سیدحامد میری
ژنرال مشرف رئیس جمهوری پاکستان طی کودتای 1999 میلادی قدرت را به دست گرفت و به مدت 8 سال است که حکومت میکند.
گرچه در این مدت دولت ژنرال مشرف با مخالفتهای زیادی از سوی گروهها، جریانات و احزاب مخالف عمدتا حزب مردم به رهبری بینظیر بوتو و حزب مسلم لیک به رهبری نواز شریف مواجه بود، ولی این چالشها و مخالفتها به خوبی از سوی وی مدیریت شده است.
ژنرال مشرف سیزدهمین رئیسجمهور پاکستان است که نظامی است و مقام فرماندهی نیروهای زمینی ارتش را در کنار ریاست جمهوری برای خود حفظ کرده است. فرماندهی نیروهای زمینی ارتش در پاکستان از اهمیتی ویژه برخوردار است و در واقع یک منصب راهبردی به حساب میآید. در طول 60 سال پس از استقلال پاکستان نیمی از روسای جمهوری 13گانه این کشور نظامی بودهاند و اغلب با کودتاهای خونین و گاهی بدون خونریزی و آرام قدرت را به دست آوردهاند. اما تفاوت بارز ژنرال مشرف با سایر ژنرالهای سلف در این نکته حیاتی نهفته است که وی بحرانها و چالشهای داخلی و خارجی را به نحواحسن مدیریت و هدایت کرده است.
به خصوص این ویژگی در عرصه اجتماعی و سامان دادن به اوضاع نه چندان مطلوب اقتصادی کشور پاکستان بیشتر خودنمایی میکند.
دولتهای قبلی نیز تلاشهای فراوانی کردند تا به اوضاع آشفته اقتصادی پاکستان، سر و سامانی ببخشند و به ویژه در 2 دوره نخستوزیری بینظیر بوتو و همچنین دو دوره نخستوزیری نواز شریف که دولتهای منتخب مردم و غیرکودتایی در پاکستان محسوب میشدند، اقبال چندانی برای فائق آمدن بر مشکلات اقتصادی نداشتند اما ژنرال مشرف با انتصاب شوکت عزیز به سمت نخستوزیری که یک کارشناس مسائل اقتصادی بانک میباشد به این مهم تا حدودی فائق آمد. وی در مقاطع مختلف با تدبیر و درایت تهدیدهای داخلی و خارجی را به فرصت تبدیل کرد. نمونه بارز آن جریان پرشتاب طالبان میباشد که تاکنون از سوی دولت پاکستان بهرهبرداریهای لازم و مطلوب چه در عرصه منطقهای و چه در روابط بینالمللی از جریان مذکور به نفع پاکستان شده است. مشرف پست ژنرالی خود را با چنگ و دندان حفظ کرده است و با تعامل و عقبنشینی گام به گام در مقابل مخالفان به نظر میرسد که وی نه تنها ژنرال نظامی به شمار میآید، بلکه تدابیر سیاسی را نیز مدنظر دارد.
مشرف در آستانه انتخابات پاکستان که تا 3 ماه دیگر یعنی قبل از پایان کار مجلس در آذرماه 86 برگزار خواهد شد، بحرانهای متعددی را پشتسر گذاشته و با بده بستانهای معمول در فرآیند سیاست به شکل دلخواه از آن عبور کرده است. در حقیقت وی با یک گام به عقب، دو گام به جلو گذاشته است. به عبارت دیگر با عقبنشینی تاکتیکی و ظاهری در برابر مخالفان خود در اصل با گامهای بلندتری برای رسیدن به مقصد اصلی که تصاحب دوباره قدرت در پاکستان است به جلو میتازد. در بحرانهای داخلی ناشی از برکناری افتخار محمد چوهدری رئیس دیوان عالی قضایی، مسجد لعل و احزاب مخالف گرچه در ظاهر به آنها امتیازاتی داد ولی در نهایت این ژنرال بود که از رقابتهای سیاسی در پاکستان پیروز بیرون آمد. چرا که رئیس دیوان عالی پاکستان را دوباره در مسوولیتش ابقا کرد، به طلاب مسجد لعل اجازه داد سر کلاسهای درسشان بازگردند و با بینظیر بوتو طی ملاقات در یکی از کاخهای پادشاه امارات در ابوظبی به توافق همهجانبه که مطمح نظر آمریکا و انگلیس است، دست یافت. با توجه به اینکه نواز شریف طبق قانون پاکستان برای 10 سال به کشور عربستان تبعید شده است و هنوز مدت 3 سال از سپری شدن زمان قانونی تبعید به قوت خود باقیست، نمیتواند در رقابتهای انتخاباتی شرکت کند، بنابراین ژنرال مشرف با ائتلاف و هماهنگی با بینظیر بوتو رهبر حزب مردم پاکستان (P.P.P) و هشدار برای اعضای پارلمان پاکستان که در این زمینه عکسالعمل از خود نشان ندهند، در واقع ابقای مجدد خود در حاکمیت آینده پاکستان را جستوجو میکند.