجه اشتباه خود شد ولی دیگر کار از کار گذشته بود.

ما نمی‌دانیم که این فتنه چه موقع به پایان خواهد رسید ولی موردی که کاملا روشن است و همه از آن آگاهی داریم این است که اردوگاه نهرالبارد با بدترین انواع جنایت‌ها روبه‌رو است و باید همه مسوولان از فرماندهان ارتش گرفته تا خود شخص فواد سینوره که برای این کشتار پوششی ایجاد کرد مورد محاسبه قرار گیرند زیرا خون فلسطینی مباح نیست و بهای این جنایت را ساکنان اردوگاه‌ها نباید بپردازند زیرا آنها به ترور آقای حریری و نه به دادگاهی که قرار است تشکیل شود هیچ‌گونه دخلی ندارند. مطرح ساختن، ساکن کردن فلسطینی‌ها در لبنان دیگر کسی را نمی‌ترساند زیرا فلسطینی‌ها در سوریه و اردن و دیگر کشورها پنج برابر تعداد فلسطینی‌های ساکن در لبنان هستند. در آن کشورها کسی از سکونت اجباری آنها سخنی نمی‌گوید و آنها می‌توانند بیش از پنجاه حرفه را در آن کشورها به انجام رسانند و در ورودی اردوگاه‌هایشان اتومبیل‌ها مورد بازرسی قرار نمی‌گیرند و وجود یک کیسه سیمان و یا وسایل خانه‌سازی جرم محسوب نمی‌شود.

اگر قرار است بحران لبنان به صورت مسالمت‌آمیز حل شود، پرونده اردوگاه‌های فلسطینی در لبنان باید به شیوه‌ای انسانی مورد درمان قرار گیرد. اگر مساله اردوگاه نهرالبارد به شیوه‌ای مناسب حل‌وفصل نشود باید بگوییم که آتش آن هر لحظه بیشتر و بیشتر خواهد شد و چه بسا که همه جا را به آتش کشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات