پس از 6 روز عملیات مشترک نظامی توسط تیپ 111 و نیروهای ویژه ارتش پاکستان، که گروهی کماندویی است و در دهه 80 میلادی توسط ایالات متحده آموزش داده شد ارتش هنوز هم قادر به مهار کامل مقاومتی که از سوی چند طلبه زن در مدرسه علوم دینی جمعیت حفظه، گروهی از علمای دینی در لعل مسجد که عبدالرشید قاضی، معاون این مدرسه علمیه رهبری آنان را برعهده دارد و چند شبهنظامی مرد وابسته به گروه افراطی لشکر جنگهوی ترتیب داده شده، نیست.
تا این مقطع شبهنظامیان لشکر جنگهوی عامل اصلی بروز بخش اصلی خشونتها از جمله قتل یک سرهنگ نیروهای ویژه بودهاند که رهبری عملیات این گروه را برعهده داشت. در حالی که ژنرال پرویز مشرف، رئیسجمهور پاکستان شخصا اعلام کرده جیش محمد، از دیگر گروههای افراطی پاکستان در خط مقدم مقاومتی قرار دارد که توسط اعضای این مدرسه علمیه و مسجد لعل سازماندهی شده است برخی اعضای کابینه شوکت عزیز، نخستوزیر ادعا دارند برخی عوامل مسلح جماعت الدعوه، شاخه سیاسی لشکر طیبه و حرکت جهاد اسلامی در بین شبهنظامیان هستند که در مسجد پناه گرفتهاند و در تبادل آتش با نیروهای دولتی مشارکت دارند.
با این همه منابع پلیس میگویند در حالی که مقاومت 20 عضو مسلح لشگر جنگهوی در داخل مسجد تأیید شده لیکن حضور شبهنظامیان وابسته به سایر گروههای شبهنظامی در بین کسانی که در مسجد لعل پناه گرفتهاند مستلزم بررسیهای بیشتر است. همه این گروهها از زیر شاخههای جبهه اسلامی بینالمللی اسامه بنلادن، رهبر فراری القاعده هستند که در سال 1998 ایجاد شده است.
نیروهای امنیتی توانستند روز جمعه پس از درگیریهایی اندک، مدرسه علوم دینی را پس از قلع و قمع گروهی از نوجوانان کمسن و سال تحت کنترل خود بگیرند چرا که این مدرسه با مسجد لعل فاصله دارد اما آنان برای سرکوب شبهنظامیان پناه گرفته در داخل مسجد به دلیل آن که اقامتگاهها و مدرسه بانوان در آنجا قرار دارد با مشکل مواجه بودند. یکی از فاکتورهای مثبت این عملیات این واقعیت بود که نیروهای عامل در این عملیات به دقت دستورات دولت را اجرا کردند و هیچ موردی از نافرمانی ـ به رغم آن که طلاب مدرسه علمیه اکثرا از مناطق قبایل کمربند پشتوننشین هستند که بدنه اصلی ارتش را تشکیل میدهد ـ وجود نداشته است.
نکته مهم دیگر این که به استثنای قتل سه تبعه چین در پیشاور که گمان میرود به نوعی با بحران مسجد لعل ارتباط داشته باشد هیچ مورد دیگری از ناآرامی مرتبط با این حادثه بروز نیافته است. این نگرانی که طلاب مدارس دینی، که حداقل 20 مورد از آنها فقط در اسلامآباد وجود دارد در حمایت از طلاب مدرسه لعل وارد ماجرا شوند نیز برطرف شد. دولت تنها در بخشهای اطراف مسجد لعل قوانین منع آمدوشد را برقرار کرد و تمامی پایتخت مشمول این قاعده نشد. این نشانی از اطمینان دولت و ارتش از عدم سرایت بحران به سایر مدارس دینی بوده است. ممکن بود در صورتی که نیروهای امنیتی که تا آخرین مراحل به رغم کشته شدن چند نظامی با شکیبایی اوضاع را تحت کنترل داشتند دست به خشونت شدید بزنند که به زیان دولت تمام شود. اگر مدرسان این مدرسه دینی که چندان در جامعه پاکستان محبوب نیستند یا شبهنظامیان در عملیات نظامی کشته شوند شرایط قابل کنترل خواهد بود اما چنانچه به طلاب زن آسیبی وارد میآمد، امکان داشت اوضاع به شکلی غیرقابل پیشبینی وخیم شود. تا این مقطع نیروهای مسلح پاکستان در کنار رئیسجمهور باقی مانده و به طور قاطع از او و تصمیماتاش حمایت به عمل آوردهاند. همین مسأله نشان میدهد افراطیگری در پاکستان سکهای با دو رو است که همیشه از حمایت عمومی برخوردار نمیشود.